نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| اشـــک یتیــــم |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط سید زبیر واعظی |
| شنبه ، 4 تیر 1390 ، 15:02 |
|
سیل اشــکش ز دیده جاری بود
گفت: در سال هفتــــم عمرم پدرم چشم بست و رحلت کـــرد مادرم گرچه دوستم داشت حیف شویک دیگری به رغبت کــرد شوهرش سفلهء کثیـــــفی بود کتک ام داد , بس اهانت کــــرد مردک هرزه، روز و شب بامن ز در کینه صد لجاجت کــــــرد بعد چند روز و هفتـــه و ماهی مرا از خانه راند و رخصت کـرد بی خبر زین حدیث و آیه که گفت: بر یتیمان نه قهر(1).، شفقت کرد من مسکین، خاک به سر گشـتم زند گی، رنج من ضمانت کرد نه دگر مام، که مادری میکرد نه پدر تا ز من حمایت کــــرد نه برادر و خواهــــر و نه کس تا به من اندکی رفاقت کــــرد دور گردون ز کینه توزی خود بر سرم صد بلا و آفت کـــرد عمرمن خوار گشت و حالم زار هیچکس لطف زین جماعت کرد شکم خالی، این تن عریان خنده بر این حیات نکبت کرد این سپهر سبیل و سرکش و دون خوشی ام راز ریشه غارت کرد تاپهء رنج و ظلم و ذلت خویش ثبت این صفحهای زقسمت کرد من چه کردم که چرخ نا هنجار رخ من زرد و گردنم پت کرد روز ها فاقه ماندم و بس محتاج کس نه پرسید و نه عدالت کرد حیرتی دارم زین قضا و قدر(2) که چرا با من این بغاوت کرد آن امیر عیاش و میر و وزیر بر سرم هر دمی تجارت کرد هر یکی خون من چو باده بخورد با چنین رسم و شیوه عادت کرد منعمان پول و ثروت خود را صرف در راه عیش و عشرت کرد چون شنیدم شکایتی او را زندگی بر سرم قیامت کرد بس گریست آن یتیم و عقده گشود درد و آهش به من سرایت کرد از غم و درد و رنج واندوهش شعله از آه من شرارت کرد گفتم این زندگی یک آزمون است که در آن ترک شر و ذلت کرد بایدت دست بینوا بگرفت بر یتیمان چنان مَحبت کرد که نه کمبودی از پدر در خود و نه از مادر و ولایت کرد نزد خلق جهان بود مقبول آنکه در زندگی صداقت کرد اندرین عصر قحط جود و کرم مگر احسان کسی به ندرت کرد؟ واعظی نیک زی که این گیتی نه به کس رحم نه مروت کرد
سید زبیر واعظی Waezi Said Zobair
پاورقی ها: اول- منظور، اشارهای است به آیهء قرآن،پاره30، «سوره الضی» که در آن خداوند میفرمایند: „ فاما الیتیم فلا تقهر – و اما ترجمه: بالای یتیم قهر مکن، یتیم را میازار و سائل محتاج را که از تو چیزی میخواهد از درت مران و جواب نا امید ندهید. در این رابطه یک دوستم اندوه قلب نا قرارش را در سال 2000 در قالب دوبیتی اینگونه بازتاب داده است الهـــی امــــر کردی در کلامت میـــازارند یتیــم و سائلانت
دوم- موضوع « قضاء و قدر « یک بحث پیچیده دینی و فلسفی، ناشی از فرمان الهی در مورد سرنوشت انسان و آنچه که خداوند برای بنگان خود مقدر نموده است.، میان فقهاء و فیلسوفان پیشین و کنونی میباشد. چنانچه درین رابطه حکیم عمر خیام، پرخاش هایش را در قالب رباعی اینطور بیان میدارد بر من قـــــلم قضاء چــــو بی من رانند پس نیک و بدش زمن چرا میدانند
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











