Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

نميـــکردم چــی ميـــکردم PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط سيد احسان واعظی   
چهارشنبه ، 21 مهر 1389 ، 15:39

سيد احسان واعظی
اگربايست می زيستم دراين دنيا، نميکردم چه ميکردم
چوبرمن رفت تقـــديری شدم پيدا، نميکردم چه ميکردم

دراين صحــــرای ناهنجــــار و توفــــــان زای بی حــاصل
چو لاله داغ را درسينۀ خود جا، نميکــردم چه ميکـــردم

 

تميــــــــــــز آتش ســــــــــوزان و زر را گــــر ندانستم
بسان طفل بی پروا خود ار اغوا، نميکردم چه ميکردم

چو گوی لعب طفلان در تماشـــــا خــــــــانۀ گيتی
قبول ساحتی در منزلی بالا، نميکردم چه ميکردم

زسست عهدی ياران و جفــــــــا و جــور نامردان
غبار خاطرم پژمان دراين دنيا، نميکردم چه ميکردم

نراد دهــــــــــر نرد زندگانی را به مــــــــــن گســـــترد
برای بًرد و باختش گرهمی سودا، نميکردم چه ميکردم

گل اندامی کــــــــــــــــه حسن نيک وی آوازۀ شهرشد
دل و دين را به خال هندويش سودا، نميکردم چه ميکرم

نســــــــيم صبح که بوی مشک افشانش،را پيچاند
شميم ام را معطر با گل رعنا، نميکردم چه ميکردم

به آن زلف سياه پرخم و پيچ گهربارشَ
 مشام خاطرم را عنبرين آسا، نميکردم چه ميکردم

شراب و شمع و شاهد، ساقی مهروی گل رخسار
بدين سان محفل بزم و طرب برپا، نميکردم چه ميکردم

چو بازار دروغ و چال و مکر و کيد مروج شد
دراين ظلمت سرا چشمان خود را وا، نميکردم چه ميکردم

قبا و جامۀ دلقی، به تن کردند زتزويری
اگر شيخان سالوس را چنين رسوا، نميکردم چه ميکردم

دراين عبرت سرا هريک پی آزار ديگرشد
برای طرد ظلم و کسب حق دعوی، نميکردم چه ميکردم

چنين نظمی که جان و مال مردم را دهد برباد
برای قلع و قمع آن اگر بلوا نميکردم چه ميکردم

اگر اين کج روان تيره انديش سيه دل را
به نزد مردمان يکسر همی رسوا، نميکردم چه ميکردم

برای سير آن کشتی توفان گير بشکسته
تلاش قطب نمای رهگشای را، نميکردم چه ميکردم

سفر پرپيچ، دشمن درکمين و جاده ناهموار
برای وحدت و حُب وطن کوشا، نميکردم چه ميکردم

زبهر صلح و يکرنگی و ختم جنگ و بربادی
به نزد ايزد حق دست استدعا، نميکردم چه ميکردم  

جهان پرفيض اکسير سعادت از علی سينا
زنور آن دو چشم کور خود بينا، نميکردم چه ميکردم

به تاريخ شکوهمندی کزو حماسه ها بر جاست
تمنای تعالی ميهنم،ردا، نميکردم چه ميکردم

زبهر خدمت مردم، چو آئين بزرگمردان
مهار نفس و برتن جامۀ تقوا، نميکردم چه ميکردم

نباشد هيچ رنجی جانگداز ازعالم غربت
اگر شبهای هجران را به سر تنها، نميکردم چه ميکردم

دراين چند بيت که انشاء شد بروی صفحۀ ايام
حقيقت وار راز مکتومی افشا، نميکردم چه ميکردم

زبی مهری زمانه "واعظـــــی" دلتنگ و بيزارم
اگر اين عقدۀ سوز دلم را وا، نميکردم چه ميکردم

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 21 مهر 1389 ، 16:13
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 47 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.