نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| استاد خلیل الله خلیلی... |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط عبدالقیوم ملکزاد |
| دوشنبه ، 21 ارديبهشت 1388 ، 22:11 |
|
استاد خلیل الله خلیلی شخصیت کثیر الابعاد 14 ثور 1366 هجری ـ خورشیدی، برابر با بیست و دومین سالروز افول خورشید سپهر نیلگون ادب و سیاست، شادروان استاد خلیل الله خلیلی بود. دوستداران و ارادتمندان سفر کردگان بی بازگشت را آئین بر این است که در سالروز جانسوز در گذشت عزیزان، به تداعی مویه می پردازند و شمع یاد آنان را در رواق غم گرفتة ذهن و قلب شان روشن می سازند. اینک صاحب این خامه نیز به یاد بود سفر بی بازگشت سخنور نامور، استاد خلیلی، "آنکه در ملک سخن، خسرو صاحب جاه بود" آهنگ گریستن کرده. اندرباب پهلوهای مختلف شخصیت چند بعدی استاد، هر کی را به قدر وسع سخنی نذر لب شده، یکی از دریای پرشور و متلاطم و مواج طبعش پیمانه یی برداشته و دیگری در باب کلام قیمتدارش بدین نحو نگاشته که: "... از ایوان به میدان رفته و مرغ نواخوان سخن از بوستان به سنگر شده، نگارشگر خامه از هفتخوان روئین ستایشگر هفتاد خوان اشک و خون گردیده ..." و یکی او را همنوای راست قامتان شب ستیز کیفرستان فرزندان مجاهد و همفریاد حافظان شرف و عزت و پاسداران استقلال و تمامیت ارضی و کیان ملّی وطنش خوانده و آن دیگری اینگونه بذر نظر کاشته که: ]استاد[ پیرانه سر سخن را به خون زینت بخشیده"، و افزوده: سخن از این بدیع تر می خواهد، اگر خون م ![]() سلمانان افغانستان بدیع نیست، بگذار تا خرده گیران اشعار وی را شعر خون نام نهند، اما بی انصافی است اگر کسی شعر خون را، از شعر رنگ پریده و بی رمق بازنشناسد..." اما در هر حالت این بزرگ سخنسرای وطن ـ که همواره حزن و یأس بر چهره اش سایه افگنده ـ پالایشگر عواطف و احساسات است و سخنانش بازتابندة لطیف ترین و عمیق ترین عواطف مردم میهنش به حساب رفته است! این داوری ها عمدتاً در باب سروده های ناب و شور افزای او صورت گرفته، اما به باور این قلم ـ همانگونه که اشعار دلپذیر استاد، مولانا گونه دل ها را به رقص آورده و او بی گمان ـ چنانچه استاد بدیع الزمان فروزانفر در عداد شعرای سخندان و سحر کار این روزگار به شمار آمده است...، به همان تناسب سروری و سیادت خود را در سایر اقالیم فن، تخصص و هنروری نیز به اثبات رسانیده است. بناءً برای نظارة گلشن پرازهار شخصیتش، تنها به کشودن دریچه یی که از آن صرف گل های عطر افشان شعر او را به تماشا نشست، اکتفا نباید ورزید. چناچه بسیاری ازمحققین در این سیر و سیاحت، بدین نحو عمل کرده اند. یعنی بیشتر در بعد ادبی و مقام سخنوری وی توجه مبذول داشته اند...، درحالی که استاد ـ چنانچه پیشتر اشاره کردیم ـ همان گونه که در پهنای پروسعت افق نیلگون شعر شاهینی بلند پرواز و اوج پیماست، به همان نحو احاطة او در گسترة نثر شیوا، ترجمة مقالات بلند، تحقیق و نگارش کتب درباب مسایل مختلف چنان زیاد است که کمتر کسی را می توان سراغ کرد که همپایه و همبازش باشند. ُبه همین نهج اگر بخواهیم بر بعد دیگر شخصیت وی نگه بپاشیم، در می یابیم که سخنور نامور خلیلی، یکی از زبده ترین و پرجاذبه ترین و تأثیر گذارترین سیاستمدار روزگار نیزبوده است. به عبارت دیگر: او را خامۀ توانایی فرا اختیار بوده که تنها رنگ هنر از آن نمی چکیده، آری، هنر آفرینش اشعارتر...، بلکه او را همواره برقلۀ شامخ و پر رمز وراز "سیاست" نیز گذری بوده که نتیجۀ حاصله از آن ایجاد روابط نیک و آفرینش پیوند با دلها بوده است.ِ خطاب شدن استاد خلیلی، تنها به عنوان شاعر، به مفهوم نیمه تمام گذاشتن سفر در مسیر طولانی شناخت شخصیت کثیرالابعاد اوست. مضاف بر آن، او تنها نویسنده و محقق چیره دست نیزنباید شناسایی گردد، که متأسفانه در باب مقام والای نویسندگی او نیز کمتر قلمفرسایی شده، بلکه وی در پهلوی برخورداری از این دو صفت برازنده و داشتن اخلاق نیکو، تواضع و فروتنی به عنوان یکی از عالیترین دپلومات ها در بسیاری ازکشورها نقش مؤثر ایفا کرده است. آنچه از او به عنوان سفیر فرهنگ و سفیر محبت و همدلی با تبادل نامه های مهر انگیز به دیگران هدیه شده، همواره نقش دفتر قلوب انسانها، و نسل های امروز و فردا برای مردم بسیاری از کشورها به ویژه مخاطبین و وابستگان آنها خواهد شد.
گرچه مقام سفارت به گونۀ رسمی و متداولی که از سلسلة وزارت های خارجه صورت می پذیرد- بخش محدودی ازحیات و جایگاه استاد را تشکیل می دهد، اما موضوع کلی جستارما در محورانجام چنین مأموریت به وسیلة وی نمی چرخد. بلکه هدف ما کارنامه های ماندگار او به عنوان شخصیت چند بعدی است که هم جلودار عرصة سیاست بود و هم سپه سالار میدان پر فراخ ثقافت که اولی گذراست و دومی پاینده و ماندگار در اوراق تاریخ و صحیفة دل ها! بدیهی است که کارهای سفارت به این خلاصه نمی شو دکه گویا گفته شود فلان سفیر، با فلان کشورمیزبان ملاقات تعارفی انجام داد و یا کارهای اداری و امور دفتری اش چنین و چنان بود. این کارها بخش کوچک مأموریت یک نمایندۀ سیاسی محسوب می گردد.عمده ترین کارها و مسؤولیت های یک دپلومات توسعة روابط، برقراری مناسبات در ابعاد مختلف و ایجاد پل پیوند محکم و... می باشد که استاد خلیلی در پهلوی داشتن این همه برازندگی ها، گام های گسترده تری را به منظور بهبود رابطه ها و مناسبت ها با سایر ملل و کشورها خصوصاً شخصیت های دول اسلامی و علمداران علم و فرهنگ برداشته و آن همانا تعمیق علایق فرهنگی، صمیمیت، همدلی و رساندن پیام اخوت می باشد.
استاد خلیلی عاشق دلباختۀ میهن خویش بود، وجود چنین عشق آتشین همواره برآنش می داشت، تا حرف وپیام وکلامش همیشه صادقانه باشد وبرخاسته ازقلب آگاه و درد آشنای او. گویند: "وظایف دپلومات علاوه بر رساندن پیام ]به مقامات مسؤولین کشورهای متوقف فیها[ متیقن ساختن مخاطب نیز است." به تأسی از این امر استاد همیشه کوشیده است تا به خاطر رساندن پیغام هایی که از سوی کشور و مردمش مأمور رساندن آنها بود، در متیقن ساختن مخاطب، موفقیت های چشمگیری را از آنِ خود سازد و مخاطب را با بهترین اسلوب تحت تأثیر خویش قرار دهد. زیرا آنچه خواسته بگوید، از دلش برخاسته. مسلماً هرچه از دل برخیزد، بر دل می نشیند. آری! یکی از بزرگترین هنرهای استاد جلب مخاطب و رهیابی به قلب آن بوده که با کار برد از این شیوه نه تنها روابط شخصی خود را با شخصیت های نامدار سایر کشورها تحکیم بخشیده، بلکه مناسبات خیلی ها حسنه یی در ارتباط با مسایل دیگر با مقامات دولتی و شخصیت های اثرگذار سایر کشورها ضمن در نظر گرفتن منافع علیای کشور و مردمش و در کنار رعایت میتودهای سیاسی و هم با کاربرد شگردهای عاطفه برانگیز و مهر آفرینی برقرار ساخته است. بنا به آنچه گفته آمدیم به تأیید گفتار دکتر سرور مولایی باید افزود که: "عشق به وطن در زندگی و اشعار و آثار خلیلی مفهومی بسیار گسترده دارد و تنها حدود جغرافیایی سیاسی و مردمان خاص را در بر نمی گیرد، بلکه حوزه های وطن او از دورترین نقطه های پیوند فرهنگی تا نزدیکترین روابط تاریخی، سیاسی و اجتماعی و استوار ترین علایق دینی و مذهبی و سنتی را شامل می شود. در گسترة فرهنگی و تاریخی و سیاسی و ادبی مرز های وطن او از سواحل گنگ در شرق تا آن سوی دجله و فرات و آسیای صغیر و سواحل مدیترانه در غرب و از سمرقند و بخارا و خوارزم در شمال تا سواحل دریای عمان و هند در جنوب در می نوردد و در این پهنة عظیم گام به گام و شهر به شهر بزرگان و نام آورانی را می یابد که هزاران هزار رشتة نا گسستنی او را به آنان پیوند می دهد..." مطالبی که تا اینجا گفته آمدیم، حکم پیش نوشت را داشت. برای ادامة توضیحات و ارائة مثال ها و آوردن نمونه های کلام استاد به زمان و ظروف بیشتری نیاز است که آن را به آینده موکول می داریم.
|
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 23 ارديبهشت 1388 ، 09:18 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




به مناسبت بیست و یکمین سالگرد درگذشت استاد خلیلی 






