نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| بـــه پیشــــگاه مــــولانــــا |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط دکتر رویین |
| يكشنبه ، 5 مهر 1388 ، 12:26 |
|
هر دو نای یک نیســـتانیم ما هر دو سـرگــــردانِ دورِ روزگار
عشقهای خوب خوش سودای ما خار حسرت گشته در دلهای ما کوچه های راز عطاران چه شد؟ هفت شهر عشق عیاران چه شد؟ تو مگر از ما همه بگسسته ای؟ رفته ای در روم و در بربسته ای؟ تا بر ِ یونانیانت آمدم (۱) تن گدازنده چو جانت آمدم از خراسان، از نیستان آمدم راه جویان ناز نازان آمدم (۲) دیدم اینجا نای آوازت بلند بلخیانت در خیالت می زیند لیک آنجا در خراسانت هنوز لشکر چنگیزیان آتش فروز نیست در فر هنگشان جز انتحار « ساختن » درکار شان بی اعتبار نیست در فرهنگ تو از جنگ وخون «سختگیری» یا « تعصب» (۳)یا جنون « خامها » اینجا حکومت میکنند ظلمها در مرز و بومت میکنند سالها این گرگ خویان تاختند سد فغانستان وحشت ساختند ما همه بیگانه از خوی تو ایم جمله مان شرمندۀ روی تو ایم بار دیگر سرکن آن هیهای خویش ناله برکش از گلوی نای خویش گو، چرا آن درد پنهانی فسرد؟ آتش زردشتها، پژمرد و مرد؟ زاتشی کو گفته بودی، زنده نیست. در دل ما مرده گان، پاینده نیست آتش فرهنگ عشقت زنده باد! آ تشت در جان ما پاینده باد!
(1) – مولوی میگوید: از خراسانم کشیدی تا بر یونانیان تا در آمیزم به ایشان تا کنم خوش مذهبی (2)- باز: دلنوازان نازنازان در رهند - گلعذاران از گستان میرسند (3)- باز: سختگیری و تعصب خامی است - تا جنینی کار خون آشامی است. |
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 5 مهر 1388 ، 12:32 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











