Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

تســليت نامــه به پيشـــگاه خــانواده ام خــانواده مفتـــى PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - پیـــــام هــــا
نوشته شده توسط داكتر مهديار   
يكشنبه ، 22 آبان 1390 ، 20:43

بسم الله رحمن الرحيم
لله ما اعطى ولله ما اخذ وكل شيء عنده بمقدار

وَبَشِّرْ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُهْتَدُون مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا. تَبْدِيلاً
آفتاب آسمان دود مان مفتى دنيا را وداع گفت و به لقاء الله پيوست حسبنا الله و نعم الوكيل نعم المولى و نعم النصير  از خدا ايم و به سوى او بر مى گرديم.

 راست قامت ديگرى از سلسله ء راست قامتان شجره اي ايمان، توحيد، معرفت، عشق، هجرت، جهاد، مقاومت، مظلوميت و دنيايي فرهنگ و آموزش و پرورش، شكيبائى و روادارى، عطوفت و صلة رحم، استقامت و پايدارى دنيا را وداع گفت و به ديدار اهورا مزداى لايزال شتافت، انا لله و انا اليه راجعون، گفتند مكارگى و روباه صفتى و جفاى دهر خوبان را بلعد و نگزارد آنها از زيبائى هاى جهان سيراب گردند، اما الحق كه عقل ناب و صريح بر اين است كه اين جفا پيشه گى نيست بل عين مصداق عدل الهى است كه خدا بنده گان را بعد از آزميدن به سراى خود فرا خواند و آنها را از نا ملائمتى هاى دهر در ايام ناتوانى و ضعف ايمن نمايد، اگر اين چرخ بنابر اقتضاى حكمت و قضاء و قدر و اراده كونى و طبيعى ذات لا يزال زينده گان را چنين نمى آفريد و چنين قانون تحول و تناوب را در ماهيت آنها نمى نهاد و چنين آفرينش را هدايت نمى نمود و اعمار را بر اقدار هدايت شده اى الهى سامان نمى داد، هر آينه تجديد و دميدن و شگفتن هاى جديد را فرصتى نمى بود تا محتوى كينونه اى ذاتيات انسان را به نشانى گيرند، از ذاتيات انسان خصيصه فناء پذيرى است، پس اين راه را بايد همه پيمايند، تا فرصتى ديدار خدا يابند، و به بنده گان ديگر نوبت دهند تا با كسب معرفت و تقرب به ذات او و ذكر ايزد متعال قلب هاى قاصى را نرم نمايند و با آراستن قلوب به ذكر خدا اطمينان قلب را حودمانى نمايند و سرشت ها را با آن صيقل دهند(ألا بذكر الله تطمئن القلوب)، انسان بنده استثنائى خدا است براى همين استثناء است كه پروردگار او را چنين خلاقيت هديه داده است تا با تعامل با زيبائى ها در ظرف زمانى به خصوص ديدار خدا را كسب نمايد و دنيايي فانى را به سوى عقبى و ديدار ايزد متعال پدرود گويد.

پدرم ( من و همه برادران و خواهرانم او را بر حسب عادت خانواده گى " ببا" مى گفتيم) من او را پدر خطاب مى كردم و او بلا شك بيشتر از پدر براى من بود، او را از هنگاميكه خود را شناختم و از خود آگاهى سهمى بردم پدر يافتم، بدون ترديد او را من يتيم هم در بعد معنوى و هم در بعد عاطفه و مسئوليت بيش پدر يافتم، بل اكر دقيق تصوير گرى نمايم تعلق خاطر او نسبت به من و از من نسبت به او سنخيت خاص خود را داشت، او من را بيشتر در چهره برادر شهيد اش مى ديد، برادرى كه حكايت اش رويائى بود و شهادت اش مصدر مباهات براى خانواده مفتى، او كه عمويم بود چون ابو طالب عم پيامبر و وجناب آن حضرت صلى الله عليه وسلم، نه من را برادر زاده ديد و نه من او را عمو يافتم، بل انس و عطوفت ما در حدى بود كه شايد بسا رابطه هاى فرزندى و پدرى را آراى آن نباشد كه آن رابطه ى مهر، محبت و عطوفت ايدآل را در خود نشانى نمايند، او كه يادگارى از رويايي رويائى و آرمانى پدر شهيدم بود كه من او را جزء صورت نورانى اش نديده ام، ما را در لحظه ء تنها گذاشت و به ديدار ذات لايزال شتافت كه مسئوليت هايش را به وجه احسن در قبال همه ما به پايه اكمال رسانده بود و اينك بايد براى لقاء ايزد بارى تعالى لحظه شمارى مى نمود، او كه از فراق رهبر فرزانه اش استاد شهيد سخت متأثر بود، به روز نخست عيد برايم بعد از تبريكى عيد سعيد اضحى و تبريك گفتن عيد به همه دانشجويان افغانستانى در خارطوم، گفت پسرم بيا كه خود را بعد از شهادت استاد تنها احساس مى كنم، او گفت خدا را شكر گزار است كه استاد را سه روز قبل از شهادت اش ديده است، او از خدا در نجوى هاى قلب اش مى خواست كه بارى تعالى من را همچون پيامبر رحمت المهداة از افتيدن در آغوش و بالين ارذل عمر باز دار و مرابه ركب رفته گان نهضت اسلامى افغانستان رسان تا با ديدار به آن پاك باختگان از فيض ديدار آنها حظ برم و با آنها به ديدار ذات لايزال مشرف

گردم، او مشتاق ديدار برادر شهيد اش بود، برادرى كه هر گاه اسم اش را مى شنيد نا خود آگاه اشك بر رخسار اش همچو مرواريد جارى مى شد.

 پدرم سيد اكبر فرزند سيد محمود نواده سيد شاه رحمت الله در خانواده مفتى شاه رحمت الله كه در بخاراى شريف تعليم يافته بود در بخشدارى درواز بالا در شهرستان مايمى در ده ى چهار باغ به دنيا آمدند، او در خانواده متدين و مؤمن آرمانى به اسلام تربيت يافت و از همان آوانى جوانى با آثار بزرگان اسلام آشنائى يافت، او ب قرآن و سيرت مطهر پيامبر انس داشت، دوره دبستان و دبيرستان را به مدرسه عاليه فطرت به درواز بالا به پايان رساند و از آن مدرسه عاليه به درجه اعلى سند فراغت بدست آورد، بعد از اكمال دوره دبيرستان رهسپار كابل شد و دار المعلمين ابن سيناء اى بلخى را به درجه عالى به پايه اكمال رساند، بعد از فراغت به وزارت آموزش و پرورش و يا معارف وقت پيوست و مدت دوازده سال از عمر خود را صرف آموزش و پرورش فرزندان وطن نمود، او در استان هاى بدخشان، مزار شريف، كابل و قندهار در سمت هاى سر معلميت، مديريت و معلم تاريخ، جغرافية و قرائت زبان فارسى به فرزندان اين مرزبوم مصدر خدمت شد و هزران جوان را از جهل و نا بينائى معرفتى رهانيد، در دوره جمهوريت داوود يك بار به عنوان وكيل مردم درواز رهسپار مجلس شورى شد و با آغاز جهاد وشهادت برادر اخوانى اش سيد عبد المهدى سيد محمود به صفوف رزمنده گان خدا پيوست، در دوره جهاد به صفت آمر اكمالات زون شمال شرق جمعيت اسلامى افغانستان ايفاى وظيفه نمود.

 بعد از پيروزى جهاد در سال 71 ه ش از طرف رئيس جمهور وقت استاد شهيد به پيشنهاد مارشال فهيم مدتى رئيس رياست سه امنيت ملى و بعداً معاون آن رياست و در مراحل بعدى رئيس رياست پاسپورت مقرر گرديد، بعد از عقب نشينى از كابل دوشا دوش سائر مجاهدين به عنوان استاد در راستاى تعليم و تربيه و ارتقاى سطح بينش سياسى عقيدتى و اكمالات و توجيه معنوى مجاهدين كوشيد، بعد از شكست طالب ها دوباره به رياست پاسپورت و در بعد ها معاونيت آن رياست و در مراحل بعدى به نوبت قومندان امنيه استان هاى بدخشان و باميان مقرر گرديد، او در هنگام اداى وظيفه در با ميان به تكليف معده و بيمارى فشار خون و ارتفاع كلسترول و انسداد شريان تاجى قلب مصاب گرديد، به هند براى معالجه رفت و در آنجا عمليات پيوند شريان جديد در بطين راست قلب برايش انجام دادند، بعد از بازگشت از عمليات قلب از قومندانى امنيه باميان استعفى داد و به توصيه وزير داخله وقت برادر ضرار مقبل مسئوليت رياست جنائى زون مركز را بدوش گرفت، از آن سمت نيز سه ماه قبل استعفى داد و به امور خانه و نوشتن ياد داشت هاى دوران هجرت، جهاد و مقاومت پرداخت، او بعد از يك عمر جهاد و مجاهدت به روز دوشنبه دوم عيد سعيد اضحى دار فانى را وداع گفت و به ديدارى شتافت كه همه عمر در انتظار آن ديدار، ديدار ذات بارى تعالى لحظه شمارى مى نمود، انا لله و انا اليه راجعون، جسد مطهر او به عصر همان روز طى مراسمى رسمى اى و بعد از اداى نماز جنازه توسط دكتور اياز نيازى عالم متبحر كشور به جايگاه ابدى اش الى روز حشر انتقال يافت و بار سنگينى را به ما به امانت گذاشت، بار سنگينى از سنخ حمل امانت و پاسدارى از حريم تدين و التزام در خانواده مفتى، خداوند سيد اكبر پدر معنوى همه ى ما مفتى زاده گان را در زمره انبياء، صديقين، شهداء و صالحين قرار دهد و فردوس اعلى را نصيب اش گرداند و به ما توان اين را دهد كه راه او و راه رهبر فرزانه او استاد شهيد را ادامه دهيم و بر آن پايدار مانيم، انه على ذلك لقدير.

 داكتر مهديار

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 52 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.