نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| همــه از آن خدایئــم و بــازگشت همــه به ســوی اوست |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - پیـــــام هــــا |
| نوشته شده توسط فضل الله زرکوب |
| شنبه ، 29 آبان 1389 ، 15:18 |
|
بعداز عرض ادب واظهار ارادت: به هر حال درین شکی نیست که مرگ یک قانون بی تغییر و بی تبدیل خداوندی و شیوه معمول در طبیعت است، بناءً جز تسلیم ورضا در برابرقضای خداوند گزیری نیست، اما آن چه که دل انسان را به درد می آورد همانا مرگ دوستان وعزیزانی است که دل انسان در گرو آن هاست، که هر چه باشد دل انسان به درد می آید و آدم به نوحه و گریه می پردازد. سنگینی بار شنیدن خبر مرگ این بزرگوار برای شما در عالم غربت خیلی دردناک و سنگین است، هر چند گریه و ناله در شرع جواز ندارد ؛ لیک از روی مسلمانی و کوی مرحمت سعدی (رح)
لطف کنید پیام تسلیت و همدری من و خانواده ام را به تما م خانواده و دوستان برسانید و درین اندوه شما خود را شریک می دانم. امید وارم غم آخر تان باشد و خداوند تحمل این درد و داغ را برشما و سایر دوستان و بستگان آسان بگرداند. و فرجام سخن برماست که مرگ این بزرگمرد را که تکیه گاه شما بود، و عمری در خدمت جهاد و مبارزه بود ضایعۀ بزرگ برای دوستان و عزیزان شمرده و در عزای آن مرد مجاهد سوگوار باشیم و در فقدان ابدی چنین مردی که جوانمردانه زیست و وظیفه پدری اش را به خوبی انجام داد، و در ادای وظیفه اندکی تقصیر از خود نشان نداد، و اینک به خاک سیاه نامرادی رفت، قطره اشکی را بر مزار آن روان شاد نثارکنیم و برلوح مزارش بنویسم :
در سوگ پدر نمیدانم چـــرا شد خیــره چشـمـم؟ نمیــــدانم نمیـــــدانـــم خــــدایــــــــا که ازســـــوزغــم کــی در گـرفتـــم؟ چرا این کـوره ای ســــوزان تنــم را سـراپا شعــله زد خاکستــرم ساخت؟ *** نباشد کین سپـــــــاه ترس و وحشت مرا از مـــرگ بــــا بــا یم بگویــــد! مرا با خـود بـرد در بی کسی هـــــــا به تنهایی به تــاریکی به عِـــزلــت *** برو ای مـرگ ای دیـــــو ستمگـــــر مبـر از من خـــــــدای قــــــدرتــم را مرا بـــا بـــای من بـابـای من نیست مرا نــور خــــدا داد است، ای مرگ بــرو ای مرگ دست بـــردار از وی مبـــر تــــــو چلچـــراغ کلبــــه ام را صفای قلب و شــــان و شوکتـــم را *** پــدر بر خیز بر گو کین دروغ است ترا دست فلـک با خــــود نبـــردست تو اینجـا با منی بـــا من پـــــدر جان بگیر دستم که بی تـــو تـــرس دارم *** مگــوئیــــد ای خــــداونــــدان الفت که از مهر پــــدر محـــــروم گشتــم مگـــوئیــــدم که دیگــــر تا قیـــامت من آن گنــــج ازل را مـــی نبـینـــــم *** تــو رفتی ای پــــدر ای مهربـــــانم بـه دنیـــــای ابدیت پـــــا نهــــــادی روانت شـــــاد بـــــادا ای مسافـــــر مبــــارک بــــــاد بـــر تو خانـهء تو
مبـــــارک بـــــاد فـــردوس بــرینت بهشت اسمــان بـــــاشــــد زمیـــنت شعر از (انیسه وهاب) * * * و به جهت تسلی خاطر عزیز شما این سروده آقای فضل الله زرکوب را پیشکش شما و دوستان عزادار می کنم.
در سوگ این برگ..... پاییزان در سوگ بی پناهی درخت ها و سرگردانی بی نقطۀ جویباران وقتی برگ ها ی رانده شده از خلوت گرم خود به دور خویش می پیچند به یاد کدامین لحظه می افتی؟ آه! ای تندیس های نسل سونامی آوارگی سنگ پیل اوگن کدامین صیاد کور بال های نورستۀ ظریف خانگیان را نشانه گرفت؟ و تو..... که چشمان تشنه ات آخرین نیزۀ آفتاب را به مبارزه می طلبید و پلک های شب زنده دارت تولد یلدایی ترین افق را در بستر رمان آرمان های ملکوتی می سرود و تو..... ای شط پرشتاب نجابت که نجوای پویش زلالت غرور هریرود را تا انتهای آمو به مدد بر می خاست. و سبزی؛ داستانی بود پلوش دستان پر طراوتت را و تو.... ای که سپیده بی دستخطت یارای عبور از روزنه ای را نداشت و شب های مهتابی إلاهۀ زیبایی با انگشتان ظریفش تن تنهایت را نوازش می کرد اینک در سرزمین سکوت از آن گوشۀ دنج آرام تنهایی دست های لرزان هم نسلانت را در رصد خانۀ پیر سمرقند فریاد کن شاید او برخواند که کدامین گردنه در پیچاپیچ این کوهپایه های غربت کاروان آبستن فریاد بی آواز ما را خواهد بلعید * * * میزان (مهرماه) 1389 خورشیدی فضل الله زرکوب
پایان |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




دوست عزیز و گرامی ام جناب آقای فایق!





