نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| طلـــوعِ دیگـــر |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط مهندس شاه امیر فروغ |
| سه شنبه ، 6 بهمن 1388 ، 21:00 |
|
و افقی که دست هایش را با خونِ سرخِ روز حنا بسته بود!! و از آن کرانۀ دور دست پا به سینۀ دریا می کوفت و پیامِ شب را و سیاهی را بی رحمانه به او میداد...
*** ولی دریا بی آرام با تلاشی که عصیان بود و توفان و همهمه و طغیان سینه بر سینۀ ساحل می سایید و لب بر لبِ ماسه های تشنه و تنها... تو گویی میخواست که با او یکی شود و با خروشِ خویش دردِ شب را و تاریکی و سیاهی را به ساحل باز گوید...
*** دریا شتابش بی نتیجه بود و آب های عاصی و مواجش در خطی که خود نمی خواست در کنارِ ساحل می شکستند و باز می گشتند... ولی دریا تلاش از سر میگرفت تو گویی وجودش تلاش بود و دیگر هیچ و منکه شاهدِ این تلاش بودم به چشمِ خود دیدم که دریا شب را به عقب راند و با هر موجش راهی در دلِ ساحل گشود و دیدم که دریا با ساحل در آمیخت و لب های خشکِ ماسه های تشنه و تنها تر شد و دیدم که شب از اتحادِ این دو به سختی هراسید و افق دست های خونی خویش را در دلِ شب شست... مهتاب نورش را به دریا داد و عشق، امیدِ طلوعِ دیگر را و صبح و سپیدی را.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




شب بود و دریا





