Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

انــدرز بـه خـواهـران دانـشـجـو PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط شفیق احمد ستاک   
جمعه ، 23 بهمن 1388 ، 09:56

شفیق احمد ستاک

بارهـــا گفتــه شـد وبار دگـر ميگويم
پند اخـــلاق وادب، باز ز سـر ميگويم
خَلَفِ مـــولوى و حــافظ شـيرازى ام
هرچه گويم همه ازكلك هنر ميگويم
بهر آگاهى وارشاد شما در همه جا
سخن وپندِ خوشِ اهـلِ نظر ميگويم


در رهء علم، همه كوشش وپيكار كنيد

وزجهالت دل وجـان، يكسره بيزار كنيد

فــــكر خـــود دور، زهر كوچه وبازاركنيد
هم فرامــــوش، متاعِ كم وبسيار كنيد

وقت پرواز دراين بـــاغ پر از نعـمت دهر

ياد آزادى هر مــــرغ گــــرفتـــــار كنيد

 

نخل زيبا وگــل مكتب توحيد شويد

در گلستان ادب، غنچهء جاويد شويد

آسمـان پدران را مه وناهيـد شويد
در دل مادر خود، روزن اميد شويد

شب تاريك جهالت چو بيايد به زمين

روشنى بخش جهان، همرهء خورشيد شويد

 

در نظافت همگى يكدل ويك جان باشيد

مايهء مكرمت وعزت ميهمان باشيد

عالم و باهنر وحافظ قرآن باشيد

افتخار همه در مكتب ايمان باشيد

از بديها همه جا دور وگريزان باشيد

الگو ومظهرِ بانوی مسلمان باشيد

توى بستان وطن، بلبل خوشخوان گرديد

نه كه افسرده ومأيوس وپريشان گرديد

درشجاعت همگى رستمِ دستان گرديد

موجبِ مفخرتِ ملتِ افغان گرديد

درجهانى كه پر از ديو ودَدِ وحشى است

بهتر آنست كه چون مُهر سليمان گرديد

 

درجهان ادب وشعر چو " پروين" باشيد

برق اميد وفرح در دل غمگين باشيد

فعل بد را همه جا، لعنت ونفرين باشيد

وز سرِ شرم وحيا دخترِ سنگين باشيد

بارشِ رحمتِ ايامِ بهارى گرديد

مثل " قوس قزح" با ارزش ورنگين باشيد

 

زندگى سخت در ايام شبابست اينجا

عالم از دست تَبرُّج به عذابست اينجا

عرقِ شرم ترا عطر وگُلابست اينجا

همه زيبائى تو زير حجابست اينجا

هركه گويد كه برو ﭼادرِ خود از سر گير

دان كه وى دشمن در زير نقابست اينجا

 

وقت آنست كه از خواب گران برخيزيد

در رهء علم وهنر، پير وجوان برخيزيد

باسلاح عمل و دانش ونور ايمان

بهر آسايش ابناى زمان برخيزيد

تا كه خنثى بشود توطئه دشمن دون

باتوكل به خدا، نعره زنان برخیزید

 

احترام پدر و مادر واستاد كنيد

زنده در ملك هنر، خامهء بهزاد كنيد
عشق ميهن به دل ما وشما شيرين است

خويش قربانى عشق او چوفرهاد كنيد

هركجا غمزده وفرد پريشان بينيد

دل محزون وى از بند غم آزاد كنيد

 

تابكى در غم يك لقمهء نان بايد بود

تا بكى خسته زبيداد زمان بايد بود

تابكى مثل گهر در دل درياى عميق

هم شب وروز ومه وسال، نهان بايد بود
نيك آنست كه در بحث تمدن امروز

حامىِّ منفعتِ خلقِ جهان بايد بود

 

عصر امروز بسى عصر خرابست اينجا

نَفْسِ انسان سوى زشتى به شتابست اينجا

كار ميخانهء گيتى نپذيرد پايان

اى بسا باده كه اندر رگِ تاكست اينجا

توى اين باغ كه ما در خور وخوابيم در آن

شجرِ وسوسه بى برگ وسِتاكست اينجا

 

پس بياييد همه يك دل ويكرنگ شويم

نسزد اينكه گهى شيشه وگه سنگ شويم

صلح وآرامش ملت هدف خويش كنيم

فارغ از حيله وهركينه ونيرنگ شويم

ما كه سر قافلهء راه تمدنهائيم

با تواضع همه جا، مانع هر جنگ شويم.

'
 

شفیق احمد ستاک

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 56 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.