نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| شـــورش عشـــق |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط عبدالوکیل کوچی |
| چهارشنبه ، 7 مهر 1389 ، 19:35 |
|
چه هواییست که از باده گهر می ریزد
خوشه درخوان چمن پیک شررمی ریزد
فرش زربفت بود زر ورق بید وچنار یا ز غر بال فلک ، دانه تر می ریزد
شاخه آبستن در گشته به فر دای بهار غنچه در باد خزان لعل و گهر می ریزد
کهکشان مژده به مینای چمن دادکه صبح گو ش پروین و بناگوش قمر می ریزد
آب درعکس چمن روشن وپاکیزه روان آهوی چشم فلک نافه تر می ریزد
منظر باغ چو آتشکده لعل و عقیق از رخ زرد چمن نور نظر می ریزد
به تماشای طبیعت همه مست از می ناب جرعه جام من از خون جگر می ریزد
برگ تاراج خزان غنچه چوعاشق حیران شورش عشق زهر شاخه ثمر می ریزد
شــــام تنهــــایی
روزی به قضای شام تنها خود را ز همه کناره کردم بنشسته به زیر تک درختی بر بلبل و گل نظاره کردم با شر شره راز دل بگفتم یاد چمن و بهاره کردم در سبزه و رو شنی مهتاب میل قد ح دو باره کردم فارغ زبتان وشا هد و شمع رخ سوی مه وستاره کردم دیدم به هوا شکسته بالی دل رابه غمش شراره کردم گفتم به کجا روی تو ناگاه راز دلش آ شکاره کردم گفتا چو توام غریب وتنها دور از همه استخاره کردم تا قوت بال و پر مرا بود با نیک وبدش گزاره کردم سیل آمد و آ شیان من برد روبسوی سنگ خاره کردم ره برده به سوی کهکشانها نی حسرت برج باره کردم آ لام مسیر پیچ و خم را با بال شکسته چاره کردم تنها یی و درد بیکسی را با یاد چمن کفاره کردم چیزیکه نشدعلاجش هرگز رنجی که به اواشاره کردم دیدم چومن تیره روزیست بر حال وی استناره کردم گفتم پی شام صبح فرداست تسکین به قلب پاره کردم این خاطر تلخ شام غم را بر پا ره دل نگاره کردم عبدالوکیل کوچی
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران










