نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| قــانــون |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط استاد امرالدين جمال وفاجو |
| جمعه ، 23 ارديبهشت 1390 ، 16:34 |
|
از ترس و بیم مشت سیاه روز بی گناه هم عابران متقی و عاشق خدا اینها که سوی قصر ستم ، گاه بنگرند گویند: دیوار،سنگ نیست دروازه ها ز آهن و پولاد کی بود خون هزار کودک و مسکین شهر ماست رنج هزار ها ست ترسند: یک روز عاصیان ستم دیده زمان جمعی شوند با همه یک دست و یک زبان این قصر بشکنند تاج سرش به مشت لگد پاره می کنند فریاد می زنند: نابود اهریمن! زین جاست، جابران سیه کار روز گار اعلان می کنند: قانون حاکم است مردم مطیع شوئید.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین











