Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

خالق، اسطوره یی از تبار برده گان! PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط م. میثم.لو مانی   
پنجشنبه ، 14 خرداد 1388 ، 08:13

بنام خداوند!

مدت ها است که، میخواهم راجع به عبدالخالق شهید، این طلیعه دار مبارزه، شهامت و شهادت چیزی بنویسم! هر چند کوچک، کم محتوا و نا قابل!

اما مملو از عشق، اخلاص و ارادت!

عشق، اخلاص، ارادت و احترام بدان جهت که، وی در ظلمانی ترین و فریب کار ا نه ترین ایام استبداد، در زادگاه من،

تهور و شهامت یک انقلابی، وطن پرست و روشنفکر آزاد اندیش را در تاریخ استبداد زده این مرز و بوم، به عنوان یک شهید، یک شاهد همیشه زنده، یک معلم و آموزگار، یک حقیقت و فریاد مظلومیت و عدالت خواهی، در چهارسو تاریخ سرزمین من، به قامت ابدیت، به درخشیدن میگیرد!. و چه شاهدانه و مظلومانه!

خالق، قهرمان اسطوره ایست، در قلب تاریخ! پاک مرد یست، راد مرد یست در ضمیر و وجدان فرزندان میهن!

 و مسلما ان های که، شرف،شعور و شهامت شان را در فاضلاب قبیله،طایفه و خاندان به دفن گرفته اند، این سخنانم برای شان گنگ، نا مفهوم و درد آلود خواهد بود.
آری! خالق معلم و مربی است که، به اندرون بیداد گه استبداد، در زمان حیات و شهادت، اسیر بیداد و جفا بوده است!

 تاریخ ما کمترین تقدیر ی از وی به عمل آورده است!

 آری چگونه میشود که، در ظلمانی ترین ایام استبداد و جهالت، اصل را از بدل، و ناب را از گندیده گی و پوسیده گی و فرشته را از دد و دیو به تشخیص گرفت و......که، زمان سخت ظلمانی و تاریک میباشد. قافله باژ گون است و.... غوغا و غوغا سالاری بر بلند ا ی هفت اقلیم خداوندی!
 
....و خالق را قصاب وا ر، در چهارسو ی پر ازدحام شهر به سلاخی گرفتند!
خیل بزرگ از جمعیت، گوسفند وا ر به دور وی حلقه زدند و گرگانی وی را به دریدن گرفتند! که، دستور و خاستگاه کفتار چنین بوده است!.

 کسی ناکس از کاسه سر وی چشمش را از حدقه بدر میآورد و کس و کسان دیگر ی، اعضای بدن وی را زنده،زنده به قطع کردن میگیرند! که، وی قلب و مغز و حیات استبداد را به اتش کشیده بوده است، که، وی به عنوان فرزندی از تبار برده گان و هابیلیان در برابر نا مردمی و نامردی های تاریخ به عصیان بر خواسته بوده است و سینه خویش را به پهنه وسعت زمین و زمان و آسمان خداوندی سپر میهن، آزادی و مظلومان میهن کرده بوده است.

آری چنین کردند روبهان کفتار صفت، فرزندان جهالت و استبداد، با آزاده مردی که، در دامان نهضت مشروطیت دوم، رشد و پرورش یافته بوده است!

این که تاریخ به طور صادقانه و آنطور ی که شایسته وی میباشد، در قبال عظمت و بزرگی خالق، زبون، حقیر و کنگ بوده است، این نشان گر کوچکی عظمت این شخصیت تاریخی و قهرمان ملی نمیباشد بلکه علت، حاکمیت فرهنگ پوسیده و حقیقت سوز بر جامعه مان میباشد!

جامعه ما بر اثر جفا و خیانت استبداد و ارتجاع هنوز به آن پختگی سیاسی نایل نگردیده اند تا،ارزش شخصیت ها یی همچون خالق شهید را کاملا باز خوانی نموده و درک نمایند! ما غرق در میان فرهنگ خشن قبیله و طایفه بوده ایم و اسیر اوهام و خرافات و پیامد ان ترور و تریاک و قاچاق و چپاول و غارت و قتل عام ملی و.... و در چنین آشفته بازار قهرمان های از تیپ خودش و......

تهور، جسارت و شجاعت خالق در تاریخ کشور ما منحصر به فرد بوده است!
 و مادران ما، در تاریخ کشور ما چنین فرزندانی را به ندرت به زایش گرفته اند! و اگر به اغوا نرفته باشم در چگونه گی انتخاب عمل در اجرای مبارزه با استبداد، و اعدام انقلابی چنین جسورانه، در تاریخ سیاسی کشور ما وی بی همتا، بی رقیب و یکه تاز میدان مبارزه میباشد

در فردای بیداری، ان گاه که خورشید حقیقت بر فراز بام میهن به درخشیدن گیرد، ان گاه که توده های مان به پختگی سیاسی لازم نایل گردند، ان گاه که وحدت ملی طلیعه دار درفش اتحاد و همبستگی در میان مردم ما گردد، مطمئنم که، ان گاه تندیس شهید عبدالخالق هزاره در میا دین شهر قد بر خواهد افراخت.
 و آینده گان که، " غرور "،تعصب " و جهالت " کور شان نکرده اند، در مقابل این تندیس به احترام خواهند ایستاد.
 آری باید چنین باشد!! ور نی حرف از آزادی و آزاد اندیشی تزویر و فریب بیش نخواهد بود
 
عمل کرد هدف مند، مترقی و عادلانه تاریخی وی بدان جهت منحصر به فرد بوده! که، وی در یک مقطع مشخص از تاریخ، با یک عمل کرد تاریخی شجاعانه و آگاهانه به پیش و از حتمی مرگ گام بر میدارد!

وی عاشقی بوده است پاک باخته! عشق به میهن، آزادی و اصالت انسان تا بدان پیمانه در تار و پود شخصیت وی عجین گردیده بوده است که وی در این امر مقدس از حیات و جان خویش سرمایه گذاشته و از عزیز ترین کسانش نیز در این قربانگاه، دریغ نمی ور زد! و این است که، باید گفت که در تاریخ سرزمین ما عمل کرد وی منحصر به فرد میباشد! وی شهید و مبارز ی است که تاریخ استبداد زده ما در کوتاه ترین ایام وی را به فراموشی سپرده است و همین امر خود علت تداوم و بقا استبداد، در میهن و در میان مردم ما بوده است! چه کسی میتواند از اصالت و صداقت عمل تاریخی خالق شهید را انکار بنماید!

اگر روحیه آزادی خواهی و آزاد اندیشی خالق تداوم می یافت و وی مظلومانه به فراموش خانه تاریخ به دفن گرفته نمی شد، بدون شک ما ملت امروز سرنوشتی به گونه دیگر ی میداشتیم.

حادثه غم انگیز و مظلومانه شهادت وی، به مظلومیت شهدای صحرا کربلا می ماند و حتی دردناک تر و مظلومانه تر از ان، بدان جهت که در مقابل شهادت وی سکوت خائنانه و ننگین تاریخ است و بس.
 چه زیبا فرموده است معلم شهید دکتر علی شریعتی:
ان ها یی که رفته اند کار حسینی کرده اند و ان ها یی که مانده اند، باید کار زینبی کنند ور نه یزید ی اند!.
 و جامعه ما، و تاریخ ما، در قبال رشادت و جانبازی خالق شهید چه موقعیت و موقف را انتخاب نموده اند؟؟!.
برای روشن شدن موضوع و دانستن اهمیت عمل کرد عبدالخالق هزاره لازم میدانم تا مرور اجمالی بر تاریخ ان روز کشور مان بیندازیم.

 

د ر نیمه پایانی قرن 19 و آغاز قرن بیستم، کشور های جهان سوم دستخوش تغیر و تحولات عظیم و بنیادی یی گردیده بود ه اند! این کشور ها با تجربه نمودن و پشت سر گذاشتن مدت زمان های طولانی حاکمیت های استبدادی و ارتجاعی، روشنفکران ان ها نیل به سوی حاکمیت های دموکراتیک و مردمی را در دستور کار مبارزاتی خویش قرار داده بودند!
نیل به ایجاد حاکمیت ها ی جمهوری و سیستم شاهی مشروطه خون تازه یی در کالبد جوامع ان روز دوانیده و انگیزه ایجاد و تحقق ان جوانان پرشور، درد مند و تحول طلب انقلابی را به مبارزه خستگی نا پذیر وا می داشته است!
 مکاتب و اندیشه های انقلابی همچون روح پرشور، همچون سیلاب توفنده بنیاد استبداد و ارتجاع را به باژگونگی گرفته بوده است!
 افریقا و بخصوص شمال افریقا یعنی کشور های عربی، شبه قاره هند، افغانستان،ایران و ترکیه، امپراتوری تزار ی روسیه و....و در اقصی نقاط جهان، انقلابیون جان باز ا نه به مبارزه برخاسته بوده اند!
و از ان جمله در کشور و مملکت مان! نهضت مشروطیت دوم با خرد مندی فرزندان این مرز و بوم بعد از دادن قربانی ها و در نهایت با اعدام انقلابی امیر حبیب الله در جلال آباد، به پیروزی نایل میگردد!
 
 آری! با شرایط و حال و احوال جهانی ان روز و بخصوص بعد از ان همه جنایت ها باید در افغانستان تحولی به وجود میا مد! و این است که جنبش مشروطیت دوم با تاثیر پذیری از نهضت های رهایی بخش جهانی ان روز در سال 1919 میلادی حاکمیت استبدادی – خاندانی و قبیله یی را به زباله دان تاریخ سپرده و بنیاد حاکمیت جدیدی را بر مبنای اصول و اساس دموکراسی پایه ریزی مینمایند.
جو حاکم بر اجتماع ان روز ایجاب می نموده است که روشنفکران تحول طلب شاه امان الله خان را محور قرار داده، و، وی را به جای پدرش امیر حبیب الله خان بر تخت سلطنت بنشانند و من فکر میکنم که این مصلحت درست نبوده است! زیرا شکننده گی جنبش مشروطیت از همین جا آغاز میا بد.

ادامه دارد


 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 14 خرداد 1388 ، 08:19
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 62 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.