نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| (فساد)نامه یی به اشرف غنی احمدزی |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط نون. فیض آبادی |
| چهارشنبه ، 10 تیر 1388 ، 14:19 |
|
از فابریکه خری تا فورمه فروشی! در پاسخ به فراخوان ستاد انتخاباتی شما مبنی بر جمع آوری اسناد فساد. اینک، چشم دید خویش، و نمونه کوچک- بسیار کوچک، ظاهراً بی اهمیت ولی جدیی از فساد اداری را در یکی از شعبات دولتی افغانستان، که خداوند هیچ مسلمان مجبوری را به آن جاها نبرد، مینگارم. دیگران احتمالاً از اختلاس های بزرگ، یا به اصلاح شتر دزدی ها روایت میکنند، اما بنده فقیر شما را با یک نوع فساد مایکروسکوپیک آشنا میسازم! دوستم که موفقانه از "شارت لیست" امتحان تقریری و تحریری عبور نموده بود، از مدیریت سوانح ریاست معارف شهر کابل مکتوبی عنوانی وزارت تحصیلات عالی دریافت داشت تا جهت تقرر به حیث معلم، فراغت اش از پوهنتون کابل تصدیق گردد. هر دو از لای پنجره یی داخل محوطه وزارت تحصیلات عالی گردیدیم. در یکی از شعبات، بعد از ملاحظه مکتوب برایمان گفته شد، حالا مدیر صاحب نیستند، فردا بیایید. بدون هیچ گونه اصراری- چون که واقعاً چوکی مدیر خالی بود- فردا ساعت هشت و چهل دوباره از همان راه پنجره داخل تعمیر و بعد شعبه مربوطه گردیدیم. مدیر آمده بود، با ملاحظه مکتوب، گفت ساعت دو بجه بیایید. این بار پرسان کردیم که چرا همین حالا مکتوب را امضا نمیکنند، یک دلیل های گفت که اگر سریال "هیچ لند" را دیده باشید، بهتر است دیگر چیزی نپرسید. دوی بعد ازچاشت، آمدیم. مدیر پس از آنکه اسم دوستم را توسط خودم از دفتر فارغان سال هشتاد و شش دانشکده ... پوهنتون کابل بیرون کشید، یک فورمه رنگ- رفته را برایم داد که فوتوکاپی کنم، فکر کردم شاید ماشین فوتوکاپی خود وزارت در دهلیز باشد، متأسفانه همان یک لحظه خیالاتی شده و به فکر خدمات سالم سکتور خصوصی افتاده بودم، و بالاخره به دروازه خروجی وزارت رهنمایی شدم، نزدیک در خروجی غرفه یی بود که بیسکت و آب میوه میفروخت، و هم مکتوب وفورمه فوتوکاپی میکرد. فورمه را پیش کردم، صاحب فوتوکاپی گفت:"چند تا؟" گفتم، چندتا؟ مامور خو یکی فرمایش داده. گفت: " دیگا خو پنج تا ده تا میبرند، تو چرا یک تا؟" گفتم بسیار خوب، بخاطریکه راه دور است، و دوباره به زحمت نشوم، همو ره پنج تا بتی. از میان کارتن بیسکت چند فورمه سفید کشید و برایم داد. وقتی سی افغانی را گرفت، به بهانه یی اینکه پول سیاه ندارد، فورمه دیگری را هم به آن اضافه کرد. رسیدم به شعبه مدیر، برایش گفتم، اینها هم فورمه، وی بعد از اینکه فورمه یی را زیر دست و پنج تای دیگر را در خانه الماری اش گذاشت، گفت:" مه خو گفته بودم یکی."گفتم فوتوکاپی والا مرا ترساند که ده تا کاراست، حالا که کار نیست، فورمه ها را پس بدهید دوباره میبرم پولم را میگیرم(بیست و پنج افغانی برای یک معلم پول کمی نیست). گفت:" خیر است، حالا که آورده ای دوباره نبر که خفه میشه". قبلاً هم بادیدن تقریباً حدود پنجاه فورمه سفیدی که در الماری مدیر وجود داشت و فورمه های مرا هم بالای آن گذاشته بود، در ذهنم چیزی های گذشت مگر فراموشش کردم، ولی با شنیدن جمله آخری مدیر این بار جداً مشکوک شدم. درشعبه بعدی دوباره ما را برای گرفتن کاپی مکتوب به همان غرفه فوتوکاپی (حدوداً سه صد میتر دور تر از دفتر) فرستادند. آنجا که رفتم، فوتوکاپی والا با دیدن مکتوب امضا شده، دیگر پرسان نکرد که چند تا! راستی خودش آب میوه میفروخت و پسر کوچک اش مکتوب را فوتوکاپی کرد. از پسرک به شوخی پرسیدم. این فورمه های که در کارتن است، روز چند بار شعبه رفته و باز پیش شما می آیند؟ جوابش فقط یک لبخند، و بعد صلاح چای بود. آقای احمدزی، از قصه فابریکه خری اقارب نزدیک نظام میگذریم، و امیدوارم از ورای این چند جمله سیاه وسفید، خود تصویر رنگه فساد را در کومه های سرخ و عرق آلود دولت فعلی مشاهده کرده باشید! بعداً که قضیه را برای دوست مجرب تری نقل کردم، گفت، مدیر شعبه با صاحب فوتوکاپی شریک هستند. مدیر هر محصل را مجبور میسازد تا فورمه یی را که باید دولتی باشد، از پول شخصی اش فوتوکاپی کند. آنجا هم فوتوکاپی والا با گفتن جمله "چند تا" محصل بیچاره را مجبور میکند تا بگوید "خیر است همو ره پنج تا بتی". سپس یکی از فورمه ها مصرف میشود و چهار تای دیگر بعد از ختم رسمیات توسط مدیر فورمه فروش مجدداً تحویل صاحب فوتوکاپی میگردد و فردا.... این سریال ادامه دارد! اگر روزی صد محصل به آن شعبه مراجعه نمایند، و هر کدام حداقل چهار فورمه فوتوکاپی کند که فی ورق پنج افغانی قیمت دارد، حالا جناب آقای احمدزی که ماشاالله دوکتورای اقتصاد هم دارند، خود بفرمایند که سهم یک مامور عادی حکومت منتخب از بابت فی ورق فورمه سفید در پنج سال آینده چقدر خواهد بود؟! یعنی نظام کنونی ما در فاصله یی بین "فابریکه خری" و "فورمه فروشی" ایستاده است و باردیگر توقع دارد همه اینهای که حق شان بالای سکتورزاده ها بفروش رفته است، و همه آنهای که مامورین دستگاه از کاغذ سفیدشان روغن میکشند، دوباره رأی دهند تا برای پنج سال آتیه "امپراتوری فساد" پا برجا بماند! کابل- اول سرطان ۱۳۸۸
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین










