نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| اعجــــاز محمــــد |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط سیدنورالحق صبا |
| پنجشنبه ، 6 اسفند 1388 ، 10:17 |
|
به پیشواز از میلاد باسعادت منجی عالم بشریت، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی "ص" "احمــــــد" به خـــدايم آشــنايم كـــــرد!
از دام ”قبيــــــــله“ ام بــــــرون آورد در دامن امن ”قبــــله“ جــــــايم كرد
مفتون ستايش صنم بودم او مست نيايش ودعايم كرد
دلبسته ء ديو ودام ودد بودم او آمد وبنده ء خدايم كرد
معتاد سياهى ولجن بودم او غرق گل وشگوفه هايم كرد
با حربه ء ” لااله الا الله“ از چنبر برده گى رهايم كرد
از ظلمت خاك تيره ام بر كند طاووس مبارك سمايم كرد
با پرده گيان خلوت لاهوت همساغر ويار و همصدايم كرد
بر خرمن آز وحرصم آتش زد سلطان قناعت ورضايم كرد
بال وپر ديگرى به من بخشيد پروانه ء شمع انبيايم كرد
بر من ره ورسم بنده گى آموخت بنكر كه شهنشه كجايم كرد
آزاده زبند ”خود پرستيدن“ آسوده زناز اغنيايم كرد
با نام خدا دميد در نايم لبريز ترانه ونوايم كرد
گر بندهء خاضع خدا گشتم از بركت نور مصطفى گشتم فرخنده میلاد پیامبر اعظم، برهمه همباوران مبارک باد!
تـــرانـــهء شب ميــــلاد نـــور.... از: سيد نورالحق صبا
هرگز چكامه ء نكنم سر مديحه را الا بمدح سرور وسردار انبيا
مدح كسان بخاطر نام وبقاى جاه در مشرب مبارك ما هست ناروا
حقا مديحه حق مقام محمدست زيرا بموى وروش قسم ميخورد خدا
هر ذره از صميم دل اندر سراى كون هر لحظ اش همى بسرايند مرحبا
يارب عنايتى كه توانم تمام عمر سر را كنم نثار سبقهاى مصطفى
آن رهبرى كه در شب تاريك قرن جهل بنمود ره به مردم دربند مبتلا
آن منجيى كه شاخهء دست هدايتش گرديده بهر جملهء جوينده گان عصا
سردار خلقت آنكه بهنگام رستخيز گردد به اذن قادر مطلق شفيع ما
آن قايد قبيلهء آدم كه از ازل بودست نور اول وخورشيد انتها
آن شهسوار معركهء خندق واحد آن ذروهء مجاهدت و آيت رضا
چون باغ سوسن اركه سراپا زبان شوم باورنميكنم كه شود مدحتش ادا
بحر ار شود مركب وصد نيستان قلم از صد يكى محاسن او كى شود بجا ؟
***
درباريى مديحه سراى گزافه گو، تا كى فريب وخدعه ونيرنگ وافترا؟
حيف سخن كه دامگهء روزيش كنى حيف زبان كه خيره بيا لايدش هوا
وصف سپاه وخنجر خونين غاصبان در پيشگاه داورى من بود هبا
آخر سخنفروش كم از آبرو فروش تحريص گرگ مفترس سنگدل چرا؟
او رهسپار نايرهء سركش جحيم تو هم رسن بگردن واقتاده از قفا
ذكر بزرگوارى نامرمان مكن نامردمى كجا وحريم سخن كجا؟
گه آسمان ودجلهء رحمت بخوانيش گه بحر بيكرانهء بخشايش وسخا
يكتان نهاده ايد ورا نام ، زيب زين يكتان امير عادل وشاه جهانگشا
يكتان بنام فاتح هفتاد مملكت يكتان حكيم وحاكم الارض والسما
نام عزير وار و مسيحا نهاده ايد بر آنكه كام مرگ همى خواندش ثنا
آنكو شكسته قامت صد نخل آرزو موسوم به داد گشته وسرچشمهء بقا
آنكو هزار وسوسه در سينه ها دمد در دادگاه نقد شما گشته مقتدا
آنرا كه خدمتش همه زهر كشنده است ناميده ايد مايهء آرامش و شفا
گه گردسم مركب و گه خاك درگهش در ديده ميكشيد بمانند توتيا
از كشته پشته كردن اگر اوج رافت است حتما عبادت است عمارت زكله ها ؟!
بنياد بتپرستى ديگر نهاده ايد بهر رضاى خاطر آن منكر خدا
اينست گر عبادت وگر بنده گى تان اى واى بر عبادت وبر قبلهء شما
خود نيز واقفيد كه دردا چى ميكنيد؟ خربنده گى مفتضحى صبح ودر مسا
موسى نهاده از پس گوساله مى رويد احمد نهاده گشته روان از پس عزى
حرص است راهبر شده تان در حضيض جهل جهل است ميكشد همه تان سوى اژدها
گوش دل ار دمى به سروش سحر دهيد در ذره ذره هستيى تان پيچد اين صدا:
كاى رهروان كوره ره عصر جاهلى هر ره بغير راه محمد بود خطا
الله بر گزيده نذير ومبشرى با حكم او به او بنماييد اقتدا
هم از زبان يار همى گويد او سخن با وحى اوست اينكه بر افراشته لوا
هستيى تان طفيل گل روى او بود عالم زيمن وبركت او يافت محتوا
پا را به جاى سر مگذاريد بعدازاين از مكر آز وسوسه سر را بجاى پا
كام وزبان خويش ملوث چرا كنيد؟ با ذكر كارنامهء مذموم اغنيا
دست ار به رييسمان متين خدا زنيد اين درد هاى تفرقه گردد همه دوا
اورا امير قافلهء خويشتن كنيد تا از ظلوم وجهل بر آييد بر هدى
تا گرد هاى شرك زدايد زروح تان بخشد ضمير تيرهء شبرنگ تان جلا
حقا مدیحه حق مقام محمدست زیرا بموی وروش قسم میخورد خدا |
| آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 6 اسفند 1388 ، 10:25 |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











