Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

نگــــرشی در پدیـــدۀ هنـــر PDF پرینت ایمیل
فــــرهنگی - هنـــــــری
نوشته شده توسط ق همزی   
يكشنبه ، 4 مهر 1389 ، 17:08

هنر محصول کار و فعالیت دیرین ساله انسان های پیش از روزگار ماست که از هستی اجتماعی روح گرفته و با تاثیر ژرف سیمای جامعه را که خود زاده آن است دستخوش تغییر و تحول عمیق نموده است.
از این رو نمی توان با دید سطحی و قضاوت دگم معنی و مفهوم اساسی هنر را در  زندگی اجتماعی مورد تدقیق و پژوهش گذاشت زیرا کلمه هنر که در ظاهر امر حرف ساده به نظر می خورد در محتوا از اهمیت والا برخوردار است.

 

مشاهدات روزانه ما از اسناد و مدارک تاریخی انسان های پیشین، ما را متقین می سازد تا بپذیریم که رشد و تکامل جوامع انسانی از هر گام به جلو در آمیزش و آمیختگی با هنر میسر بوده و بس، زیرا هنر را نمی توان صرف با یک پهلوی زندگی مقایسته کرد هنر در مجموع در تمام پدیده ها دخالت دارد حتی برای این که زنده بمانیم باید هنر زندگی کردن را بدانیم در غیر آن مستحیل خواهد بود که لحظه یی را نفس به راحت بکشیم. بدون تردید تلقی می کنیم که جهان انسانی از وجود هنر رنگ تازه به خود گرفته و همزمان با نموی پدیده هنر سطح زندگی انسان از کهنگی به بالندگی نیز تغییر حالت می یابد. زیرا در زیبایی محیط ماحول ما فقط یک چیز توام با نیروی انسانی موثراست و آن هنر نام دارد.

از همین جاست که می گویند هر چیز در قالب هنر زیباست.

ولی نباید پنداشت که هر آنچه زیبایی را در خود نهفته دارد در آن هنر به خرچ رفته است بلکه تاثیر هنر را در زندگی، در دیگر گون سازی جامعه، سطح حیات اجتماعی توام با هستی اجتماعی که رول بارزی را به نفع انسان بازی می کند باید مدنظر گرفت. زیرا هنر شناسی که در این پروسه به پژوهش دست زده است هنر را از خوش خدمتی به زیبای مبری پنداشته گفته است:"اگر صحت این تعریف را که هنر فعالیت انسانی است که به وسیله آن دسته یی از انسان ها احساسات خود را بر دسته دیگر منتقل می سازند بپذیریم هنررا  چیزی ندانیم که به خدمت زیبایی کمر می بندد و یا آن را تجلی تصور و غیره نه پنداریم". (لئون تولستوی)

اما برای  آنکه خوبی هنر را با زیبایی ادغام نکنیم باید بدانیم که هر اثر زیبا یک اثر خوب نیست اما هر آفریده خوب را می توان زیبا شمرد. گرچه به گفته پاگانو زیبایی شناس ایتالوی"زیبایی آنچنان با خوبی در آمیخته است که زیبای خوبی را آشکار می سازد و خوبی زیبایی درونی و معنوی است".

ولی از آن جایی که گفته پاگانو قناعت عده یی را فراهم نمی آورد "هاچسن" می نویسند:"زیبایی پیوسته با خوبی هماهنگ نیست از آن مجزاست و شاید مخالف آن نیز باشد"

زیرا زیبایی حقیقی از خوبی زاده است و خوبی به گفته "وینکل" کاملا زیبایی جدا است.

گفته آمدیم، هنر همزاد جامعه انسانی است و هم این را پذیرفتیم که هنر تا آن وقت پایدار خواهد بود که جامعه انسانی پایدار باشد از این سبب باید نقش هنر را در تاریخ زندگی انسان مورد مطالعه قرار بدهیم که بنده فرصت انجام این کار را به دلیل "غم نان" ندارم.

هنر را انسان پوینده و پر تکاپو به خاطر بهزیستی و تغییررنگ زندگی اش از خود بروز داد و از آن در جهات مختلف حیاتی کار گرفت وبا تغییر پذیری جامعه انسانی هنر نیز متاثیر گردیده ویژه گی ها و مناسبات عام انسانی را یک جا با رشد جامعه با خود حمل کرده است. چنانچه هنر در نخستین دوره زندگی در خدمت همگان قرار داشته و از محصولات هنری جمعیت بزرگی از انسان ها استفاده می برده اند، اما با تبارز رنگ طبقاتی و گذار از جامعه بدون طبقات به طبقاتی هنر نیز خدشه برداشته است و بدو کتگوری هنر طبقات بالا و پائین جامعه منقسیم گردیده است، هنر طبقات پائین که هنر اصیل محسوب میشود با حفظ اصالت خود همواره در مبارزه علیه بیداد و ستم طبقات بالایی جامعه اهمیت خود را حفظ کرده است. و هنر غیراصیل که در جوی فرهنگی کاملا خاص به وجود آمده است مانند کالای مصرفی در فرهنگ مصرف هر روز به فروش می رسد و مانند خریطه پلاستیک یکبار مصرف بی آن که کسی به حفظ و حراست آن نیاز داشته باشد به دور انداخته می شود.

هنرمندانی که با کار رئالیستک و واقعبینانه خود ترسیمی از سیمای زمان به دست داده اند پیوسته در جدال با هنر طبقات بالایی، هنر اصیل را که بیانگر پهلوهای طبقاتی زندگی در سیر تاریخ است از بد شدن نجات داده اند و هنری که درون مایه آن غیر قابل اعتناء و هدفش فقط سرگرمی بوده است خود با گذشت زمان نادیده گرفته شده است و در برخی از موارد با رد و تردیدهای هنر شناسانه ی حکیمانه و دینی مورد نا دیده انگاری قرار گرفته است و به همین سبب عده ی از آموزگاران بشریت نظیر افلاطون در کتاب "جمهوری" و مسیحیان نخستین و بوداییان تمام هنر را رد کرده اند.

هنر پدیده یی است که آیینه سا حالت های گوناگون جامعه انسانی را طوری حقیقی انعکاس می دهد و بیننده بدون شک مجذوب آن می گردد طوری که گویا خودش در تماشای چنین صحنه یی  فکر می کند فرد وابسته به همان زمان و مکان است. هنر اصیل بازتاب دهننده احساسات، عواطف، و حالت های چند بعدی زندگی انسان در دوره های معینی از تاریخ بوده و پیوسته از میان مردم به وجود می آید و درخدمت مردم می باشد. حالا اگر جویا شویم در صورتیکه هنر به کسب ویژه گی های تذکر یافته توفیق نیابد چه گونه است این سوال را با توسل به استدلال هنر شناسانه ی لئون تولستوی پاسخ می دهیم:"اگر هنر نمی تواند هنر مردم باشد یکی از این دو مطلب صحیح است یا هنر آن موضوع با ارزشی که ادعا می کند نیست و یا هنری که هنرش می نامیم این موضوع با اهمیت  را در خود ندارد".

پس هنرمند کسی است که تصویری مجرد ومنتزع از نحوه زندگی مردم به دست نمی دهد بل، با موفقیت می کوشد چهره معنوی از احساسات مردم را در بطن ساخته و آفریده اش قابل درک سازد تا هرکس قادر باشد احساساتی را که خود تجربه کرده به دیگران انتقال دهد و هنر مند بتواند بیننده را به وجد و تحریک دعوت کرده و آن را معطوف شده ی اثر هنری خود گرداند قسمی که لئون تولستوی اعتراف می نماید:"چندی پیش به خاطر افسرده از گردش باز می گشتم، وقتی نزدیک خانه رسیدم آواز گروهی بزرگی از زنان روستایی را که دسته جمعی می خواندند شنیدم زنان از دخترم که چندی پیش عروسی کرده بود و اینک به دیدارم می آمد استقبال می کردند دراین آوازخوانی، فریاد ها و نواختن ها چنان احساس روشن از شادی و جوش و جهش وجود داشت که خود نه فهمیدم که چگونه این احساس برمن سرایت نمود."

برای این که انتقال احساس از هنرمند به دوست داران هنر به شکل معقول صورت یابد هنر مند بهتر است ساعی باشد آنچه را که خود دیده است با حفظ همه ارکان ارزشی، آن را تصویر سازی نماید.

زیرا اگر هنرمند برای تکمیل اثرش به چیزهای که درجامعه کم دیده شده توسل می جوید در حقیقت به فاتالیزم گرایده ارتباط اجتماعی اثرش را از مردم و اجتماع بریده است و این اندیشه ارزش هنری اثر وی را کاهش می دهد زیرا گفته اند هنر پدیده اجتماعی است یعنی فقط در اجتماع انسانی که تا درجه رشد پیشرفت کرده است می تواند ظاهر شود ودرخارج از اجتماع و جامعه آن را نمی توان یافت"  از همین رو سعی گردد تا ارزش آموزشی و معرفتی هنر اصیل با گنجانیدن هدف های مجهول دربطن آثار و آفریده های هنری از میان نرود و اهمیت اجتماعی اثر به باد هوس های عبث داده نشود. یکی از نویسندگان که نام آن تازه به خاطرم نمانده است چنین نوشته است:"اولین شرط خوب بودن اثر هنری این است که هنر مند تا چه حد روابط زندگی، روحیه، احساسات و اخلاق را به درستی منعکس کرده است. هر گاه نویسنده یا هنرمند حقیقت زندگی را نادیده بگیرد اثر او بی ارزش خواهد بود".

از این رو می پذیریم که وحدت شرایط ذهنی و عینی در آثار هنرمند رکن اساسی آفرینش را تشکیل می دهد زیرا آفریده های هنری هنرمند اگر موافق خواست و امیال مردم و یا بروفق شرایط حاد روز تلازم نیابد معنی آن را می رساند که هنرمند در حقیقت جهانی را که موجودیت عینی نداشته و دیگران از دیدن آن عاجز اند در مخیله خود متصور ساخته است و چیزی را که آفریده است بیگانه از محیط انسانی و تهی از هرگونه ارزش هنری بوده و کسی نمی خواهد آن را منحیث ناقل اندیشه، احساسات و حالت های متنوع زندگی انسان ها بپذیرد از همین جاست که هنر اصیل همیشه از تزینات تصعنی اجتناب کرده می کوشد در ساده ترین قالب مبری از هرگونه آزین و زیورآرایی نقش زندگی انسان ومحیط زندگی اش را در صحنه به نحوی بهتر رقم بزند. اینکه هنر فارغ از هر گونه تصنع و ساخته کاری را نسبت به هنری که همیشه وقف زیبا آفرینی شده است ترجیح و رجحان می دهیم دلیل قابل قناعت نیز داریم. چون گفته شده است، هنرحقیقی نظیر زوجه ی شوی مهربان نیازمند هیچ آرایشی نیست ولی هنر مجهول همچون فاحشه یی پیوسته نیازمند آرایش است. از همین سبب هنرمند واقعی برای این که جهات قابل درک و ضروری زندگی را در حجاب زیبایی نهفته نگذارد همواره می کوشد اثری را که می سازد جدا از خدمت گذاری به زیبایی، خوب و بی پیرایه باشد. زیرا آنگونه  که گفته آمدیم، خوبی زیبایی را ظاهر می سازد، نه زیبایی خوبی را.

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 54 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.