نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| مــــرگ بــــاور |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط لطیف کریمی استالفی |
| جمعه ، 22 آبان 1388 ، 08:51 |
|
آی پرستو ها، قناری ها! برآن شاخ بلند برخوان که این خاک سیاه بی بهار از ماست.
بخوان با ناله فرزندان راستین را که دور هم، روی خاک بنشینند وگرنه حسرت این خاک را، امروز یا فردا بقلب مان میگذارند. بعید نیست، یک یکی روزی درین راهی پُر از دشوار، تمام گردیم واین راه ناتمام ماند. دریغ اما ؛ جلادان تاریخ کسی بی ریش، کسی با ریش چو زالو ها بجان من، بجان تو، بجان هم افتادند و رعد گونه تمامی مسجد و پُل را شهید سازند. وما در پیشرو، رود خانه ی داریم توفانزا عبور ما هم حتمیست مگر پُل نیست. من آگاهم! زما آنها پُلی سازند ستوران را ز روی نعش ما آنسو عبور خواهند. *************************************************** 2 ای نهالان زخم خورده بباغ! می شمارید چه بیهوده، قدم های بهار که بهار آمدنیست ؟ من همه تقویم را ترسایی، قمری، شمسی را زیرو رو کرده، بسی لاء زدم. تا این باد جنوب است بار بار درج تقویم نگردد بهار. های بارک! چه مبارک تعبیر خلق دردام تغیر گشته اسیر پس کجا شد که در ماتم ما نه پرستو، نه شگوفه، نه بهار ننگ شان آید و تا یکقدمی بگذارند و بیارند تغیر شایدم گشته شهید، شایدم گشته اسیر. ********************************************* 3 تا بکی مویه کنم، ناله زنم تو چرا کور و کری ؟ آنها آمده اند! تا زاجساد من و تو گذرند یک پُلی ساخته روند و به آغوش بهار ره ببرند بگدازند ما را و به نوری برسند. روی اندیشۀ ژرف، خود شان هر درختی که تناور دیدند سر بُریدند و بخاک افگندند. های ای صاحب شرع! تا به کی صبر جمیل کاسه ی صبرشده لبریز، بمیر. باورم مُرد، مکن بر سر من این همه نا آمده فردا تحمیل. ********************************************* 4 چگونه باور کرد! سرنوشتی بخود رقم زنیم چون یکی رنگ زند انگشتم وان دگر قطع می کند، قلع و قمع نه مرا، قتل عام، هفت پُشتم. پس چگونه، بآینده امُید ؟ که زبانم بدست دشمن هست اقتلو فی سبیل الله را نه بمنظور دین شعار دهند کودکم، علم انتحار دهند. ********************************************* 5 چگونه باور کرد! در خانه ی که همه، کور و کر اند ؟!. در باغی که « گل از برگ و برگ از باد و باد از برگ می ترسد »* صلح با بهار و شگوفه یکبار می رسد. خودم دیدم، باور مُرد تا چارراهی صدارت که راهی نیست شاید انفجار دیگری در پیش باشد و ما را برای ابد آنجائیکه صلح است و بهار و تقویمش (فی احسن تقویم) خواهد بُرد. روز باز گشت ما (اذا وقعت الواقعه) خواهد بود. روزی که لکه های خون مان دامنگیر این مسلمان و آن نا مسلمان باشد و آنهای که بهار را، شگوفه را پرستو ها و قناری ها را کُشتند. و ما با تمامی خشم به کشتن آنها برگردیم. وآخرین نماز شکرانه را در مسجد ی که شهید است و سوخته ادأ خواهیم کرد.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











