نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| دادخــواهی غــوریها را پاســداری کنیــم |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - پیـــــام هــــا |
| نوشته شده توسط بدخشانیان برون مرز |
| يكشنبه ، 11 مهر 1389 ، 09:14 |
|
بنام خداوند جان و خرد بانگ بلند ناقوس داد خواهانه ی غوریها درکوهستان (جغرافیائی مرکزی کشور)، شتاب نیرو بخشی است که جنبش سیاسی داد خواهانه نوین مردمان بازمانده در حاشیه ی قدرت را در ذهنیت جامعه روشنفکران سامان گسیخته و پریشان اندیش ما باز آفرینی میکند. فریاد برابری، برادری، باهمی و یکسانی در زمینه های همزیستی و همگرائی ملی و سهم داشتن در امتیازات و انتظارات، برای همه مردم این سرزمین خواست منطقی و اصولی است.
غور نشان بلندی است از غیرت خواهی و غرور آفتابی مردم شکیبای کشورماکه درتحولات پرداد و گرفت یک دهه ی اخیر بصورت و حشتناکی در انزوای سیاسی، درحاشیه ی مسائل، درگوشه فراموشی و به دور از مناسبات و ارتباطات قرار گرفته بود. این محرومیت و مظلومیت هم علامت روشنی است از مناعت و توانائی برامده از یک سرگذشت روشن و تاریخی و هم روشی است مفرط در جهت سکوت و اجتناب از داد خواهی. انصافا غوریهارا میتوان یک بخش مهمی از پاسداران تاریخ و هویت تاریخی این سرزمین دانست، به گمان من همان اهمیت تاریخی باعث شده است که مردم غور و بخصوص تحصیلکردگان و روشنفکران آن در خواستن سهم واقعی خود؛ کمروئی میکنند و مردم آن دیاررا در گوشه فراموشی قرارداده اند. اعتراض من متوجه همان نخبگان و سیاست آگاهانی است که با پنهان شدن در پشت برخی روشهای سازگارانه و قناعت باورانه عرفانی، هنوز خاموش اند و لب از لب وا نمی کنند. شماری از نخبگان غور، درسایتها و تارگاه های الکترونیک، دررسانه های تصویری و خبری داخل و خارج کشور، تنها سرگردان توضیح و تفسیر بی مزه ای میشوند که آنهارا از اصل مسائل دور میکند. شماری هم در گوشه های پنهان جا خوش کرده اند و نه تنها نقش دلاورانه ی مردم غوررا بر نمی تابند، که از همه شکوه و شایستگی مردم و تاریخ آن دیار نیز چیزی بر روی جامعه باز نمی کنند. سکوت دانش آموزان دهسال پیش که دانشجویان پنجسال پیشتر و تحصیل کرد گان امروزجامعه غور هستند، دولت و حکومتگران کابل را شجاعت بخشیده است که نسبت به آندیار درمانده در میان کوههای بلند، بی تفاوتی تحقیر آمیزی اختیار کنند، آنهارا نادیده بگیرد و سهم آنها در بازسازی و بهسازی آوستان غوررا انکار نمایند. پیشگامان روشنگری در غور، عادت کرده اند که در خلوت بنشینند و از دور به تحولات مملکت نگاه کنند، اینگونه برخورد و نگاه به رویدادها، برای آینده ی دیار غور و اوستانها ی همانند آن زهر مطلق است. پیداست که هر انسان آزاده و آزادی دوست، هر انسان پیشرو و آگاه و هر شهروند امروزی در روابط اجتماعی مردم افغانستان از عقب نگهداشتن و محروم ساختن گسترده مدنی غوریها و راندن بی باکانه ی آنان از نزدیک حاکمیت به دور و از دور به نزدیک فنا؛ را بدرستی می داند. اینکه غور را عقب مانده نگه داشته اند و خوارش نموده اند، بسیار تعجب بر انگیز نیست، شگفت آور اینست که، غوریها و آن فرزندان علاو الدین جهانشاه (امپراتور غیرت خواه) را چه شده است که خاموش اند و دهه ها و حتی سده هاست که در میان آن کوهساران بلند، آوازی بر نمی آورند و سکوت دلتنگی آوری را در پیش نهاده اند. بنظر من مردم غور حق دارند در آغاز حرف حساب خودرا با روشنفکران غور و فعالان سیاسی آن دیار روشن کنند، خاموشی و شکیبائی نادرست آنان در این جلگه ی حق خواهی را نقد و نکوهش نماید و آنهارا در یافتن سهم مناسب نسبت به آینده جامعه غور بحیث بخش مهمی از مناطق مرکزی و حوزه ی پریشان کوهستانی افغانستان، تشجیع و توجیه نمایند. همین صدای غوریهاست که برای نخستین بار بلند میشود و هشدار میدهندکه، اگر بوضعیت غور، غوریها و اهمیت ملی و منطقوی آنان بها داده نشود، جدائی خویش از دولت کابل را بررسی خواهند نمود. این حق سیاسی و استحقاق آنان در جدائی خواهی بر خاسته از بیعدالتی نظام برای هر فرد جامعه ما پذیرفتنی و منطقی خواهد بود. از نام بدخشانیهای برون مرزی، هشدارآگاهان و صبر و طاقت مردم پر غرور غور راستایش نموده، شجاعت پیشگامان در این حرکت حق خواهانه و خود باورانه ی ملی را حمایت می کنیم. از باور ما این تنها یک ادعای تآسی شده از عصیان و عصبیت نیست، بلکه دست بردن بهنگام به ماشه منطق است. نشان مورد نظر غوریها در صید حق و سهم خود کاملا معنا شدنی است. اگر غوریها به درخواست خود فشار و نیروی بیشتر همراه نکنند، معلوم است که با سرنوشت خود بی تفاوتی و سهل انگاری میکنند. دولت آقای حامد کرزی، اگر دولت افغانستان باشد، غور بخشی از جغرافیای این کشور است، اگر غوریها خاموشی در پیش نهاده بودند، زیان آنرا خود احساس کردند و چندین دهه است که در دستور کار دولتهای مرکزی قرار ندارند. تعجب آور است که، غوریها با این همه محرومیت و در حاشیه بودن از فلسفه قدرت و مدیریت نظام در افغانستان، چرا هنوز جنبش سیاسی رادیکال و پر طنطنه ی جوانان امروز را بر پا نمی کنند؟
پیشنهادما چنین است: یک- نهادهای سیاسی– مدنی، سازمانهای اجتماعی و انجمنهای فرهنگی، افراد و شخصیتها، روشنفکران و فعالان مردمی، احزاب و طیفهای معطوف به داد خواهی و همه غوریهای غیور و خویشتن دار؛ شانس آنرا دارند که با بر پائی جنبش سیاسی جوانان نو اندیش و نو باور و حمایت وسیع آنان از سوی اقشار و افکار گوناگون در آن دیار، نظام سیاسی دولت غربی در افغانستان را با طرحها و پیش شرطهای منطقی و موجه در برابر خویش بعنوان پاسخگوی مشکلات و محرومیت مردم غور قرار بدهند. دو – روشنفکران و فعالان سیاسی غور چه در مکتب راست و چه در مشرب چپ حق دارند درفش حق خواهی و پلاتفرم مشترک سیاسی برای به پیش راندن و برخورداری ولایت خویش از سهم سزاوار در قدرت، در مدیریت، در سیاست گزاری، در انکشاف امنیت و صلح، در آموزش و تحصیل، در توسعه سیاسی و اقتصادی، در بهبود معیشت و مسکن و در همه زمینه ها را؛ بررسی کنند و با هیئت حاکمه در میان بگذارند. سوم– نابرابری و کمزنی مردم دلاور غور در مقیاس پیشرفتهای منطقوی و محلی در مقایسه با دور و پیش آن، از سوی دولت گروه منتسب شرکاء سازمان ملل درکابل، موجبات خشم آن مردم را بر انگیخته است. جدائی خواهی اگر چه یک حق مدنی و سیاسی برای آنهاست، اما هشدار دست بردن به چنین اقدامی؛ عمق فاجعه را به لحاظ سیاست تبعیضی و یا ناروائی در حق مردم بیدار غور نشان میدهد. چهارم– بنظر می آید که غوریها در این مرحله حساس کنونی، باید "شورای مشترک سیاسی غور" را تشکیل بدهند و در آن شخصیتهای مهم سیاسی و ملی خود را در همکاری با روشنفکران کار دان و زیرک، با جلب همراهی جنبش دانشجویان و دانش آموزان و همنوائی گروههای گوناگون در غور و سایر نقاط دیگر افغانستان که به غور تاریخی و غوریهای امروز نسبت دارند سازماندهی و جا بجائی کنند. سازماندهی این امر برای اعلام جدائی خواهی از بدنه نظام بی تفاوت و تبعیضی، تبار گرا و فاسد، سست بنیاد و نابکار، غاصب و ناروا و ناتوان از رهبری جامعه یک امر شرعی هم هست. باید شورای سیاسی غور مجلس روحانیان خودرا در پایتخت مملکت بر گزار نماید واین مسئله را بصورت بسیار دقیق و علت شناسانه بررسی کند. پنجم– منشور سیاسی غوریها دراین جنبش سیاسی بزرگ مورد تائید همه روشنفکران، فعالان سیاسی، احزاب پیشرو دادباور و شخصیتهای ملی و میهنی قرارخواهدگرفت. خوشبختانه غوریهاسال گذشته ازاین خواست سیاسی خویش به دولت آفاق دول غربی (دولت آقای حامد کرزی) هشدار و علامت داده بودند، به اشتباه عمدی وزیر فرهنگ دولت اخیر نیز اعتراض نمودند و از بیرون گذاشتن غور در تحول قدرت و نظام مدیریت هم انتقاد نمودند، اما نه در دولت گذار، نه در دولت دور نخست و نه هم در این دولت یکسال پیش سهم و نقشی برای آنها گذاشته نشد. بیش ازاین سریال رسوائی سیاست تمسخر غوریها برای هیچ فرزند امپزاتورهای غور و آن جهانشاهان دلاور غوری قابل تحمل نیست. ششم– بسیار بموقع خواهد بود که، منشور جدائی خواهی غوریها باید با ترمینولوژی حقوقی و ادبیات سیاسی ترتیب و در شورای بزرگ غوریها بررسی و نهائی شود. شورا میتواند در دو سه مجلس مقدماتی کار این منشور را بسر آورد. کمسیونهای هربخش در شورای بزرگ غوریها (کمیسیون دانش آموزان، دانش جویان، دانشمندان، روحانیان، پژوهشگران و استادان دانشگاه، کسبه کاران، تجار و اهالی حرفه در داخل کشور و نیز جمعیت برون مرزی غوریها در سراسر دنیا. . . و) باید دیدگاه و بررسیهای خودرا نهائی کنند و با نگاه روا دارنه به مردم افغانستان و این سرزمین آرزو های خویش را بیان کنند. هفتم- دهها مساله دگر که بماند برای نوبت دیگر
بدخشانیهای برونمرز خــواســته هـــای غـــوريها از حــكومت مــركـــزي اگر دولت به رهبري آقاي كرزي به نوسازي ولايت غورموازي با ولايات ديگر اقدام نكند، مردم ولايت غور موضوع مقاطعه خود با دولت را برسي خواهند كرد كه اين امر نظر به انگيزه قدرتمند مردم اين ولايت، موقعيت جغرافياي و ساختار فزيكي ولايت غور، براي زمامداران امور و همكاران بين المللي اش به بهاي سنگيني منجر خواهد شد. مردم ولايت غور با يكپارچگي اعتراض مدني خود رابه عنوان يك رويكرد مثبت مبني بر عدم تو جه دولت مركزي و مقامات محلي به نوسازي اين ولايت و دفاع از حقوق مشروع و قانوني خود اخيرا براه انداخته بودند. اما طوريكه مردم شاهد هستند، مسوولين دولت به خواستهاي برحق و قانوني مردم ولايت غور آنچنانيكه لازم بودتا به حال پاسخ ارايه نكرده اند. اين در حالي است كه همه ساله مردم ولايت غور خواست هاي خود را به وسيله سران خود با نشست حضوري با رئيس جمهور مطرح كردند كه در اين ولايت يك وجب سرك و جود ندارد، از آب آشاميدني، برق و امكانات آموزشي خبري نيست تا به حال نويد هاي آقاي كرزي به نتيجه اي منجر نگرديده است. با توجه به اين وضعيت مردم ولايت غور، حال اين پرسش را از ريس جمهور و مسوولين دولتي مطرح ميكند كه با مصرف شدن مليارد ها دالر در طول يك دهه اخير دركشور، سهم مردم ولايت غور از اين پول در كجا هست؟ ايا مردم ولايت غور مستحق چهار كيلومتر سرك پخته هم نسيت؟ آياگاهي هم از مسوولين فاسد، رشوت خور و بي كفايت حكومتي پرسان ميشود كه در اين ولايت چي ميكنند؟آيا به ماده ششم قانون اساسي كشور (دولت به ايجاد يك جامعه مرفه و مترقي براساس عدالت اجتماعي، حفظ كرامت انساني، حمايت حقوق بشر، تحقق دموكراسي، تامين وحدت ملي، برابري بين همه اقوام و قبايل وانكشاف متوازن در همه مناطق كشور مكلف ميباشد. ) كه حقوق همه مردم و مسووليت هاي دولت تصريح شده است تو جه نموده ايد؟ آيابه حكم قانون ووجدان خود به عنوان رئيس جمهور در برابر مردم با تحمل ولايت غور احساس سرافگنده گي نميكنيد؟مردم ولايت غور با سابقه روشن تاريخي؛ سهم مثبت و قابل ملاحظه در ادوار مختلف در شكل دهي تاريخ اين سرزمين داشتن، با اذعان بر ارزش هاي مشترك تاريخي مردم افغانستان، بر وحدت ملي و يكپارچگي كشورتاكيد نموده به شدت خواهان توزيع منابع در همه ولايات به صورت عادلانه هستند و بر انكشاف متوازن طبق قانو اساسي افغانستان تاكيد ميورزند. در صورتي كه دولت مركزي به رهبري آقاي كرزي به حقوق قانوني اين مردم توجه نكند، در ساختن سرك هاي اين ولايت، اعمار يك بند برق و مشاركت سياسي مردم غور در اداره ولايتي و مركزي اقدام نكند، به اعتراضات گسترده و سازمان يافته اي مواجه خواهد شد. مردم ولايت غور دفاتر دولتي را در اين ولايت خواهند بست و مسئله مقاطعه خود باحكومت مركزي را برسي خواهند كرد كه اين امر با توجه به موقعيت جغرافياي و ساختار فزيكي اين ولايت براي حكومت مركزي و همكاران بين المللي اش به بهاي سنگيني منجرخواهد شد. پژواك غوري |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین










