Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
در آستــان حضرت حق PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط محمد عزیز (عزیزی)   
شنبه ، 4 تیر 1390 ، 15:10

محمد عزیز (عزیزی)
در آستــان حضرت حــق، دل کنـد سجود
نه از بــرای مــرده کــه خیــر وشری نبــود

 «هـــــر دل برآسـتان نگاه تو ســــر زده
از خانه اش نرفته و، در مستمر زده» (*)

آن آستان بارگـــــۀ ذات کبــریا است
کو قدرتش به کـَون وهمه بحر و بر زده

ذرات کائنات،به تسبیــــح او گــواه
ای وای بر کسیکه خودش بی خبر زده

آیات حق به انفس وآفاق هــر طرف
بنگر چگونه جلوه به چشم وبصر زده

گـر مرغ دل بدانـۀ توحید خو گرفت
 تنهـا فقـط به بام ودرش بـــال وپر زده

تنها دری که کوفت بباید، در ِِ حق است
مومـــن بدرب غیر خدا یش، نه در زده

بگشــــای آن کتاب الهــــی بخــوان ببین
حرف از تمام عالم و از خشک وتر زده

از او قــوام یافت به گیتی، نظام عـدل
بر کاخ شرک وظلم وستم او شررزده

گمراه اگر هدایت حق را، نصیب شد
او کی ذلیــل گشتــه وخاکش بسر زده؟

از مرده ایکه خاک شده او بزیر خاک
هر گز نه منفعتی بکسی یا ضرر زده

قلب ودماغ خویش نگـهدار هــرزمان
از فکــر سنگــــواره ونقش حجــر زده!

بشنو صــدای ملت مظلوم ودرد مــند
فر یاد الاغاثــه به شام وسحــر زده

ملت زظلم اجنبی و نوکـــران غــیر
او خانـه را رها وبه کـوه وکمـر زده

دولت نه چون طبیب ببالین ملــتش
هرگز نه مرحمی بدل ِ خون جگرزده

فــریاد ملتــــــی کــــه رود تا بـه آسمــــان
 دولت چنان دو گوش خودش را، او کــر زده

اشتر چگونــه مالک خود بخشد ش (عزیز)!
 چـــــون دائما مهــار او با دم خــــر زده؟؟؟

پــــایـان

(*)- من متاسفانه شاعر این مصرع را نمیدانم اما این مصرع را امروز ساعاتی پیش هنگامیکه دریکی از ویدیو ها درفیس بوک دیدم که کسی بر درب زیارتی با گلوی بغض کرده وچشمان گریان ایستاده بود واز زیارت حاجات خویش را می طلبید که نا گاه صحبتش اخلال شد و ذوق آن بیچاره گگ برهم خورد واز استغاثه مرده درکذشت وبا عصبانیت روی بر تافت وکلماتی... درآن منطقه نثار....کرد، من این مصرع آنرا یاد داشت کرده وبر قصور فکر وفقر ذهنی این درد مند بیچاره حسرت خوردم واین امر برایم انگیزۀ شد تا این غزل را بنویسم , تا شاید بدل علاقه مندان چنگی بزند.

---------------------------------------

روز دوشنبه 23 جوزای سال 1390

برابر با: 2011-06-13

مطابق به: یازدهم جمادی الثانی سال 1432 هجری قمری
این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • رحيم الله رحمانی  - تاپه های تکفيرازجيب سالوس بايدکشيد

    أغای عزيزی من گرچه شخص فرخاری رانديدم ولی ازکتابهاواشعارش خيلی استفاده کردم ودرهمين ماه بنابراخباراز طرف انجمن شاعران درکاناداتقديرميشودانسان باگفتاروکردارش شناخته ميشودقطع نظرازاينکه ديگران دربارة اوچ ه ميگويندجراکه مردم حتی عليه پيامبران بزرگوارخداچيزهای گفته اندکه همه ميدانيم
    من ازاودفاع نمی کنم و لی يکی دونوشتة توعليه اوياترورشخصيت يک فرهنگی ودانشمندتوسط توباچنان دشنام های نفرت انگيزوتهمت های حق ارت أميزمراخشمگين ساخت واگرتلفون فرخاری راميداشتم ازاوميخواستم که تورا"سو" کنداولاتوأدم خيلی بدزبان وزشت خوی افتراکننده هستی ودوماروش نقدرايادنداری که خواننده بداندکه توبنابرکدامين دليل چنين ح رف های رازدی ، نقدحق هرشخص است ولی ازخودمعياروميتودخاص داردواگربنابرگفتة توفرخاری خاديست وجنايتکاراس ت توبايدعليه اودرمحاکم ملی وبين المللی اقامة دعواکنی وتاجرم کسی ثابت نشودهرگپی عليه اويک ادعابيش نيس ت؟وگرنه من نيزميتوانم بگويم عزيزی درخادشش درک رئيس استنطاق بودومردم راخودش بدست خودشکنجه ميکردودروقت سقوط حکومت مجاهدين بانک رازدوخيلی چيزهای ديگر، مردم باشناختی که ازتوپيداکرده اندهيچ وقت گپ های تورا عيه ديگران جدی نگرفته وميدانندکه توهمه رابايک سوطه ميزنی کارغلط ديگرتواين بودکه عليه فرخاری درپی دی إف نوشته ای تاخواننده درموردش تعليق ميکردپس اگرازخداهراسی نداری وخداوپيامبرش رابازيچه قرارداده ای از مردم دست کم شرم کن اگرهم هيچ شرم وحيائی نداری بدان که عوعوسگ جلوکاروان راگرفته نميتواند- کفرفرخای وت دين توای أدمک خودپسندوشيطان صفت اگرهمه مخالفين توکافرومزدورو--- باشندپس که غيرازتوديگرمسلمان وأزاده است؟کاشکه عوض پشم خردی داشتی ميدانيکه درباره امثال توحضرت عمرچه گفته است ؟ نميدانم اشعارگهربارت چقدر خودت راخوش ميايدولی شرافتمندانه نيست که شعرسازی راسرديگران ترنينگ کنی چه أبروی کسی رابريزانی وچه خون اوراهردويک معنی داردوبی پاسخ نخواهدماندگرچه فرخاری وامثال اوشايدنتوانندازتوانتقام گيرندولی پاسخ تور اجامعه ميدهدوازمکافات عمل غافل مباش
  • نوراحمد رجاء


    بنام خدا.
    اقای رحیم الله رحمانی . خداوند شما وهمه ملت مارا حفظ داشته باشد.
    عزیزمن . از انتفادی که علیه عزیزی صاحب داشتید سوالی از جنا ب شما دارم ؛ چون دیدم سطح معلومات شما دارای پیوند های اسلامی است ؛ والی حالاهرکسی علیه نویسنده ومتخص ص و... زیر نویسی مینویسد؛ دل خوش میکند که چیزی نوشته است ؛اینکه
    باید پیشنهادی ارائه بدهد ویانقدی مفی د بکند به آن کاری ندارد.
    اقای رحمانی . جناب شما فرمودید ( من از او دفاع نمیکنم ) خواهشمندیم نرنجید ؛ اما این نوشته شما کاملا دفاعیه نبوده است ؟.
    درقسمت دیگر ازنوشته شما آمده است : (نقدحق هرشخص است و لی ازخودمعياروميتودخاص دارد ) گفته شما بسیار خوب وارزنده است ومن به این گفته شما احترام میگذارم ؛ سو الم از شما این است که جناب شما به همین گفته خود در ارتباط نقد از عزیزی صاحب
    عمل فرموده اید؟
    جناب آقا ی رحیم الله رحمانی . جسارتم را عفو بفرمائید ؛ نوشته شما بمانند ماشینی که از صفر کیلومتر سرعت میگیرد وبه سرعت بالای مجاز میرسد ؛ بهمان میماند ؛ اگر این روش شما مورد پسند است وشما از آن لذت میبرید؛ عزیز ی صاحب هم حق دارد هرچه
    نوشته است و هرچه گفته است ؛ واگر انتقاد برهرکسی من و شما زید وبکر و... مورد اصلاح سازی است ؛ باوربفرمائید روش نقد
    ونوشته شما نیز تاخت وتاز و کوبیدن و.... است ؛ نه اصلاح امور و اصلاح جامعه .
    شما فرخاری را ندیده اید و چیزی از نوشته هایش را خوانده اید ؛ من عزیزی صاحب را دیده ام شناخت کامل دارم ؛ او دوست وبرادرمن است ؛ من به او افتخار میکنم واز نوشته هایش لذت میبرم وهمیشه بااو درتماس هستم وتافکر میکنی دوستش دارم و...
    اما برادرمن ؛ جناب آقای رحیم الله رحمانی ؛ رحمت حق برشما با د ؛ من بخاطر دوستم عزیزی صاحب ؛ حرمت و احترام وشخصیت
    واینکه شمابرادرمؤمن من خواهید بود نادیده نمیگیر م ؛
    آقای رحمانی وسوسه میشوم که شما فردی متدین از کسی دفاع میکنید که او درنوشته اش دین وهمه مسلمانان را توهین نموده است ؛ به نظر شما؛ این حق فرخاری است؟ اگر جواب مثبت ویامنفی باشد ؛ درهردوصورت حق بطرف عزیزی صاحب برنمیگردد؟
    انتقاد حق شما و حق من و حق همه است ؛ ناگواری من ازنوشته شما این بود که جناب شم ا همانند افراد بیسوادی که چیزی مینویسند
    درنهایت همان را ه را پیموده اید ؛ والی اینکه من نوشته قبلی ع زیزی صاحب را وتقدیری که بین نویسندگان شد بخاطر دارم. نقد شما در زیر نویس نوشته عزیزی صاحب هیچ ربط ب ه نوشته فعلی شان ندارد؛ تاسایر خوانندگان به قضاوت بنشینند وشما
    درحین مسلمان بودند به غیرمسلمان عشق میورزید سنت پیامبررا به توهین میگیرید؛ وازدساتیر بزرگان اسلام سخن میرانید خودتان به این همه توسل به اسلام ودفاع ازکسیکه آبروی مسلمانان را جرح نموده است چه نام می نهید؟ ادب نگاهداشتن وادبیات نوشتن
    نسب ت به بی ادبی وچرت گفتن ساده است ؛ اما بیاد داشته باشیم که بقول صائب:
    دهن خویش بدشنام میارای هرگز کاین زهر قلب به هرکس که دهی بازدهد.
    خداوند به همه ما صبر وشکیبائی وحوصله مندی وروش نیک انسانسازی را عنایت فرماید.
    نوراحمد رجاء
  • رحمانی  - بدورازحب وبغض قضاوت کن

    رجای عزيزباسلام وتمنيات نيک خدمت شما
    من گرچه نه وقت دارم ونه عادت که پاسخی باين حرف هابدهم ولی چون ب شما احترام دارم بايدبگويم که من اين شعرعزيزی يا أن شعرش رانقدنکردم بلکه اورامتوجه يک موضوع ساخته وبر ايش هشداردادم که بأبروی کسی چنين بازی نکند خودميگوئی من عزيزی راميشناسم وخيلی دوست دارم گرچه من کاری برفاقت وروابط شخصی شماندارم ولی طبيعی است که کسی ازچنين دوست خودحمايت ودفاع کندوتونميتوانی نوشته ها ی عزيزی راباعينک يک بيطرف نگاه کنی ولی من تاکنون ازطريک يک نشريه بطورمسلسل نوشته های فرخاری راميخوان م باهيچ کفرگوئی اوبرنخوردم بلکه مسائل خيلی علمی وادبی رامطرح ميسازدفرض رابرين گذاريم که اسلام رانقدک رده باشداين نظرخودش است وعزيزی نقدش رانقدکندونه باتوهين وتهمت من باوجوديکه خيلی متدين هستم ولی هيچ ح ساسيت وهراسی ندارم که کسی اسلام رانقدکندچراکه اگراسلام نتواند درموردمنتقدين خودمقاومت کندپس معلوم مي شودکه منطق دفاع ازخودرانداردمگرهنوزهم ميشودباشمشيروتکفيردهان هارادوخت؟ بخاطری ماشاهدتحجروتعصب درجوام ع اسلامی وحتی رشدکمونيزم بوديم که تکه داران دين کسی راهنوزهم اجازه نميدهندکه چون وچراکند؟ خوب سخن زي اداست واگرفرخاری توهين کرده باشدبايدغريزی همان جملات رانوشته ودرزيرش پاسخ ميدادولی اوبدون ذکرمرجع ون وشته فرخاری هرچه دشنامی توانسته داده ومن بحيث يک خواننده قضاوت کردم بنابرين نظرشمادرموردمن چندان دقي ق نيست موفق باشيد
  • ناشناس


    فـضـل الـحـق فـضــل
    چغـچـران دیار فـیـروز کـوه

    استاد عـزیز ودرخور قـدر واحـتـرام : بـعــد از ن وشتهُ جناب عـزیزی سـخـت متاُ ثر شـدم وسپـس از خواندن نامهُ جناب حاجی صا حب دهـزارد متـاُ ثر تر ازان شـدم که این قلـم بیچاره چیزی را با این زبان الکن بنویسد. دریغ ودرد ! تیری که از کمان جست دوباره بر ن میگـردد. اما نگفته هار هر آن ولحظه میتوان گفـت. که این زهـر ها را خوردم واین نوشته هارا خواندم و و ر نج ها بردم وحتی بدون مبا لغه گریسـتم روی سخـنـم جناب عزیزی صاحب ودهزاد صاحب هست. هـر چنـد به قول بزر گان خطای بزرگان گرفتن خطا است . اما خطای عاشقان جلال الهی را متوجه کردن به سهو وعیب شان کیمیا هسـت. شاید ایشان خود را براُت بد هـنـد زیرا شاید سخن های را از اینسو آن سو شنیده با شند و به نسبت قلوب پاک شان باور کرده باشند و به نسبت سـوء تفاهـم اینکه ملت مسلمان افغان بسیار حساس اند وقربانی و جان نثاری به خاطر اسلام افتخار میدانند فکر کرده باشند که شاید این حرف ها راست هست .... ولی به جناب شما وبه بز رگواری ومال اندیشـی تان اطمینان دارم که یاد تان از مرحوم عبـد الحسین توفیق خوب میآید که گفته بود: خد ایا دلی ده که درمان پذیرد **** دلی ده که هند و بگیرد مسلمان پذیرد و این سخن دربار الهی همیشه آویزه ُ گوش ما باشد که : انک لعلی خلق عظـیـم . ولی نامه ُ استاد فرخاری صاحب واقعـا استادانه بود و سـوء تفاه ــم پیش آمده را به صفای قلب ومغز منزه از عیوبش پاک وبی الایش بود و به دلهای ما چنگ زد . یقـینا من در ک کرده ام که غبارهای را که از نوشتن نامه های آقای عزیز وجناب دهـزاد بر قلب پاک تان نشسته است به اشک های ریخته از چشم دوستان خود و اشکهای ملت خود پاک میفرمایید. اطمینان دارم در هـردلی که عشق ومحـبت جای داشته باشد چنگ زده است .بنا بران لطف استاد من را سخت امید وار ساخته است تا احترامانه از حضور شان آر زو برم تا از ادامه ُ این نوشته ها به لطف استادانهُ خویش دست بر دارند وبه قول ان عا شق در بحـر محبـت خداوند متعال غرق شـدهُ که چنین میگفت گوش جان فرامیدهیـد : ما شا خ درخـتـیـم پـر از میـوه ُ تو حــیـد **** هـر رهگـذری سنـگ زند عار نداریـم .... داستان این نوشت وخوان هارا کاملا ببنـدیم .هـر چند بسیار گستاخی کرده ام ولی به لطف ایشان اطمینان دارم احساس وعاطفه ام را درک میفـرمایند. و ما هـر روز سرمایه های معنوی خویش را از دست داده میرویم و قـدر هـم را نمیدانیم . و این سطر ها روی کاغذ ها میمانند وما م یرویم وازین سر مایه های خداداد استفاده کرده نمیتوانیم ویا اینکه با بد گمانی وسوء ظن با یکدیگر مینگری م. مـگـر حیف صـد حیف که جوانان ما از فیض وبر کت شما بی بهـره اند و مغـز های متفـکر ودلسوز از وطن دور واذهان جوانان مارا اندیشه های منحط وگمراه کننده و ویروس های مهلک جوهر انسانیت سخت آزار داده و به بی راهه میکشاند وعدهُ ازما خود را انتحار میکنند وعدهُ دیگر بر یکدیگر کینه وعداوت میورزند وعدهُ هـم به غ م ثروت اندوزی هستند. با عرض معذرت که سخن به درازا کشید.

  • ناشناس
    سلام خدمت نویسنده بزرگوار آقای عزیزی! من آقای فرخاری را نمی شناسم ودر مورد گذشته وسابقه فکری وسیاسی اش یک جو اطلاعی ندارم. همین طور جناب عالی را فقط از روی نوشته های تان درسایت جام می شناسم وخبرندارم که درکجازندگی می کنید و چه جهان بینی یا اندیشه های دارید. به هرحال زنده باشین وسلامت. من ممکن است حد ود یکهزار جلد کتاب درعرصه معرفت دینی ودین شناسی مطالعه کرده باشم وهمین اکنون هم حدود هفتاد درصد از م طالعاتم را مسایل دینی تشکیل می دهد اما در مورد نوشته مولانا فرخاری بدون کدام پیش فرض می توانم بگویم که مه حتا کوچکترین احساسی که این نوشته توهین به اسلام یا مسلمانان باشد نیافتم. دید هرکس به قدر عینک اوست. برداشت من همین بود که ممکن است کاملا اشتباه باشد. من فرخاری را فقط از روی همین شعر نگاه کردم و به گذشته وشخصیت واندیشه هایش کاری نداشتم. یادمان باشد که اسلام دین رحمت و عدالت واخلاق وصبر وبردبار ی است وخداوند خودش حافظ کتاب خویش می باشد.
  • ناشناس
    ملا نوراحمد رجاء

    علامه اقبال لاهوری از رهبران مسلمان شاکیست:
    زما بر صوفی و ملا سلامی
    که پیغام خدا گفتند ما را
    ولی تاویل شان در حیرت انداخت
    خدا و جبرییل و مصطفی را
    و یا:
    بدام صوفی و مل ا اسیری
    حیات از حکمت قرآن نگیری
    ز آیاتش ترا کاری جز این نیست
    که از یاسین او آسان بیمیری
    در جهانی که زندگی میکنیم
  • نوراحمد رجاء
    بنام خدا.
    برادرم رحیم الله رحمانی ! خیلی ها خرسندم که باوجود مصروفیت های که داشتی د؛لطف نموده وخودرا ملزم به آن دانستید
    تاحق احترام و اخوت اسلامی را به جا اورید؛ به پاداش این عملکرد؛ من از خداوندبزرگ ( احدی الحسنیین ) یا همــــان
    رستگاری دوعالم برای تان خواستارم. وبازموجب خوشوقتی است که بنا بقول خودتان متدین هستید؛ این سعادت مندی من
    است که باب مذاکره را باجناب شما باز نمودم واز خداوند بزرگ مدد میطلبم که به همه ما توفیق دین داری به اساس آنچه
    اسلام گفته است بجا آوریم .
    موفقیت وس لامتی شمارا خواستارم.
    برادر و دوستدار شما نوراحمد رجاء
  • نوراحمد رجاء



    بنام خدا.
    محترم فضل الحق فضل چغچران دیار فیروز کوه ! احترامات بنده را پذیرا شوید .
    سرزمین چغچران علی الظاهر از نگاه عقب ماندگی سرک سازی وبهداشت و... مشکلاتی دارد ؛ ازناحیه نخبه گان وسرفرازان
    این کمبود شامل حالش نمیگردد؛ ومن شخصا به این مردم و به جناب شما احترام دارم.
    دوست عزیز ! مرا ملا رجاء خطاب فرمودید ؛ ایکاش برجمع ملاها جای میداش تم ؛ ملا لااقل این خدمت را به جامعه داشته که
    الحذر ازنزدیک شدن به مادر و خواهر و... امر به معروف ون هی از منکررا تطبیق نموده است ؛ وبه پاس همین خدمت برائت
    خود را دارد ولی منی راه گم کرده که:
    نه درمسجد دهندم ره که مستی نه درمیخانه کاین خمار خام است.
    باور داشته باشید همینطوری که جناب شما بااس تفاده از امکانات عصری خاصتا وسیله ارتباط جمعی کامپیوتر تاهنوز متوجه این
    نکته نیستید که هر کامپیوتر ا ز خود آی پی دارد که آی پی کامپیوتر شما دارای 248732 وسه پیام را از آن صادر فرموده و
    فقط در اول نا م و سپس به ناشناس اکتفا فرمودید؛ بنده ام در قسمت ملا بودن چنین کمبوداتی را دارم.
    خدا بزرگ است ومشکل ات هرگز بزرگ نبوده و نیست ؛ شاید روزی من به ملائی برسم و جناب شما به تجدد.
    صحتمندی ؛ تندرستی جناب شم ارا از خداوند بزرگ به دست دعا نیازمندم.
    نوراحمد رجاء
  • ناشناس





    بنام خداوند جان وخرد
    کزین برتر اندیشه بر نگذرد
    (فردوسی)
    سعدی علیه الرحمه میگوید :
    «تا مرد س خن نگفته باشد »
    « عیب وهنرش نهفته باشد »
    من برای کسیکه بنام رحیم الله رحمانی شخص مرا مخاطب قرار داده ودل پر درد خود را خالی کرده است ، هیچ چیزی نمی نویسم ، زیراکه :
    1- نوشته های منظوم ویا منثور قبلی من ویا دیگران که در سایت خاوران ویا دیگر سایتها نوشته شده است ، موضوع مورد بحث این بخش نظرات نیست. واین توهین نامه واخطار نامه آقای رحمانی که بشخص من تعلق دارد ، نمی خواهم پاسخی بر آن دا شته باشم.
    زیرا ، اگر رفیق ایشان ( فرخاری) هم شخص مرا توهین وناسزا می گفت ، برایش جواب نمی نوشتم ، ز یرا ،: « دشنام را جواب نشاید، خاصتاَ از جانب کسیکه از کوره بدر اید ».
    ضمنا من خود را موجود مقدس نمی شمارم که با اهانتم ، کسی از دایرۀ دین واسلام خارج شود ، ویا واجب القتل باشد ، هر چند تعرض بر دیگر ان از نظر شرع وقانون ممنوع است ، اما در مسیر دعوت این گونه توهین هاودشنام ها وبدگوئی ها و اخطارها ..... وتهدید ها وحتی زندانها وکشتنها امریست طبیعی که از آن گزیری نیست ، وعلاوتا ، خیلی زیبنده نیست تا وقت خود را صرف ، مواردی بسازیم که خیلی مهم نیستند واز کار های اساسی تیرز ندگی ووجائب خویش باز ب مانیم .
    همین حالا بیادقصــۀ دوران زندان پلچرخی ام در دوران ترک وامین افتادم، که شبی درزندان پلخی ، وقتی شبانه مارا از اتاقهــا می کشیدند وشمار میکردند، درمقابل سالن اتاق ما اتاق افسران وضابطان زندا ن قرار داشت ودروازه اش بسته بود ، چون تعداد افراد داخل سالت ما ما که ظرفیت 50-60 نفر را داشت بیشاز یکصد وهفتاد وبعضا تا 180 نفر را تخته کرده بودند ، من در اخیر صف در کنار دیوار ایستاده بودم ، که ناگه متجه شدم که صدای بسیار ضعیف رادیوی بی بی سی از ورای دیوار کانکریتی اتاق افسران وضابطان بگوشم رسید، ومن گوش خود را بدیوار کانکریتی چسپاندم تا بعاز قریب یکسال ، برای اولین مرتبه صدای رادیوی بی بی سی ر ا از ورای دیوار کانکریتی بشنوم، چون یک کمی بین من وصف زندانیان فاصله ایجاد ، دلگی مشر عمومی زندان ( بنام گل آقا) متوجه شده ومانند ، پلنگ درنده وپرخاشگر دوید وبر من حمله ور شد وگفت چرا ایستا شدی ؟ و چرا سرت را بدیوار چسپاندی ؟ گفتم حرکت میکنم ، واو ناگاه متوجه که صدای خفیفیف رادیو شنیده میشود و بعدا ً بمن خطاب کرد: خوب؟؟!!! تو رادیو می شنیدی ؟ تو رادیو می شنیدی؟
    وبعد درحضور دیگر زندانیان آ نچنان ، توهین وشکنجه طاقت فرسا ولت وکو پ شدم که از هوش وحال رفتم ، ساعاتی چند رفقای زندانی برای تسلیتم نزدم آمدند ومرا به صبر دعوت کردند ، من در حالیکه سر وصورت آماس وورم کرده وتوان صحبتی هم ن داشتم ، ناگاه قاه قاه خنیدیدم ، ودوستان متوجه شدند که مبادا این این نفر حواس خود را از دست داده باش د زیرا از ضرباتی بر سر وصورتم وبر سینه وقلبم وارد شده بود ، فکر کردند که این آدم بحال خود نیست ؟؟؟ !!!!، ومن خوب خندیدم وخندیدم ، وبعد بدوستانم گفتم که که ما قبل از آمدن درین جا حساب خود را کرده بو دیم که درین مکان آدمهارا برای جشن عروسی شان دعوت نمیکنند که بر سر شان نقل وشیرینی نثار کنند ، شما ناراحت نباشید ، که این امر طبیعی وقابل قبول است برای من : و ازین گروه واین نظام واین افراد انتظار بیشتری نمیتوان داشت . وازین صحنه ها صدها را همه زندانیان در حافظه دارند که از هزارم حصــۀ آن یکی ا ز آن نوشته نشده است .
    « گرفتی جون پی ِمـجنون زرسوائی مرنج ای دل»
    « کع دایم سنگ طفلان بر سر دیوانــ ه میریزد »
    دیگر اینکه من هم آدمی هستم که محل خبط واشتباه میتوانم باشم واز نصیحت وانتقاد نه تنها نا راحت نمی باشم بلکه آنرا وسیلۀ برای تکامل فکری ومعنوی افراد و شخص خودم می شمارم .
    و جودم بج ز بر عصمت انبیاءعلیم السلام بر عصمت هیچ کسی دیگر معتقد هم نیستم ، . اما در برابر دین خود ودربرا بر تجاوز بر حقوق دیگران ودر برابر مظلومین پایمال شده و لـِه شده درزیر لگد ظالمین وستمگران ، از دور ان ابتدای تحصیلم در سطح مکاتب ودانشگاه در برابر تمام رژیم های طاغوتی ، وکمونیستهای ضد دین وضد مسل مانان وضد انسانیت وخاصتاً وطن فروشان روسی بی تفاوت نبوده ام .وبا کمال افتخار وسر بلندی حتی در شک نجه گاهی جنایتکاران مزدورا روس در زندان ده مزنگ کابل وپلچرخی ووزارت داخله ، چنین آدمی بودم وهستم وخواهم بود .
    البته هیچ کس را بداشتن عقاید مخالف خویش که لا اقل ادب کلام وحرمت سخن گفتن را بداند مآ خذه نکرده چون دین اسلام را اختیاری میدانم ، بناءً کافر وکمونیست وملحد ومشرک را بابت برداشتهای اعتقادی شان منفور ندانسته ، بلکه از خصلت متعرضانه ومهاجمانــۀ ایشان نفرت دارم ونمیخواهم که مانن د درندگان رها شده ، بر عقاید وحتی شخصیت هر کسی حمله ورشدند . این است دیدگاه اعتقادیم .زیرا بقرار فرمودۀ قر آنکریم که بما دستور داده است :
    « فمن اعتدی علیکم ، فاعتــدوا علیــۀ بمثــل ِ مااعتدی علیکم »
    « هر کس بر شما تعرض وتعدی کرد ، شما بهمان اندازه برایشان میتوانید تعدی کنید »
    چون ت وهین به اسلام ودیگر مسلمانان را نمیتوانم تحمل کنم ، من ایشان( فرخاری) را بر خطاهای فکری شان ملتفت سا ختم . واهل فکر می بایست از نصیحت تلخ دیگران هم آزرده نشده و درس بگیرند .
    2- من استاد فضل حق ف ضل را ازورای نوشته های خوب وزیبای شان کا ملا می شناسم وبر ایشان احترام قایلم ، ((هر چند در نصیحت نامۀ خویش در جام غور از نوشتــۀ من تنها دلخور بوده واز توهین نامه طرف مقابلم جناب فرخاری ، حرفی ب میان نیاوردند ، که با آنهم مرتبت فضل شان نزدم محفوظ است ))،اما نوشتــۀ ایشان را از سایت جام غور ک اپی کردن وبنام ایشان وبدون ارتباط بحث درین بخش نظرت پخش کردن ، درجۀ فهم وسواد وامانت داری این نفر ر ا میرساند .زیرا جناب فضل از لحاظ سواد نوشتاری بجائی خاص خود قرار دارند وپوره میدانند که :: « هر سخ ن جای وهر نکته مکــآنی دارد »
    3- از برادر دینی ام جناب آقای رجا ، که مطالبی را نصیحت گون ه ودوستانه ، به شخص آقای رحمانی نوشته اند ، هم تشکر میکنم ،زیرا رسالت هر قلم بدست پخش فضایل وزد ودن رزایل است ،
    وخوشا بر آنکه پاس حرمت این گرامی داشتــۀ خداوند( قلــم) را ، مد نظر بدارد .
    عزیز ( عزیزی)
  • ناشناس
    باکمال تاسف عمر خود را در عقده مندی وه عیب گیری وعیب بینی سپری کردیم باوصف اینکه خود ما هم معایب دا شتیم انرا نادیده گرفتیم وانگشت تحقیر وچشم پرگناه ما به طرف دیگران بود عمر گوزشت ما بیخبر---ذره هستی
  • عزیزی  - محمد عزیز ( عزیزی)





    با عرض معذرت از اشتباهات وارده نوشتاری قبل


    27-06-2011
    بنام خداوند جان وخرد
    کزین برتر ان دیشه بر نگذرد
    (فردوسی)
    سعدی علیه الرحمه میگوید :
    «تا مرد سخن نگفته باشد »
    « عیب وهنرش نهفته باشد »
    من برای کسیکه بنام رحیم الله رحمانی شخص مرا مخاطب قرار داده ودل پر درد خود را خالی ک رده است ، هیچ چیزی نمی نویسم ، زیراکه :
    1- نوشته های منظوم ویا منثور قبلی من ویا دیگران که در سایت خاوران ویا دیگر سایتها نوشته شده است ، موضوع مورد بحث این بخش نظرات نیست. واین توهین نامه واخطار نامه آقای رحمانی که بشخص من تعلق دارد ، نمی خواهم پاسخی بر آن داشته باشم.
    زیرا ، اگر رفیق ایشان ( ف رخاری) هم شخص مرا توهین وناسزا می گفت ، برایش جواب نمی نوشتم ، زیرا ،: « دشنام را جواب نشاید، خاصتاَ از جانب کسیکه از کوره بدر اید ».
    ضمنا من خود را موجود مقدس نمی شمارم که با اهانتم ، کسی از دایرۀ د ین واسلام خارج شود ، ویا واجب القتل باشد ، هر چند تعرض بر دیگران از نظر شرع وقانون ممنوع است ، ا ما در مسیر دعوت این گونه توهین هاودشنام ها وبدگوئی ها و اخطارها ..... وتهدید ها وحتی زندانها وکشتنه ا امریست طبیعی که از آن گزیری نیست ، وعلاوتا ، خیلی زیبنده نیست تا وقت خود را صرف ، مواردی بسازیم که خیلی مهم نیستند واز کار های اساسی تیرز ندگی ووجائب خویش باز بمانیم .
    همین حالا بیادقصــۀ دوران ز ندان پلچرخی ام در دوران ترک وامین افتادم، که شبی درزندان پلخی ، وقتی شبانه مارا از اتاقهــا می کشید ند وشمار میکردند، درمقابل سالن اتاق ما اتاق افسران وضابطان زندان قرار داشت ودروازه اش بسته بود ، چو ن تعداد افراد داخل سالن ما ما که ظرفیت 50-60 نفر را داشت بیشتراز یکصد وهفتاد وبعضا تا 180 نفر را تخ ته وجا بجا کرده بودند ، من در اخیر صف در کنار دیوار ایستاده بودم ، که ناگه متوجه شدم که صدای بسیار ضعیف رادیوی بی بی سی از ورای دیوار کانکریتی اتاق افسران وضابطان بگوشم رسید، ومن گوش خود را بدیوار ک انکریتی چسپاندم تا بعداز قریب یکسال ، برای اولین مرتبه صدای رادیوی بی بی سی را از ورای دیوار کانکریت ی بشنوم، چون یک کمی بین من وصف زندانیان فاصله ایجادشد ، دلگی مشر عمومی زندان ( بنام گل آقا) متوج ه شده ومانند ، پلنگ درنده وپرخاشگر دوید وبر من حمله ور شد وگفت چرا ایستاد شدی ؟ وچرا سرت را بدیوار چ سپانده بودی ؟ گفتم حرکت میکنم ، واو ناگاه متوجه که صدای خفیفیف رادیو شنیده میشود وبعدا ً بمن خط اب کرد: خوب؟؟!!! تو رادیو می شنیدی ؟ تو رادیو می شنیدی؟
    وبعد درحضور دیگر زندانیان آنچنان ، توهین وشکنجه طاقت فرسا ولت وکو پ شدم که از هوش وحال رفتم ، ساعاتی چند رفقای زندانی برای تسلیتم نزدم آ مدند ومرا به صبر دعوت کردند ، من در حالیکه سر وصورت آماس وورم کرده وتوان صحبتی هم نداشتم ، ناگاه قاه قاه خنیدیدم ، ودوستان متوجه شدند که مبادا این این نفر حواس خود را از دست داده باشد زیرا از ضرب اتی بر سر وصورتم وبر سینه وقلبم وارد شده بود ، فکر کردند که این آدم بحال خود نیست ؟؟؟!!!!، ومن خو ب خندیدم وخندیدم ، وبعد بدوستانم گفتم که که ما قبل از آمدن درین جا حساب خود را کرده بودیم که درین مکان آدمهارا برای جشن عروسی شان دعوت نمیکنند که بر سر شان نقل وشیرینی نثار کنند ، شما ناراحت نباشید ، که این امر طبیعی وقابل قبول است برای من : و ازین گروه واین نظام واین افراد انتظار بیشتری نمیتو ان داشت . وازین صحنه ها صدها را همه زندانیان در حافظه دارند که از هزارم حصــۀ آن یکی از آن تا حال نوشته نشده است .
    « گرفتی جون پی ِمـجنون زرسوائی مرنج ای دل»
    « که دایم سنگ طفلان بر سر دیوانــه میر یزد »
    دیگر اینکه من هم آدمی هستم که محل خبط واشتباه میتوانم باشم واز نصیحت وانتقاد نه تنها نا راحت نمی باشم بلکه آنرا وسیلۀ برای تکامل فکری ومعنوی افراد و شخص خودم می شمارم .
    و جودم بجز بر عصمت انبیاءعلیم السلام بر عصمت هیچ کسی دیگر معتقد هم نیستم ، . اما در برابر دین خود ودربرابر تج اوز بر حقوق دیگران ودر برابر مظلومین پایمال شده و لـِه شده (درزیر لگد ظالمین وستمگران )، از دوران ابتدای تحصیلم در سطح مکاتب ودانشگاه در برابر تمام دوره های رژیم های طاغوتی گذشته ، وکمونیستهای ضد دین وضد مسلمانان وضد انسانیت وخاصتاً وطن فروشان روسی بی تفاوت نبوده ام .وبا کمال افتخار وسر بل ندی حتی در شکنجه گاه های جنایتکاران مزدورا روس در زندان ده مزنگ کابل وپلچرخی ووزارت داخله ، چنی ن آدمی بودم وهستم وخواهم بود .
    البته هیچ کس را بداشتن عقاید مخالف خویش که لا اقل ادب کلام وحرمت س خن گفتن را بداند مآ خذه نکرده چون دین اسلام را اختیاری میدانم ، بناءً کافر وکمونیست وملحد ومشرک ر ا بابت برداشتهای اعتقادی شان منفور ندانسته ، بلکه از خصلت متعرضانه ومهاجمانــۀ ایشان نفرت دارم و نمیخواهم که مانند درندگان رها شده ، بر عقاید وحتی شخصیت هر کسی حمله ورشدند . این است دیدگاه اعتق ادیم .زیرا بقرار فرمودۀ قر آنکریم که بما دستور داده است :
    « فمن اعتدی علیکم ، فاعتــدوا علیــۀ بمثــل ِ مااعتدی علیکم »
    « هر کس بر شما تعرض وتعدی کرد ، شما بهمان اندازه برایشان میتوانید تعدی کنید »
    چون توهین به اسلام ودیگر مسلمانان را نمیتوانم تحمل کنم ، من هــم جناب آقای ( فرخاری) ر ا بر خطاهای فکری شان ملتفت ساختم . واهل فکر می بایست از نصیحت تلخ دیگران هم آزرده نشده و درس بگیر ند .
    2- من استاد فضل حق فضل را ازورای نوشته های خوب وزیبای شان کا ملا می شناسم وبر ایشان احترا م قایلم ، ((هر چند در نصیحت نامۀ خویش که در بخش تبصره های سایت جام غور از نوشتــۀ من تنها دلخور شده بودند و واز توهین نامه طرف مقابلم جناب فرخاری ، حرفی بمیان نیاوردند ، که با آنهم مرتبت ف ضل شان نزدم محفوظ است وایشان را احترام دارم ))،
    اما نوشتــۀ ایشان را از بخش تبصره های سایت جام غور کاپی کردن وبنام ایشان وبدون استیذان شان درین مبحث بخش نظرات ( سایت خاوران ) پخش کردن ، درجۀ فهم وسواد وامانت داری این نفر را میرساند .زیرا جناب فضل الحمد لله از لحاظ سواد نوشتاری بجائی خاص خود قرار دارند وپوره میدانند که :: « هر سخن جای وهر نکته مکــآنی دارد »
    3- از برادر دینی ا م جناب آقای رجا ، که مطالبی را نصیحت گونه ودوستانه ، به شخص آقای رحمانی نوشته اند ، هم تشکر میک نم ،زیرا رسالت هر قلم بدست پخش فضایل وزدودن رزایل است ،
    وخوشا بر آنکه پاس حرمت این گرامی داشتـ ـۀ خداوند( قلــم) را ، مد نظر بدارد .
    عزیز( عزیزی)
  • ناشناس
    جز گه و گند و کثافت چیزی
    اندر این شهر ندیدم بنده

    هر کجا شهر مسلمانان است
    از گه و گن د بود آگنده
    ایرج میرزا
  • xxxxx
    آقای گرانقدر اینقدر مسایل شخصی خود را رنگ و بوی اسلامی ندهید و اگر شما مسلمان هستید عفت کلام داشته ب اشید جناب عزیزی رحمانی .
    گر مسلمانی همین است که ... دارید
    وای اگر از پس امروز بود فردای
    دیگر کسی فریب این حرف ها را نمیخورد و دیگر کسی به نام اسلام مردم را بازی داده نخواهد توانست.شما که مردم فریب بوده اید و از سوابق تان معلوم است دنبال راهی دیگر بروید و لطفآ اسلام را از این بیچاره تر نسازید .
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 86 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.