نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| محفــل ختــم قــرآن کــریم در مقــر ســفارت ج.ا.ا در صوفیــه |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - گــــزارشـات |
| نوشته شده توسط سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در صوفیه |
| سه شنبه ، 16 شهریور 1389 ، 21:52 |
|
محفــل ختــم قــرآن کــریم به منــاسبتِ هفتــة شـهید و بزرگــداشت از نُهمیــن ســالــگرد شــهادت المنــاک احمــد شــاه مســعود، قهــرمــان مــلی کشــور در مقــر ســفارت ج.ا.ا در صوفیــه
در این محفل، خطیب مسجد جامع صوفیه، افغانهای مقیم بلغاریا و کارمندان این نمایندگی حضور یافتند.
در پایان ختم قرآن مجید، محمد داود پنجشیری سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در صوفیه، طی سخنان فشرده ای به گرامی داشت شهادت و شهدا در پویة تاریخ بشری و بویژه کشور عزیزمان افغانستان اشاره نمود و ضمن ابراز نظر در موردِ اهمیتِ هفتة شهید، مقام ارجمند شهدای میهن و تجلیل خاطرة گرامی آنان، به معرفی سجایای شهید احمد شاه مسعود، قهرمان ملی کشور پرداخت. آقای سفیر، احمد شاه مسعود را به عنوان مبارز بی نظیر در دهه های پسین تاریخ کشور ستود که هم در برابر هجوم سرخ و هم در مقابل یورش سیاه (تحت پرچم سبز)، با پایمردی و فرزانگی پیکار و مقاومت نمود. آقای سفیر در سخنانش با عنایت به وحدت مبارزات ملی و آزادیخواهی کشور عزیز مان افغانستان، گرامیداشت نخبگان و پیشگامان راه آزادی و عزت میهن را همچون نشانة آبدیدگی و آگاهی هموطنان و نسل معاصر، ارزیابی نمود که با درک هویت ملی و مسؤولیت تاریخی خویش به کشور و جهان کنونی می نگرد و مایل است در تعامل مبتکرانه با دنیای پرتلاطم امروزی بسر برد. سفیر افغانستان در پایان سخنرانیش، شعر پرشوری از شاعر جوان کشور، پامیر پارشهری را تحت عنوان «متن خون» که قبلاً جایزة اول بنیاد احمد شاه مسعود را طی شرکت در کنکور نخستین سالگرد قهرمان ملی کشور از میان 2000 شعر، نصیب شده است قرائت نمود:
متن خون زمين اينقدر گيچ و حيرانِ چيست؟ فلك التهابِ غمِ جانِ كيست؟ جذامي چرا هست سيماي ماه و خورشيد در هالهء دود آه رگ جان هستي چرا مرده است و زخم نبود كه را خورده است چها ز ين زمين و زمان كم شده كه رنگ جهان رنگ ماتم شده مي شور عشق ازكدام كوزه ريخت كه دل ها شررهاي افسوس بيخت دو چشم زمانه چه بر خاك ديد كه دل را به دندان حسرت گزيد چرا تال مجنون آزاده گي سرايد نواهاي دلمرده گي چرا غصه دارد دل اين وطن چرا عقده كرده است تاريخ من كدام سطرجاويد و فخرقرون شكسته براوراق اين متن خون كدام يك سپيدارقامت برفت كه برما غم صد قيامت برفت چه آورد برما قضاء و قدر فلق تيره گشت و شفق بي سحر چه خاكي بريزد به سرخاك من چه شرحي كند سينه افلاك من كدامين عقابي به خونش تپيد ولي حلقه يي پاي او را نديد چه شهكارهستي زيزدان پاك به دست پليدي بگشته هلاك مگر مرده سهراب يا پورزال فلك رفته ازخود زمينم زحال مگركاوه را كشته باشد ضحاك كه فرياد خيزد زهر ذره خاك و يا رفته فرزند ليث صفار كه غم كرده خم قامت هر عيار مگرمرده آرش، يلِ آهنين كه برخاك سايد ستاره جبين و يا شد سياووش به ملك غريب گرفتار كين يكي نا نجيب مگرمرده بيژن به چاه سياه كه خونابه ريزد گدا تا به شاه مگر رفته باز ازخراسان زمين ابومسلمي سوي جلاد كين ويا طاهري رفته در خواب مرگ فلك اشك ريزد نه شبنم به برگ كه بود او شكوه كدام دودمان؟ كدام آفتاب ازكدام آسمان؟ نه سهراب باشد نه اسفنديار نه كاوه نه يعقوب ليث صفار نه بومسلم است او نه هم رستم است فراتر زآ نان نه زآنان كم است نه او بت شكن بود و محمود بود كه فانوس ره بود و مسعود بود ز رستم گرفت عرش مردانه گي و از كاوه عنوان فرزانه گي به دريا و سنگي رگ و ريشه داشت كماني ز آرش همان پيشه داشت نه افسانه بود او نه ديروز بود كه مردي ز شهكار امروز بود يكي كج كله افسر تيز بين سپيدارقامت گشاده جبين يكي نسج ايمان به هنگام جنگ كه ميزد سرش را به خارا و سنگ يكي مرد پرورد گهوار درد شكوه عطش هاي داغ نبرد نه شه بود و شحنه نه هم مير بود جنون هريرود و پامير بود كمال روان يك انسان بود بلوط ستبري زايمان بود نه خم كرد قامت نه گردن گذاشت نه عارو نه ننگي به دامن گذاشت كسي كو درش را به انگشت زد به پوسيده مغزش دوصد مشت زد نه ديدم گروگان زور و زرش نه در بند ترس ازكسي پيكرش هواخواه خورشيد و خاور زمين نه بومي كه گيرد به كنجي كمين دريغا كه يك مرد نامرد كشت دو- سه ناجواني جوانمرد كشت دومار از ضحاكان جاني تبار بزد نيش خنجربه پشت عيار ولي كشته ني عشق ساريست او ودر جان اين باغ جاريست او چراغي به ما داد و نقش رهي كه روشن بود هر گه و بيگهي يلان را چه پرواي جان و تن است به رزمي كه با ديو و اهريمن است تهمتن نه هر جاي گردن نهد فقط سر به دامان ميهن نهد كجا كس تواند رهيدن ز مرگ كو بامي نبارد به آن اين تگرگ؟ بميري و بهتر كمان در برت ز ميري كه خفت ببارد سرت چه فخري به از مرگ مردانه وار كه عمري چو منصور يابي ز دار چه خوش گفته بود آن يل ارجمند: " كجا زنده باشد تني دركمند به من قطره قطره ز دريا و جوي به من ذره ذره ز صحرا و كوي همه "پنجشير" و همه خانه است خبر دار گويي كه بيگانه است! اگر "يك كله جاي ماند به من " به "بابا" و "بكواه" يا "انجمن" ببندم كمر را فلاخن بدست دهم دشمنش را نشان ضرب شصت " چنين بوده رسم دليران ما و راه نبرد شهيدان ما نه عمر آن بود تا كه داري نفس بسايي به ذلت درون قفس و مرگ آن كه ناگه دلي در برت بايستد و خاكي بريزد سرت دو روزي بزي و مگر سربلند نه عمري كه گردن گذاري به بند به ننگي كه يابي امان از ضحاك چه بهتر كه خونت بريزي به خاك كجا دست مرگي تواند ربود يلي را كه شه بيت شهنامه بود
در ادامة این محفل، بعد از افطار و ادای نماز جماعت، مهمانان در سالون سفارت به صرف غذای شب دعوت شدند. هم میهنان، ضمن صرف غذا به احوالپرسی و تبادل نظر با یکدیگر پرداختند و در فضایی که موسیقی و سرود های حماسی و میهنی مرتبط با شهدا پخش می شد، لحظات مبارکی را سپری نمودند. این دیدار که از ساعت 30: 7 عصر آغاز گردید تا 30: 10 شب ادامه یافت. آقای احمد صدیق دلیر، سکرتر اول و محترمه ساغر رشیدی، سکرتر سوم سفارت، در این مراسم، حضورِ فعال داشتند.
(پایان)
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 18 شهریور 1389 ، 11:35 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین











