Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
با استقبـــال ازخـــورشید زمیـــن PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط محمــــد عزیز ( عـــزیــزی) - لنــد ن   
پنجشنبه ، 6 اسفند 1388 ، 10:26

محمــــد عزیز ( عـــزیــزی) -  لنــد ن 

بــــسم ا لله الــــــــر حمـــن ا لـــر حـــیم

َبلغَ ا لعُلی ِبکمــا لِـــــِه  -   کَشفَ الــدُ جی بجمالهِ
حَسُنت جمیــع خِصــا لهِ  -   صـــلوا علیَــــِه وآ لــــِه
(سعـدی)

با استقبـــال ازخـــورشید زمیـــن یا میــــلادحضـــرت محمــــد (ص)

 

آنچه به عنوان نعتیه  درین منظومه سروده شده است  هر گز نمیتواندگوشه ای اند کی از جایگاه اصلی مقام معظم پیامبر(ص) را که برای همه بشریت در همه دوره ها به عنوان پیامبر رحمت ونجات خطاب شده  اند  باز گو کند اما این چکیده لا اقل جایگاه  ومنزلت امت محمدی(ص) را در گذشته وحال مختصرا  بیان خواهد کرد.

 

حمد خد ا را  بزبا ن  یاد کن-  خاطرت ا ز د رد نهان شاد کن

آنکه  به أبنای بشر جود کرد   -  ازعد مش خلق  ورا، بود کرد

 

بعد وجودش بروی زمین - تاج کرامت به سرش هم قرین

امر خد ا بهر ملائک فرود-     تا  بنما یند بآ د م  سجود

 

آ نچه شده خلق بروی زمین – تا که بر د سود ازاو این چنین

عقل وخرد داد برایش همی      -  مثل چراغی سرِ راهش همی

 

شمس وقمربرّ وبحرایجاد کرد- روزوشب وخشک وترایجاد کرد

ار ض وسما وفلک وَنجم را- جمله باین وسعت واین حَجم را

 

نعمت خودرا، بَوَی ا تمام کرد-   دینِ پسندید او، ا سلام کرد

تا که به نظم آ ورَدش زندگی – وارَهد ا ز قید وپرا کند گی

 

در همه ا د وا ر پیا مبر بآ ن –  کرد روان  او به کتاب وبیا ن

تا که به توحید شود آ شنا  -  از بت وطاغوت  شود، او رها

 

بندهء الله   بشود  در جهان- وا رَهد از کفر وستم بی امان

تا  ننما ید به کسی بند گی – دور شود از ذلت وشرمند گی

-----------------------------------------------------------------

بعد زما نها ی بشر در زمین -  گشت جدا ا زرهِ توحیــد و دیـــن شرک وبتان رونق بازاریافت – ظلم کسان عرصهء، بسیار یافت

 

جهل و خرافه همه جا چیره شد-  دشمنی در بین همه تیره شد

زنده بگور دختربیچاره کرد –  بهر زنان ظلم،دوصد باره کرد

 

آدمّیت رخت به بست آنزمان-  قسط وعدالت همه شد از مـیان

نسل بشر در جهت قهقرا-   بود روان بی همه چــون وچــــرا

 

با ز خداوند  علیم ومبین-  بهر رها ئـــــی بشــــر درزمیـــــن

بهربشرلطف خود انعام کرد-  ختـم نبوت به ا و ا تمـا م کـــرد

 

درشب دیجور وسیاه  زما ن – مهر دگر جلوه  نمود د ر جهان

مژدهء خورشید ولادت رسید-  تا به زمین مقـدم احمــد رسیـــد

 

خیل ملائک همه، از آ سمان – داد بشارت به همه انس وجان

منجی ابنای بشر هان ! همین  -  رنجه قدم کرد بســــوی زمین

زلزله بر روی زمین اوفتـاد - لات وعُزی وهُبل،هِیـن اوفتــاد

کاخ َکسرا و کیَ ازآن، َکسرشد- لرزه بر ایوان ،همان قصرشد

 

شعله ء آن آ تش آذر چو بود -  گشت خموش ،آنکه توگویی نبود

این همه اعجازیکه بود درعیان- حکمت بنهفته داشت در نها ن

 

مژده ای آزادی انسان رسید- نا بودی، شرک ، وطغیا ن رسید

آنکه پیامش ، زَرّب الجلیــل -  هم نسـبش بود ، زابن خلیـــــل(ع)

 

ختم نبوت به وی اعلان کـــرد-  نام  َورا ذ کر به قرآ ن کـــرد

فخر رسل تاج  به سرکرد آ ن –  تــا که به شد افضل پیغمبـران

 

باز د گر دعوت توحید کرد  -    محو بتــان از نظر و دید کرد   ظلم وستم رفت وعدالت پدید- صبح امید در شب ظلمت دمیـــــد

 

فرق عرب با عجم ودیگران  - دور به شد ازهمه د ر آن  زمان

کرد به پا حکم خدا درزمین- محو نمود  پا یهء هرظلـم وکیــن

 

بهر جهان آ یت رحمت بشد-  در د و جهان حضرت احمد  بشد

اسوه احسن به بشرگشت آن-  شارع به هرخیر وبه، شّرگشت آن

 

ساخت بنای که درعالم نبـود - بهرخلایــــق بزمین ، تا بســــود

بعد سفر حضرت  شاه ُرُسل-  ما ند همی ، ُقرآن وسنت به  ُکل

 

آ نهمه یاران وفادار آ ن  - بود روان د ر رهء،  کردا ر آن

شوکت اسلام به جهان چیره شد- چشم بشر روی زمین خیره شد

 

تا که  بشرپیرو  آن راه بود – صاحب عزت ،وهمه جــــاه بود

علم وصناعت وتمدن زمــا  –  بهر جهان بود ، همه راهنمــــا

 

-------------------------------------------------------------

 

 

حیف که امت رهء دیگر گرفت – رنج ومرارت همه ازسرگرفت

آنکه زمانی به جهان بود میر- گشته به چنگا ل حوادث اسیـــــر

هر طرفی می نگری بسته است -  امت در بند از آن خسته است ظلم وستم گشته روان د رزمین- خلق جها ن گشته بجان درزمین

 

ثروت شان با زبتاراج رفت – از سرشان  شوکت وهم تاج رفت

دشمن دین هر طرفی شاد ما ن – از برِنـــــا بودی ا مت  روا ن

 

عزم مسلمان همه جا خسته است-قلب مسلمان همه بشکسته ا ست

تاکه ازراه نبی بر گشته اند- مضطروحیران وهم سرگشته انـــــد

 

پیروی شرق وبه تقلیدغرب- دوست باغیار،وبه خودجنگ وحرب

گاه به دستور وبه فرما ن غیـــر-  یا که به تبشـیرکلیســـا ود یـــر

 

امت اسلام به جنگ ونفاق – گشته  اسیر فِتــن و ِافتـــراق

ثروت ما ارث یتیم گشته است- عزت ما لوم لئیم گشته است

 

تا که بود امت اسلام بخـــواب – اونتوان یافت ره ، وراهیاب

تا که بود  جهل  وپرا کند گی – قسمت ا مت بود این بنـــد گی

------------------------------------------------------------

 

بود بشارت بَرِا مت ازآن -  شاه ُرُسل خا تــــم پیغمبــــرا ن

بعد زمن ، بَر شما ُام الکِتاب – هست ،همه مشکل تانرا جواب

 

سنت من  بعد کتاب خــــدا- راه هــدایـت بـــود و اقتـــــد اء

سنت یا را ن هُد ا ،هم چنان-  نیز بود بهر شما  هرزمـــا ن

 

با ب قیا س  وخرد و اجتهاد –  زنده ومفتوح، تا یومُ ا لحسا ب

چهارا سا س هست  برِاِعتلا – تا که رهید از همه ای ابتـــــلا

 

راه نجات است توُسل به آن-  بهر بشر در همه دور وزمـــــا ن

ها ن که کنی بهر خدا بندگی !- نیست سزاوار، تو د رمـا ند گی

 

سروروسردار زمین بوده ای- وای هزار!این که چنین بوده ای؟

راه خود ت با ر د گر با ز کـن – بهرحیات فصل د گربا زکـــن

 

ُروبنما باز به اُم الکتــــــاب - هم به محمـــد(ص)  وخط آ نجنــا ب

سنت یا ران همه بی چون چند - عقل وخرد را همه بر کار بند

تا شوی از بند حوادث رها –   رخت ببنــد د، غم بی ا نتــها

شوکت وعزت بتو با زآ ورد -  دولت وقوت بتـو بــا زآ ورد

 

این نه شعار است حقیقت بدان- زنده شوی بار د گر درجهــــان

ختم سخن کن بزبان ای «عزیز»- روبه عمل کن توبجان ای« عزیز»

 

ازمن  دل خسته  درود وسلام – بهر محمد (ص) علیه السّــــــــلام

برهمه اصحاب وآ ل هُمـــــام - جمله دیگرمومنینُ و، وَالسّـــلام

والسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکا تــه

-------------------------------------------------------------------

محمــــد عزیز ( عـــزیــزی) -  لنــد ن

روز جمعه – 2010-02- 19

مطابق به چهارم ربیع الا ول  سال 1431 هجری قمری

ساعت – 16:35 عصر

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • گلچین  - ماشالله
    آن که می گفت با یک گل نشود فصل بهار * چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید
    سلام برادر بزرگوار عزیزی عزیز!
    الله تعالی شما را در حفظ و امان خود نگه دارد با این همه شور و شوق تان نسبت به ان حضرت(ص).
    ب رادریتان گلچین از عالم غربت(سویدن)
  • arash
    e sheer arabi bod ya farsi
    ???????????????? ?
  • ناشناس  - مشوره





    سخنی با آقای عزیزی


    آقای عزیزی
    سلام برشما.
    نظم گونهء شماراکه خواندم، حیفم آمد بخاطرادای مسوولیت در برابر فرهنگ،جامعهء فرهنگی و نیز نوآموزان ونونهالانی که لامحال ویااتفاقاهمچو جیزهای رامیخوانندواحیا نا میپندارند که شعر اند ،مطالبی را متذکر نشوم ونکته های را
    بیان نکنم.
    امیدوارم ازاشاراتم دلگیر نش ده حمل بر وقاحت و گستاخی نفرمایید زیرا بقول سعدی: گوینده راتا عیب نگیرند ، سخنش صلاح نپذیرد
    دراینج ا بناندارم همهء نوشتهء تانرا زیرذره بین قرار داده مصرع مصرع آنرا حلاجی کنم بلکه
    بعنوان مشت نمونهءخر وار صرف به چند موردمعدود ومحدوداز اغلاط،نارساییها وسهل انگاریها اشارهءگذرای میکنم بدان امید که در آینده نوشته های خودرا نفادانه ترنگاه کرده بعداز اصلاح کاستی های برملا بدست نشر بسپارید.


    1:درنخست ین مصرع ،شماکلمهء"حمد" را که مصدر است ومعنایش :ستودن،ستایش کردن وشکر کردن، عوضی فهمیده وآنرا به اصطلاح «کردکی» بکار بردهاید که این ازنظر ادبی اشکال دارد.زیرااگرقرارباشد به تفسیروتوضیح کلمه به ک لمهءمصرع اول شما بپردازیم چنین حاصل میشود که:
    "ستایش کردن" خدارا بزبان یاد کن!!!که البته مید انید مخل معنی وخلاف ادب است زیرا "بزبان یاد کردن" تعبیری عامبانه است وبا مفداری تسامح وتساهل وساده انگاری همراست.

    درعوض توجه کنیدبه این بیت زیباازاستادسخن:


    زبانم لایق حمدخدا شد
    چو بانام محم د آشنا شد

    که در آن کلمهء "حمد" به معنای حقیقیش بکاررفته.

    .
    2:درمصرع نخست بیت دوم: شما حتما میدانید که"ابناء" جمع است «یعنی فرزندان» وضمیری که به"جمع"تعلق میگیردباید جمع با شد « بخصوص وقتی مرجع ضمیر ذوی العقل است » امامتاسفانه ضمیری که بکار گرفته ایدوبدین مرجع تعلق میگرد مفرداست.
    توجه کنید:
    آنکه به ابنای بشر جود کرد
    از عدمش خلق ورا،بود کرد



    و عجیب تر اینکه«ضمیر متصل ش » درمصرع دوم هیچ سهم ونقش ووظیفه ءادا نکرده صرف به غرض پرکردن خلای وزن بصفت «فالتومشر» یدک ک شیده شده است، درموردکل این بیت فقط باید گفت:
    المعنی فی بطن الشاعر!!
    3:بیتهای سوم وچهارم بخاطرعدم موج ودیت "فعل" درآنها، وفور کلمات زایدوبیمصرف ودست اندازهای وزنی کاملا فاقد معنی ومفهوم بوده مگ راینکه آدم باخوشبینی یابزرگواری تمام معنی ومفهومی به آنها بتراشد.
    توجه کنید:
    بعد وجودش بروی زمین
    تاج کرامت بسرش هم قرین!!


    امر خدا....بهر ملایک فرود


    بعد وجود کی بروی زمین؟ معلوم نیست بعد وجود چکسی؟ تاج کرامت بسرش هم قرین...یعنی چی؟

    من آنم که رستم بود پهلوان!!!!

    اینها بیشتر به ترجمه های لفظ به لفظ ازیک زبان بیگانه شباهت ندارد؟

    4:آنچه شده خلق بروی زمین
    تاکه برد سودازو اینجنین
    باکمال تاءسف ح اوی هیچ پیام ومعنای نیست.
    نمیگوبم گوینده چیزی برای گفتن نداشته، داشته ولی زبان بیانش رانداشته.

    5:در بیت نهم: همه میدانند که "اتمام" کلمهءاست عربی ،مصدرومعنایش "تمام کردن&# 34;،بپایان رساندن" ،"انجام دادن"و"به انچام رساندن" است.به عبارت ساده تر "اتم ام" به تنهایی "کردن"راهم درخود داردو باز هم ساده تر بگیم "کردن " در اتمام مضمر ا ست. اینکه فرموده اید:
    نعمت خودرابه او اتمام کرد. درواقع گفته ایدکه:
    نعمت خودرا به او تمام کردن کرد!! !!ویابهتراست بگویم گفته اید: سنگ سیاه حجرالاسود!!!
    یا پس از اکمال کردن دورهء عسکری!!!!


    6:درمصرع دو م بیت نهم:
    "دین پسندید او اسلام کرد"
    "دین پسندید" این دیگر چه نوع ترکیبیست وچی مع نای دارد؟ واالله
    اعلم باالصواب. مرجع ضمیر "او" دراین مصرع کیست؟
    خدا یا بشر؟ والله اعلم بالص واب.
    معنا ومفهوم این مصراع چیست؟ المعنافی.......

    7:دربیت ششم کلمات"راهش"و"سرایش"باه م قافبه شده اند،حالانکه این نشدنیست.راهش را میشود با ماهش سیاهش وکلاهش قافیه کردامانمیتوان با سرایش ،برایش وجایش قافیه کرد.

    نخواستم همهء کاستی هارایک یک برشمارم زیرا اولا اینکه روزها وقت میطلبد وثانیامثنوی هفتاد من کاغذ می شود.تمنایم بعنوان یک همزبان اینست تابیشتر مطالعه کنیدوازآثاربزرگ ان ادب استفادهء بیشتری ببرید.خویشرا به معنای دقیق کلمه ها آشناکنید.دستورزبان فارسی رالااقل یکبار بخ وانید.اگرفرصت میسربود عروض وقافیه راهم مروری بکنید بد نخواهد شد.بکوشید تاهنگامیکه یه مرحلهء باروری ن رسیده اید چیزی نگوییدولی اگر میل سرایش خیلی اذیتتان کردمیتوانید قالبهای کوچکتری برگزینید.
    کم گوی وگ زیده گوی چون در
    تازاندک تو جهان شود پر
    پرکردن قالبهای بزرگ مایه وتوانایی ادبی زیادی میطلبد.اگر میدا نید از قریحهء شاعری « که یشدت خدادادیست» بی بهره اید بکوشید اندیشه های تانرا بانثرزیبا بیان کنید. ضر ورنیست همهء شاعرباشند.جغرافیای فرهنگی ما به نویسنده گان خوب احتیاج بیشتری نسبت به شاعران بد دارد.
    فع لا به همین اندک بسنده میکنم.
    با احترام
    تماشاگر
  • عبدالرحمن  - بی شک که پیامبر « ص » بزرگترین ...
    برادر ارجمند آقای محمدعزیز « عزیزی » السلام علیکم.
    نوشتۀ شما در مورد صفات بی حد و حصر پیام آور عزت و سرافرازی (حضرت محمد « ص ») قابل قدر بوده و دارای ارزش فراوان است . ولی این نوشته رااز نظر ظرافت کلا م، فقط کلام منظوم میتوان گفت نه شعر . همچنان در این منظومه اصلاً وزن رعایت نشده و در بعضی ابیات کلاً وزن عوض شده .در مورد علم عروض و اوزان شعری بیشتر مطالعه نمایید انشاالله با مطالعه و پشت کار روزی شا عر مؤفقی خواهید شد .
  • ناشناس

    به دوستان وبرادران بسیار ارجمند م !

    آقایان ناشناس و برادر عبدالرحمن جان عزیز !
    اولا برای تان سلام گرم تقدیم داشته واز لطف برادرانه ء تان ابراز سپاس میکنم .
    ای کاش دوست ناشناس من ، وبرادر م عبدالرحمن جان ایمل ادرس و یا تلفن خودرا می نوشتند تا از محضر ایشان بیشتر استفاده می بردم .
    من گا عی ادعای شعر وشاعری نگردم . البته من تاریخچهءزندگانی منظومه نویسی خودرا از کمتر از دوماه پیش ش روع کردم اولین نوشته منظومه ام را در ارتباط با طرح دیوار فولادی ویا بعبارت دیگر دیوار آهنینی که ب اطراف غزه فلسطین ساخته میشود شروع کردم .
    من هم خودرا از جناب تان بهتر میشناسم ودر آ غاز راه قرار دارم . ونیازمند همکاری وراهنمائی هستم وانتقاد وراهنمائی را امر پسندیده میشمارم . وبه جان می پذیرم . البته من از خرد سالی علاقه مند شعر وادبیات بودم وبا سعدی - مولانا - حافظ - قسما نظامی وجامی - کمی آ شنائی دارم . هرچند تحصیلات بنده ادبیات نمی باشد .
    لیکن با در نظر داشت همه اینها با قسمت زیادی از ملاحظات برادر ناشناس خود صد درصد همراه وبا قسمتی ممکن همراه نباشم .البته ایکاش دوست من تلفن خو درا بنویسند ویا ادرس انتر نیتی خویش را تا با ایشان بیشتر تبادل نظر کنم . واز نظرات شان کمال استفاده را ببرم .
    والسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکاته
    برادر تان _ عزیزی
  • ناشناس


    برادران ارجمند م جناب آقای ناشناس وعبدالرحمن جان عزیز !
    سلامی چو بوئی خوشی آ شنائی

    خیلی  خوشحال هستم با اهل سواد وخردمند در عرصه های ادب وشعر وشاعری معرفی میشوم .
    اولا :- بابت اینکه   نوشته ام را به خوانش گرفته اید ونظرات سودمندی ارائه کرده اید ، از شما قلبا وبا کما ل تواضع تشکر  کرده واین راهنمائی هارا انشاء الله برای خود مفید میدانم .
    ثانیا:- باید مجددا ، همانطوریکه یکنیم  ماه قبل در اولین منظومه ام که بارتباط اعمار دیوار آهنینیکه توسط حکومت مصر در اطراف غزه ای فلسطین ک شیده شده بود ، یاد آ ور شده بودم دوباره باید عرض کنم که از عمر منظومه نویسی من کمتر از دو ماه میگذرد  . وراه بس طولانی - بسیار دشوار ودارای فراز ونشیب زیاد و حتی پرخطـــر را پیش رودارم . اما چه  کنــم که زمانــــی جاذبه ها وانگیــزه های درونی ، انسان را به طرف های میکشاند که اختیار خود را ا نسان از دست میدهد . وبعضا حتی ممکن آ دم با ساز وبرگ وتوشه ء لازم سفر نیز همراه نباشد ، که البته و بصورت حتــم میدانم این قبول خطر است ، اما چه کنم که:
    «رشته ای در گردنم افکنده دوست »
    «  می برد آنجا که خاطر خواه اوست »
    برای من دعاکنید ودستم را بگیرید وکمکم کنید.

    البته از نوشته عزی ز ناشناس خود زیاد سود بردم وبا اکثریت نوشته ء ایشان همراه هستم ولیکن در بعضی قسمتها من هم ملاحظات  خودرا دارم و.اگر ایمل ویا ادرس خودرا بنویسند از محضر ایشان بیشتر کسب فیض خواهم نمود .
    وسخن عبدالرح من عزیز را به روی دیده میگذارم ومن همانطوریکه درین نعتیه گفتم فقط من بیشتر بر سیر تاریخی تولد پیام بر رحمت ( ص ) وجایگاه امت در گذشته وحال اشاره داشتم . چه کنم که زبانم الکن است. وانچه را به دل دارم  نمیتوانم بر طبق دلخواه خویش بروی صفحه ء کاغذ بیاورم .
    مصراع زیبای از شمس بیادم آمدکه:
    « من گ نگ خواب دیده ام وعالم تمام کــــر»
    «من عاجزم زگفــتن وخلــق از شنیدنــش »
    من علی العجاله با ج ازه حضرت شمس مصراع مذکوررا که به وضعیت خودم انطباق داشته باشد
    تغیر داده ونوشتم :
    « من گنگ خ واب دیده ام وعالم تمام گـوش »
    «کی میتوان بدون زبان ،آ ن بیان نمود »
    در اخیر این دعای حضرت م وسی (ع) را من برای خود میخوانم وشما آمین بگوئید :
    « رب اشرح لی صـــدری ویسرـی امـری واحلـل عقدة م ن لسانی یفقهوا قولی ».
    صدق الله العظیم .
    والسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکاته
    برادر تان - محمد عز یز ( عزیزی )
  • ناشناس


    برادران ارجمند م جناب آقای ناشناس وعبدالرحمن جان عزیز !
    سلامی چو بوئی خوشی آ شنائی

    خیلی خ وشحال هستم با اهل سواد وخردمند در عرصه های ادب وشعر وشاعری معرفی میشوم .
    اولا :- بابت اینکه نوشته ام را به خوانش گرفته اید ونظرات سودمندی ارائه کرده اید ، از شما قلبا وبا کما ل تواضع تشکر ک رده واین راهنمائی هارا انشاء الله برای خود مفید میدانم .
    ثانیا:- باید مجددا ، همانطوریکه یکنیم ماه قبل در اولین منظومه ام که بارتباط اعمار دیوار آهنینیکه توسط حکومت مصر در اطراف غزه ای فلسطین کش یده شده بود ، یاد آ ور شده بودم دوباره باید عرض کنم که از عمر منظومه نویسی من کمتر از دو ماه میگذرد . وراه بس طولانی - بسیار دشوار ودارای فراز ونشیب زیاد و حتی پرخطـــر را پیش رودارم . اما چه ک نــم که زمانــــی جاذبه ها وانگیــزه های درونی ، انسان را به طرف های میکشاند که اختیار خود را ان سان از دست میدهد . وبعضا حتی ممکن آ دم با ساز وبرگ وتوشه ء لازم سفر نیز همراه نباشد ، که البته وب صورت حتــم میدانم این قبول خطر است ، اما چه کنم که:
    «رشته ای در گردنم افکنده دوست »
    « م ی برد آنجا که خاطر خواه اوست »
    برای من دعاکنید ودستم را بگیرید وکمکم کنید.

    البته از نوشته عزیز ناشناس خود زیاد سود بردم وبا اکثریت نوشته ء ایشان همراه هستم ولیکن در بعضی قسمتها من هم ملاحظات خ ودرا دارم و.اگر ایمل ویا ادرس خودرا بنویسند از محضر ایشان بیشتر کسب فیض خواهم نمود .
    وسخن عبدالرحم ن عزیز را به روی دیده میگذارم ومن همانطوریکه درین نعتیه گفتم فقط من بیشتر بر سیر تاریخی تولد پیامب ر رحمت ( ص ) وجایگاه امت در گذشته وحال اشاره داشتم . چه کنم که زبانم الکن است. وانچه را به دل دارم نمیتوانم بر طبق دلخواه خویش بروی صفحه ء کاغذ بیاورم .
    مصراع زیبای از شمس بیادم آمدکه:
    « من گن گ خواب دیده ام وعالم تمام کــــر»
    «من عاجزم زگفــتن وخلــق از شنیدنــش »
    من علی العجاله با جا زه حضرت شمس مصراع مذکوررا که به وضعیت خودم انطباق داشته باشد
    تغیر داده ونوشتم :
    « من گنگ خو اب دیده ام وعالم تمام گـوش »
    «کی میتوان بدون زبان ،آ ن بیان نمود »
    در اخیر این دعای حضرت مو سی (ع) را من برای خود میخوانم وشما آمین بگوئید :
    « رب اشرح لی صـــدری ویسرـی امـری واحلـل عقدة من لسانی یفقهوا قولی ».
    صدق الله العظیم .
    والسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکاته
    برادر تان - محمد عزی ز ( عزیزی )
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 8 اسفند 1388 ، 14:03
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 10 FEB

GOFTMAAN 09.02

KANKAASH 11.02

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

آریــانــا ســـعید

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 104 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.