نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| حکمـــروای متقـــلب با پیــروزی ننگیــن |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط ع – اشک افشان |
| يكشنبه ، 17 آبان 1388 ، 11:22 |
|
انزجار روح پدراز رسوایی فرزند تقلب کار ونفرین شده اش (حـــامــد کــرزی) حامد! ای فرزند بی پروای من! ای فتــــاده زیر سنگ انتقـاد!
گشته یی معروف نزد مرد وزن
ای شده ابزار دست اجنبی! کس ندید ه مثل تو فرد غبی
گفته بودم : آبروی من مریز باش دایم حق گرا، باطل ستیز
گفته بودم : یار بد کیشان مباش خاک برچشمان حق بینان مپاش
گرهمی خواهی بگردی پیشَرو جز به پای مردم خود ره مرو
ای که داری صِرف دنیا را تلاش یک کمی در فکرعقبی نیز باش
رفیقی می گزینی زین دیار گر هوش کن نبود شریرو فتنه کار
وا دریغ اندرز من بی جای شد آبرویم با تو زیر پــــای شد
بینمت از خیل مردم نیستی بهر زاغ فتنه جز دُم نیستی
انتخاباتی که ره افتاده بود رأی منفی برتو مردم داده بود
لیک بیشرمانه گفتی : فایقم زانکه من اندر تقلب لایقم
با تقلب رهبر(!) مردم شوم بی تقلب زین میانه گم شوم از عمل های توای بی ننگ وآب روح من اوفتاده اینجا در عذاب
از برای انتصابت ، آه ، آه کودتایی اوفتاد امروز راه
ناگهان دیدند رأی شش نفر شد زشش ملیون انسان معتبر
فتح ننگین تو بو ما تم گرفت بوی رسوا گشتنت عالم گرفت
زاندمی که فکرمسند کرده یی جزمصیبت بروطن ناورده یی
ننگ باشد بر تو نام زیستی چون رئیس غیر قانونیستی
ازسوی یک مرجع بی اعتبار گشته یی گویا زعیم این دیار
تو مقرر گشته یی ، نی منتخب آنهم ازسوی دو سه رسوا لقب
پیش تو شایسته سالاری کجا از تملق بیشتر دارد بها
کارتیم تو که فسق است وفجور ماندن دام است وتزویراست وزور
گستریده هر طرف دامن فساد هرکسی زین وضع گوید : داد، داد
حاکمی گررشته با مردم گسست دولتش معروض برنابودی است
گرنجویی مردمی ای مرد خام! حکمرانی ات کجا آرد دوام ؟
ای زسمع حق همی گوش تو کر وی فگنده زیر پا نام پدر!
بعد ازاین اینجا به پیش جمله کس حرف صدق وراستی کذب است وبس
چون دموکراسی فریبی بیش نیست مارخوش خط حاصلش جزنیش نیست
در دیاری گر دموکراسی بمُرد سیل بربادی ورا خواهد ببُرد
کشورت جغرافیای خدعه شد ذبح ، عزت زیرپای خدعه شد
شاهراه آرزو مسدود گشت آدمیت زین وطن نابود گشت
تا قیامت کس نمی گیرد نشان از دموکراسی ، که اینجا داده جان
ای به نیرنگ اندرین گیتی توطاق! از تو کشور شد شکار اختناق
ای سپهسالار کوی فاجعه! برده یی کشور به سوی فاجعه
کشتن مهر و عدالت کار تو غیردزدان کس نباشد یارتو
با به ظاهرآدمان ، درفعل گرگ بودنت باشد بسی ننگِ بزرگ
چون به دَورت نیست جز اهل غرض در دل آنان بود صد ها مرض
احترام مرد و زن بادت حرام چون تو اکنون نیستی غیرازغلام
روح من نارام از اعمال تست جمله نفرین های عالم مال تست
با چنین رسوایی و ذلت ، بگو نیست بِه ، رفتن دل گوری فرو؟
بی چراغ مردمی ره گم شدی سلب قدرت به که بی مردم شدی!
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین











