Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
به بهــاری کــه نــداریم.... PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط سیدنورالحق صبا   
پنجشنبه ، 27 اسفند 1388 ، 07:05

سیدنورالحق صبا
جای برای لاله در این دشت تنگ نیست!
ای لاله، بار بنـــد کـه جای درنگ نیست!

بازنده ای کـــه تیــــرو تفنــگی نکاشتی!
اینجـــا بغیــر تیر وبهــــار تفنـــگ نیست!

 

برشانه های خستهء هرشاخه،هردرخت،

جــــز یاد گار تیشـــه وآثار سنگ نیست!

 

ویزا به مــــاهی قـــــزل آلا نمـــــی دهند

بیگانه است هر که در اینجا نهنگ نیست!

 

کاری کنند گربه ادا ها دراین دیار،

کان کار درمسابقه کار پلنگ نیست!

 

فرزانه ؟! احمقی که فروشد متاع جنگ!

دیوانه؟! عاقلی که خریدار جنگ نیست!

 

هیچ آفریدهء چو ابونفس _ بوشکم!!

اطلس عبا و جل وبل وشوخ وشنگ نیست!

 

دار است و.... نقطه نقطه ...و خارست ونار ومار!

رنگ است و... نقطه نقطه.... و جزرنگ بنگ نیست!

 

از نام وننگ، یاوه سرایی دگر بس است

امروز روز بنگ بود روز ننگ نیست!

 

حتی بهار نیز که از راه میرسد،

در این جهان مسخره غیراز جفنگ نیست!

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • زریر

    جای برای لاله در این دشت تنگ نیست!
    ای لاله، بار بنـــد کـه جای درنگ نیست!

    بازنده ای کـــه تیــ ــرو تفنــگی نکاشتی!
    اینجـــا بغیــر تیر وبهــــار تفنـــگ نیست !

    سلام استاد بزرگوار و گرامی!


    اشعار تان که نماد از شعر دلکش زبان اصیل دری در کشور ماست اگر هر قدر از سروده های زیبای تان را بار ب ار بخوانش بنشینم بازهم جذبه شعر تان و حلاوت سخن نغز تان مرا بخود میکشد... شما بیخبر که بنام تان هزار ان در هزار هموطن تان در هر گوشه ازین جغرافیای غمزده میبالند و افتخار میکنند

    فرا رسیدن نو روز باست انی را صمیمانه برایتان مبارکباد میگویم
    موفق باشید
    ارادتمند شما زریر
  • یک شاگرد  - درود بر شما و احساس تان .
    شاعر بزرگوار صبا صاحب السلام علیکم
    شعر تان بسیار لطیف و زیباست و حقیقت ، درود بر شما و آفرین بر قلم تان . در ضمن میخواهم به عنوان شاگرد شما ، بدانم که اگر در مصرع اول بیت اول شعر تان می گفتید ( جایی برای لاله در این دشتِ تنگ نیست ) بجای اینکه بگویید ( جای برای لاله در این دشتِ تنگ نسیت ) مصرع موزون تر نمی شد ؟ در مورد واژه ها و وزن بیت هفتم هم اگر روشنی انداخته شود سپاس این شاگرد را دو چندان میکن ید مثلاً اگر میگفتید ( هیچ آفریده، چو بو نفسِ بو شکم - اطلس عبا و چنین شوخ و شنگ نیست ) کمی موزون ت ر نبود؟ جناب صبا صاحب ! موارد بالا فقط برای راهنمایی خودم به عنوان سؤال به عرض تان رسید نه خدای نکرد ه نقدی بر شعر تان . قلم تان توانا و روزگارتان خوش باد. ارادتمند شما - یکی از شاگردان شما
  • بهروز

    سلام وتمنيات نيك خودرابه محترم آقاي صبأتقديم ميدارم!اشعار زيباي شمارا همه خوانده اند و كسي نيست كه د رود برشما نگفته باشدومحبت شمارا به زبان مادري تان نستوده باشد واينجانب هم سلامهاي گرمي ميرسانم وسال نو شمارا پيشاپيش تبريك وتهنيت مي گويم. آقاي صبأ !درهر فرد شعر ِشعرأ تاثيري نهفته است ولي تا جائيكه ه مه ميدانند مهمترين قسمتيكه در شعر انسان را به خواندن سراپاي شعر تشويق ميكند مطلع شعر است. اين رمز در مطلع اشعار وجود داردكه تعجب انگيز آنرا پذيرفته اند. جناب شما آنقدر اشعار زيبا وپر از محتوا سروده اي د وبه زبان شيرين خود دُرگفته ايدكه همه به آن اعتراف دارند . من هم به نوبه خود از شماتمجيد ميكنم وممن ون ازمحبت فراوان شما به زبان شيرين خودتان هستم. وبه قول مولانا كه فارسي را دركتاب (فيه ما فيه) اش از محبت فراوان « قرآن فارسي» مينامد.
    غرض ازين نوشته غير از عرض سلام اين بود كه از نگاه وزن در دو مصرع اول شعر تان يك ويا دوكلمه كمتر شده ووزن را كمي دچار سكتگي نموده است.
    مثلا اگر به نظر بنده دومصرع ا ول باحفظ مفهوم اين دومصرع ويا شبيه آن فراموش جناب شما نميشد دگر مانند هميش قابل تمجيد است وخواهد بود . اميد است خاطر صباي عزيز ودانشمندازين اظهار نظر نرنجيده باشد وآن اينكه اگر دو مصرع اول اينگونه نو شته ميشد شعر وزن خودرا در سراپا در مي يافت وبه پيش ميرفت :
    (از براي لاله در دشت ودمن جا تنگ نيست
    چ ون تو زيبأدرگلستان نيست، درارتنگ نيست )
    ارتنگ يا ارژنگ يا ارثنگ نام كتاب نقاشيهاي حيرت انگيز (ماني) بود.چنانچه نظامي آنرا چنين بيان نموده است:
    به تيشه صورت شيرين برآن سنگ
    چنان بر زد كه ماني نقش ارژ نگ
    به هر صورت پيروز وبهروز باشيد.
  • صبا  - عرض ارادت
    برادرم زریر عزیز، سلامی چو بوی خوش آشنایی ،
    سال نو تان مبارک باد!
    از محبت ومهربانی های تان سپاسگزارم . سروده های زیبای تانرا که طرح ها وسوژه های بکر وتازهء دارند می خوانم ولذت می برم.اینکه می کوشید از بند زبان ، تصویر ها وتعبیر های سنگ شده وکلیشه یی بدرآیید یقین کنید که غنیمت است.
    مرا بیش ازآنچه بود م ستودید. عنوان مبارک وسنگین وزن «استاد» را درحد یک تعارف دوستانه ، از شما می پذیرم اما به معنای دقی ق کلمه ، هرگز! درست است که ده سال در لیسه های امانی کابل ، جامی و موفق هرات و نه سال دردانشکدهء ادبی ات دانشگاه هرات ، مصروف تدریس بودم ولی این به هیچوجه مرا مستحق آن نمیسازد تا این لقب عالی را متکبران ه یدک بکشم.
    شما را سعادتمند وپیروز می خواهم
    هرروز تان نوروز
    مخلص شما
    صبا
  • صبا  - توضیح

    «یک شاگرد» عزیزم ، سلام،
    رحمت خدای پاک برشما باد!
    اینکه شاگرد خطابتان کردم مقصر نیستم گناه خودتان اس ت ورنه بنام صدایتان می کردم.راستی چرانام تانرا ننویشتید؟ترسیدید مبادا گوشتان را « بتابانم»؟ شوخی کرد م.
    شعر من نعوذ بالله نص وآیهء قرآن نیست که ازعیب عاری واز نقد مصوون باشد. شمااگر نقدهم بکنید آزادید ومن حق اعتراض ندارم ولی حق استدلال چرا.ابنای بشر جایز الخطا اند واحدی حق ندارد ادعای کمال مطلق کند:
    جای که برق عصیان بر آدم صفی زد
    مارا چگونه زیبد ،دعوای بیگناهی ؟
    &&&&
    امادر مورد پرسش های تان:
    جواب س وال اول
    بلی ، به اصطلاح فیشتی ها دراصول وپرنسیپ با شما موافقم.میدانید چرا؟ به دودلیل. نخست این که کلمهء « جای» بایک عدد«ی» خلای وزنی را پرکرده نمی تواند ویا به عبارت دیگر ثقلت ووزنش کم است.دوم اینکه آن«ی» نکره وابهامی را با خود حمل نمی کند.
    خوب ، حالا بدیلش چیست ؟ چه باید کرد؟ بنویسیم «جایی»؟ آری ، این میتوان یک راه حل باشد اما اشکالاتی دارد ازین قبیل:
    ثقلت ووزنش خیلی زیاد است تقریبا بیش از حد ا حتیاج. دقت کنید درکلمات زیر:
    هر جایی ، زیبایی، شکیبایی ، غایی و....آیا می شود ادعا کرد ثقلت «ی» که د ر آخر این واژه هاهستند برای «جای» در مصرع شعر حقیر مناسب اند؟
    آیا میتوانیم واژهء «بیجایی» را با «زیبایی »قافیه بسازیم؟ اگر بگویید نه، عجیب است.
    واگر بگویید آری ، باید بپذیرد که صورت « جایی» برا ی مصرع بالا زیبنده نیست.
    از شما می پرسم: آیا ممکن هنگام ساختن یک ترکیب اضافی مثلا ترکیب اضافی تخصیصی مانند این ترکیب « زیبایی گل» یک عدد «ی» دیگر هم برآن بیفزاییم؟ اگر بگویید آری، نظم هندسی معیاری رس م الخط مختل می شود واگر بگویید نه، دوواژهء «گل»و«زیبایی» بدون رابطه باقی می مانند. پس چه باید کرد؟
    پ یشنهاد بندهء حقیر ، درحال حاضر همان «کسرهء اضافهء» مادر مرده است که دربسا موارد بدردمان می خورد.
    من در مصرع مورد نظر، عوض سنگین ساختن بیش از حد «ی» در واژهء «جای» مرتکب «کسره» شده ام ونه « بمب گذا ری !!!!»
    واما نکتهء راکه بعنوان زنگ آخر این مطلب باید یادآوری کنم اینست که رسم الخط ما بالذات رسم ال خطی ناتوان است هر چند دوستش دارم وخیلی هم دوستش دارم.
    ادامه دارد
  • همان شاگرد تنبل و دیر فهم شما  - در انتظار ادامه و پایان صحبت های تان
    استاد گرامی جناب صبا ! سلام های مجدد این شاگرد تنبل را بپذیرید. و اما در مورد صحبت های آن بزرگوار ، اینجانب با شما هم نظر نیستم و جواب تان پرسش های جدیدی برایم ایجاد نمود .انشاالله بعد از اتمام صحبت ه ای آن بزرگوار ، سؤال هایم را مطرح خواهم کرد . سال نو خورشیدی بر شماو همه هم وطنان عزیز مبارک .
    ارادتمند شما
  • صبا  - صحبت دوستانه



    به ادامهء صحبت با« یک شاگرد»
    قبل ازآنکه به جواب پرسش دوم تان بپردازم یاد آوری نکتهء رالازمی می پندا رم وآن اینکه:
    علامت «_»را که بین واژه های «ابونفس» و«بوشکم» مشاهده میکنید «دش» یا«خط» فاصله نه ، بلک ه «کسرهء اضافه» است که چون «تستاتور» ،«کیبورد» ویا«صفحهء کلید» کامپیوترم علامت «کسرهء اضافه » را نما یش داده نمی تواند بناچارازآن استفادهء ناجایز!! می برم
    صورت اصلی مصراع ،بدون آن علامت چنین است:
    «هیچ آفریدهء چو ابونفس بوشکم»
    واما جواب پرسش دوم:
    بطور خلاصه ومطلق نه!!!
    اینجا با شما موافق نیستم چون صح بت از حساب وعدد وشماره است. پیشنهاد شما نه تنها که کمی موزون تر نبود که اصلا اساس وبنیاد غزل را واژگ ون میکرد.شما میدانید که وزن حساب شده است وقاعده وترازو دارد ، یعنی اینکه طوری نیست هرکسی بیاید بذوق وسلیقهء شخصی ونه استدلال عروضی وزن پیشنهاد کند. بحری که این غزل درآن تقطیع عروضی میشود دارای 15هجا ست ، 8هجای بلند و7 هجای کوتاه. صورت پیشنهادی شما دارای 12 هجاست که تفاوتیست میان ماه من تا ماه گردون ، وتازه آنچه را شما عرضه کردید درهیچ از بحور عروضی قابل تقطیع نیست.
    شعر فوق همهء ابیاتش در یک بحر س روده شده وجزاین نمی تواند باشد. یعنی اینکه نمی شود یک بیتش را در یک بحر ونه بیت دیگرش را به بحری دیگ ری انداخت ، خداراخوشش نمیآید.
    بحری که این غزل به آن سروده شده «بحر مضارع مثمن اخرب مقصور است» که تم ام ابیات بدون اشکال در آن قابل تقطیع عروضی اند.
    افاعیل بحر مذکور چنین اند:
    مفعول/فاعلات/مفاعیل/فاعلا ن

    ا
    مف/عو/ل فا/ع/لا/ت م/فا/عی/ل فا/ع/لا/ن
    1/1/. 1/./1/. ./1/1/. 1/./1/.
    جا/یی/ب را/ی//ل ا/ل د/رن/دش/ت تن/گ/نی/س

    هچ/آ/ف ری/د/یی/چ ا/بو/نف/س بو/ش/کم/
    اط/لس/ع با/و/جل/ل ب/لو/شو/خ شن /گ/نس/ت
    1/1/. 1/./1/. ./1/1/. 1/./1/.

    حال ،پیشنهاد شمارا به ترازوی عروض وزن میکنیم:
    هیچ آ فریده،چوبونفس بوشکم
    اطلس عبا وچنین شوخ وشنگ نیست


    مف/عو/ل فا/ع/لا/ت م/فا/عی/ل فا/ع/لا/ن
    هچ/آ/ف چو////////////////////////////
    اط/لس/ع با/و///////////////////////////

    امیدوارم توانسته باشم به سوالات تان جواب قانع بدهم. بعنوان حسن ختام باید فروتنانه بعرض برسانم که درموزون این غزل، منهای شما شابد هیج آفربدهء شکی بخود راندهد.
    از طرح پر سشهای شما واینکه زمینهء صحبت دوستانهء فراهم آوردید سپاس گزارم.متاسفم که بخاطر نداشتن فرصت کافی نتوانستم بیشتر درخدمت باشم.
    خواستار سعادت شما
    ارادتمند
    صبا
  • باز هم همان شاگرد  - فقط برای اینکه یاد بگیرم

    استاد بزرگوار صبا صاحب سلام
    صحبت های ارزشمند تانرا خواندم . از اینکه زحمت کشیده و به پرسش های من جو اب دادید تشکر . طوریکه قبلاً نوشته بودم پرسش های من برای این بود که چند کلمه از شما یاد بگیرم نه نقد عروضی که در حد من که نه شاعر میباشم و نه نویسنده، نیست . ولی شما در صحبت دوم برخلاف صحبت اول تان نو شته کرده اید که ( در موزون « وزن » این غزل منهای شما شایدهیچ آفریدۀ شکی بخود را « راه » ندهد ) که چ نین توهینی آنهم از جانب استاد بردبار و با حوصله و با تجربه چون صبا صاحب که دیگران را به صبر و بردبار ی دعوت میکنند ، بعید بود . من کی خود را از دیگر آفریدگان آگاه تر گفته ام ؟ من خود را شاگرد شما خطاب کردم و نه زیاد تر .
    و اما در مورد توضیحات اول تان یعنی در بارۀ کلمۀ « جایی » که من پیشنهاد کردم و « جای » که شما نوشته کرده اید ، اولاً از « کسره » در زیرحرف
    « ی » خبری نیست و آدم های کم سوادی مثل من فکر میکنند که « ی » ساکن است و حرکت ندارد . دوم حرکت کسره باز هم جای « ی » نکره را که هجای کوتاه دا رد نه هجای بلند، پر نمی کند . در مورد مثال های تان مانند ( زیبایی ، هر جایی ، شکیبایی ، ... ) در صور تی « ی » آخر بصورت هجای بلند ادا میشود که حالت « کیفیت » را بیان کند مانند « زیبایی » که نشان دهندۀ کیفیت زیبا بودن میباشد مانند ( زیبایی کلام، زیبایی صورت ، ... ) اگر « ی » آخر « زیبایی » را بعنوان « ی » نکره به کار گیرید مثلاً بگویید ( شخص زیبایی ) باز هم حرف « ی » دارای هجای کوتاه میباشد . در مور د صحبت دوستانۀ دوم تان : آیا به نظر شما در شعری که تمام واژه ها و کلمات آن زیبا ، ادبی و ارزشمند میب اشد ، آیا واژۀ « جل و بل و » که کلمات عامیانه و گفتاری میباشد، کاربرد دارد ؟
    اگر از مصرع های پیشنهاد ی من که در هیچ بحری به جز بحر منجمد جنوبی نمی گنجد ، صرف نظر نماییم این دو مصرع شما هم کمی از وزن خا رج است . مثلاً همین « جل و بل و » که حرف « واو » بعداز « بل » اضافه است و وزن شعر را از بین میبرد . اگر نوشته میشد ( هیچ آفریده ای ، چو ابو نفسِ بو شکم - اطلس عبا و جل و بل ، شوخ و شنگ نیست ) چه نظر دارید ؟ باز هم میگویم فقط میخواهم یاد بگیرم نه چیز دیگر .
    درادتمند همیشگی تان - یکی از شاگردان شما

  • صبا  - وداع دوستانه


    برادر محترم سلام
    متاسفم که سخنم راسوء تعبیر فرموده چیزی به من نسبت دادید که در نهاد وخمیره ام وجود ن دارد. اهانت کردن به افراد با اعتقادات دینی ام درتناقض وتخالف است.
    در مورد پرسشهای تان خیلی کوتاه عرض میکنم:
    آنچه در مورد «جای»و«جایی» گفتم ، نظر خودم بود .وشما حق دارید قبولش نداشته باشید شاید درآینده نظر دیگری داشته باشم شاید !
    درمورد«جل و بل» باید بگویم ، این کار را من آکاهانه انجام میدهم وقصدم نز دیک کردن زیان شعرم با زبان مردمم هست ونه بخاطر « درتنگنا» قرار گرفتن. شعر برای من زنده گی هست و پارچ ه وتکهء ازآن. زبانم زبان خودم باید باشد نه زبان کس دیگری.
    در مورد وزن آن مصرع ، بنده ترازو رادادم دس تتان. میگویید عروض نمیدانید. میگویید این وزن ندارد. میگویید این بد است . میگویید این اصلا شعر نیست. خوب مشکل کجاست؟ وزن ندارد بگذارید نداشته باشد . شعر خویی نیست ،نباشد ،دنیا که آخر نمی شود من کی گفتم شعرم شعر خوبی هست؟ گفتم؟
    شما پرسشهای طرح کردید من هم با همهء گرفتاری های که دارم نشستم جواب نوشتم.م ی توانستم ننویسم واز کنارش رد شوم. اینطور نکردم چون دوستتان داشتم وهموطنم هستید. حالا هم درصدد نیستم اراجیفم را به شما بقبولانم. آنچه را می نویسم « اگر بشود نام شعر بر آنها نهاد» درد های خودم هست ودرد های مردمم. حالا کسی میخواهد بپسندد می خواهد نه. نه زوری در کارست ونه جبری. یک اثر هنری به قول« بودلر » به ادعا نامه ووکیل مدافع احتیاجی ندارد. خودش وکیل خودش است. بهترین داور وناقد هم ، تاریخ است.تاریخ قاضی بیرحم، ولی منصفی است . هر اثری خوب باشد می ماند ، نیاشد فراموش میشود. کار های من هم اگر خوب با شند می مانند نباشند نمی مانند وبه جهنم که نمی مانند چیز بد نماند بهتر مایهء آبروریزیست نیست؟ دغدغه ء درکارنیست. مهم اینست ماباهم دوست باقی بمانیم وبهمدیگر مان شفقت ومحبت نشان دهیم.
    واما نکتهء بعنوان حسن ختام وبستن دروازهء این مقال:
    بنده متاسفانه خیلی مصروفم و روزانه دوازده ساعت دراین کشور«آلمان» ک ار میکنم اجباری در کار نیست خودم خواستم، لذا اگر صدایم کردیدو جوابی نشنیدید تعجب مکنید دلیل غیبتم کا ر است وخسته گی وکمی هم بیماری. گاه حتی هفته ها سری به انترنت نمی زنم چه رسد به اینکه چیز بنویسم با م رتکب تبصره نگاری شوم.از نظر من نان خوردن از دسترنج ، فریضه است وباقی مسایل ، مستحبات اند ، نمی خواه م بخاطر انجام مستحبی فرضی راترک کنم
    به شما وهمه هم میهنانم عشق می ورزم. دوستتان دارم وخواهم داشت
    برا درشما
    صبا
  • باز هم شاگرد تان  - صحت و عمر دراز
    صبا صاحب سلام
    از بیماری تان جگرخون شدم . برای شما صحت کامل و عمر دراز و توفیق کار که واقعاً فریضه ا ست از بارگاه خداوند سبحان می خواهم و شعر های تانرا همه ما دوست داریم ، همه شعر های شما زیبا و ماندگا ر اند . « انشاالله »
    شاد باشید
    شاگرد شما
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 81 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.