نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| معــرفی کتــاب معـــارف عصــری افغــانســتان |
|
|
|
| فــــرهنگی - کتـــابخـــانه خــــاوران |
| نوشته شده توسط وحید مژده |
| شنبه ، 11 تیر 1390 ، 16:20 |
|
این کتاب دارای شش فصل است که در پنج فصل نخست، نویسنده به روند شکل گیری و پیشرفت معارف عصری از آغاز قرن بیستم میلادی تا دهۀ نخست قرن حاضر پرداخته و در فصل واپسین، حالت موجود آموزش و پرورش را با چالش های فرا راه آن به بررسی گرفته است. خواننده وقتی کتاب را می گشاید و فهرست مطالب را از نظر می گذراند، در نگاه نخست در می یابد که نویسنده درجمع آوری مطالب کتاب زحمت زیاد برخود هموار کرده است و حاصل این زحمات کاری است که تاکنون به این نظم و ترتیب در کشور ما سابقه نداشته است. وقتی نویسنده جای پای معارف عصری در افغانستان را پی می گیرد، به سال 1875 میلادی بر می گردد که در دورۀ امیر شیرعلی خان برای آموزش شهزاده ها و فرزندان درباریان مکتبی در بالاحصار کابل تاسیس شد و با نقل قولی از مرحوم سید قاسم رشتیا که "امیر شیرعلی خان مطابق پروگرامی که سید جمال الدین افغانی به وقت ترک وطن به او تسلیم کرده بود مکاتب ملکی و عسکری را برای بار اول در مملکت اساس گذاشت." وقتی زمان این آغاز را با تاریخ آموزش و پرورش در سطح جهان مقایسه می کنیم در می یابیم که چه زمان طولانی سپری شد تا ما به دنبال این قافلۀ رفته گام در راه نهادیم. در جهان غرب سال های بین 1815 الی 1945 یعنی یکصد و سی سال، سال های شگوفایی تمدن علمی و فنی وتوسعۀ استعمار در بخش های مختلف از جهان به خصوص در قاره های آسیا و افریقا بود. از سال 1815 به بعد، آموزش و پرورش نوین در غرب از سیستم آموزش کلاسیک قرون وسطایی بیرون شد به این معنی که آموزش منحصر به خواص باقی نماند بلکه فرزندان عوام نیز فرصت دسترسی به آموزش را یافتند. هرچند سابقۀ آموزش در کشورهای غربی هم ریشۀ مذهبی دارد و از کلیسا و مدارس مذهبی آغاز شده است همانگونه که در کشورما از قرن ها قبل این مهم را مسجد و مدرسۀ دینی به دوش داشت و هنوز هم دارد، اما فرقی که آموزش مسجد و مدارس دینی مسلمانان با آموزش در کلیسا در قرون وسطی دارد این بود که در یک دورۀ طولانی، آموزش سواد و مسایل دینی در کلیسا بیشتر به یک قشر خاص اختصاص داشت و عامۀ مردم را به آن راه نبود. درحالی که در اسلام به خاطر عدم محدودیت، اقشار مختلف مردم برای آموزش به مساجد و مدارس دینی دسترسی داشتند زیرا از نظر اسلام طلب علم فریضه است و هر مسجدی در کنار اینکه مکانی برای عبادت است، محلی برای آموزش متون دینی و حتی ادبی نیز هست. هرچند آغازگر این حرکت آنگونه که از کتاب معارف عصری افغانستان بر می آید امیر شیرعلی خان است اما با توجه به اینکه آموزش علوم عصری در این دوره هم عمومیت نداشت بلکه به خواص منحصر بود پس می توان گفت که با وارد شدن به این دوره در سال 1875 میلادی هم در حقیقت ما وارد دوره ای شدیم که بی شباهت به دوران آموزش قرون وسطایی در غرب نبود. آغاز عمومی شدن تحصیل عصری به سال 1903 برمی گردد که امیر حبیب الله خان به تاسیس مکتب حبیبیه همت گماشت. هرچند در این دوره هم برای فرزندان طبقات بالای جامعه امکان تحصیل بهتر مساعد بود. پس می توان گفت که آموزش عصری در افغانستان از سال 1903 یعنی 88 سال پس از عام شدن در اروپا آغاز شد. یعنی ما زمانی به این کار پرداختیم که سه نسل اروپا به این شیوه آموزش دیده بودند و در قرن نوزدهم تاکید بیشتر بر آموزش علوم طبیعی و ساینس بود. باید به خاطر داشت که نه تنها افغانستان بلکه کشورهای دیگر به خصوص کشورهای اسلامی نیز خیلی دیر تر به این راه گام نهادند و این یکی از دلایل مهم عقب ماندگی مسلمانان است. در جهان غرب نیز آموزش زنان و مردان به صورت همزمان آغاز نشده است. سیر تاریخی آموزش زنان در افغانستان روی مسایل سیاسی در کشور تاثیر داشته و عامل تقابل های فراوان از سال 1920 الی 2001 بوده است. هشتاد سالی که در کشورهای دیگر حتی کشور های اسلامی زنان به پیشرفت های زیادی نایل آمده اند. هرچند فاصلۀ زمانی میان ایجاد مکاتب عصری برای مردان و زنان در افغانستان زیاد طولانی نیست اما این روند مستمر نبوده بلکه با انقطاع توام بوده است. در مورد آموزش عصری زنان افغان، نویسندۀ کتاب معارف عصری افغانستان به شرحی مبسوط پرداخته و تاریخچۀ این کار را از 1920 به بعد پی گرفته که بحثی تاریخی است. تاریخ نمی تواند از سایر رشته های علوم انسانی مستقل به بررسی گرفته شود و تاریخ آموزش و پرورش در کشورما نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد. این همان کاری است که نویسندۀ کتاب به خوبی به آن پرداخته است. بعد دیگری که این کتاب را به عنوان یک مرجع قابل اعتماد در بررسی مسایل مربوط به تعلیم و تربیت در افغانستان برجسته می سازد آمار و ارقامی است که نویسنده با استفاده از منابع موثق ارائه می دهد و نشان از اهتمام نویسنده به ارائۀ یک اثر پروهشی مورد اعتماد دارد. در مجموع می توان گفت کتاب معارف عصری افغانستان گامی تحقیقی در عرصه ای است که تاکنون به این شیوه به آن پرداخته نشده بود. من مطالعۀ این کتاب را به خصوص برای دست اندرکاران آموزش و پرورش در کشور از ابتدایی تا عالی توصیه می کنم و بی جا نخواهد بود تا اگر این کتاب به شکل یک متمم درسی در دارالمعلمین ها نیز شامل نصاب تعلیمی گردد.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




نام کتاب: معارف عصری افغانستان





