نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نفــــــرت |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط لینا روزبه |
| يكشنبه ، 5 مهر 1388 ، 11:46 |
|
تو را به دست زخم ها میسپارم تا عفونی گردی تو را به دست خنجر های زنگ زده میسپارم تا قهوه یی ان تو را مدفون سازد من در مرداب بیزاری تلاطم میزنم انقدر از گردی زمین خسته ام که یک توپ برایم تهوع میافریند انقدر از تو از قانون های کاغذی تو خسته ام که میخواهم مثل یک عنکبوت فقط در جال خود بمانم کاشک قانون جنگل را میخواندی تو که مسلمانی و فقط بر صفحه هایش انگشت کشیده ایی کلمات بر صورتت بزور کارد سائیدست ولی از چشمانت هنوز عربده یک گرگ مست بر میخزد آه! که یافتن یک حبه هوای آزاد در فضای مملو از زردی وبای تو چقدر خفقانیست از باران یک نفس فاصله داری ولی انگار سده ها سنگ لاخ را در کوره نفرت قلبت مذاب میسازی میان من و تو میان انچه هر روز مرا میسازد و تو را از نوک خشمگین رنگ سرخ بی پروا بر دیوار پرتاب میکند فاصله است بگذار خنجرت بدرد ببینم کدامین سر عطش خام کرکس گونه تو را خشک خواهد کرد راه من در میان خط های دیوانیست به بزرگی هیبت خدای تو ببینم که تو بر قله خواهی غرید یا آهوی افکار رمیده من تو را مدهوش خواهد کرد میروم با شاخه های گل یاس بگذار عکس تو در خنجرت انعکاس خونین صورتت را به نفرت تحویل دهد تو هم روزی در میان کشته هایت تنها خواهی ماند کهنه خواهی شد و بر زخم های سبز خود بوسه خواهی زد!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 5 مهر 1388 ، 18:34 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




در ریگزار ها پیاده گشتم





