نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| دختــر وبهـــار و... فـــرشــــته هـــا |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط سیدنورالحق صبا |
| سه شنبه ، 14 ارديبهشت 1389 ، 01:36 |
|
&&&
دخترک میگفت : بابا... نیمه شب دو تا فرشته آمــــــــدند وآب دادند، نسترن های شما را...!
رنگ سبز وپسته گی را، روی شبدر ها کشیدند چادر آبی کشیدند، از کجا تا نا کجا را
بعد ازآن دو تا فرشته، پیش شب بو ها سرودند زیر لب آهسته با هم، ذکر وتسبیح ودعا را
وقت رفتن شانه کردند، سنبل همسایه را هم بعد ازآن پر عطر کردند، باغ وصحرا وهوا را
یک فرشته رفت رویی، برگ های لاله خوابید دیگری رفت وکنار ارغوان گسترد، جا را
های بابا ! های بابا ! چیزکی دیگر بگویم... صبحدم دیدم کنار، مزرع مریم، هما را !
با هما می گفت مریم : تو عروس آسمانی هان فراموشت نسازی، لاله های باغ مارا !
کم کمک می خواست مریم.... نه...! نمی خواهم که دیگر بشکنم هنجار فقر وصبر وتسلیم ورضا را...
دخترک هی گفت وهی گفت..................... ..........................................................
دخترک از باغ وصحرا، ازگل ودریاچه ها گفت من از آنها می شنیدم، بانگ پای آشنا را
دخترک خوابید اما، روی صحرا ها پرستو بال می زد، جار می زد، اسم زیبای خدا را !
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











