نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نگـــاهی به مجمــوعه ي شــعري «مهــرهء مهــر» و گپ و گفتــی با مــروه سبحـــان |
|
|
|
| فــــرهنگی - کتـــابخـــانه خــــاوران |
| نوشته شده توسط جاوید روستاپور |
| پنجشنبه ، 23 تیر 1390 ، 13:00 |
|
شعر های که در کتاب مهرهء مهر جمع آوری شده هرچند در آن سوی مرزها (لندن) نوشته شده اند، اما بیشتر احساس آنچه در جامعه و گرد و برما می گذرد به گونهء عاطفه آمیز سراینده به آن ها اشاره نموده است که در واقع می توان تعریف واقعی شعر و رسالت اصلی شاعر را در این مجموعه کماکان احساس کرد. شاعر در بخش سوانح خود از آواره شدنش سخن گفته است، او گفته است نخستین شلاق ناسازگاری زمان بر وی هجرت از وطن (افغانستان) بوده است و در کشور ایران نیز با فراز و فرود های فروان زنده گی دست و پنجه نرم کرده است که این همه را در اشعارش می توان به خوبی دریافت. عشق به وطن، مهر ورزی به انسانیت و انسان گونه زنده گی کردن و همدیگر پذیری از مواردي هستند که در شعر های مهرهء مهر به خوبی انعكاس يافته است، اما چیزی دیگر که از ویژه گی غزل های مروه سبحان در این مجموعه خواننده را به تعمق وامی دارد این است که وی بر خلاف دیگرشاعران جوان، شعر هایش گه گاهی جنبه تصوفی دارد. احساس زنانه گی نیز یکی دیگر از مسایلي است که در شعر های بانو سبحان ديده می شود و خودش نیز با این نظر موافق است که احساس زنانه گی را در شعر هایش بدون این که بر آن تاکیدی داشته باشد بعد از سرایش هر شعرش در یافته است و این را نیز یک امر طبعی در اکثر بانوان شاعر می داند. در گفتگو کوتاهي که با بانو مروه سبحان داشتم در یافتم که این شاعر جوان بسان دیگر شهروندان کشور از اتفاق ها و حادثات انجام شده طی سه دهه پسین در کشور سخت ناخشنود است، او در پاسخ به پرسشی گفت: " نخستین جرقه های سرایش شعر در ایران به سراغش آمده است،هرچند وی در مورد این که عامل اصلی شعر گفتن و سر انجام شاعر شدن به معنای واقعی را اظهار نکرد، اما درد تهی دستی و دوری از یار و دیار آدم ها را دردمند و عصاینگر بار می آورد که می توان یکی از این نمونه ها بانو مروه سبحان را مثال داد. از مروه پرسیدم که قبل از آن که قدم بر جغرافیای سبز و همیشه بهار شعر بگذارد و احساس و عاطفه اش را بر روی کاغذ بریزد، باکدام کتاب ها بیشتر انس داشته و از اشعار کدام شاعر اثر پذیر بوده است ؟ او گفت: " هر آنچه از خامه نویسان و اهل قلم زبان فارسی دری بر دستش می خورد آن را مرور می کرده است، اما الهامی برای سرایش شعر به گونه واقعی را از خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی گرفته است که با خوانش اشعار حافظ احساس می کرده خودش نیزی چیزی برای گفتن در قالب موزون دارد و این احساس به مرور زمان در وی به باور تبدیل شد ه است که باید شعر بسراید و آنچه به عنوان شعر احساس می كند آن ها رابر روی کاغذ بنویسید. درپاسخ به پرسش دیگری گفت: " سرودن شعر را زبانی برای بیان احساساتش می داند و تصریح داشت که به قول بزرگ مردان ادبیات شعر هایش الهامی است برای خویشتن تا آنچه می اندیشد آن رابه زبان دیگر اظهار کند. در چند شعر بانو سبحان بوی سیاست زده گی را دیدم و او از ناملایمات زندگی شهروندان که عامل سیاست زدگی داشته است به گونه شکوه کرده است. بانو سبحان در خصوص این موضوع که دنیای شعر با سیاست چه ربطی دارد به این باور است که در اکثر جوامع شرقی، شعر و سیاست از همدیگر جدا نبوده است و خواسته یا ناخواسته سروده های شاعران گه گاهی بوی سیاست می دهد. او استدلال می کند که شاعران اکثر در اشعار شان درد و رنج ملت ها و مردم خویش را بیان می کنند و این درد و رنج در بیشتر موارد از سیاست های نابجا و خود خواهانه سیاست ورزان ناشی شده است از این رو بیان واقعیت ها در شعر و بیان درد و رنج یک ملت که عامل آن در بیشتر موارد سیاست مداران و دولت مردان هستند باعث می شود که شعر خواسته یا ناخواسته با مسایل سیاسی بر بخورد و به سخن دیگر قلم در قالب شعر به نقد سیاسی سیاست مردان می پردازد که شاید در بعضی اشعار هدف شاعر نقد نباشد بلکه آنچه اتفاق افتاده آن را بیان کرده اما به گونه این اظهار کردن های شاعران تبدیل به نقد ناخود آگاه یک روند، یک جریان و یا هم یک دولت شده است!! – اما من همواره تلاش کرده ام تا در شعر هایم از آوردن مسایل سیاسی پرهیزکنم. اما این شاید برای خود بانو سبحان تا کنون مورد توجه نبوده باشد، ولی برخی از شعر های این شاعر جوان خواننده را متوجه می سازد که نابسامانی زندگی شهروندان کشور ریشه در بیشه سیاست زده گی جامعه دارد. از بانو سبحان پرسیدم با چاپ این مجموعه شعری شان چی احساسی دارند؟ او با نگرانی گفت: " به نظرش چاپ شدن این مجموعه بار سنگینی را بر دوش وی می گذارد زیرا به پنداشت وی، زیرا قدم گذاشتن در دنیایی ادبیات مسوولیت گرانی برای آنانی که خود را نسبت به فرهنگ و ادبیات کشور شان مسوول احساس کنند به حساب می آید. وی می گوید؛ سرودن شعر را به گونه غیر حرفه یی و تخصصی اغاز کرده و در این بخش به جز از تشویق دوستانش، استاد و یا راهنمای نداشته است، از این رو تلاش بیشتر خواهد کرد تا بتواند شعر هایش دارای هدف و پیام باشند و در قسمت پویایی زبان تا آن جا که برایش مقدور است سعی خواهد کرد تا از کلمات ناب و خالص فارسی دری استفاده کند. مروه سبحان هم اکنون با خانواده اش در لندن زندگی می کند، اما ادعا دارد که روح و روانش همیشه در جغرافیای افغانستان بوده و برای وطن و شهروندان کشور می اندیشد. این نمونهء از سروده های وی کی مثل خودت! گه خنده و گه گریه کنم عادتم اینست گه ناله و گه شکوه کنم شهرتم اینست در خانه ی چشم تو مرا جای نباشد شاید ز فلک بخت من و عزتم اینست یک عاشق بی روی و ریا مثل خودت من تعریف چرا ؟ ذات و من فطرتم اینست یک جرعه ننوشانیم از جام دو چشمت من تشنه ی لطف توام و حسرتم اینست در روز ازل خاک من از عشق سرشتند با خون دل آمیخته و قدرتم اینست در گرد و برت تا که بیبینم ز رقیبان یک لحظه تحمل نکنم طاقتم اینست کامم ندهی،رنج و عذابت به من از چیست؟ شمشیر بر آر سینه بدر،راحتم اینست
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




«مهرهء مهر» نخستین مجموعهء شعری بانو مروه سبحان شاعر تازه کار و ژرف نگر است که شامل 123 شعر در136 صفحه با طرحی روی جلد از استاد وهاب در ماه جوزای سال 1390خورشیدی در ایران به چاپ رسیده است.
شود، این است که شاعربیشتراحساسش را در قالب غزل و شعر های موزون بیان کرده است و همه اشعار چاپ شده، در این مجموعه موزون در حالی که آنچه در بازار افکار اهل ادبیات و شعر امروزی به خصوص جوانان شاعر وشاعر منش که اکثرشان با اشعار سپید و سپید سرایی خود را عجین شده می دانند،
اما با نو مروه سبحان آنچه احساسات درونی اش را ساده تر در قالب های موزون بیان نموده است، آنچنان که خودش اظهار داشته که با قالب های سپید کمتر آشنایی دارد.





