Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
وارث فـــردای وطــن PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط دلجوحسینی   
شنبه ، 25 ارديبهشت 1389 ، 23:31

بنام خدا

تقدیم به جوانان غیور وآکاه وطن درهرگوشه وکنار میهن عزیر ودرسراسرجهان

دلجوحسینی

چیست؟ درخـــانه ی مـــا، غیر جنایت خبری
وای از این غفلت واین نکبت واین خیره سری

غــرق در وحشت و درغــارت ودرجنگ ونفاق
رخت بربســــته ازاین خطـــه حقـــوق بشری

 

ناله ی مـــــا کـــــه زاعمـــــاق جگر می خیزد

نکنـــــــــــد بردل ســـــنگین تو هـــــرگز اثری

 

تو بمارحم نکردی دل بیگانه بسوخت

تا کی این آتش سوزنده به ملک پدری

 

ما غریبان به چه تقصیروگناه می سوزیم

ای فلک تابکی ازجوروستم شکوه گری

 

زچه نسلیم ونژادیم وچه قومیم وتبار

که سزاوارمصیبت شده وهرخطری

 

 مرجع نیست دراین ملک به جز بیگا نه

هرطرف نیک چوبینی تودگرشک نبری

 

نه ریاست،نه ولایت،نه وزارت بخشند

تاکه فرمان ندهدحاکم شهر(ایکن بری)1

 

چشم بد دور ازاین نوکری ومزدوری

نشنیدیم درعالم به چنین (مفت،خری)2

 

نه شنیدیم ونه دیدیم دراین کوی وکمر

چندروزیست که ازفکروسیاست خبری

 

مابه تاریخ سراسرهمه جنگ وجدلیم

حاصل نیست به جزتفرقه ودربدری

 

ننگ ونفرین به چنین شیوه ی ننگین بادا

که نیاموخت به جزکشتن انسان هنری

 

این چه شرست وچه شورست که برپاکردند

نرسیدست به پایان نه به شام وسحری

 

کاروان رفته ومابرسرجنگیم هنوز

نه بکف نانی وآبی ونه علم وهنری

 

سالهاشدکه نچیدیم از این باغ ودرخت

به جزازتلخی وازخارمغیلان ثمری

 

خیزای نسل نو ای وارث فردای وطن

 تا بسازی توازاین خاک جهانی دیگری

 

عبرت اموززتاریخ وازاین جنگ ونفاق

بگذرازقوم وتباروعصبیت نگری

 

 

1-آقای ایکن بری سفیرکبیرایالات متحده امریکا در کابل

2- مفتخر

 

پنج شنبه بیست سوم ثور 1389 هجری شمسی

مطابقبه13-5-2010

 

2010

دلجوحسینی

اسلو- ناروی

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • هروی  - فرق بین شعر و نظم ! !

    استاد ارجمند آقای دلجو حسینی سلام ! خوشحالم که بعد از مدت ها چشم ما مشتاقان به غزلی از شما روشن شد و لی باید گفت که این غزل هرچند از روی تعهد سروده شده ولی متاسفانه شعر نیست و فقط میتواند یک نظم باشد ک ه در بعضی مصارع آن به علت تنگی قافیه ، وزن را از دست داده مانند مصرع دوم بیت هشتم که گفته اید : ( تا که فرمان ندهد حاکم شهر « ایکن بری » ). اگر با توضیح کوچکی در پای غزل تان بجای « ایکن بری » مینوشتید :
    ( تا که فرمان ندهد حاکم شهر « کین بری » ) هم وزن درست میشد و هم با اندک تغیری که با توضیح پای غز ل همراه بود از « کینه توزی » دشمنان هم یادی کرده بودید . همچنان در مصرع اول بیت سیزدهم واژۀ « شر » ر ا « شرر » نوشته اید که وزن شعر را خراب کرده است . همه میدانیم که کلمۀ
    « شر »با تشدید حرف « ر » خوان ده میشود و اگر آنرا « شرر » بنویسید که « اخگر یا جرقۀ آتش » معنی دارد با « شر » که « فتنه و آشوب » م عنی دارد از زمین تا آسمان فرق میبینیم . اگر در مصرع دوم بیت یازدهم بجای « حاصل » از واژۀ
    « حاصلی » استفاده میشد وزن رعایت شده بود . ضمناً در مصرع دوم بیت اول « غفلت » را « غفتلت » نوشته اید و در بیشت ر مصرع ها هم برای رعایت کردن وزن غزل تان از کلمات تکراری و یا ضعیف استفاده نموده اید که به نظم تان آ سیب وارد کرده . به هر صورت از تعهد و رسالت تان تشکر و موفق باشید .
  • نصرالدین
    جناب استاد بزرگوار آقای دلجو
    السلام علیکم
    اگر می گفتید / نیست در خانهء ما...... ؟ بهتر نبود؟

    جنا بعالی « یای» مصدری را با« یای» وحدت ونکره قافیه ساخته اید.آیا جواز دارد؟ «یای» وحدت از نظر تلفظ عین غلظت « یای» مصدری را دارد؟
    آیا کلمه های اثری وبشری با هم هموزن اند ؟ جواب ،آری است اما به شرط آنکه هردو«ی» وحدت باشند ویا اینکه هردو « ی» نکره باشند حالانکه در نظم گونهء شما اینطور نیست واین اشتباه ب زرگ در اکثر ابیات تکرار شده است.
    دربیت های سوم وچهارم قرار معلوم کسی را مخاطب قرار داده اید . این مخ اطب کیست؟
    با تقدیم احترامات خالصانه
    نصرالدین
  • س. م.  - سلام به استاد سيد حسين دلجو مرد مؤمن و اهل قلم و ف

    استاد من شاعر نيستم. اما در خواندن مصرعِ زير با مشكل گرفتار شدم.

    1. واو (و)ى را كه بين ”وحشت و د ر غارت” و واوى را كه بين ”غارت و در جنگ“ آورده ايد اين مصرع را سنگين ساخته است. شايد من در خطا باشم. اما آرزومندم كه من را در اين مورد رهنمايى كنيد.


    غرق در وحشــت و در غــارت و در جنــگ و نفاق


    اگر واو را مد نظر بگيريم در خواندن ”در“ در هر دو مورد مشكل ايجاد مى شود! شايد منى مكتب نرفته با گوي ش مورد قبول شما آشنايى ندارم كه با چنين مشكلى دچار شده ام.

    2. من با خواندن مصرع زير هم مشكل دارم:

    زچه نسلیم ونژادیم وچـــــــه قـــــــــومیم وتبار



    به نبود كه به جاى آن چنين مى فرموديد:

    زچه نسل و چه نژاديم، ز چه قوم و چه تباريم

    3. چرا در مصرع زير منضور شما شرر است يا شر؟

    این چه شررست وچه شورست که برپاکردند

    اگر شر باشد مصرع روان است.

    اگر شرر است باز در سليس خواندن آن م شكل دارم.


    4. آنچه را محترم نصرالدين در مورد اين كه به جاى چيست نيست به كار مى رفت به جا است.

    5. به نبود كه به جاى ‌نفاق در مصرع زير جدل بكار مى رفت؟

    عبرت آموز ز تاریخ وازاین جنگ و جدل

    6 . اين را مى دانم كه منظور شما در بيت اول مصرع دوم غفلت بوده است.

    7. شعر بايد روان و سليس باشد. بع ضى از مصارع اين شعر شما سنگين اند كه خوانده را در هنگام خواندن شعر دچار مشكل مى سازد.


    هدف من از گشودن باب سخن در اين مورد محض براى آموزش است. ورنه منى بيسواد كجا و دانش و درجه علمى شما كجا!

    ار داتمند همه علما و دانشمندان مسلمان

    س. م.
  • تمیم  - سلام به استاد بزرگوار آقای دلجو صاحب

    ضمن آرزوی سلامتی لازم به یاد آوری است استاد بزرگوار را زیری انتقاد قرار دادن در شرایط فعلی همکاری مس تقیم به حاکمان ستم گر و زور گویان خون اشام زمان که به قدرت زور وزر به خون مردم مظلوم همچون شرابی مفت مست گشته اند و بر حیات مسلمانان همچون صحنهای از فیلم های خنده دار را برای دنیای کفر و شرک و مذدوران شان هر روز بنمایش میگزارند.و سرنوشت مسلمانان را با خون و آتش مرگ و ماتم طوری ترسیم کرده اند که تعداد ی در آتش میسوزند و تعدادی در بند سیاست اسیر کرده اند و تعدادی را هم با فشار روزگار در دام مهاجرت و گ دایی برای همیش در دام زندگی زندان کردند در جنین شرایط اساس اگر فردی مخلص می خواهد فریاد بکشد و حقایق تلخ روزگار را در قالب شعر برای جوانان انعکاس دهد قبل از اینکه دشمنان به حسابش برسند ما مسلمانان به هزار دلیل علمی و گرامری و منطقی کمال کوشش را طوری محکوم کنیم که برای همیش سر بلند نکند. آیا بجای تق دیر و تشویق مسلمانان علیه برنامهای شوم کفار در کشور های اسلامی اتقاد کردن و توجه مردم را دور کردن از حقیقت زمان که برای قشر جوان هدف ایمان را تشریع میکند و نظام بردگی و باداری جهالت را بازگو میکند فکر نمیکنید که خیانتی را مرتکب میشوید . استادی که یک عمر در کوره ای از شعر و شاعری پخته شده است هیچ ضرو رتی برای اصلاحی گرامری شما ندارد .شما اگر واقعا از شعر و شاعری معلوماتی دارید شعر را با شعر جواب ده ید . این عادلانه نیست که به حیسیت و ابروی یک شاعر مستقم تعرض کنید بنام اینکه اصلاح شود این شاد کردن دشمنان است که نمی خواهند حقایق روزگار بگوش جوانان برسد .اگر مس یونیورس باشد هفتها پخش میشود اما اگر حقیت روزگار باشد یک هفته هم طول نمی کشد .یعنی آگاهانه یا ناآگاهانه مسلمانان و امکانات مسلمانان در خد مت دشمنان اسلام قرار دارد
  • سيما فرزاد  - آقاى س. م. شما آنقدر هم بيسواد نيستيد.
    آقاى س. م. سلام.

    شما هم آنقدر كه ميگوئيد بيسواد نيستيد. به قول ايرانى ها چيزى هاى توى سر داريد كه ارزش شنيدن و خواندن دارند. من به شعر دسترسى دارم. اما اشعارم را هنوز نشر نكردم. دوستى پس از خواندن اشعارم برايم گفت كه بعضى مصرع هاى اشعارت سنگين هستند. من به راستى به سنگينى مصرع از لحاظ وزن شعرى بل ديت نداشتم. اما شما يك بحر مشكل من را با يك قطره نوشين حل كرديد. من هم در خواندن مصرع هاى در شعر آقا ى دلجو به لكنت زبان دچار شدم. حالا ميفهمم كه منظور از سنگين در وزن يك مصرع يعنى چه.

    خدواند شما را بهروز دارد.

    سيما فرزاد

    از ايران

    دانشجوى سال سوم دانشگاه ادبيات
  • ناشناس
    تمیم جان عزیز !
    سلام

    جناب تان که مطالب ارزشمندی راجع به جناب استاد دلجو صاحب نوشتید خداوند برای تان جزای خیر بدهد.
    وازاینکه ایشان در کوره ای دعوت وجهاد وفراز وفرود این راه عزت مند سالها ط ی طریق کرده اند وافتخارات سترگ را در عرصه های علمی وادبی به همراه دارند جای شکی نیست .
    واماای براد ر ارجمند خود تان نباید احترام وحفظ ادب وحرمت دیگران را نسبت بایشان دست کم بگیرید .
    ودر عرصه ای مسا یل علمی - ادبی وهنری اگر کسی پیشنهاد ویا طرح بهتر ویا انتقاد اصلاحی دارد نباید بشما بر بخورد وآنرا توجیه منفی بنمائید .
    بگذارید تا از بزرگان هم انتقاد صورت گیر دتا
    بیشتر به تلاش افتند ودر دگر گونی خویش ودیگران بیشتر احساس مسئولیت کنند .

    واین امر که :
    خطای بزرگان گرفتن خطاست
    مقوله ای نا صواب است
    والسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکاته
    از ارادتمندان دلجو صاحب وشخص خود شما
  • صلاح الدين هراتى  - تميم جان شما سوراز دعا را گم كرده ايد
    آقاى‌ تميم معلوم است كه شما سوراخ دعا را گم كرده ايد. موضوع بحث دوستان روى محتويات شعر استاد گرامى ج ناب دلجو صاحب نيست. محتويات شعر ايشان عالى و قابل ستايش است. اما مشكل در كار برد كلمات و وزن و خواند ن شعر ايشان است. در شعر بحث روى دستور زبان كه شما آن را گرامر مى‌ناميد نيست.

    آرزومندم كه در آينده چنان خود را به كوجه حسن چپ نزنيد و بين موضوعات خلط گرى نكنيد. شعر ارزش بالا دارد و شاعر بايد انتقاد پذير باشد. اما پيشنهاد و درخواست ادبى جهت روشن شدن بعضى مطالب مورد نظر افراد درخواست كننده يك موضوع قابل تفكيك نسبت به آن چه شما نوشته ايد بشمار ميرود.

    استاد گرامى جناب دلجو صاحب.

    درود بر شما ب اد كه اهل دل و اهل قلم و اهل فرهنگ و ادب و سياست هستيد. شما كاه نيستيد كه به بادى بلرزيد. اما آنچه ر ا دوستان فرهنگى نوشته اند قابل جواب است كه سكوت در اين باب ما را هم دچار تشويش و نگرانى خواهد ساخت.


    تشكر

    صلاح الدين از هرات

  • ص.راهی
    جناب آقای تمیم
    نقد هنر ربطی به نقد شخصیت ندارد. ما نگفتیم خدای نخواسته جناب آقای دلجو «بد» اند ، بلک ه نوشتیم ، آنکه شعر می سراید باید قواعد ، معیار ها ودستور های لازم رارعایت کند.حال فرق نمی کند این ش اعر مسلمان است یا ملحد. رعایت قوانین ترافیکی ربطی به کفر واسلام ندارد وتازه از نظر من ، مسلمین باید دقت بیشتری دراین مورد داشته باشند زیرا کتابی که به آن ایمان دارند « قرآن»است وقرآن معجزه است که شم ا هم اینرا می دانید.
    برای یک استاد مناسب نیست نداند که «ی» مصدری را نباید با« ی» وحدت ونکره قافیه سا خت . «ی» نسبتی و« ی» ضمیر متصل شخص دوم را مجاز است با هم قافیه سازیم ولیکن در مورد « ی» مصدری غلط مط لق است .
    آقای تمیم
    حقیقت را نمی شود فدای افراد سازیم. افراد باید به حقیقت تمکین کنند.
    جهادی ها هم حق ندارند شعر خودرا بلند تر از نقد پندارند. تبلیغ ارزشهای دینی و شرح دقایق عرفانی اگر بازبان بی عیب صو رت بگیرد تاءثیرش صد چندان است وگرنه به گفتهء سعدی:
    گر تو قرآن بدین نمط خوانی
    ببری رونق مسلمانی

    ص.را هی
  • تمیم  - سوراخ دعا بجاست اما معراب سجده گاه تان خلط شده است

    در جامعه ایکه کفر و شرک قصابی باز کرده اند و جز جاهلیت نمی خواهند ارزش دیگر قدعلم کند سکوت آنهایکه س نگ سجده ای معراب بسینه میکوبند زیر پای شک محکوم کرده چنین خطاب میشوند.یا جاهلیت یا اسلام کامل خط مش مسلمان باشد . این از اغاذ خلقت جنگ حق بر باطل ادامه داشته و ادامه خواهد داشت و در این آزمون خداوند ب نده گان سربلند که با طاغوت و کفر و شرک سازش نکردندو نمیکنند بپای دار رفتند و با خونشان درخت سر سبز و جاوید اسلام را آبیاری کردند و موفقانه مسولیتی ایمانی رابعنوانی میرات به نسلها در تاریخ به ارث گذاش تند.در جنین شرایطی که دشمنان و حاکمان نظام جاهلیت پیام و تحلیل هر مسلمان آگاه را در نطفه نابود میکنن د و در هر کنج دنیا خاطرهای اعدام کردنها زنده است در جنین شرایط با قبول شزایط تلخ مخلصی میخواهد حقایق را بگوش نسل جوان برساند تا باشد مسولیت ایمانی انجام داده شود قبل ازاینکه دار و دسته جاهلیت آب را گل آلود کنند و توجه قشر جوان را از درد های جامه و مسلمانان دور کنند و بخاطرش هزاران هزار دالر را سرما گزاری کنند تا بیکطریق بلا را از خود دور کنند قبل از کار و تلاش جریان باطل خود مسلمانان کار بزرگ را ب نفع نظام جاهلیت انجام میدهند کار را که دشمنان دقیقه شماری میکنند و فعلا تمام فکر و هوش فبل از اینکه متوجه تحلیل و پیام شعر شوند متوجع مشکلات وزن شعر میشوند هدف اصلی پیام فدای وزن شعر شده آیا میشود بهت ر ازین خدمتی نا آگاهانه را به دشمنان اسلام بدون مزد انجام داد آیا این به ذات خود خلط کردن معراب سجده گاه نیست.
  • ناشناس
    تمیم جان !
    سلام
    جناب تان محراب را معراب ننویسد که غلط است وخداکند بشما بر نخورد.
    اگر تبصره ای مجدد تان نشان داد که سواد ادبی جناب شما اندک است .
    بهر صورت احساسات اسلامی تان قابل قدر اما خل ای املائی وانشائی تان غیر قابل اغماض است.
    زنده باشید.
    ادب دوست
  • عماد  - اغلاط املایی و انشایی بیشتر ...
    آقای ادب دوست سلام ! جناب تمیم خان « آغاز » را
    « آغاذ » ، « جامعه » را « جامه » ، « خاطره » را « خا طر » ، « سرمایه گذاری » را « سرما گزاری » ، « قبل » را « فبل » و « متوجه » را « متوجع » نوشته اند . از انشأ ایشان که سراپا غلط است حرف نمی رنم . پیروز باشید
  • تميم جان كمى رعايت موصوع را مد  - مرگ به لنين كبير

    تميم جان سلام.

    شما هم با ترك تازى هاى خود با راه انداختن داد و بيداد مرا به ياد شعارى مى اندازيد كه ما در بيست و چهارم حوت 1357 در هرات در منطقه گذره مجبوراً سر مى‌داديم. يك برادرى احساساتى از كبرز انى‌ها، ‌مثل شما، در جمع ما قيام كنندگان داخل شد. او با صداى بلند فرياد زد: مرگ بر لنين كبير.

    ما هم همه يك جا با احساسات داغ طوطى‌وار مى گفتيم: مرگ بر لنين كبير.

    در بين ما يك معلم بود كه در حال قيام خيلى شوخى‌ و بذله گو بود. معلم مذكور يك بار بلند گفت: برادر ها لنين لعين وقت مرده رفته پى كارش . اين چه شعارى است كه شما سر مى دهيد. بگوييد مرگ بر برژنف. مرگ بر كمونيزم. مرگ بر خلقى‌ها. مرگ بر وط ن فروشان. مرگ بر پرچمى‌ها. مرگ بر شعله اى‌ها.

    آن برادرى كه شعار مذكور را سر داده بود بر سر معلم صاحب پريد و گفت كه از دست شما معلم هاى‌ كافر ملك ما را كفر گرفته. اگر لنين مرده چرا اين كافر ها در ر اديو مى‌گويند: لنين كبير. اين دروغ است كه لنين مرده. مه مى گوييم مرگ بر لنين كبير، شما هم بايد بگويد مرگ. ورنه كسى كه مخالفت مى‌كند يا عضو اكسا است يا كمونيست و طرفدار لنين است. ما با او با قاطعيات بر خورد مى‌كنيم.

    ما همه خاموش ماده بوديم و جرأت گپ زدن نداشتيم. چون مى‌دانستيم كه اگر دهن باز كنيم م تهم به كافر بودن و اين و آن مى شديم.

    خلاصه كلام شعار ما تا چاشت روز مرگ بر لنين كبير بود چون كسى اجازه شعار ديگرى نداشت.

    حالا شما هم با شعر سر تا پا پر از اشتباه هاى وزنى، املايى ‌و انشايى استاد بزرگوار سيد حسين خان دلجو مى‌خواهيد ما هم در برابر شعر ايشان خاموش باشيم.

    بابا دست از سر كل ما م لت برداريد. ما هم از زير بوته بر نخواسته ايم. ما از خود زبان، دستور زبان، معيار هاى در نثر و نظم دا ريم. استاد دلجو شعرى نوشته اند و اين شعر شان عيوبى دارد. خود شان خاموش نشسته اند و شما آتش پكه مى كن يد بر اين و آن مى تازيد. من باور دارم كه شخص شما يا از شعر چيزى ‌نمى‌دانيد يا اين كه در شناخت شعر ضع ف ادبى - فرهنگى‌داريد. مى‌ترسم نكند شما خود جناب استاد هستيد كه چنان اخ دل خود را زير نام تميم جا از منتقدين خويش مى گيريد.

    خدا همه ما را اصلاح كند.

    نظر محمد معلم مشهور به ميرزا
  • tameem



    سلام به آنانکه فقط تنها به ظاهر ظاهر های دنیا دل بستند و از پشت این ظاهر ها به باطن از قدرت دید و ت فکر و بینش ضعیف برخودار رند یعنی مسایل زندگی را با ظواهر زندگی تحلیل میکنند و آنچه با دید شان میبینن د قظاوت میکنند از پشت این ظاهر ها که قدرت بزرگ جهان و مخلوقات را نظارت میکند و به هر مخلوق و قدرت ذو ال و مرگ و نابودی را مقرر کرده نادیده میگیرند و هر عمل مثبت ومقام و شخصیت را به دید تمسخر گرفته هر ج ه خواستند قظاوت میکنند تا دلشان را شاد کنند. اول روز بیست و جهار حوت روز شعار نبود آن روز روز آزمون بندگان مخلص خداوند در آتش خون ومرگ همجون پیامبر بت شکن سینه سپهر کردند جان باختند ودرس آزادی و درس ا یمان به خداوند را در برابر کفر و کمونیزم درتاریخ جهان و بخصوص برای مسلمانان که در بند ظلم و ستم زند گی مرگبار را سپری میکردند ثبت کرده اولین اخطار شکست تاریخی کمونیزم با خون مردم مسلمان در تاریخ ثبت ش د . برای اولین بار روسها خون و شهادت و ایمان راسخ مردم را بعنوان شکست تاریخی در گوشت و پوست و زندگی سیاسی در جهان بشریت احساس کردند و برای اولین بار فریاد مردم و عشق سرشار مردم برای شهادت همچون مشت از فولاد را بر فرق چهره پلید کمونیزم کوبید که دیگر تا روز شکست و نابودی روزی شادی را ندیدند و باالاخره وادار به ترک خاک شده و شکست مکتب کمونیزم همچون جامی از زر را با زور ایمان و مکتب شکست ناپزیر اسلام و آزمون شهادت مردم سربلند وادار شده تا با هزار روسیایی و ذلیل و خاربودن بعوان مرگ تدریجی بنوشند و داغ از شکست شان را بعنوان تمسخر به مخلصان شان بیادگار بگذارند.
    از خصوصیات باارزش شخصیت ها در تاریخ این است که به هر پیمانه ای مقام علمیت شان بالا میرود به همان اندازه برای شان ثابت میشود که از علم چ یزی را نمیدانند مثلا از شخصیت های زنده در تاریخ همیشه اگر در اواخر عمرشان پرسان شده که از علم چه میدانید در چواب همه گفتند که آنچه از علم میدانیم اینست که به نتیجه ای رسدیم که میدانیم که چیزی را نم ی دانیم. اما افسوس و هزار اقسوس که افرادیکه به زینه ای ابتدایی علم هم نرسیدن دعوای بزرگی میکنند که ه مه جیز را میدانند تاختن و حمله کردند به اشخاص عالم که جیزی را نمیدانند و تمام شعر از سر تا بپا مش کل دارد جز جهالت جیزی را ثابت نمیکند کسیکه عمری را در نویسندگی سپری کرده و عمری را در پخش و نشر و شع ر و شاعری گزرانده جیزی را نمیداند تو که فقط احترام بمفام عالم شاعر و نویسنده ایکه برابر عمرت مظمون ن وشته زیر پا کرده نادیده میگیرید و بر بی احترمیت اسرار میکنید.در حالیکه برای نوشتن شعر بالا آقای دلچو چقدر وقت گرانبای خود را در طول شبها و روز ها دردهای عالم اسلام و بخصوص دردهای مردم مسلمان که هر آن در آتش دسیسه جهان کفر بعنوان یک ملت واحد میسوزند و بخاکستر تبدیل میشوند تا باشد پیروان دین را نابود کنند تا از گسترش و رشد بیش از حد مکتب اسلام جلو گیری کرده باشند.. اما نمی دانند که دین از خود صاحب د ارد و خداوند هر بنده ای مخلصش را با هر نفسش بخاطر اسلام به اساس نیت پاکش پاداش میدهد چه برسد به اینک ه علم سودمندش را در خدمت مردم مسلمان قرار دهد.
    در اخیر اگر واقعا می خواهی مقام والای شعر را درک ک رده باشید از تعرض دست کشیده خودرا در بوته ای آزمایش قرار داده در رابط ای بیست چهار حوت شعر بنویس و من که شاگرد آقای دلجو بشمار نمیروم با خودت دست و پنجه نرم کرده یا بزرگیت را ثابت میکنم و یا اینکه ده ن و زبان حمله کننده ات را خاموش خواهم کرد.
  • شاعر دوست


    تمیم جان عزیز !
    ----------------
    برایت سلام میکویم
    من احساسات اسلامی وغیرت جهادی وایمان د اری ات را می ستایم .
    البته استاد ازجمند وگرامی جناب سید اسحاق دلجو حسینی هم یکی از استوانه های نیرومند وقوی انقلاب اسلامی وخاصتا حرکت افتخار افرین 24 حوت سال 1357 مردم هرات بوده اند. وجایگاه وم نزلت ایشان نیز در عرصه های سیاسی - ادبی - ونویسندگی هم محرز است . واهل قلم وادب هم به ایشان احترام قایل هستند.
    ومسلمانان افغانستان هم به ایشان افتخار می کنند .
    اما برادر عزیزم خود تان هم باید ب دانید که هیج انسانی کامل نیست وبه غیر از پیامبران دیگر همه ای انسانها در همه ای حرکات وسکنات وح تی بر داشتها ونوشته ها وتحلیل های خود محل خبط واشتباه بوده میتوانند . ولازم نیست تا شما ازکوره درب روید وبشکل منفی وبا نوشته های مملو از اغلاط املائی وانشائی از جایگاه استاد فرهیخته دلجو صاحب دفاع کنید . باید متوجه باشید که شما از لحاظ ادبی - املائی وانشائی خیلی مشکلات دارید . ونوشته استاد دلج و انقدر پریشان و در هم وبرهم و نا هم اهنگ نیست هرچند که خالی از نقایص ادبی وظرافت های خاص شعری هم نیست . اما این نوشته های پریشان شما حتی کار ار مشکل تر ساخته است .
    برادرم من خودت را به عنوان ا نسان با احساس که درک سیاسی خوبی از قضایا داری تائید میکنم وبا تو هم نظر هستم . اما این دلیل شده نمیت واند که خلاهای ادبی - املائی وانشائی وسواد ادبی تان را اغماض کنم.
    برادرم با وجود تکرار مکرات یار ان ودوستان دیگر حتی درنوشته ای اخیر خود باز هم اشتباهات فاحش املائی را تکرار کردید. شما بهتر است متن ی را بنویسید وبعد به نزد آدم باسواد تر بدهید وبعد از ویرایش نشر کنید برای خود تان بهتر است هم سواد بیشتر را پرکتس میکنید وهم خلاهای خود را متوجه میشوید.
    این نصیحت برادرانه است .بطور مثال در نوشته ا ی اخیر بالائی تان به بینید چند غلطی فاحش کردید:

    غلط (قظاوت - قضاوت ) صحیح
    (زر - زهر) =
    = (نرسیدن-نرسیدند)- =
    = (مظمون-مضمون)- =
    = ( روسیایی - روسیاهی) =
    = ( گزرانده - گذرانده) =
    = ( بر بی احترمیت- - بر بی احترامی ات )=
    = (اسرار - اصرار)- =

    پس برادر عزیزم متوجه باش که این دوستانی ک ه از لحاظ ادبی اگر تبصره ای نوشتند نباید احترام واخلاص وحتی محبت ایشان را نسبت به آقای دلجو به دست کم بگیری.


    والسلام
    شاعر دوست بی پیرایه
  • tameem
    سلام به شاعر دوست.
    تشکر از توصیه ای دوستانه ای تان که باید باسوادتر را پیدا کنم.بعد از تلاش و سرگردا نی زیاد موفق شدم که چشم من بدیدار باسوادتر روشن شود. همکاری اصلاح خواستم در جوابم گفت باید نوبت را م راعات کنید بعد متوجعه شدم که بر روی میزش نوشتهای زیادی برای اصلاح منظم شده است .باسوادتر را دیدم با خود همچون دیوانها صحبت میکند که نوشته را جندین بار اصلاح کردم اما باز هم کلیمه ای نوشته است که در فر هنگ فارسی هم نیست با خود جوش میزد و سرگردان به فرهنگ لغات مراجعه میکرد . و با خود میگفت مدتهاست برای معنای لغت جدید بنام پرکتس سرگردانم و من را دیوانه کرد اما هیچ نوع معنای پیدا نکردم.نزدیک تر شدم نام ه بسیار آشنا بنظر میخورد متوجع شدم که این همان شاعر دوست فردیست که من را به اینجا رهنماهی کرده است. از باسوادتر درین مورد پرسان کردم در جواب گفت
    نیش عقرب نه از پی کین است مقتظای طبیعتش این است
    والس لام
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 29 ارديبهشت 1389 ، 20:33
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 49 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.