Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
حضــور شــریف ســعیدی درســه ســالــگی کــاروان شـــعر PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - گــــزارشـات
نوشته شده توسط کاروان شعر   
جمعه ، 16 ارديبهشت 1390 ، 13:07

حضــور شــریف ســعیدی درســه ســالــگی کــاروان شـــعرسومین سالگشت بنیانگذاری کاروان شعر با شرکت بیش از یکصد وپنجاه تن ازفرهنگیان وادب دوستان - ازشهرهای تورنتو، اتاوا، مسیساگا وکچینر- شام یکشنبه 30 اپریل2011 به گردانندگی هارون راعون درسالون چوپان کباب درتورنتو برگزارگردید.
حضورشریف سعیدی یکی ازشاعران توانا و مطرح افغانستان - که بدین مناسبت ازسوی گردانندگان کاروان شعر یک هفته پیش به تورنتودعوت شده بود - به محتوای برنامه شکوه بیشتری بخشید.

درآغاز؛ هارون راعون پس ازخوش آمد گویی به حاضران و ابراز سپاس از شریف سعیدی برای شرکت دربرنامه - غزل معروف سعیدی به نام "قطار" را به خوانش گرفت که احساس گرم حاضرین را بر انگیخت. هارون راعون همچنان از بنیادگذاران و اعضای گرداننده ی کاروان شعر که در جریان بیش ازسه سال گذشته با هم بوده و با همه دشواری ها و تنگناها این نهاد خود جوش ادبی را سر پا نگهداشته اند نام برده و ازهمکاری دیگر شخصیت های فرهنگدوست و رسانه های تورنتو با کاروان شعر؛ با قدردانی و امتنان یاد آورشد.

 پس ازآن؛ متن پیام داکتر صبورالله سیاه سنگ - نویسنده، شاعر، مترجم و پژوهشگر نامدار افغانستان - که در آن اهمیت وجودی کاروان شعر و کارکرد های آن با تفصیل و جزئیات بازتاب داده شده و به شیوه ی ادبی جذابی مورد ارزیابی قرار گرفته بود - به وسیله ی صبورصهیب قرائت گردید. (این متن درفیس بوک درصفحه ی کاروان شعرگذاشته شده است.)

 سپس فاطمه اختر مسوول کاروان شعر؛ گزارش کارکرد های کاروان را از آغاز بنیاد گزاری بدینسو ارایه نموده و با یاد آوری راه اندازی برنامه های ماهانه ازبخش های چون خوانش شعر از سوی شاعران تورنتو، نقد حضوری سروده های برخی ازشاعران، برنامه ی ویژه ی طنزشعری، ارزیابی شعر و گرامیداشت برخی ازشاعران نام آورکشور، بررسی شعرسیاسی افغانستان، بررسی شعرحوزه های مختلف شعری افغانستان و شاعران افغانستان درایران، دعوت از شاعران و نویسندگانی چون داکتر سیاه سنگ، شکرالله شیون(دوبار) ظهورالله ظهوری و نیلوفرظهوری، سهیلا حسرت دوستیار و شریف سعیدی در برنامه ی شب شعر - سخن گفت.

 پس از آن؛ ربانی بغلانی زندگینامه ی شریف سعیدی را قرائت نموده و پس از ارایه ی برداشت های خویش از جایگاه، کیفیت هنری و ویژگی های شعر سعیدی - وی را به حاضران معرفی کرده و از او خواهش نمود تا رشته ی سخن را به دست بگیرد.

 شریف سعیدی نخست ازدعوت صمیمانه ی گردانندگان کاروان شعر ابراز سپاس نموده و اظهارداشت که سفر او به تورنتو نسبت به همه سفر های دیگر وی لذت بخش تر و خاطره انگیزتر بوده است. سعیدی ضمن ارجگذاری به نقش تاثیر گذار کاروان شعربه مثابه ی نهاد بی بدیلی که در این گوشه ی جهان برای پاسداری از ادبیات ومیراث های فرهنگی ما فعال است گفت: در راستای رشد شعر در درون و بیرون کشور ما عوامل بازدارنده و دشواری های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی وجود دارد. ازاین رو نقش دولت ونهاد های رسمی به مثابه فراهم آورنده ی زمینه ها وامکانات برای رشد هنر و ادبیات ازجمله شعر - ازاهمیت بنیادین برخوردارمی باشد. درشرایطی که ما ازداشتن چنین پشتوانه ای بر خوردار نیستیم؛ وجود نهاد ها و انجمن های خود جوش در واقع همان نقشی را ایفا می کنند که دولت ها باید انجام دهند. اگر کاروان شعر را به یک دولت ادبی شبیه کنیم، بی مناسبت نخواهد بود و من خودم را شهروند این دولت اعلام می نمایم.

بعد؛ شریف سعیدی به خواندن سروده های خود آغاز نمود که یک ساعت را دربر گرفت. زمانی که سعیدی یکی ازسروده های بلند خود را که بازتاب دهنده ی درد گمگشتگی هویت ما بود و بار عاطفی شدیدی داشت می خواند - شماری ازحاضران حساس را منقلب ساخت. شعرخوانی سعیدی با ابراز احساسات گرم و کف زدن های پیهم استقبال گردید. درپایان، به عنوان سپاس و قدردانی، تحفه ای به رسم یادگار از جانب کاروان شعر به سعیدی اهدا گردید که ازسوی وی با صمیمیت پذیرفته شد. سپس، احسان پاکزاد با خواندن چند سروده ی خود - که با چاشنی ظرافت های ادیبانه ای همراه بود - فضای محفل را نشاط وگرمای بیشتربخشید؛ خصوصا مناظره ی منظوم ایشان با شاعر توانا زیر نام مستعار خورجین غم. همچنان کبیربختیاری با قرائت غزلی ازخود که با دیکلمه ی هنرمندانه و شور انگیزی انجام داد؛ حاضران را به کف زدن ها واداشت.

در بخش دوم برنامه، احمد عاکفی یک تن ازشاعران و دیکلماتوران با ذوق - و همکاردایمی کاروان شعر - نیز یکی ازسروده های شریف سعیدی را با شور و گرمای ویژه ای خواند.

 در بخش موسیقی، جوان هنرمند و تبله نواز چیره دست - قیس الفت - که تازه از سفر هندوستان با دستاورد لقب استادی در هنر تبله بازگشته است؛ با اجرای تکنوازی های شورانگیز خود، حاضرا ن را شاد ساخت. همچنان زوج هنرمند هندی وشاگردان استاد مهدی حسن - منی سبحانی وافضل سبحانی - ونیز فرشید یکی ازآوازخوانان جوان به هنرنمایی پرداختند.

دراین بخش همچنان نوجوان هنرمند - بهزاد فرخاری - با خواندن دوپارچه غزل، حاضران را نسبت به توانایی هنری و آواز گیرای خویش، به شگفتی و تحسین وا داشت. به همین مناسبت، به این جوان مستعد از سوی کاروان شعر تحفه ی یاد گاری اهدا گردید.

در آخر، پانزده تحفه به خوش چانس های برنامه تهیه دیده شده بود که به حکم قرعه انتخاب گردیدند.

 فعالیت بخش تصویربرداری برنامه را داکتر پارسا افغان، همکارفعال کاروان شعربه دوش داشت.

گفتنی است که همکاری صادقانه و بی دریغ حاجی فدا محمد الکوزی، مالک رستورانت چوپان کباب، از سوی گردانندگان کاروان شعر، مورد سپاس و امتنان قرارگرفت. برنامه درحوالی یک نیمه شب پایان پذیرفت.

 برای دیدن تصویر های محفل، لطفا روی لینک زیر فشار بدهید



https://picasaweb.google.com/karwanesher/KarwanESher3rdAnniverssary?authkey=Gv1sRgCM7T2OHvzYatwgE&feat=directlink

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • یکتن از حاضرین در محفل همانشب

    خطاب به گردانندگان کاروان شعر یادآور میشوم که در شب تشریف آوری آقای سعیدی در سومین سالگشت کاروان شعر ، مسئولین محترم یا قافله سالار کاروان، اندکی رفیق بازی کرد. مثلا، قبل وبعد از گفتار و قرائت اشعار از سوی محترم سعیدی که واقعا زیبا و بجا بود، وقت بیشتر را به دوستان نزدیک خود داد، وبه غیر از آقای بختی اری که همان یک شعر به خوانش گرفت، آقای پاکزاد و عاکفی زیاده روی کردند. اول اینکه آقای پاکزاد بر علاو ه مقدمه چینی و قرائت یکی از اشعار خود، خورجینِ خورجین غم را بر مرکب خودستائی به همراه آورده بود که و قتِ زیادی را صرف خواندن آن چهاربیتی های مشاعره آمیز خود با خورجین غم کرد وباید این وقت به شاعران حاض ر دیگر مجلس داده میشد. همچنان آقای عاکفی که از طرز ایستادن وخواندنش پیدا بود، به قول مولانا، " چ ون کشتی بی لنگر کج میشد ومج میشد" بازهم یک شعر تکراری آقای سعیدی را که خودش هم در همان شب قرائت فرمود، مجددا به زور به خورد حاضرین در این گردهمآئی فرخنده داد، برعلاوهء آن، جند بیت دیگر را نیز خوان د که او هم وقت بیش از آنچه که باید میگرفت را، صرف خواندن سروده های تکراری کرد.
    بنده پیشنهاد میکند ک ه در محافل آینده باید آقای هارون راعون و گردانندگان محافل کاروان شعر به مسائل یاد شده توجه جدی مبذول دارند.
    با احترام
    یکی از حاضرین در سالگشت سه سالگی کاروان شعر که به قول محترم سعیدی " گل بر سر گل، بر سر گل، برسرگل بود" و هنگامیکه که به حوله یا همان جان پاک از حمام برآمد، همه جایش زیبای ز یبا ولی پیراهن خوابش در قسمتهای یادشدهء اندامش که قبلا روی آن صحبت شد، اندکی شُل بود.
  • ناشناس
    دو بيت سيغه دو پيك شراب جانانه
    سزاي شعر دو چوپان كباب جانانه

    دو دانه شاعر اشكم، دو تا خليفه اي م دح
    سياه شريف و صبور سياب جانانه
  • ناشناس
    in ogae pakzad dar hama mahafil mardom ra khasta mekonan, wa degar inki pol dokholi ki az qabl ihlan nakrda bodan izafa ter az pol cansart farhad darya bod, in ham yak nao chalaki karwan shehr waqti m ardom ra dawat mekonid bayad pol nagired, wa pol bayad az ahzae karwan jam shawad na iki sarporaiz s akhta dar dehan darwaza az yakhanat begirand ki pol beda, man ki ba khater ishterak dar in mahfil az janib chand tan az azae in karwan dawat shodam majboran raftam ham waqtam masraf shod wa ham polam wa charandeyat oqae pakzad sar dard ham shodam
  • گل علم  - تجاهل عارفانه اخسان پیکزاد و پارون راوون

    من هم درانروز وشب از اشتراک کننده ها بودم .براستی که خودسازی های غیز شاعرانه وخودنمایی های احسان پاک زاد که گاهی خودرا مجاهد میگوید، گاهی با رفیقای کاروانی پیک بالا میکند وبیشتر ازان همه سامعین را بیسو اد فکر کرده بسیار به جهل مرکب خود غره شده همه ره خسته میسازد.آنقدر گپ میزند تا دل خودش بمیرد. عاشق ص حبت خود است. باز خوارکان هارون راعون با او وصهیب و فاطمه بسیار شرم آور است. این دیگر کاروان نیست. یک فاحشه خانه است. حیف اقای سعیدی که خودرا سبک ساخته با اینها یکجای شده و یک هفته عمر قلندرانۀ خوده در آغل آقای راعون گذشتانده است. حیف. حیف. تاسف به حاجی فداالکوزی مالک چوپان بانکویت هال که فریب این ها ره خورده و بانکویت هال خوده داده است. آمیزش او با این مردم به ضرر بسینیز او اس. منکه بدعوت دوستی رف تم هم پول از ما گرفتند و هم کار های غیر شاعرانه وسبک آنها مارا خیلی خسته ساخته بود. متاسفانه که کارو ان شعر نیست .کاروان قیر است. به همان علت بود که استاد سیاه سنگ در نامۀ که بفرمایش کاروان ساخته بود ح تا اینها را شاعر هم نه نخوانده است. بلکه به نام ( ستایندگان سرود وسخن نام برده است). همه اینها مثل ت رکی فقید(؟؟!!) کشتۀ (شــــــــــهـــرت) هستند. البته کدام عقدۀ کمبودی دارند که این کا ررا میکنند. ور نه برای هر شاعر شعرش کفایت میکند که اورا به مردم بشناساند.
  • شریف
    حیف وقتت بیادر که از کاروان شرابخوران گپ زده ای. اینا به گپ نمیارزند.
  • افغان
    شریف سعیدی به کاروان کف کرد
    به شعروطنزوکنایه برای شان پف کرد
    برای اینکه رهش دوروکاروان کوراست
    دعای خ یری به الفاظ آن خروشچف کرد
    و بهر تقویت دوستان مرغوبش
    دوباره بوسۀ کرده بروی شان تف کرد.*

    ........... ............................
    * از همان تف های پخصۀ ساخت سویدن.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 49 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.