نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نامــه سرگشــاده ناهيــد فــريد به منــاسبت روز همبســتگی زنــان |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - پیـــــام هــــا |
| نوشته شده توسط ناهيــد فــريد |
| جمعه ، 20 اسفند 1389 ، 13:10 |
|
موضوع: نهضت سواد آموزي زنان افغان آيا تا به حال به اين فكر كرده اي كه من به عنوان زن مسلمان كه بهترين دين بشريت را در اختيار دارم و اسلام كه راه نجات انسان است را پذيرفته ام و مخلوق اشرف خداوند در روي زمينم،چرا بايد بيشتر از تمام زنهاي روي زمين در محروميت زندگي كنم و زير شلاق هاي تعصب كور جامعه مادر باشم و تحمل كنم و زندگي كه نه! فقط نفس بكشم تا طفلم را به جامعه تقديم كنم و زير سايه سنگين نگاه هاي تحقير آميز يك مشت نا آگاه بميرم؟ اي زن!من نيز با همين سوال پا به عرصه نهادم و زمانيكه درستي خطوط چهره مادر افغان،لطافت والاي روح مادر افغان و بلنداي پرش موج انديشه زن افغان را يافتم،دانستم كه: دشمنان انديشه و تفكر و دين و ايمان ما، و دشمنان جهاد و شهادت و ايثار و فداكاري ما، و دشمنان فرزند و آينده و فرداي ما نمي خواهند تا دختران افغان بدانند كه مادران شان تجسم ايده آل ملت افغان و مظهر نجات و غرور و افتخار يك ملت هستند. خواهران من! آنها نمي خواهند تا ما بدانيم كه زن افغان بي نام و نشان و بي انتظار پاداشي دنيوي يا ثوابي اخروي در سنگر هاي كوهستاني از سينه آتش ريز صحراهاي كشور تا پناه گاه هاي شهر فرهنگ و ادب افغانستان، جنگيد و > شكنجه هاي هولناك را و شهادت هاي شكوهمند را در راه آزادي اين ملت استقبال كرد. ما حق نداريم بدانيم كه زن افغان چه جايگاهي را در تاريخ پر شكوه اين ملت داراست زيرا: در دوره استعمار اروپاييان شيشه هاي رنگين را به شكل مهره هاي پر زرق و برق و زيبا به قبايل افريقايي مي دادند و آنها كه بدوي بودند و تجمل پرست اين شيشه هاي پر زرق و برق را مي گرفتند و در عوضش يك گله گوسفند يا يك مزرعه بزرگ و يا يك امتياز منطقه اي را براي استخراج الماس و يا برداشت قهوه به اروپاييان مي دادند و حال نوبت جامعه ما رسيده است. زن افغان كه در جامعه فعلي به نام مذهب و سنت بيش از همه رنج مي برد و از درس و سواد و بسياري حقوق انساني و امكانات اجتماعي و آزادي رشد و كمال و پرورش و تغذيه روح و انديشه محروم است و حتي به نام اسلام حقوق و امكاناتي را كه خود اسلام به زن داده است از وي باز گرفته اند و نقش اجتماعي او را در حد يك ماشين رخت شويي و ارزش انساني اش را در شكل مادر بچه ها پايين آوردند و از بر زبان آوردن نام او عار دارند و او را به اسم فرزندش مي خوانند (اگر پسر باشد)، نقش استعمار باز هم پا به عرصه گذاشته است تا با نشان دادن همان شيشه هاي پر زرق و برق و بي ارزش از طريقه هاي مختلف ارتباطي مانند تلويزيون ها و شبكه هاي مختلف و تعريف و توصيف چشم و ابرو و قد و قامت زن به عنوان بازيچه، زن پر غرور و توانا و انديشمند افغان را دچار سردر گمي كند تا زن افغان به اين بينديشد كه گويا بهتر است ظاهر فريبا و چشمي شهلا داشته باشد تا در جامعه مورد قبول قرار گيرد. زن > افغان فداي تجملات بي ارزش و شيشه هاي رنگين شود و ارزش و توانايي و تفكر خود را معامله كند و مرد افغان بي آنكه بداند راه را براي اين مصيبت جبران ناپذير باز مي كند. خواهرم!مي بيني كه چگونه دست سنت گراي متعصب (به نام اسلام) و دست مرموز و پنهان ترقي خواه متجدد (به نام متمدن) در هم فشرده شده تا همه چيز را در دنياي زن و تاريخ زن مسلمان نابود كننند تا ما را به شكل مصرف كننده اي رام در آورند و از دختران ما مانكن هاي گچي پشت ويترين مغازه ها بسازند كه نه احساس زن ديروز ما را و نه شعور زن امروز ما را داشته باشند تا شيرازه وجودي و قوام ملي يا مذهبي و اصالت شخصيت تاريخي زن افغان مسلمان را از هم بگسلد و همه آزادي هاي انساني و اسلامي را در حود حل سازد و براي اين كار بايد دختران دنياي سوم ندانند كه زن يك ارزش است و باور كنند كه زن يك ابزار است براي شورها و شوق ها و هوس ها. پيام من هشداري است به زن كه ما براي هدايت اين حركت جبري به طرف حقيقت و ارزش هاي والاي مادر افغان بودن، به كوشش هاي عميق، سنگين و آگاهانه نيازمنديم كه خطر ريشه بر انداز است و مسئوليت كمرشكن است و ايثار مي طلبد كه تو داري. تحصيل زن و آگاهي زن و تفكر زن و دانستن اينكه حق او از اسلام خديجه مانند و عايشه مانند و فاطمه مانند زيستن و بودن است و دانستن اينكه مادر ريشه آگاهي و هوشياري در خانه است حال آنكه پدر چنين نقشي را در خانه ايفا نمي كند...همه راه تغيير جهت زندگي كم ارزش زن متجدد غرب زده به زن متمدن مسلمان افغان است كه كمر همت تو را مي طلبد تا همانطور كه براي آزادي فرزندت از دست استعمار دوشادوش شوهرت جهاد كردي اين بار دوشادوش شوهرت براي آزادي دخترت از چنگ استثمار بجنگي و فدا شوي و با سعادت بميري. پيام من هشداري است به مرد كه فريب آنهايي را كه خطرها را نمي گويند و درد ها را آشكار نمي كنند و بيشتر جامعه را اغفال مي كنند و در حالت ركود و سكون ضعف و تسليم نگه مي دارند، نخورد كه آنان رندانه به زعم اينكه خودشان تنهايي به بهشت بروند ما را بيهوش به دست قدرت هاي بزگ جهاني مي سپرند كه قصد ما كردند تا دخترمان و زن مان و مادر مان را عوض كنند تا جامعه مان عوض شود و بتوانند غارت كنند و ببرند و بخورند. واي به حال مان اگر روزي برسد كه در هنگام ستيز، پرهيز كنيم و ما (يعني گروهي كه جبهه و نيرو و مسئوليت اسلامي اين جامعه را به عهده داريم) در عرصه حضور نداشته باشيم و مردم را در عرصه بلا تنها بگذاريم و با اسارت دنيا و جهنم زندگي شان را در دست بازيگران ايمان و سرنوشتشان رها كنيم و به كنج آرام عزلت و عبادت بخزيم و بگوييم ما مسلمان راستين هستيم كه بي درد سر و گرفتاري و خرج و زحمت به بهشت مي رويم و عامل مزدور استعماري به ميدان خالي زمان و زندگي مردم پا نهد و همه چيز را آنچنان بسازد كه مي خواهد كه: چو قسمت ازلي بي حضور ما كردند گر اندگي نه به وفق رضاست خرده مگير راه نجات زن با افتخار افغان تحصيل است و علم و آگاهي و انديشه و تفكر تا خانواده اي متفكر و انديشمند را بسازد و مديريت كند. بياييم همگي با هم در راه ايجاد اين حركت ارزشمند اسلامي و انساني تلاش كنيم و با غيرت و ايثار و همت تجسم عيني جامعه اي مسلمان و آگاه را به نمايش بگذاريم.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




بنام خداي زن





