Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

لطیف پـــدرام هنـــوز روایتـــگر فـــدرال است PDF پرینت ایمیل
کی کیست - گفت و شــنود هــا
نوشته شده توسط شاهپور   
چهارشنبه ، 13 مرداد 1389 ، 22:49

گفتــگوی شــاهپور دروازی نشــریه گــردان"رواج اندیشــه" با آقــای لطیــف پــدرام فعــال ســـیاسی و چهــره چـــالش آفــرین حــوزه تفـــکر مـــلی در کـــانون ســـیاسی افغـــانســـتان.گفتــگوی شــاهپور دروازی نشــریه گــردان"رواج اندیشــه" با آقــای لطیــف پــدرام فعــال ســـیاسی و چهــره چـــالش آفــرین حــوزه تفـــکر مـــلی در کـــانون ســـیاسی افغـــانســـتان.

زمان 20 جنوری 2010

نخستین گپ با خوانندگان:

آقای لطیف پدرام از شمار بازماندگان دومین نسل جنبش دادخواهی ملی و مبارزان حرفوی محفل انتظار است، محفل یا همان سازمان بی سرانجام که به رهبری دوتن از نامدار ترین چهره های سیاسی و جانباختگان بی نشان کشور(محمدطاهربدخشی و مولانا بحرالدین باعث) در سال 1347 خورشیدی در کابل بوجود آمد.

 

رهبران و رهروان آن محفل؛ سوگند یاد نمودند که نظام پادشاهی را سرنگون کنند و در مبارزه با بیداد، درفش دادخواهی و مردم پسند ملی را در آسمان سیاست و کیاست، برافرازند. آنها تلاش خویش را دریغ نکردند و برای رسیدن به ستیغ برابری ملی جان را مایه ی آرزو نمودند. اگرچه هنوز آن آرزو بسر نشده است، اما دست کم هزارها انسان به نشانه ناخورسندی خویش از نظام سلطنتی، جمهوری داود خان و نظامهای پس از آن، با نشان و شعار محفل انتظار در دوسته ی جدا زیر نامهای سفزایی و سازایی در کشتار گاههای پیدا و پنهان خشونت قبیله باورها جان باختند.

لطیف پدرام یکی از نخبگان نسل دوم محفل انتظار و اما خارج از ساختار نام سازا و سفزا؛ پایه گذار "بریگاردهای نظم اجتماعی" و محفل جوانان در سالهای 1360 و پس از آن؛ در جنبش پیرو اندیشه های داد خواهانه ملی برای افغانستان است. او نه سفزائی بود و نه سازائی. هرچند که با پایه گذاران این دو دسته سیاسی همریشه و هم اندیشه بود.

نشریه نو و تازه آغاز" رواج اندیشه" که به همت شماری از فرهنگیان بدخشان در برون مرز پدید آمده است، نخستین شماره خود را به گفتگوی ویژه با آقای لطیف پدرام فعال سیاسی و یکی از نامداران جنبش داد خواهی در افغانستان اختصاص داده است. این گفتگو که ازسوی آقای شاهپور انجام شده است؛ بسیار فراهم و پر پهلو است. من گوشه هایی از آن مصاحبه و گفتگو را بگونه ی بریده و کوتاه شده برای خوانندگان پیشکش میدارم.

 

پاره هایی از پاسخهای آقای پدرام به ده پرسش ازسوی" رواج اندیشه"


شاهپور
: آقای پدرام!

اگربخواهید از خود کوتاهترین تعریفی در حوزه سیاست و سرگذشت سیاسی در افغانستان ارائه بدهید، کرونو لوژی و دهه شمار آن را چگونه بیان میکنید؟

لطیف پدرام: سال 1353 من و شماری از همرزمانم برای پرخاشها و پرسشهائیکه در برابر نظام جمهوری داودخان داشتیم، ازصنف نهم متوسطه ی مایمی (لیسه فطرت امروزی درواز) اخراج شدیم. بعد ازهمان برخورد نادرست حکومتگران؛ سرنوشت من شد زندان و مبارزه و فعالیت سیاسی آشکار و پنهان، در برابر نظام های قومگرا و به شدت قبیله ای.

 

شاهپور: ازنخستین روزهای کار و اندیشه سیاسی در محفل انتظار بیش از چهل و یکسال گذشت، شما نسبت خودرا با این پایگاه اندیشه و ستاد مبارزاتی چگونه و ازچه زمانی آغاز نمودید؟

پدرام: درسال 1350 خورشیدی پیش از جوانی سیاسی شدم، نسبت و پیوند داشتن به جوانان پیشرو و بزرگان انقلابی (محفل انتظار) در آن روزها دلگرمی و نشاط خاصی داشت. نود ونه درصدازآن نخستین پیشبرندگان من و همراهانم زنده نیستند، هنوز بار آن اندیشه ها در مزرعه ذهنم در هرنوبت دوباره سبز میشوند.

 

شاهپور: اصطلاح رهبران و پیشبرندگان در باشگاه اندیشه و ستاد سیاسی را برای چه کسانی و چه اندیشه و آرمانی به کار می برید؟ اصولا نخستین و و اپسین رهبران و همرزمان شماکیها بودند؟

پدرام: ناچارم واژه ی رهبر و راهنما و همرزم و همراه را ازهم جداکنم. نخستین رهبرم مولانا بحرالدین باعث است و نخستین راهنمایم زنده نامان استاد دولت بیک، غلام ربانی، ایشان، انجینر امام الدین و... بودند. ازهمراهان وهماوردانم میتوانم از مصطفی سنجر، استاد فیض الله جلال، اکبر روهگر، مناجات، و... نام ببرم.

 

شاهپور: در مورد نقش و مقام شهید محمد طاهربدخشی، مولانا باعث، حفیظ آهنگر پور، قربان پساکوهی، روستا، انجینر رشید، انجینر حسن، دولت حکیم و شمار دیگر که دردمادم مبارزات ملی ازسوی فاشیستهای امینی اعدام شدند، چه اندیشه دارید؟ همواره از شهید احمدشاه مسعود بعنوان نصب العین خویش یاد وری میکنید، این از کدام حساب می آید؟

پدرام: من به دلاوری و جسارتهای فوق العاده ی مولانا باعث باوجود برخی شتابهای بیش از لزوم او درکار و کردارسیاسی اش؛ منزلت بلندی قائل هستم. اما بدخشی برمن حق بسیاری دارد که هنوز آنرا ادا نکرده ام. هردو رهبران و پیشروان من بوده اند. تلاشی اگر درپیش رو دارم بهای اندیشه و نامجویی برای آنهاست.

قربان پساکوهی، حسن و دولت دروازی، استاد فلک و عبدالاحمد، روستا و چندین نامجوی دیگر از آن شهدای پاکباز پیشروان من بوده اند، اما حفیظ آهنگر پور جایگاهش درنزد من ویژه تر است. همانگونه که جایگاه شهید مسعود برای من بسیار بالا مرتبت است. آنها نصب العین من بودند و هستند.

 

شاهپور: شما دوبار در رقابتهای انتخاباتی سالهای 2005 و 2010 برای کرسی ریاست جمهوری به میدان آمدید، اما نتایج به دلخواه شما نبود. در این زمینه مناسب نبودکه از اول برای عضویت در پارلمان تلاش میکردید و سپس برای رقابت مقام ریاست جمهوری؟

پدرام: رفتن در انتخابات ریاست جهوری، با آنکه میدانستم پی آمدش مورد دستبرد و دستکاری دستگاه مافیائی قرار میگیرد، اما نفس رقابت من با دیگران برامده از تحمل ناپذیری نیرنگهای گروه قومگرای افغان ملت و تلاش آنها برای ساختن نظام متمرکز ریاستی و گریز از سیستم فدرال بود.

 

شاهپور: حکومتگران کابل از اظهار اندیشه ی مبتنی بر ساختار نظام فدرال که در آغاز هزاره سوم میلادی ازسوی سازمان شما در اروپا شعار داده شد، بسیار ناخورسندی نشان دادند. انگیزه ی نشاط شما از طرفداری و نفرت پشتونها ازنظام فدرال در چیست؟

پدرام: آنها نظام استبدادی و ابزار بیداد را ازدست میدهند و مردم ما ماهیتا در پله های داد پای خواهند نهاد. در نظام فدرال دروغ ذوالقزنین اکثریت بودن آنها(پشتونها) و حقیقت اکثریت بودن غیر قومگرایان (فارسی زبانها و...) به اثبات میرسد. در ساختار فدرال فاشیسم بی پایه میشود و مردم سهم و نقش خویش در سیاست را بخوبی و با اعتماد تجربه خواهند نمود. آنها در انجام این آرزو تجزیه ی کشوررا می بینند و ما تجزیه را در جلو گیری از آن می بینیم.

 

شاهپور: برای شما رفتن به پارلمان چه مفهوم دارد؟ روایت شما از نظام فدرال تنها به مفهوم غیر متمرکز نمودن ساختار نظام است ویا فراتر از آن؛ آنی دارید!؟

پدرام: رفتن به پارلمان آینده را دست کم نمی گیرم، باور من هنوز به روایت گری در باب مزیتهای نظام آینده با ساختار فدرال است. پیش از آنکه افغانستان را به چند کشور کوچک جداکنند؛ شانس نگهداشتن سرزمین یگانه و همزیستی مردم را در تشکیل نظام سیاسی فدرال می بینم.

 

شاهپور: شما از گروهها، سازمانها، شخصیت ها و روشنفکران در برونمرز و همچنان فعالان سیاسی در داخل کشور، چه انتظار و چشم داشتی دارید؟

 پدرام: من در برونمرز روشنفکری نمی بینم، ازجنبشهای عدالتخواه و مردمی، از شخصیتهای سیاسی، روشنفکران و فعالان فرهنگی فقط در داخل کشور درخواست دارم که توجه خودرا به حساسیت زمان در ازهم پاشیدن و پاشاندن سرزمین ما معطوف بدارند. دستهای پنهان و آشکار برای تحقق این آرزو هم در داخل و هم در خارج کشور موجود است.

 

شاهپور: مشکل دوزبانی در سیاست فرهنگی افغانستان (فارسی و پشتو) بزرگترین مانع درراه ساختمان دولت ملت است، شما در برابر این دشواری چه برخورد دارید؟

پدرام: ملت بر پایه مهمترین ماده فرهنگ (زبان واحد) بوجود می آید، مشکل افغانستان و روشهای میراث استبداد، برخاسته از همین ماده اند. من ملت سازی را بر پایه ی تقویت ساختار های محلی (فدرالها) و بهره گرفتن از میراث مسلط فرهنگی (زبان مسلط) میبینم.

 

شاهپور: اگر به پارلمان رفتید، آرزوی شما فقط وکیل شدن است یا نماینده مردم شدن و مبارزه و نمایندگی نمودن؟

پدرام: من ازقماش دیگران نیستم، با اعتماد به نفس و به نیروی باور و دانش یا متمم قانون را پیشکش خواهم نمود ویا ساختار نظام را برای انجام مدیریت مناسب باز سازی خواهم کرد. باور من شکستن ماشین فاشیسم (نظام ریاستی و متمرکز) و استبداد میراث قبیله است، درغیر آن راههای دیگری نیز وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 13 مرداد 1389 ، 22:59
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 52 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.