نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| هــم آوای نیـــلاب |
|
|
|
| فــــرهنگی - کتـــابخـــانه خــــاوران |
| نوشته شده توسط ربانی بغلانی |
| شنبه ، 25 دی 1389 ، 17:16 |
|
یک سحــر آیی وببینی کــه من
سروده های این دفتر درقالب های گوناگون پرورده شده اند ولی جانمایه ی یگانه ای دارند. درکلیشه های کلاسیک از غزل وقصیده، مثنوی ورباعی ودوبیتی گرفته تا قالب های نیمایی و سپید وشعرمنثور- که شاعرازهمه ی آن بهره برده است- روح نوگرایی وخلاقیت را می توان مشاهده کرد. این ویژه گی در تجربه های آغازین شاعر- مجموعه های"زمزمه های آبی"و"بوسه گاه عاطفه" - نیز چشمگیر است، ولی در دفتر سوم به خصیصه ی اصلی شعر او مبدل گردیده است. شاعردرراستای" ترانه ساختن زندگی وبه شعرآوردن روزگار" کوشیده است از شیوه های وامگیرانه ودنباله روانه بپرهیزد وزبان وپردازش ویژه ی خود را شکل دهد. گواهان زیادی دراین اثرمی توان یافت که راه مستقل شاعررا نشان می دهند. شیوه های مستقل ترکیب آفرینی وتعبیرسازی شاعر؛ خودرا دربسیاری ازسروده ها می نمایانند. به گونه ی مثال درپارچه ی بلند "همه درارغنون دره پیچید " مانند: طوق شدن هوس درگردن آدمی، بستن دست یأس درخواب، جفت وتاق شدن قریه با کوچبدن های ییلاقی، دوختن چاک سینه با سوزن فهم ودانش و... یا: عبور از لحظه های نور، شکوه لطف حضور و نوای نیایش دم آب؛ در پارچه ی "واژه ی عشق" همچنان: خوگرفتن حس درجوهر نعنا وخستن ازالفت مسواک، سوختن گلو ازدود سرمه ی روزگار – درپارچه های "خسته"و "پاییز حضور". پنجشری در شعر های دو مجموعه ی پیشین خود؛ گاه به روش به اصطلاح "متکلف" به تصویر سازی پرداخته است؛ چنان که بسیاری ازتصویر های وی به صورت هفت خانه ای (تودرتو) ومزدحم وسر سام آور؛ ساخته شده اند. اما مثل آن که او با اگاهی ازاین عیب؛ آن را کنارگذاشته ودردفترسوم تکرار نکرده است. این روزه ناموزونی وافت وخیزسهل انگارانه ای درکاربسیاری ازشاعرانی به چشم می خورد که مجموعه از پی مجموعه بیرون میدهند. این بی پروایی به ذوق خواننده ی شعرشناس ضربه می زند. درشعر سعادت پنجشیری به کمتر مواردی برمی خوریم که درآن زبان وتخیل واندیشه ازهم گسیخته باشند. پنجشیری کاخ سخن خودرا روی پایه های این سه عنصر اصلی وهستی بخش شعر- زبان، تخیل واندیشه - استوارنگهداشته است. یکی ازممیزات دیگر کار پنجشیری این است که درگیر بازی میکانیکی با الفاظ نشده وتن به تفنن نسپرده است. هرسروده ی او چیزی برای گفتن ونشان دادن دارد وبینشمندی شاعررا نمایش می دهد:
همه عنوان ها بالای خط اند؛ اما صلح عنوانی است پایین خط. یا: واینک جاده راازسرگرفتیم اول را باز از آخر گرفتیم شب دیجور نارفته به پایان غروب دیگری ازسرگرفتیم
در پارچۀ "هزارۀ دیگر" چنین می خوانیم: تاریخ را شلاق زدند سکوت را تقدیر کردند که تاج ترکتباری برسر نهاده بود والفبای پارسی را هجا می کرد زهدان زندگی را دوختند تا فرزند فرزانۀ نزاید وابی سینای دیگری نیاید هربینای را در رحم مادرکور میکردند تا کوران را عصایی نباشد
چشم باز کردم ؛ هزارۀ گذشته بود اما دیدم که هنوز: هویتم را انکار می کنند زبانم را می برند و پنجرۀ دیدگانم را می بندند تا آن سکوت را از سر گیرم
آیا هزارۀ دیگری را چنین آغاز است؟ با این رشد جهشی که سعادت پنجشری دراین سه چهارسال داشته اسـت؛ به نظر می رسد که تا سال دیگر شاهد چاپ چهارمین مجموعه ی شعراو خواهیم بود. |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




"از لحظه ها تا واژه ها" سومین دفتر شعر سعادت پنجشیری نشان می دهد که این سرود گر نوجووسخت کوش به راستی ازلب هرغنچه صدا کرده است.





