نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| شبي با مــولانا در شهر كـــابل بـرگــزار شــد |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - گــــزارشـات |
| نوشته شده توسط نبراس سنتر |
| جمعه ، 21 خرداد 1389 ، 15:37 |
|
اين محفل كه با حضور جمعي از فرهنگيان، دانشجويان و جوانان كابل برگزار شده بود، با سخنان احمد طارق مسئول مركز فرهنگي –اجتماعي "ما" آغاز گرديد، طارق ضمن خير مقدم به حاضرين،،هدف از برگزاري محافل فرهنگي توسط مركز فرهنگي "ما" و مراكز همسو را سهمگيري در جهت بهبود و ارتقاء وضعيت فرهنگي جامعه بخصوص جوانان كشور معرفي كرد.
اشراق حسيني مولانا را عارف استثنايي معرفي كرد كه سرماية علم اش را به آتش عشق كشيد و عاليترين انديشة بشري را از خود به ميراث گذاشت. اشراق حسيني از رخداد مواجهة خداوند گار بلخ با شمس به عنوان نقطة عطفي در زندگي او ياد نمود كه با گرفتن هدية عشق از شمس، دهانة كوه آتشفشان وجود و بال هاي عقاب انديشه اش از بند تعلقات آزاد گرديد و " سجاده نشين با وقاري " را به " سرحلقة بزم باده جويان " مبدل كرد. اشراق حسيني، مولانا را گوهر گرانبهاي فرهنگ خراساني معرفي نمود كه: حكمت فردوسي، دانش غزالي، شاعرانگي حافظ، اخلاق گرايي سعدي و جسارت حلاج را در خود جمع نموده، به قمار عاشقانه رو آورده و جزم گرايي را در برابر چالش قرارداده است. اشراق حسيني، فرياد هاي مولانا براي نفي تعصب، ترجيح باطن بر ظاهر، نوگرايي، چالاكي روحي، كثرت گرايي و درمانگري عشق براي عبور از " خودِبيگانه" به " خودِ يگانه " را الهام بخش خواند و اصيل معرفي نمود. اشراق حسيني تجربه هاي مولانا را نقطة عطف رويارويي آزاد انديشي در برابر جزم انديشي و قشري گري در حوزة فرهنگي ما خواند كه اگر پي گرفته مي شد حالا به اين پيمانه با آفت هاي شكل گرايي و مقدس مآبي بي محتوا گرفتار نمي شديم. اشراق حسيني افزود: پيام مولانا نه تنها براي ما انديشه برانگيز است كه در بيرون از حوزة فرهنگي ما نيز پر جاذبه و شنيدني مي باشد، به همين جهت است كه موريس بارس فرانسوي در پرتو شيفتگي مولانا، "عرفان درهمه اديان" را مطرح مي نمايد، آنه ماري شميل عرفان شناس جليل آلماني " شكوه شمس " راعرضه مي كند، جان هيگ دين شناس معروف طرح " پلوراليزم ديني " اش را از او وام و الهام مي گيرد، دكتور ويليام چيتيك "مقدمه اي بر عرفان مولوي " را مي نويسد، فرانكلين. دي. لوئيس " مولوي، ديروز، امروز، شرق و غرب " را تقديم مي كند، ژوليت مي بي " گنجينة معنوي مولانا " را پيشكش مي نمايد و كلمن باركس " جوهر شعري مولوي " را ارائه مي دارد كه به عنوان پرفروش ترين و محبوب ترين كتاب براي امريكائيان در مي آيد و همچنان شيفتگان ديگري مانند ويليام جونز، ويليام ردهاوس، وينفيلد، سی.ای. ویلسون، پالمر، ادوارد براون، رينولد نيكلسن و آربري مثنويات و رباعيات او را ترجمه ميكنند. اشراق حسيني تأكيد كرد: مولانا كه افتخار بلخ و خراسان است، حق بيشتري بر ما دارد، مي بايد در شناخت اش بيشتر از ديگران بكوشيم و با فرهنگ او بيش از اين دمساز شويم، راستي شبي و شب هايي با مولانا بسيار عزيز اند كه مي بايد پاس داشته شوند. در اين محفل محمد ناطقي يكي از فعالان فرهگي نيز سخنراني نمود، ناطقي پيرامون شخصيت معنوي و عظمت فرهنگي مولانا سخن گفت و از ايشان به مثابة نماد جاودان انسان دوستي و صلح ياد نمود. ناطقي مولانا را شخصيت بزرگي معرفي كرد كه از فرهنگ و فلسفه و عرفان اش درس هاي زيادي مي توان آموخت؛ موصوف نفي تعصب در مكتب مولانا را عمده ترين پيامي وي معرفي كرد كه مي بايد پيروان فِرَق اسلامي و اديان در جامعة بشري نه تنها آنرا جدي بپندارند كه به رويكرد اساسي شان در تعامل با يكديگر مبدل كنند. ناطقي اين انديشة مولانا كه تعصب را " خامي " و " جنيني " براي " خون آشامي "پنداشته براي صلح و همزيستي بسيار ارزنده خواند كه مي بايد طرد آن به يك فرهنگ مبدل شود. پس از آن صالح محمد ريگستاني عضو پيشين پارلمان افغانستان و عضو هيئت رهبري مؤسسة مطالعات و تحقيقات نبراس نيز به ايراد سخن پرداخت و مولانا را قلة بلند عرفان در تمدن اسلامي معرفي كرد. ريگستاني شكل گيري مكتب عرفان را موضع گيري سنگين عليه انحراف تأسف برانگيز دستگاه هاي خلافت اعم از اموي،عباسي و غيره از آموزه هاي راستين ديني تحليل نمود كه از همان آغاز حكايت از جدا شدن راه عرفاء با دنيازدگي حاكمان مدعي تدين و فقيه نمايان توجيه گر داشت. ريگستاني در بخشي از سخنانش مطرح نمود: عرفانِ مولانا، عرفانِ صلح و تسامح است كه براي فِرَق اسلامي و واقعيت هاي اجتماعي گوناگون اسوة الهام بخش به شمار مي رود؛ موصوف تأكيد نمود دمسازي با انديشه ها، آثار و اشعار مولانا علاوه بر اينكه در راستاي فربه سازي معنوي جوامع نقش ايفاء مي كند، در جهت بالندگي و پويايي فرهنگي آنها نيز تأثير مي گذارد. ريگستاني به اين نكته نيز اشاره نمود كه: همدم شدن با مولانا به مفهوم زمزمة اشعار مولانا نيست، مي بايد تجربه هاي عرفاني مولانا را فهميد و پيامش را به فرهنگ مبدل كرد. در اين محفل سيد حامد نوري نطاق برجستة راديو تلويزيون ملي و رئيس مركز آموزشي-پژوهشي نارون نيز سخنراني كرد و اشعاري از خداوندگار بلخ را دكلمه نمود. نوري مولانا را شخصيت بزرگي معرفي كرد كه كه نه تنها در زمان خودش پيام آور كثرت گرايي و تسامح ميان فرقه ها و فرهنگ ها بود بلكه در زمان ما نيز سخنانش "نو" و الهام بخش است. نوري بحث همنشيني معنويت و عقلانيت در زمان معاصر را جدي و واجد اهميت فراوان خواند گفت: عقلانيت جديد براي نَفَس كشيدن و اميد داشتن به همنشيني با معنويت ضرورت جدي دارد و معنويت شفابخش درد هاي تمدن عقلاني امروز به جز از عرفان مولانا چيزي ديگري نخواهد بود. نوري تأكيد كرد: حضور معنوي مولانا در آمريكا و اروپا كه گام به گام در حال گسترش مي باشد حكايت از اين دارد كه مولانا هم طبيب درد هاي زمان خودش بوده است و هم پيامش آرامش بخش درماندگي و آشفتگي هاي دوران هاي بعد از او نيز مي باشد، مولانا بي شك شخصيت عظيم و جاودان است و اين افتخار براي ما به شمار مي رود كه او بلخي و خراساني است. در اخير محمد محسن حسينيار نيز در رابطه با شخصيت الهام بخش مولانا صحبت نمود و پس از زمزمة اشعاري از مولانا بواسطة گردانندة محفل، مجلس اختتام يافت.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




شبي با مولانا، عنوان محفلي بود كه شام جمعه مورخ 13/ 3/ 1389 در بنياد فرهنگي –اجتماعي"ما" در شهر كابل برگزار شد.





