نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| جــای نم نم باران بم زآسمـــان بارد |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط سید محمد نادر خرم |
| شنبه ، 30 مرداد 1389 ، 11:58 |
|
جــــــای نم نم باران، بم ز آســـــــــــمان بارد وحشی وخطر ناکست دشمنی که من دارم
کودکان به گریانند، مردمان هراسانند چاک و پاره از ظلم است، دامنی که من دارم
زندگی برفت از دست روزگار برهم شد پاره پاره در خون است جامنی که من دارم
زاتشی که افروزند طفلکان همی سوزند از جسد همی بینی گلخنی که من دارم
زندگی سراسر غم، ماتم است بر ماتم یک کفن همی باشد بردنی که من دارم
جای زندگانی نیست، مردمان به صحرا اند دوشک است برماخاک، خفتنی که من دارم
بوی ناخوش و پارو، خسته میکند جان را زندگی به مرداب است، گلشنی که من دارم
حق اگر همی گوئی، رنجه میشود ظالم حرف راست این باشد، گفتنی که من دارم
نیست حال خوش خرم، نیست یکدل بیغم چشم زن کجا بینم، میهنی که من دارم
للستروم شهر اسلو |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











