نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| شـــکایت |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط عبدالقیوم ملکزاد |
| دوشنبه ، 7 شهریور 1390 ، 13:14 |
|
تا چه زمـــان نمی کند، دلبر عیــد رو به من
دوش هلال او زدی، برهمه از طرب سخن باهمه زاری ام نکرد، لحظه ای گفتگو به من
بخت نگون من ببین، باهمه سعی والتماس هیچ نشد که بنگرد، شاهد آرزو به من
کیست شکایت مرا، گوش کند، نهاده اند- دام هزار درد وغم، درهمه شهر وکو به من
حاجت من نشد روا، از در این وآن،دریغ حال، نمانده از طلب، قطرة آبرو به من
گوهر اعتبار من، گم شده، گریه می کنم زانکه نمانده بیش ازاین، طاقت جستجو به من
دوست کجا، ویارکو؟ جستن همنفس دروغ ! محرم وهمدمی دگر، هیچ مجو، مجو به من
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




آشنایانم خواهند دانست محتوای این سروده – که پس ازچهارسال دوری ازشهر شعر،ارتجالاً انشاد شده – ازسرتفنن نیست، بلکه بازتاب واقعیتی است که من دردمند به آن مواجهم.





