نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| مـــوریــانــه... |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط حشمت امید |
| يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 11:11 |
|
* * * نمیدانم چه خواهم کرد، بی تو، من درین سیلاب نمیدانم چه خواهم کرد، بی تو، در شب مهتاب درین بی خانمانی آب میگردم جدا از سرزمین خواب میگردم دگر.. شب ها نخواهم خفت، سخن.. با کس نخواهم گفت! ولی چون پاسبانی بر فراز گنج یاد تو، درین ویرانه میمانم.
* * * تو میگفتی: وداع.. تلخ است! تو میگفتی: وداع، مثل جدایی شاخه از برگ است.
ولی هرگز نمی گفتی: جدایی اندکی آلوده با مرگ است. من این را خوب میدانم! تو خواهی رفت، میدانم....
حشمت امید بهار 2010 مونش
|
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 11:16 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











