نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| دريــا دشت هـــاي ســوخته ی هلمـــند را ســیراب کـــرد! |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - گــــزارشـات |
| نوشته شده توسط جاويد روستاپور |
| جمعه ، 5 آذر 1389 ، 12:13 |
|
هنر فراتر از هر مرز های سیاسی و جغرافیایی است و تعريفي خاص براي این پدیده نمي توان تعیين كرد ، اما رسالت هنرمند همان رهنمود جامعه به سوي سعادت و رستگاري است که انجام اين رسالت را فرهاد دریا در دشت های هلمند با زیبایی به نمایش گذاشته است. فرهاد دريا با انگيزه ی خاصی درهلمند كه دود باروت و صداي تفنگ شهروندانش را خسته ساخته و كودكانش نيز لبخند را فراموش كرده اند، كنسرت را اجرا كرد كه واقعآ دستگاه رييس جمهور كرزي همراه با 43 كشور همپيمانش طي ده سال گذشته نخواستند یا نتوانستند انجام دهند، فرهاد دريا نشان داد كه اگر واقعا اراده یی وجود داشته باشد، وحدت ملی و ملت سازي نه با مردم فريبي بلكه با شیوه های دیگری عملی شدنی است. هلمند يكي از ولايات افغانستان است كه به عنوان پايگاه اصلي شورشيان طالب و منبع مواد مخدر مشهور است، اما فرهاد دريا در دشت هاي سوزان و بي آبي كه سال هاست در انتظار قطره آب صلح مي سورند رفت و براي هلمنديان برنامه اجرا كرد آن هم در ميان عامه مردم و بدون هراس!! از اينجا پيداست كه هيچ يك از كارگردانان اداره كنوني و آناني كه حامي اين اداره هستند در گفته هاي شان صداقت وجود ندارد و جنگ و بحرانی در این سرزمين به صورت برنامه ريزي شده ادامه دارد و مشكل و مشكل ساز همه در يك دايره هستند و تنها آن که مي سوزد همانا شهروند بي كس و كوي افغانستاني است كه سال هاست سرنوشتش به بازي گرفته شده و آموزشگاه فرزندانشان بازيچه بازي هاي سياسي شده است! تاريخ و نسب نامه شهروندان كشور را هميش همين سياست مداران و حاكمان به بازي گرفته و سده هاست كه تفنگ ابزاريست براي حكومت كردن و قبيله سالاران با سرنوشت شهروندان بازي كرده و خود بركرسي قدرت تكيه زده اند. اينجا جغرافيايی است كه حاكمان و زمام داران آن در ادوار متخلف فقط با احساسات مردم بازي كرده و خوشي و حق مسلم شان را تحت عناوين مختلف از ساکنان آن گرفته اند، گاهي با استفاده از اعتقادات مردم آنان را در تاريكي و محروميت نگه داشته و زماني نيز، زبان استدلال را در دهان مردم فقل زده اند تا مبادا گفته باشند، ( آزادي) اينجا سرزمينی است كه تاريخ اش وارونه نگاشته شده است و همواره شمشير و ستم جايگزين عقل و عاطفه ها بوده است. هنر را با شمشير مظلوميت بسته اند و در قربان گاه بي كسي مظلومانه شهيدش ساخته اند و هنر مند نيز با تيغ اتهام جهالت و كفر هميشه بسته شده و آواره ی بي دياري بوده كه حتا زبان حرف زدن را در دهانش آتش مي زدند. اما فرهاد دريا كه در هر بيت آهنگ هايش مي توان آب زلال را يافت، با اجراي كنسرتش در ولايت هلمند نشان داد كه همه مردم افغانستان به اصطلاح خارجي ها (هراس افگن و انتحاري) نيستند، بلكه هراس و وحشت و دهشت تحفه ي ناخواسته است كه براي سيه روزي مردمان اين ديار آورده شده كه در آتش اين همه بحران شهروندان سوخته اند، اما سياست مداران و حاكمان قدرت كباب شان را پخته كرده اند. فرهاد دريا كه درهمه آهنگ هاي طنين همدلي و همصدايی را زمزمه مي كند، براي وحدت وهمدلي شهروندان كشور كه سال هاست که در عطش صلح همی تپیند قدم به جغرافياي جنگ گذاشت و در دل دشت هاي سوخته هيرمند، با صدايش مردم اش را به وحدت و همدلي دعوت مي كند !! آري؛ فرهاد دریا به این صورت نام كشوري را براي جهانيان زنده ساخته كه ديگران از آن هميشه تصوير انتحار و هراس و افراطيت را در ذهن خود داشته اند، اما دريا درياگونه از اين ويران شهر، آرمان شهري ساخته و سلام و كلام مملو از مهرش را به جهانيان در لابلاي آهنگ هايش زمزمه مي كند، يقينا هنر پديده يی است كه فراتر از مرز هاي تصور و هنرمند همان خالق است كه خلق مي كند و عالمي به تصور وامي دارد. آب دريای هيرمند را سال هاست خشكانيده اند و در دشت هايش حتا پيچك مردار هم نمي رويد و رنگ همه فصل هاي اين سرزمين خاكي و دود آلود است، اما فرهاد دريا تبسم را هديه لبان كودكان هلمندي مي كند كه سال هاست با خنده وداع كرده و در مرگ تدريجي بسر مي برند، اما آناني كه خود را رهبر و حامي شان براي جهانيان قلمداد مي كنند، در شان و شوكت زندگي غرق شده و به مكتب سوزي ها و آموزگار كشي هاي كه از سوي شورشيان و مزدوران آن سوي مرز انجام مي شود، نيم نگاهي مسوولانه هم نداشته اند و شايد هم همين مكتب سوزي و آموزگار كشي ها را به نفع خود بيبنند و باعث بقاي قدرت شان شود؟! اما فرهاد دريا، که هنرش در اين جغرافيا هميش با چشم حقارت ديده شده و براي ديگران تصويری از شرارت و كفر تلقي شده است، مي رود در ميان جمع كلاني از هلمنديان آواز مي خواند و زمزمه مي كند، (با يك تن اتن كي مي شود) اين وطن بي ما وطن كي مي شود !! و شهروندان هلمند را با ساختن خانه و كاشانه دعوت مي كند و برايشان زمزمه مي كند كه اگر خشت پخته هم نداريم خدا گفته خشت خام را بر ديوار وحدت بايد گذاشت !! در حالی كه فرهاد دريا درميان هلمنديان داشت كنسرت اجراي مي كرد، اشك در چشم صد ها پیر و جوان و کودکی که در آنجا حضور داشتند حلقه زده بود و واقعآ صحنه ي جالبی بود كه از يك سوعظمت و توانايی هنر را نشان مي داد و از سوي هم انسان با احساس را واميداشت تا براي سيه روزي مردمی كه سالهاست در دام تزویر های بیشماری گیر مانده اند و با آن دست و پنجه نرم مي كنند بايد گريست و بايد گريست !!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




هــای با یک تـن اتــن کی می شود





