نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| تعهــد در چــه می بــایــد؟ |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط مهندس شاه امیر فروغ |
| يكشنبه ، 22 فروردين 1389 ، 17:04 |
|
کنارِ شعلۀ زرینِ آتش که بادِ وحشی و سرکش به ژرفای تنِ آن کودکِ بیمار شرنگِ خشم می ریزد!! سخن گفتن ز سرما و زمستان و سیاهی ها... مرا از این تعهد اشک در چشم است.
شهید آن کبوتر که پرید از فرازِ سرِ ما و به بالا، به سپیدی ها رفت... روحِ آزادۀ اندام به خون خفتۀ کیست؟ که چنین بی پروا پذیرای شهادت شد و رفت!! و کنون اوج ها خانۀ اوست...
به سرزمینم و تو ای بارور سرسبز ای درختِ پیر! اگرچه خشمِ فصلِ سرد این جانی... به سویت تیر ها افگند!! و خونِ سرخگونِ برگ های سبزِ سبزت را به روی سنگفرشِ کوچه های سردِ تنهایی جاری گردانید... بهاران را تو خواهی دید و سبزِ سبز خواهی شد.
طرح لبریز از اندوه سرشار از حسرت جویبارِ عمر من جاریست... من تهی از شور خالی از شادی!! افسوس – اشکم نیست...
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











