نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| انسان یعنی موجود قابل اعتماد |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط نجیب الله جویا |
| چهارشنبه ، 9 ارديبهشت 1388 ، 16:31 |
|
در عصر نوازش و احیاء شد و هنر های مختلف کم کم رونق گرفت از جمله نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی، تیاتر و داستان سرایی به ان وجهه تازه ای را بخشید رسید های جدید به عنوان مکتب اصالت فرد موجد بسیاری از استنتاجات فلسفی و سیاسی و حقوقی واقع شد. در اثر سعی و تلاش نیروه انسانی بلاخره اندیشه فرد گرایی در واقع حماسه انسان نیک بودن فطری و اعتماد به اصالت اوست منتهای مراتب همین انسان از لحاظ آراده، ناقص و عاجز است در برابر شهوات و آروزو ها و قدرت طلبی ها تاب و مقاومت ندارد و گناه نخستین حضرت آدم (ع ) در بهشت عدن و شکست پذیری ویرا مقابل نفس آماده تصویر میکند. لذا باید اقتدار فوق آراده آذاد بشری که اصلی است انکار ناپذیر به بگونه سازمانی یافته بر او تحمیل شود تا نقایص اراده وی را جبران کند و جلای خطا های احتمالی او را بگیرد.انسان مورد حرمت دین کسی است در رابطه خود با همنوعان خود عدالت را مراعت کند و همگی نیاز دارد که به دیگران احترام شود. و بلاخره در دوران فیودالیته تعبیر احترام به فرد فقط محدود به طبقه اشراف قابل پذیریش بود و یک فرد گرایی انحصاری که افراد عادی را خارج از این دایره میدانست تا بلاخره توسعه احساسات، افتخار، فاداری، شجاعت ازخودی گذشتگی میان افراد بوجود میاید وتعمیم اندیشه فرد گرایی تبدیل به احساس وفاداری نسبت به شهریار و تحول دیگری به احساس شهروندی مبدل گردید. فرد یا انسان در دوره رونساس ارمغان گوناگون را گذشته از جهت فلسفه واندیشه و بینش دینی در باب فرد در هم می آمیزد و نسبی بودن نظریه ها را در باب فردپایه مینهند چرا که بشر را در فطرت دوگانه است (هم خوب و هم بد ) و نظامات و تشکیلات اجتماعی باید به گونه ای طراحی شود که نقاط ضعف وی را که ناشی از طبعیت زشت و زیبایی وی است به گونه جبران کند. و در قرن هجدهم به گمان اغلب نویسندگان مانند ژان ژاک روسو انسان ها ماهیتآ خوب خلق شده است. فرد گرایی جنبه خوشبینانه افراطی پیدا کند. که باید انسان در مفاسد اجتماع و نهاد ها رهایی یابد و به آیشان آذادی کامل اعطا کرد.و به انسان اعتماد و اطمینان نمود تا به طبعیت واقعی خود بازگردد جامعه یعنی گرد آیی افراد یعنی افرادیکه شخصیت و حیثیت و کرامت خود را دارد و بلاخره کار اساسی محققان در رابطه به فرد این شد. اقتدار سیاسی باید کاهش یابد در واقع حفظ و حراست آذادی که فردی و هماهنگ سازی آنان گردد وقدرت های سرکوب کننده، اجبار کننده را سلب کردو نهاد های سیاسی اقتصادی را فقط در حد خدمت اساسی انسان قبول کرد.مشارکت همگانی افراد در پایه گذاری سرنوشت خود آذادی ها اقتصادی، آذادی اندیشه، اذادی بیان، آذادی مطبوعات، اذادی قلم، برابری افراد با یکدیگر و بلاخره سایر آذادی ها از نماد این اندیشه ها است. جهش فکری بزرگ درین قرن تعمیم و مفهوم فرد به تمام ابنآ انسانی است طبق این دکترین دیگر نمیتوان حقوق و آذادی ها و اختیار گزنش نماینده گان را منحصر به طبقه یا گروه خاص کرد. موضوع یا پدیده اعتماد به فرد در فلسفه جدید به نمایندگان افراد نیز گسترش میابد نماینده ای ازسوی مردم انتخاب میشود تنها نماینده منطقه خاصی و یاشهر و بلاخره روستا یا حوزه انتخاباتی نبوده بلکه نماینده ملت خود به شمار میرود وی میتواند از سوی تمام یک مردم محل و منطقه سخن بگوید واضهار نظر نماید. در نظام نماینده سالاری امکان حکومت هم وجود ندارد چون جامعه در حیث افکار و اندیشه ها و نظریات ومردم ها به سازمان های سیاسی و گرا یش های گوناگون تقسیم شده است لذا اصل اعتماد به اکثریت پیش کشیده مشود و بر مسند قدرت مینشیند ولی باید اقلیت ها هم نیز درین حالت موجدیت خود را حفظ مینماید بخاطریکه از کارکرد ها اکثریت نظارت و انتقاد نماید. در قالب دیموکراسی دو گروه یعنی اقلیت ها و اکثریت ها قرار داد اجتماعی با یک دیگر مبارزه آشتی جویانه نماید و مطلق گرایی فرد را مذموم میشمارد و انرا سرچشمه اختلافات و تعارض های گروهی و طبقاتی میداند و اعتماد به فرد انسانی مفرط به فرد انسانی درین گونه بینش ها مردود به شمار میاید. تبادل نظر و اندیشه از راه گفتگو بین طرفین در برداشت ها و بینش ها و قضاوت ها یکی از پایه ها اصلی دیموکراسی به شمار میرود گفت و شنود ها باید در سطح فرد یا گروه یا فرد با دولت و همچنان بین نهاد های حاکمه از اصولی است که میتوان در جهت کمال مطلوب جامعه برای وصول حقیقت و عدالت ولایی یافت. فرد با ارایه خلاقیت های فردی در مقابله بین عقاید در تعارض گویی در کوشش ذهنی برای ارایه خلاقیت های فردی در سفر از عالم محسوس به عالم مجرد وبرعکس انسانها در مسیر سلوک بسوی حقیقت با یک دیگر همرای کند. اگر درین باشد که در جهان هستی و حقیقی و عدالتی هست و اگر باور این باشد که ظرفیت ها و قابلیت های بشری باید بسوی کشف ان با یک دیگر کمک کند طبعآ ار راه مباحثه و مفاهمه وگفتگو نزدیک شدن به آن علمی میباشد. گفت و شنود بین فرد و دولت باعث ایجاد اشتی و همدستی و پرهیز از خشونت و تعارض وتضاد و حتی المقدور پیش میرود اذادی فردی و شیوه دید متفکران و فلاسفه نیز پرورش و توسعه یافته حقوق و آذادی های فردی و حصول در یک قواعد و احکام موضوعه امر بدیهی است باید تلاش گردد ولی در شرایط امروز هیچ توجه صورت نمیگرد. و به نظر لیبرال ها باید بخاطر خود کامگی ومقاومت افراد در برابر قدرت به وجود آید و اذادی های از قبیل مطبوعات اذادی های اجتماعی اذادی تظاهرات و اذادی قلم وسایر آذادی ها باید در مقابل بی عدالتی و خود کامگی اشخاص مستبد سربلند کرد و از حق و حقوق مردم مستعضعف دفاع نمود و به اشخاص که دارای حسن و نیت خدت گذاری به مردم دارد باید اعتماد کرد و زمینه خدمت کردن را برایشان مساعد ساخت و تا تانسته باشیم یک آینده روشن داشته باشیم.
|
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 9 ارديبهشت 1388 ، 16:46 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




اثبات شخصیت و حیثیت ذاتی فرد را از قرن هجدهم و نوزدهم مورد توجه جامعه انسانی و مخصوصآ جامعه غرب قرار گرفت ریشه در تمدن های باستانی دانست. قرار دادن فرد در مرکز ابتکار و مسولیت در محیط های مختلف طبقاتی و بلاخره در دولت شهر ها به ویژه توسط فلاسفه یونان آغار شد با ظهور مسحیت شدت گرفت، 





