نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| روزی عقــــاب هــــا |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط د. وفأ معصومی |
| چهارشنبه ، 11 شهریور 1388 ، 22:34 |
|
به یــاد از قـــهرمـــانیهای احمـــدشـــاه مســـعود هرچند بانگِ غُرش ِ آن نعره های رزم، چندی شکسته است هرچند روی آئینه های ضمیرشان، از دود وخاک ِ رشک ِ حسادت مکدر است اما! آنجا،از قله های کوه، از دره های سخت نام ترا عقاب،رزم ترا پلنگ، راز ترا هوا، قلب ترا خدأ با گریه های کوه،با ناله های آب، با غصه های جنگل وآن برگهای زرد، با خود برند به کوه و در ودشت ِ خاوران، در گوش
« باید که باز باد، از عمق دره ها، یاد غریو رزم بی همتای تو کند» آنگاه هر فردِ خاک را، گویند زعشق میهن وپاک وصفای تو آن فرد افسانه های رزم ترا می برد به کوه کوه از دلیریهای تو گوید به دره ها، آن آبشارها، افسرده دشتها دشت از صدای چکمه وآواز گوله ها، رزم ترا به خلق تو تکرار میکند تا خواب ها پَرَد، تا اشکها چکد، از گوش وچشم ملت میهن پرست تو تا رشته نگسلند، دستان بهم دهند اندر دفاع زخاک وز خلق وزبان تو. بعد از طی قرون، هر پاره برف را، هر قطره اشک را دریا کنند ونام ترا نعره میزنند. بعد از تو روزها، همچون شب سیاه، از روز مرگ تو، روز ِ سیاه ما چون رفته روح ها، از صحن خانه ها از داستان رزم تو گویند قصه ها از عشق راستین تو ای صفدر ِ دلیر، در دشت وشهرها، دِژ وحصارها افسانه های رزم تو چون رستم وقباد در سینه های هم نفسان تو پا به جا هرگز نمی رود زدل تاجیکان تو
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











