Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
مــاندگار ترین غــزل عــاصی،آهنـگ شد؛ PDF پرینت ایمیل
فــــرهنگی - هنـــــــری
نوشته شده توسط تابش فروغ   
يكشنبه ، 8 فروردين 1389 ، 20:58



ســرود پــارسی، نمــاد فــراخ نظــری و فــرهنگ گستری

وقتی همیش از دیوان های شعری شاعر بزرگ قهار عاصی، شعر های را می خواندم و به ویژه به غزل همیشه ماندگاتابش فروغر این شهید شهیر بر می خوردم که می سراید (گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی/ غوغای کوه ترنم دریاست پارسی) حسرت این که چرا تا هنوز مردی از میان این همه هنرمند و آواز خوان سر بر نیاورده است تا به این سرود پُر از درد و امید عاصی، موسیقی بسازد، مرا سخت می آزرد.

 اعتراف می کنم انتظار داشتم هنرمندی که سنگ دوستی با عاصی را همه وقت به سینه می کوبد، و صادقانه به برکت لطف غزل های او، موسیقی های دلنوازی می سازد، روزی حنجره اش را در خدمت فریاد این غزل قرار بدهد، اما بعد تر متوجه شدم که شاید مثل بسیاری از مردمان ما در افغانستان، توهم شکستن خطوط سرخ وحدت ملی او را از چنین کاری و چنین حرکتی باز داشته است، آری دریا، فرهاد دریا همان دوست عاصی! اثر هنری بدین غزل زیبا نیافرید زیرا شاید او فکر می کرده است که با همچو آهنگی صف آزرده خاطران وحدت و همبستگی اقوام این سرزمین طویل می شود!

 

به هر حال خزان 1388 خورشیدی با رنگ زردی ها و رنگ باختگی هایش به پایان می رفت که فرصت ایجاد روابط نزدیک با هنرمند جوان، پُرکار و توانای کشور آقای صدیق شباب به من و دوست عزیزم زبیر هجران که خود نیز درد شعر و ادب دارد و از قبیله ننگ و فرهنگ است فراهم شد و غزل شیوای عاصی بزرگ را با او در میان گذاشتیم و طرح گونه های ابتدایی و ناقص ولی با احساس خود را با هم شریک ساختیم و اینک خوشبختانه پس از نزدیک به چهار ماه تلاش پیگیر، مداوم و ستودنی آقای صدیق شباب، آهنگ پارسی با آواز های آقایان، صدیق، طاهر شباب، عارف کیهان و خالد کیهان به گوش های مردمان ما، طنین انداز است.

 

نکات فراوانی برای گفتن در باب این آهنگ وجود دارد، باور دارم دوستان زیادی چیز های بهتر از من خواهند نوشت، اما من احساسات و درک خودم را از این آهنگ در چارچوب پاسخ به چند پرسشی که متاسفانه پس از نشر این آهنگ، سوء تفاهم های را به میان آورده است؛ می نویسم:

 

یک: آیا زبان ما پارسی است، یا دری، چرا و چگونه ؟

از فحوای دیدگاه ها و نظر های شمار زیادی از دوستان و بزرگوارانی که پس از شنیدن این آهنگ در صفحات انترنی، حرف های دل خود را نوشته بودند، بر می آمد که غزل ماندگار قهار عاصی و موسیقی فرا معمول صدیق شباب به این شعر، گویا یک حرکت غیر افغانستانی است و بیشتر آب به آسیاب کسانی می ریزد که زبان شان پارسی یا فارسی است نه دری !

 

پرداخت با جزئیات به حل این مسئله ساده و سهل اما به معما کشیده شده ی فارسی، پارسی، دری یا تاجیکی فرصت و زمان بیشتری می خواهد و حوصله ی فراخ تری می طلبد، اما آنچه روشن است این که حوزه ی تمدنی آریانای بزرگ، سپس خراسان و حالا نیز کشور های چون افغانستان، ایران و تاجیکستان روزگاران درازی بر اساس اسناد، شواهد و متون بر جا مانده از همین جغرافیا، نشانگر یکپارچگی، همدلی، همزبانی و همبستگی فرهنگی مردمان این سرزمین ها بوده است و چشم پوشیدن بر این حقیقت، تلقین کردن این یقین است که می شود بر رخ آفتاب با دو انگشت پرده کشید.

 

شاید به هیچ وجه چند جمله ی پایین، تکراری از جنس احسن نباشد، اما همه زبانشناسان و دانشمندان زبان و ادبیات به این باور اند که دری صفتی است برای زبان فارسی یا پارسی که از سرزمین بخدی و ماوراء و اطراف آن، یا همین بلخ امروزی افغانستان عزیز به نام زبان پرثوی، پسان تر ها پارتی و بعد تر نیز پارسی و فارسی سر بر آورده است و زبان رسمی دیوان و دفتر شده و نام فارسی دری را بدان گذاشته اند و همین نام افاده گر این مفهوم بوده که این زبان، زبان دربار و دیوان و دفتر است.

اگر تا اکنون نتوانسته حرف هایم را به دوستانی که در این مورد اعتراض دارند به درستی برسانم، خدمت ورجاندان این سوال را مطرح می کنم که کدامین منطق زبانی می تواند حکم کند، در صورتی که دو فرد، از دو جغرافیای متفاوت با هم حرف بزنند، گپ های یکدیگر را به خوبی بدانند و نیاز به شخص سوم به عنوان برگردان کننده ی حرف های این به آن وجود نداشته باشد، می شود زبان گفتار آن دو را از هم جدا دانست. پس معلوم است که تاجیکی، دری و فارسی همان حریر، ابریشم و پرند اند که به یک زبان با یک دستور و یک واژگان دلالت می کند.

 

بنا بر این عاصی شهید می دانسته است که سرایش چنین غزلی نه تنها آزرده خاطری را برای برادران همدل پشتو زبان، ازبک زبان و... ما در افغانستان عزیز فراهم نمی کند که حتا مایه سرور و شادی آن ها نیز خواهد بود زیرا شعور و آگاهی مردمان سخندان ما، این حس را به همه ما شهروندانی که در این کشور زندگی می کنیم می دهد که جغرافیای امروزی ما، قلب تپنده ی آریانای بزرگ، ایران تاریخی ( نه ایران کنونی) و خراسان اسلامی و فرهنگ پرور بوده است و پدران همه ی ما در عزت و صلابت این تمدن نقش عمده و اساسی را داشته اند. و حالا نیز هنرمند توانای ما صدیق شباب دانسته است که آفرینش چنین اثری نه تنها می تواند مایه تضمین جاودانگی صدایش باشد، که حتا فراخ نظری و فرهنگ گستری ما را نیز به مثابه شهروندان افغانستان، نسبت به سایر همدلان و همزبانان مان در کشور های همسایه به نمایش بگذارد.

 

دو: آیا این آهنگ می تواند یک اثر برتر باشد؟

پاسخ این آیا را بیشتر از این خامه ی ناتوان، دوستانی می توانند بدهند که موسیقی می دانند و بر چگونگی آن دانش دارند،اما به عنوان یک شنونده، از چند دید این اثر، برازندگی هنری منحصر به خودش را دارد:

شاید صدیق شباب می توانسته است به تنهایی این آهنگ را بخواند، اما صدا هنرمندی چون عارف کیهان که پس از این آهنگ دیگر سال های رکود و سقوط را پشت سر خواهد گذاشت، آواز طاهر شباب هنرمند محبوب افغانستان، و آواز خالد کیهان که با زیبایی تمام پنجه های هنر آفرین اش،موسیقی این اثر ماندگار هنری را سرو سامان استثنایی داده است، در کنار صدای وزین و برازنده ی صدیق شباب هوای این آهنگ را به حد متعالی آن حماسی کرده است و جالب تر از همه این که او ( صدیق شباب) با این ابتکار موزاییکی از صدا های متفاوت با توانایی های متفاوت را به کار بسته است و غزل همدیار خودش عاصی، که نمادی از صلابت، ابهت و توانایی شعر معاصر افغانستان می باشد، را برای همیش به گوش ها رسانده است.

 

سه: آیا این سرود تبعیض آمیز است؟

 متاسفانه مثل همه وقت، سیاست زدگی های معمول، دست از دامن هنر نیز در کشور ما بر نمی دارد، کسانی نوشته بودند که صدیق شباب و همه ی از الف تا یای سروسامان دهندگان این آهنگ با تعصب برخورد کرده اند و متعصب اند؟ ندانستم و باور دارم دوستانی دیگری نیز مقصود آن ها را نخواهند دانست که ساختن چنین آهنگی چگونه با تعصب پیوند می خورد و گره می بندد؟ کی متعصب است، همین صدیق و طاهر شباب که ده ها سرود زیبایی به زبان پشتو دارند؟ یا کسانی که سوء تعبییر به آن ها دست داده است؟

آیا گفتن و سرودن برای نام و نشان زبان مادری می تواند وحدت ملی را آسیب برساند یا رای نیاوردن تمامی نامزد وزیران متعلق به برادران هزاره از سوی نمایندگان در مجلس؟ کدام یک ؟ چرا ما باید این همه خود مان را خورد و خمیر حرف های کوچکی از این دست کنیم و چرا باید در بسیاری از مواقع فرصت اندیشیدن عقلانی را از خودمان بگیریم و با برخورد های عاطفی، حرفی و حدیثی بگوییم که می تواند ملت را آزرده سازد.

 

امید وارم این آهنگ همان گونه که صلابت و ظرفیت شدن یک سرود فرا ملی را دارد، بتواند زمینه های دوستی و همدلی بیشتر را میان کشور های با هم برادر افغانستان، تاجیکستان وایران هموار سازد و غل و غش های سیاست و ترفند های متعفن روزمرگی را کنار بزند.

می دانم شاید فقط سپاس و امتنان از هنرمندان توانای که با صداقت تمام برای این آهنگ تلاش کرده اند، کافی نیست اما چه کند بی نوا همین دارد. سپاسگزارم.

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • مردمپور  - ازگرگ توقع ميشی ميکن

    گرگ باخوردن ميش اهلی نخواهدشد: ميگوينديک دفاع بدازحقيقت خيلی ز ودتر حقيقت رامسخ ميکند نسبت بکارآنهايکه عليه حقيقت مبارزه ميکنند، توهم چنين دفاعی ازفرهنگ خود کرده ا ی، کاشکه اصلا چيزی نمی نوشتی، فرهاد دريااولا يک پشتون است، کسيکه بدفاع از طالب وريش باعمامة قبائل و پاهای برهنه کنسرت ميدهد تانشان دهدکه طالب مخالف تمدن نيست، از وآئار عاصی هم فقط سوء استفاده کرده، آی ا تاکنون کدام نهاد ویا بنياد فرهنگی بنام عاصی ساخته؟ کدام بار آثار عاصی را چاپ کرده وياحتی به خانواد ه او کدام کمکی کرده است؟ پس ازچنين کسی توقع بردن اشتباه است، ثانيا فارسی که شئونيستها بنام دري اش يا د ميکنند فرهنگ وزبان يما، پادشاه عدالت گسترٍ صلح دوست، ، بافرهنگ وشجاع وجوانمرد وفرزندان اوست زبانيک ه از بخدی درخيشد وتاکنون درحوزه فرهنگی وسيع 300 مليون نفوس دارد، انگيزه فارسی ستيزی پشتونها کاملا سي اسی است وهدف مسخ وتعويض زبان خراسانی به پشتو که همة فرهنگيان پارسيگوی درين خصوص تشريح کرده اند، فرق گذاشتن ميان فارسی ودری وتاجکی مثل اين است که کسی بگويدافغان، پشتون و یا پتان ازهم فرق دارند، حالانکه افغان نام جد پشتونهاوهويت فاميلی أنهاست وپشتون راهم بعدازاسلام بگفتة خودشان پيامبر (ص) به آنها گذاش ته است، بئس الکذب وپتان هم کلمة است که هندوها لشکر غارتگر وسفاک احمدشاه پنجابی را ميگفتند، پس بنابر نوشتة مورخين خود پشتونها هرسه کلمه يک معنا دارد. کسانيکه ازين شعروأهنگ خفه ميشوند دشمنان پارسيگويان کشورماهستند، مگر وحدت ملی بدين معناست که مافرهنگ خود رامسخ وترک کنيم وازهويت خود بگذريم؟
    چراوحدت م لی درانکشاف متوازن، درايجاد حکومت مشارکت ملی ودولت ملی وتقرريها وتخصيص بودجه انکشافی وهيچ چيز ديگری مطرح نيست که درجعل فرهنگ وتاريخ ما؟ مگرهمين پشتونها فارسی زبانها را پارسيوان نمی گويند؟ چرا هزارها سرود وأهنگ در تعريف نژاد پشتون کسی را تا کنون آزرده نکرده است که أهنگ سرود عاصی شهيد ميکند؟
    پشتون ای نژاد والاگهر باشمشيرت ميراث نياکانت را پاسدار، مگر تبعيض آميزنيست؟
    من باين آهنگ وآهنگسازان افتخ ار ميکنم وتوفيق مزيد شان را در راه خدمت زبان وفرهنگ اجداد ايشان خواهانم

    مردمپور
  • زلمی صافی  - فرهاد دریا و وحدت ملی
    اولآ باید گفت که گفته های مردمپورپ، در بالا، در رابطه به فرهاد دریا حقیقت داشته و در یک سخن کوتاه می توان گفت که فرهاد دریا دنباله سیاست های طالبان است. بخصوص وقتیکه وی در افغانستان فرزندان یتمانِ بی خ انه را گرد هم آورده و آهنگ پشتو را باآنها میخواند و از تلویزیون نشر میکند وی در حقیفت اعلان میکند که طالبان پدران انها را کشته و خانه های انها را به آتش کشیده و من، فرهاد دریا، فرزندان بازمانده آنها ر ا پشتو میآموزانم.

    باید فرهاد دریا فکر کند که چرا یک فرد میخواهد یک زبان دیگری را فراگیرد؟ مثلآ چرا فرهاد دریا انگیسی فرا گرفت؟ بخاطر اینکه از آن زبان آن شخص علم، هنر، اقتصاد...و زندگی میآموزد و از پش تو به جز چرس و تریاک، غارتگری، دزدی، آدم کش، آختطاف، هواپیما ربایی، وطنفرشی، تروریسم، انتحار چیزی دی گری میشود فراگرفت؟ و همیجاست که سخنگویان خود زبانشا با درک درست از هویتشا داشته به آن زبان هم آهنگ ن می سرایند.

    ثانیا باید بر همه گفت که نباید در رابطه به هنرمندان این آهنگ انتقاد بیجا کرد چونکه سخنان بیجا باعث رنجش اکثریت فارسیگوی کشور شده در نتیجه به وحدت ملی آسیب میرسد.

    با احترام

    صافی
  • فواد علائی

    این مرم واقعاً مشکل دارند!

    وحدت ملی یعنی چی؟

    ما با زبان مادری خود اگر صحبت کردیم، آیا ما مخ الف وحدت ملی هستیم؟

    من به این هنرمندان عزیز افتخار می کنم واقعاً کاری قابل افتخار انجام داده اند و تمام فارسی زبان ها را با این کار خویش خرسند ساختند، امیدوارم سعی و تلاش آنها در این عرصه ادامه داش ته باشد.

    چشم حسودان و متعصبین کور باد.
  • کابلی

    سلام به همه دوستان و بخصوص دست اندرکاران سایت خاوران
    امیدوارم که این پیام من اقبال نشر را در این صفح ه پیدا کند. فقط خواستم به چند موضوع اشاره کنم.
    آهنگ سرودن به زبان های ما چه دری و یا پشتو، ازبکی، تر کی، پشه یی هزاره گی و هر زبانی که در افغانستان موارد استفاده دارد، هیچ عیبی ندارد و بجاست. ما از همه زبان های مروج در کشور خود تجلیل می کنیم و هیچ کدام را برتر از دیگران نمی دانیم. اما زبان دری باستان ی ما، زبان تحقیق و علمی است که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد، چون با این زبان تحقیق میشود و زبان ع لم است.
    قهار عاصی را من خوب میشناختم، نزد استاد حیدری وجودی فن شاعری را آموخته بود و از جملهء شاعران معمولی بود، این که تا چه حد زبان را و تاریخ ادبیات را میدانست، اندوخته اش محدود بود. زبان دری نه وج ه توصیفی دارد و نه لهجه است، بلکه یک زبان مکمل است که بالای زبان فارسی و یا پارسی تاثیر خود را داشته و مادر زبان فارسی یا پارسی است. چرا ما، زبان اصیل و با اصالت خود را که دری است و قدامت حتی قبل از ا سلام دارد، نپذیریم و زبان خود را پارسی بدانیم، یعنی چه؟؟ وقتی فردوسی میگوید: پارسی دری، چرا دری را ب ه آن علاوه میکند؟ چون پارسی از دری متاثر است و در حقیقت فردوسی از زبان دری برای شهنامه استفاده می کن د. خلاصه میسازم:
    1. زبان ما دری است.
    2. پارسی یا فارسی، زبان محلی فارس قدیم و ایران امروزی است که تو سط زبان ما، دری شکل یافته.
    3. این هنرمندان که آهنگ را سروده اند، نه به شعر آگاهی دارند و نه به موسیق ی. میرخطا جمله خطا، عاصی بخطا رفته و این ها هم از دنبالش.
    هرکس که باعث تفرقه میشود و زبان را وسیلهء سیاست قرار میدهد، اشتباه میکند.در مورد تاریخ و ادبیات زبان، اسناد موثق علمی و تاریخی موجود است، جای حیف و افسوس میدانم که مردم ما زبان اصل خود را رها کرده در آسیای دیگران آب می ریزند.
  • آرام
    سلام آقای کابلی، نخست از همه نمیدانم نظر چه دلیلی خودرا کابلی میگوئی، چون تو اگر کابلی بودی به زبان کابلی ها هم بلدیت میداشتی و از تاریخ زبان پارسی و فرق بین پارسی یا فارسی و یا دری را خوب میدانستی.
    به نظر من بایستی اسم مبارک خودرا پکتیانی یا پکتیاوال و یا هم بهترش جاجی و یا باجوری میگفتی شاید برای ت بهتر میآمد
    بهرحال قبل ازینکه در باره قهار عاصی چیزی بنویسی و یا بقول خودت (فن شعر نویسی که فن نیس ت تا آموخته شود) باید خودت یک اندازه مطالعه در مورد داشته و بگفته بزرگان پایا را از گلیمت بیشتر دراز نکنی، چون از نوشته ات مغلوم میشود که یک آدم عقده ئی و زجر کشیده ئی استی
    بهر حال این سایت ها که یک تریبیون آزاد است، بدین معنی نیست که هرچه دلت خواست بنویسی و به هرکه دلت خواست توحین کنی
    مطالعه داشت ه باش، برای خودت خوب است
    برادر هموطن واقعا کابلی ات، از شهر کابل
  • تمیم از دانشکده زبان و ادبیات
    متعصبی که خودرا کابلی معرفی کرده ای !


    من هم با تائید متن برادر محترم آرام برایت مینویسم که :
    چ را نامت را ننوشتی ؟ فعلاً در کابل هموطنان اهل هنود هم زنده گی میکند.
    ما به جفنگ گویی های دارودسته خ رم ناخرم ضرورت نداریم. زبان ما در اصل فارسی یا پارسی است که دری یکی از صفات آن است . بدین معنی که تا قبل از معاهده ننگین دیورند زبان فارسی زبان درباری بوده. حتی در زمان احمد شاه ابدالی نیز زبان رسمی و درباری فارسی یا پارسی بوده.
    ما زبان خودرا فارسی یا پارسی مینامیم.
    نهایت جالب و مضحک است که دیگران میخواهند بر زبان ما نام بگذارند و یا بالای واژه های زبان فارسی تبصره کنند.
    شما را بر زبان ما و نام زبان ما چی ؟
    خوش میشوید یا خفه میشوید ، می خواهید یا نمیخواهید ، علاقه دارید یا ندارید ما کار خو درا خواهیم کرد.
  • کریم افغانی  - فرهاد دریا دوست نامرد است


    سلام دوستان !
    نمیخواهم با نوشتن زیاد سر تانرا بدرد بیاورم.
    فقط میخواستم برای تان چند نکته ای کوتاه د ر مورد هنرمند کوشا و پر آوزه کشور بیان بدارم.
    بدون شک فرهاد دریا یکی از آواز خوانان مستعد است و بعضی از آهنگ هایش جا دارد که شنیده شود ، البته حکم موسیقی را درینجا بحث نمیکنم. اما وقتی سخن از جوانمرگ قهار عاصی و فرهاد دریا میاید ، دلم میخواهد که چند ناسزا به فرهاد بگویم.
    در زمانیکه افغانستان بخاطر احراز چوکی ویران میشد و جناب راکتیار صاحب که حالا هییأتش به کابل جهت صلح آمده است ، کابل بیچاره و م ردمانش را هر روز با راکت های کور وارد شده از پاکستان نوازش میکرد ، قهار عاصی مثلی دیگران از کشور بیر ون رفت و به ایران مهاجر شد، چون در ابتدا انسان هرجائی برود با مشکلاتی بخصوص اقتصادی دچار میباشد ، قه ار عاصی با همان دل صاف به تیلفون خانه میرود و به دوست ظاهرا عزیز و شیرین اش فرهاد دریا زنگ میزند و ب عد از احوال پرسی و صحبت در اخیر خواهان مبلغی میشود تا مشکلاتش را رفع کند ، اما میدانید که این هنر من د پرشور و شعف برای آن دوست در آن ایام سخت و تنهائی چه لطفی فراموش نشدنی کرد؟ شاید هیچ یکی تان همچو ف کر نکنید که جوانمرد موسیفی چه لطفی در برابر آن یار سابقه دارد کرده است؟؟؟؟
    تأمل کنید
    باز هم فکر کنی د ؟؟؟حالا فکر خودتانرا با این حقیقت مقایسه کنید.

    فرهاد دریا با لحن بسیار سرد و بی احساس برای قهار ع اصی میگوید که من یک آله موسیقی خریدم و فعلا پول درک نیست ،چون اینجا خارج است و من وقت زیاد برای صحبت ندارم ، قهار جان خدا نگهدارتان باد.و تیلفون را بند میکند.
    قهار عاصی وقتی چنان لطف بیکران را از یک ش خصی ظاهرا دوست می بیند دیگر دنیا بدش میاید و با هزاران غم و خطر دوباره به کابل بر میگردد.
    چون شهر کا بل روزانه با راکت های جناب حکمتیار ببخشید راکتیار صاحب نوازش میشد ، یکی از آنها بر سر قهار عاصی فرود میاید و شاعر غمگین و غمدیده کشور همچو هزاران انسان بیگناه مورد لطف راکت قرار میگیرد و جان را به جان ان میسپارد.
    روحش شاد باشد و این چهار بیتی رااش هم در اخر مینویسم.
    هر بار که از دهکده ات میگذرم
    یک با غچه سبزمیشوی در نظرم
    آنگاه درخت های آن باغچه را
    يک يک به خیال قامتت میشمرم.

    خواهش میکنم تا دوستان تانرا درست و بهتر بشناسید تا مبادا در روز مشکل مثل قهار عاصی تنها بمانید.
    کریم افغانی
  • آزاده



    سلام به خوانندگان، سلام به همتبار عزيز ودانشمند آقاي تابش فروغ!
    ايكاش كه آقاي تابش فروغ جملاتي ازقب يل « شكستن خطوط سرخ ومثل آنرا» اصلا طرح نميكردند. ايكاش آقاي فروغ خودرا در حين نوشتن اين مضمون كه نه تنها حق ملي قومي ايشان بل حق خدادادتمام فارسي دري گويان مليونهاانسان جهان است در طرح سوالاتي چون خط وط سرخ، سبز وسياه وغيره تكليف نميدادند واصلا يادآور نميشدند چونكه حقيقت روشن فاشيستان است وسوال نميخ واهد. چه طرح همچو سوالات به ذات خود قبول اين خطوط است كه مليونها انسان ديگر از تبار آقاي فروغ آنرا ا صلا طرح نميكنند وطرح همچو سوالات لايق شأن ، دانش وشهامت آقاي فروغ نميباشد. به هر صورت اين سوال وچندي ن آياهاي ديگريكه طرح شده است شايد خودرا درين مبارزه برحق تنها احساس كرده باشند كه خوشبختانه امروز دي گر همچو سوالاتي طرح نميگردد چونكه دفاع دانشمندان وغير دانشمندان قوم قهرمان تاجيك مانند شهيد عاصي وزب ان «فارسي دري » ديگر براي ما قوم منزلت عالي ترين ناموس ملي هويتي مارا هزاران بار بيشتر از گذشته گرفت ه است واين حقيقت را امرور دوستان ودشمنان قوم وزبان گرامي وخدائي فارسي من وشماميدانند.
    آقاي تابش ! م ا درگرفتن همه حقوق خود وآنهم در كشور دوهزار ساله ميراث گردان وپهلوانان خودكدام خط سرخي مانعي كه حتي خواندن وياد از آن دل هر خواننده مصمم وحقيقت بين قوم من وشما وديگر انسانهاي باوجدان را خون ميكند نمي شناسيم .اما با تأسف فروان اين خط را بنابر دلايلي كه مباد در ذهن وخاطر خود داريد.كدام صف خاصي در گرفت ن حق خود همچنان نمي بينيم.
    شما مطلب را زيبا طرح كرديد كه نام اين زبان راكه « باخون اندرون شده با جا ن بدر شود» « فارسي دري » ناميده ايدواين درست است واگر تنها فارسي هم بگوئيد حق مشترك ما وشما ميباشد. موضوع آزرده شدن اين به لحاظ ناداني وآن به علت دشمني را بايد اصلا مطرح نميكرديد. اين ديگر ميراث من وش ما ، حق من وشماست كه بر فرق عروس هميشه زيبا وشگوفان زبان فارسي دري خود چه گلي مي گذاريم واورا هنوزهم تا چه اندازه زيباتر مي سازيم نه حق بدبينان ودشمنانيكه بيهوده آب در هاون بدبيني وضعف اين زبان مي كوب ند. و در جواب سوال شماكه آيا اين آهنگ زيبا عاصي شهيد تبعيض آميز است ؟ جواب اين سوال مرا كه نويسنده ا ين چند سطرم خيلي آزرده خاطر نمود. من از شما برادر عزيزم آقاي تابش فروغ ميپرسم ؟ آيا كسي حق دارد كه ا ز من وشمكا بپرسد كه چرا كلاه سراسر غرور وافتخار قهرمان احمدشاه مسعود را برسر گذاشته ايد؟ البته كه هي چ كسي حق اين پرسش را ندارد. در قسمت حقيقت روشن زبان « فارسي دري » كه چون آفتاب ميدرخشد وحكايتگر قرنه اي نام ونشان من وشماست همچنان وصدبار شديدتر كسي حق اين سوال را ازمن وشما وديگر ميراثداران آن ندارد چ ونكه ماهمه صاحبان اين امانت گرانبها هستيم وتا پاي جان خواهيم بود. من از خدا خواسته وخواهشي دارم كه ا گر در روز رستاخيز از من سوالي دارد آنرا به زبان فارسي طرح كنند تا با تمام اعضا وذرات بدن خود آنرا با كمال ميل جواب بدهم. آقاي تابش فروغ عزيز ، همتبار نازنينم موضوع را مردانه آغاز به نوشتن كرديد ولي با يد به فكر اين نمي بوديد كه خوش چه كسي وبد چه كسي ازين اظهار مي آيد ، به هر صورت ما برادرانت به شما ، نويندگان ، آواز خوانان ، شعرأ ونويسندگان زبان فارسي دري افتخار داريم .آقاي تابش فروغ ! دستت درد نكن د پر نيرو با احساس قوت دهنده افتخارات قومي ميهني باشيد وبمانيد.مضمون را شيوا ورسأ نوشته ايد.
    من به كابلي بودن آقاي كابلي؟؟ تأسف خوردم ولي ميدانم كه از مانيست اگر ميبود با احساس ميبود وآنهم بعد ازين ه مه درد ورنج فراوان در سرزمين خودمان. رحمت خدا به آقاي مردم پور عزيز همچنان به آقايان فواد علائي ومحت رم زلمي صافي . نظر ديگران همچنان قابل احترام است ولي اينكه حقيقت است ياني به خوانندگان ودانشمندان مر بوط است. دراخير اينكه فرهاد دريا را با آنكه چهره اصلي خودرا درمسايل قومي پنهان ميكند همه ميشناسند وم وضوع فرهاد دريا وعاصي شهيد كه درحقيقت استاد اين دريا نه بلكه « جوي چه گك» بودنددرست است. اوقدر استاد خودرا مثل امثال خود نشناخت. سوال اينجاست كه چرا عاصي وامثال اورا در طول قرنها شهيدكردند؟ جواب اين س وال را امروز همه مردميكه تعهد به يك آرمان مقدس فناناپذير فارسي دري وتاجيكان جهان دارند ميدانند. والس لام پيروزباشيد .
  • bahram

    سلام! اولا عرض ادب خدمت دوستان طلب آمرزش برای شاعر خوش قریحه و جوانمرگمان عاصی عزیز و تشکر و امتنان ار هنرمندان شایسته و با استعداد مان که چنین آهنگ زیبا و دلنشین را سرودند ! واقعا یک آهنگ زیبا و ماند گار است به امید موفقیت های هر چه بیشتر تان !
    در مورد کسانی که از آهنگ خوششان نیآمده اجباری نیست به یقین این آهنگ علاقه مندان خود را دارد نیاز به جر و بحثی نیست اما اگر انتقاد بیجا میکنند و باز همان قصه وحدت ملی به راه میاندازند به چند نکته اشاره میکنم !
    آیا وقتی که میگویند (افغانستان د پشتنو کور دی )(مونز د افغانستان اصلی بچیان یو )و کتاب های دویمه سقوی که به الفاظ رکیک به دگرملیت ها حمله برده باعث وحدت ملی تقویت میگردد ؟؟؟ هر زمان که یک دانشمند فارسیوان در باره پشتون ها چیزی میگویید به بسی ار احترام ( برادر های پشتون )میگویند ولی برادران و دانشمندان پشتون ما بسیار بیشرمانه ( نژادی اقلیتون ه ) میگویند ! ولی درین جا وحدت ملی چندان مطرح نیست !
    بحثی دگر اینکه آقای کابلی اشاره کردندکه زبان ما دری است و فارسی نیست ! من 26 سال دارم و تمام زندگانی ام را هم در افغانستان سپری کردیم تا به الحا ن نه خود گفتیم که من دری زبان هستم نه از دگران شنیدیم و نه پدر و پدرکلانم خود را دری زبان میگویند بل که کلمه فارسیوان و فارسی زبان در جامعه ما مروج است پس لطفا دروغ به بزرگی نگویین که حتادر جامعه جای نداشته باشد !
  • بلخی  - افتخار به فرهنگ پارسی
    من هم نظر شما دوستان هستم و افتخار میکنم به فرهنگ وغنی پارسی و هنرمندان ذلیر مان که این گنح زیر خاک شهید قهار عاصی راکشیدن و امیدوارم که با این همه زحمات از خود گذری نای که شیر مردان فرهنگیان هنرمندا ن و... یک اتحاد بزرگ دست یابیم
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 9 فروردين 1389 ، 15:28
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 70 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.