نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| فکـــور مـــن |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط مرحوم مسعود "نوابی" |
| سه شنبه ، 11 آبان 1389 ، 17:11 |
|
خاک بر ســر زندگی را میکنم
کرده ام شب را سحر تا بنگرم تا شود مرهم دل ناسور من
این دل غمدیده را رحمی بکن ای طبیب صادق فکور من
زود بخوان درست که تو دانا شوی در نبود رهبران جمهور من
با برادر شو براه در هم رفیق این کلام از پیامبر خبیر من
داشتم من آرزو برنا شوی تا بگیری دست این کمروز من
مادرت یک عمر رنجور بوده است شو و را دستیار این منظور من
زندگی پُر ازخطر است هر زمان شو چو رستم در نبرد با تور من
با که گویم حرف دل تا وا شود نور امید از دل چون قیر من
ایکه چشمت را بصیرت ناظر است حق نمایی این طبع پُر شور من
میگذرد این سختی و آرام و درد کن تو نرم پنجه را این دستور من
گرچه دورم از نظر دورم مدان ای نظرگاه هی خدا و پیر من
سرودۀ مرحوم مسعود "نوابی" ۲۰۰۱ میلادی اسلام آباد - پاکستان |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











