نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| به دوســتان مســئول در حــزب متحد مــلی! |
|
|
|
| پیامها و گزارشات - پیـــــام هــــا |
| نوشته شده توسط جلال پیروز |
| شنبه ، 5 آذر 1390 ، 13:23 |
|
بنگرید ملیونها رنجیراکه طیی سالها روی چهره و سیمای خشکیدهء مردم دیده - ولی نتوانسته اید صورت رنگ پریده و خاک خورده ایرا نوازش دهید – نتوانسته اید بر دردی از دردها و المی از ملیونها آلام مرحمی بگذارید – کنار جسدی ازمیان هزاران هزار اجساد بیکس و(محکوم به صداقت) درنگ کنید و علت حال زارش را بپرسید - وبه شکمی بالاتر از نان قاق نعمتی ارزانی کنید. بنا" آرزو میرود از رنج های بیکران ملت و از جفای جغد صفتان سیاسی درمیان حلقهء اندیشه گران پاکدل و وطنپرست حزب دیموکراتیک خلق افغانستان دیروز - انتباه گرفته باشید ودگر نگذارید باز میان تان عناصر استفاده جو جایگاه شانرا چون عقدهء سرطانی تثبیبت و آخرین امید مردم را که به ذوال قطعی منجراست به یاس ابدی و صلب کامل باورهای انسانی مبدل گردانند. درآن حزب تاریخی که در اصل وثیقهء انکار ناپذیر سعادت مردم سرزمین ما بشمار میرفت عدهء زیادی بنا بر کارکرد و کارنکردها و اندیشه های درونیی شان ثبت و راجستر در اذهان عامه و شناسایی ملت شده اند - درطول این گیرو دارها تعدادی زیر نام اعضای صادق و وفادار به فلسفهء مترقی خیلی بالا و پایین طپیدند تا جایگاه قانع کننده برای امیال شیطانی و حسادت فرمایی خودشان تدارک نمایند - برای برآورده شدن این هدف شوم درهر کجا و هر شرایط وحتی درخونبارترین لحظات سیاسی و نظامی درجستجوی گمشدهء خودشان که عبارت بود از منافع آزمندانه ء مادی و مقام طلبی - بر هیچ قانونی از قوانین مدنی و به هیچ فلسفه ای جز فلسفهء خودپرستی ارزشی ندادند روی نعش مرده ها برای دستیابی به آرزو های ناپاک فردی- گروهی و قومیی شان رژه رفتند وبه هیچ نورمی از نورمهای انسانی و حزبی اهمییت نبخشیدند – برای حصول مقاصد ناپاکشان حتی حاضر شدند بهترین دوستان همسنگر شانرا - وصادقترین اعضای وفادار به فلسفهء انسانیی حزبی وغیر حزبیرا تاپه های دشمنی و عداوت به حزب زنند وبرای فرونشاندن هوس سادیستی و غرض آلود خویش به دشمنان بفروشند تا اگر مطلوب پلید خویشرا بدست آورند - پیمانها و قرارداد های خصوصی با هر این و آن بستند و حاضر شدند برای رسیدن به مقام و منزلت بالاتر- همه هستیی مقدس ملی ومدنیی خویشرا تا حدود ناموس و شرف برباد بدهند و رسواکنند ودر عوض لقب یک کدر- و یامقام والا ی مطرح حزبی و دولتی را عارییتا" کسب کرده باشند. قرارمعلوم حزب متحد ملی که بعد از حدود یازدهسال کار پرتلاش ازسنگستان مخوف دست اندازیها - سنگ اندازیها - اختلافات سلیقوی – زبانی و ملییتی و غیره تا حدودی فراغت حاصل نموده اخیرا" بنابر یکسلسله نیازمند یها و تفاهمات درونی حاضر شده باشاخهء دیگری از حزب وطن درچارچوب حزب واحد بیامیزد و بکارمشترک درسطح کشور وارد صحنه گردد. با درک کامل از قضایای تلخ گذشته حزب متحد ملی بدون تردید میداند آنعده ازمردم افغانستان که تاهنوز معتقد به اندیشهء مترقی حزب دیموکراتیک خلق افغانستان وبعدا"(وطن) هستند و درطول این یازده سال چشم براه آغاذ فعالییت های سازنده از جانب حزب متحد ملی چه درداخل و چه در خارج از کشور بوده و میباشند - درعین حال هنوز معتقد نیستند این حزب توانسته باشد دامنش را از دغدغهء اخلال - تخریب و حضور استفاده جویان کلاسیک حزب مادر رهانیده و بیک زبان واحد حزبی و یک فیصلهء کانکریت ایدیو لوژیک مبدل گشته باشد – بنا" مردمی که ازدور اوضاع را دنبال میکنند باشنیدن خبر وحدت این دوجزیره (باوجود کشمکشهای دنباله دار و دردناک فیمابین هردو) معتقد اند – بهتر است حزب متحد ملی اولا"خویشتن را درچارچوب خودش به آبدیدگی برساند و بالمقابل درعین زمان کار را روی زمینهای شنزار و ناهموار امروزی با وضع فعلیی اجتماعی - حکومتی و مافیایی حاضر در افغانستان به تنهایی خود تجربه نماید تا اینکه با شاخهء دیگری از حزب مادرکه بیقین هنوزامراض گوناگون سابقه دران بوضاحت دیده میشود همکارشود. شاید عده ای از خوانندگان محترم با براشفتگی سوال کنند: (تو کی هستی که بخود چنین حق میدهی اینگونه قضاوت برکارکرد و فیصله های حزبی نمایی که بتو متعلق نیست و توعضوییت و تعلقییت بآنرا نداری؟). نویسندهء این یادداشت با ادای کمال احترام و با جرئت تمام خواهدگفت: (من یک فرد از افراد کشورم {افغانستان - مادرهمه ء افغانان } هستم و هر آنچه درآن خطه رخ میدهد درمن ودر اعضای خونشریک ووابستگان وطنیی من اثر دارد وبنابرآن حق دارم وقتی میبینم کسی و یا گروهکی ازافراد – قطع نظر ازآنکه چه درونمایهء علمی - حقوقی – اجتماعی و سیاسی دارند بخودصلاحییت میدهند باساخت و بافت سالم سیاسی ویا سیاسی گونه دست به تعیین و یاتغیر درسرنوشت مردم کشورم بزنند بآن توجه کنم و خود را باوجودیکه به فرض محال عضوییت هیچ حزبی راهم نداشته باشم - درموضوع دخیل بشناسم وهمچنان درمورد عملکرد احزاب براساس برداشت آزاد فردیی خودم اظهارنظر شخصی بنمایم)- چنانچه بهمین ترتیب اگر حزب نامنهاد اسلامیی (گ) حکمتیار- گاهی باتوافق حکومات و هدایات کشورهای منطقه - قتل عام را درکشور براه میاندازد (درمن اثر دارد) – ویا وقتی باتروریستان پاکسشتانی پروتوکول قصاوت علیه خون پاک ملت مارا میبندد(درمن اثر دارد) - اگر حزب پرآوازهء (تغیر وامید) برای یک ملییت خاص اساسگذاری شده است ونتوانسته و یانخواسته ملییتهای دیگر برادر دران شمولییت داشته باشند (درمن اثر دارد وسوال میافریند) - اگر آقای کرزی درظاهر برای خون های ریخته شدهء جوانان و کودکان وطن در حادثات نظامیی آمریکاییها اشک تمسا میریزد و درباطن امضای قرارداد چاکریرا درعوض کرسیی ریاست جمهوری افغانستان باامریکا معامله کرده است (درمن اثر دارد) - ویااگر افرادی با معاملات زیر پرده با (وهابییت) و دیگر بنیادها - کشور را درمعرض لیلام قرارداده اند (درمن اثر دارد) – آنگاهیکه فرد بیظرفییت نظامی برپایهء زدوبندهای منطقوی وسمتی درپست وزارت دفاع کشور(شهنواز تنی) براثر روابط ناپاکش با پاکستان به تمام نعمات مادی و معنویی کشور پدری اش پشت پازدو با کودتای خونبارش پس از حادثهء المناک هرات صدها و هزارانرا به خاک و خون و سوگ فرزندانشان نشاند - ویا حتی وقتی در روزگاران پیشین خلقیها ازگروه خاصی و پرچمی ها از گروه خاص دیگری تشکیل شده بودند یک گروه علیه گروه مقابل تا سرحد کشتن و تار اج شرف وناموس دیگر- تا ساختن دسیسهء قتل وزندان علیه افراد بیگناه و پاک به جرم اینکه با کارکردهای بعضی از حزبیها موافق نبودند دریغ ننمودند تا اسباب افتراق ملی را فراهم نمودند - (همه و همه درمن – درتو- و درتارو پود مردم بلاکشیده اثر دارد)- واثر داشته است ودرنتیجهء این افتراق که(درونمایهء آن احساسات خودخواهانه و غرورمنفی درسطوح رهبری حزب) را باثباط میرسانید اسباب آشفتگی حزب را دردرون صفوف و کدرهای فعال ووطنپرست ایجاد کرده بالاخره این عدم تفاهمات و جداییها به حیث یک مرض کشورشمول درمحیط محسوب گشت – (هم درمن اثر داشت و هم به تمام مردم افغانستان) - چه همه دیدیم که افراد ملت چگونه تک تک بنوبهء خود ازین زهر چشیدندو ازهم پاشیدند - هزاران انسان دانشمند – استادان – دوکتوران – مهندسان – روحانیون – علما – نویسندگان - هنرمندان و اهل خبره که هرکدام آموخته بودند چگونه مسئولییتهای وطنی و مسلکیی شانرا درکشور ایفا نمایند بجرم اینکه حزبی نبودند یازندانی شدند یاکشته شدند و ویا برای حفظ جان فرزندشان دست گدایی به کشورهایی پیش کردند که همیشه آرزو داشتند محتاج شان باشیم. البته به همه واضح است تمام بدبختیها درکشور بدستور (معنای دیگر کلمهء غرور)که (جهالت و کمظرفییت) عنوانمیشود انجامگرفت و همین خودپرستیها ی فیمابین اعضای بزرگ سطوح رهبری بود که شیرازهء مملکت داری را ازهم گسیخت - به دشمن بزرگ جرئت بخشید برچاکرمعلومالهوییت دستور صادرکند حلقهء تخریباترا تشدید وافراد بیدفاع ملت را به فرار مجبورسازد تاازنعمت حفظ ونگهبانیی وطن آباییشان دست بکشند و به دشمن دیرینه امکان بدهند تا اسبش را تا آستانهء هرکلبهء ویرانه و حریم آبرو وعزت نفس هرخانواده بتازد. البته این جفا تنها به روان وطنداران غیر حزبی تحمیل نشده فرار آرام آرام و مخفیانهء افراد سرشناس حزبی ازکشور جفای دیگری بود که روحییهء اعضای حزب را درهم کوفت و بالاخره کشور ازوجود جمله حزبیهای سرسپرده خالی شد– ایکاش ما اینقدر شهامت میداشتیم ازهیبت طوفان گذرا نمیهراسیدیم - چون هماسه سازان وییتنامی قهرمانیی وطنپرستی میآفریدیم و درزادگاه مادری باقی میماندیم – خوب میبود کشته میشدیم ویا زندانی ولی حد اقل شاهد تماشای پروسهء ننگینی نمیبودیم که فرد اول کشور باورود (بیهوییت ترین افراد گماشته شده-ازپاکستان و بادارانش) به خاک و خون کشیده میشدو بدارآویزان میگشت - این عمل نه تنها برمقام و شخصییت فرد اول کشور - و نه تنها به اعتبارات تاریخ پرافتخار پنجهزار سالهء مردم ما لطمه زد بلکه برعزت و آبروی فرد فرد افغان درهرکجا که هست تحقیر شکننده محسوب میگردد – ما فرد فرد باید اعتراف کنیم هنوز وطنپرستیرا نیاموخته ایم – به محض به دشواری برخوردیم چه حزبی و چه غیر حزبی در تلاش شدیم صحنه را برای تشریف آوری شیاطین آب پاشی کنیم – غربیها درمجموع مثل هرکشور همسایه که چون جغد درانتظار شکار نشسته بودند زمینهء قبولیی و پذیرش مارا باسینهء فراخ مهیی کرده و ما با ساده لوحی قبول کردیم که این مابودیم که زیر ریش سرحد داران منطقه و غرب خرسوار گذشته ایم – درحالیکه اخیرا" به همه واضح شد که این یک پلان جمعیی جهانخواران سرمایه داری علیه افغانستان بود - برای بوجودآوردن چنین روز که (امروز دردناک) نامیده میشود طرح ریزی شده بود. باید دوستان حزب متحد ملی بپذیرند که ازین قبیل گفته ها و ازین نوع اظهار نظرات به پیمانهء خیلی فراوان وجود دارد و همراه با فریاد درونیی مردم درفضا پراگنده است - ازهمینجاست که تذکرداده میشود - این صدا ها و این آواز ها ندای درونسوختهء ملیونها افراد کشور است که فضای زندگی انسانی مارا احطوا کرده و آنچه قابل یادآوریست اینست که اولیای امور حزب وحدت ملی و یااحزاب دیگر باید گوش بصیرت داشته باشند آنچه را که افراد عادی شنیده و دیده نمیتوانند درین فضای ظاهرا" خاموش و بیحرکت ببینند و روی آن عالمانه - عاقلانه و انسانی بیندیشند نه اینکه همه عملکردهای شان باز مثل روزگاران اولی مملو از احساسات - بیتجربگی - سلیقوی و قومگرایی باشد که ازاثر آن- چنان تخطیها و گناهان نابخشودنی درکشور صورت گرفت و افراد استفاده جو با گل آلود نمودن آب ماهی های خودشانرا گرفتند و آبرا گل آلود واگذار شدند. این صداها صدای هزاران هزار سرسپردهء زنده ومرد هء اندیشهء مترقی ودیموکراتیکیست که بنابر عظمت و جهان شمولییتش دشمنان انسانییت را درسرتاسرجهان لرزانید و بسیج ساخت تابرای حفظ و بقای خصلت غارتگری و جهانخواری خودها دست بهم دهند و آنرا ازگلو خفه نمایند. آرزو میرود مسئولین حزب متحد ملی همواره ملتفت باشند اپرچونیستهای وطنی درین جدل بزرگ زیر لباس افراد مترقی برای حصول منافع آزمندانهء شان کارت عضوییت مخفی راازدشمنان انسانییت گرفته به جیب واسکت میگذارند وکارت عضوییت وطنپرستانه و مترقی را ازمرکزبخش اندیشهء انسانی بدست میآورند و ازان درموقع ژاله به حیث چطر و درموقع انجام خیانت واستفاده جویی به صفت تیغ برملت استفاده میکنند. یازده سال از آغاذ کار حزب متحد ملی میگذرد درطول این مدت به همه علاقمندان روشن شده که کشمکشهای عمیق همراه با سنگ اندازیها ومخالفتهای ناسالم دردرون وازبیرون حزب سبب شد تا حزب نتواند به خود سازی وسازندگی برسد ودرچنین وضع و حالت بحرانیی سیاسی که چهل وچند کشور به سردمداریی شیطان بزرگ دندان برای دریدن بدنهء خون آلود میهن تیز کرده اند - بازهم مصروف جرو بحثهای اضافی و بیمعنیی سلیقوی و خودخواهانهء افراد باشد ودرداخل کشور مصدرخدمت حد اقل مردمی نگردد - این وضع تعداد زیادیرا که اوضاع مختنقرا ازبیرون تحت مطالعه قرار میدادند خیلی ناراحت ساخته وبهمین دلیل مجال نیافته اند اشتراک و عضوییت شانرا با حزب متحد ملی اعلام نمایند. هم اکنون که حزب متحد ملی تا حدودی از روی سنگریزه های تخریب کننده گذشته علاقمندی و باور مردم وطنپرست را جلب نموده است - ترس ازان میرود باز باقبول تشکیلات جدید وسوسهء دیگری سرراه خدمتگذاری قرا نگیرد. درینروزها شایعات است که(کنگرهء حزب واحد) در داخل کابل برپا خواهد شد - اندیشه و نگرانیی تعداد فراوان و مارگزیدگان دوران دیروز که هرکدام شان باکرکتر افراد خاین و وطنفروش بااسناد و شواهد به صورت چشم بچشم آشنایی دارند - نیز شدت گرفته هرآن درهراس اند مبادا این سر آغاذ وحدت نبوده بلکه سرآغاذ یک جدایی و رسوایی دیگرباشد که به یقین ازجانب دستهای خارجی تمویل و سازماندهی میگردد- تاباشد که ریشهء ادامهء حیات مترقی درکشور را به نابودی بفرستند - ازینجاست که توجه مسئولانه و وجدانیی افراد وطنپرست درزمینه طرف نیاز مردم افغانستان میباشد – مردم افغانستان امروز بااستفاده از روزنه های کوچک زیر نام دیموکراسی ولو که تا حد قابل ملاحظه قلابی میباشد - توانسته اند درایت شانرا باتجربهء گذشته از تلخکامیهای ملی خمیر کنند و ارزیابیی بهترنمایند - بنا" قابل یادآوریست به باور کامل هرگاه حزب وحدت ملی بتواند رهبریی سالم - قاطعانه و دسپلینیک خویش را به هموطنانی که اوضاع را ازبیرون حلقه دنبال میکنند اثباط کند و درراه سالم واصولی- دور ازهمه فروگذاشتهای مرگبارسابقه حرکت نماید - به یقین از پشتیبانیی سیل آسای اکثرییت مردم برخوردار خواهد شد. بامید موفقییت های ملی ووطنی. جلال پیروز کشور هالند 2011-11-17.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




آنانیکه غم مردم مرگ ونابودیی ایشان - و سعادت مردم معراج انسانییت شان بشمار میرود!.





