Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

زبــان مـــادری PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط استاد بازار صابر   
جمعه ، 30 بهمن 1388 ، 16:56

هر چه او از مال دنیا داشت، داد
خطه ی بلخ و بخارا داشت، داد

سنت والا و دیوان داشت، داد
تخت سامان داشت، داد

دشمن دانش گدایش «دانش» سینا گرفت
دشمن بی سنتش دیوان مولانا گرفت

 

دشمن صنعت فروشش صنعت بهزاد برد

دشمن بی خانه اش در خانۀ او جا گرفت

داد او از دست گرز رستم و سهراب را

بر برانِ ناتوانی را توانا کرد او

نام خود را همچو گور رودکی از یاد برد

قاتلان خویش را مشهور دنیا کرد او

قامتِ کوتاه منغیت

از منارِ کلۀ اهل خراسان شد بلند

پستی صحرای قبچاق

از بلندی بدخشان شد بلند

خلق تاجیک

خلق ارمان

آب در چشم

چون یتیمان

در لبش خشم

چون اسیران

از وطن تا بر کفن هر بود و نابودی که بود

بر کفن طلب و وطن طلبنده ها بخشید و داد

دشمن درویش خود را

شاه و دارا کرد و خود درویش شد.

در میان تنگ چشمانی که در چشمانشان

سالهای تنگی را می دید او

گه در آتش

گاه در آب

ته به ته با سو ختنهای منارِ سغدیانش سوخت، سوخت

با خرابیهای دیوار و درِ افراسیابش شد خراب.

لیک لفظِ مادرییش

همچو نامِ مادرش

درزبان و در دهانش ماند، ماند

هر سخن با شیر مادر

سخت شد، در استخوانش ماند، ماند.

خود به خود در گوشۀ خاکِ دیار

از جدای، از غریبی

او گریست و گریه ها بر آبشاران یاد داد

لفظِ کوهستانیی بر باد و باران یاد، داد.

رودها را رودکی دان کرد او

بادها را انوری خوان کرد او

روز نا آبادیش تاجیک زبان آباد کرد

در زبانش دولت بی دولتی بنیاد کرد

دولتی از حرفِ وزنین

دولتی از شعرِ رنگین

از چنان شعری که هر یک مصرعش

جویه ای از خونِ سربازانِ اوست

تارۀ نوری از آتشهای زردشتانِ اوست.

گوییا چون سیدِ مجروح

او جراحتهای خود را

گشته و بر گشته لیسید

با زبانِ خود دوا کرد.

در سرایش تاجیک از بختِ نگون

گر چه با غیر و غنایم

همسرا بود

هم رسول و هم خدا بود

در زبان اما جدا بود

از سرِ صد منبر افتادند ناظرهای او

تا نیفتند از زبان خویشتن

درسرِ صد دار جان دادند شاعرهای او

تا نیفتد بر زمین قدرِ سخن...

در حد و سرحد شناسی جهان

سرحدِ تاجیک زبانِ تاجیک است

تا زبان دارد وطندار است او

تا زبان دار است، بسیار است او

 

« استاد بازار ثابت»

Advertise your business here. Click to contact us.
  • بهزاد  - بازار صابر
    درود بر شما
    با پوزش که نام چکامه سرا بازار « صابر » است و به اشتباه بازار ثابت نوشته شده.
    استاد بازا ر صابر از چکامه سرایان بزرگ تاجیک، تاجیکستان استند.
    چکامه ی بالا افزون بر آنکه بسیار یک چکامه زیبا و واقعیت روزگار تاجیکان است، شادروان احمد مسعود را نیز به گریه آورده.
    یکی از دوستان نزدیگ شادروان شا ه مسعود به من گفت زمانیکه این چکامه را نزد او کسی به خوانش گرفت گرامی مسعود برای چندی گریست.
  • ناشناس
    با سلام و سپاس فراوان
    لطفا نام استاد بازار صابر را اصلاح نمایید
    این شعر از استاد بازار صابر شاعر برج سته معاصر تاجکستان است که هم اکنون در امریکا اقامت دارد
    بدرود
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 2 اسفند 1388 ، 22:12
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 70 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.