نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| اگــر بگــذارند ایــن وطــن ایــن وطــن دوبــاره وطــن می شــود |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط عزیزالله آریافر |
| چهارشنبه ، 27 مهر 1390 ، 11:18 |
|
دوست عزیز! کودکان اوقیانوس قابلیان قاتل کاریزها مان را کشتند آسمان را بر روی باران بستند دست سبز بهار را شکستند و دهقان پیر قحطِ آب را در عطشِ لبانِ خویش زمزمه کرد. اگر بگذارند باران را، که ببارد تخمه های زندانی ظُلُمات زندانِ زمین را خواهند شگافت اگر بگذارند این وطن دوباره وطن می شود.
چنار کهن سال کوچه از تبعیدگاه بر می گردد دخترکان انزوا پسخانه های وحشت را ترک خواهند گفت و کوچه ها از رنگ ها؛ از هر رنگی فروزان می شوند. اگر بگذارند کوچه ها را که بخندند دخترکان ترانه برگ برگِ چنار قریه را خواهند سرود اگر بگذارند این وطن دوباره وطن می شود
در خواب خرگوشی خویش گرسنه بر خاک سرد خوابیدیم بر فراز کنزی بی کران؛ چرا که ما را از درون خویشتن خبری نیست. اگر چشم هامان چشم شوند دست ها مان دست و گوش هامان طنین زمان را به اهتزاز در آیند؛ کنز زمین خواهد شکافت. وآنگاه؛ سرِ سر زمین ما از لعل و لاژورد و الماس خواهد درخشید. اگر بگذارند این وطن دوباره وطن می شود
بگذارید باران را که ببارد! رودخانه ها بخروشند و دشت ها، شقایق وحشی را بفروزند. "بگذارید! این وطن دوباره وطن شود بگذارید این وطن دوباره وطن شود"
کابل 3 دلو 1385 با الهام از شعر لنگستن هیوز شاعر سیاهپوست
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران










