نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| «روزن امید» |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط شفیق احمد ستاک – تورنتو |
| جمعه ، 25 دی 1388 ، 12:39 |
|
شکوفه کرد، بر ودوش ِ شاخ ِ سبزِ تنم
نسیم ِعطـــرِ بلاغت، بباغ ِ خــــانهء دل
نه بر خرابهء دلها، بنای کاخ ستم نه ترس مرگ ومزار و نه خوفی از کفنم
ز فیض غسل و وضو رمز عافیت باشم نه درنیاز طبیب ونه نافهء ختنم
پس هیچ رایحهء زشت، برنمی آید زدست وپا ودهان وزبان وپیرهنم
شکایتی نکنم از جفای خار وخسی چو سروِ سبزِ رسا وبلندِ هر چمنم
اگر خطاب کند جاهلی به طعنه مرا سلامی بیش نیاید، برون ازاین دهنم
ولیک بهر دفاع از وطن به صحنهء جنگ سنان ِ قاتل وخونریز گیو، در پشنم (1)
پدر پدر همه حدّاد بوده اند، مرا هزار ضربهء زرگر کجا و یک زدنم
هنوز روزن ِ امید، روی من باز است اگر چه بست دو صد در، به روی ِ دل زَمَنم
بیا که مثل مشام ِ دو دیدهء یعقوب هنوز منتظر بوی ِمشکِ پیرهنم
نه بلبلم نه چو پروانه، نه گل نازک چو شمع، روشنی بخش ِ ظلام انجمنم
بیاض موی سیاهم، نشان ِ پیری نیست گل سپیدِ "ستاکِ" بهــــارِ سبزِ تنم (2)
*********
(1) بیت بالا را میتوان اینچنین نیز نوشت: نمادِ خنجرِ خونریز گیو، در پشنم و یا : چو ضرب خنجر خونریز گیو در پشنم یا اینکه: مثال خنجر خونریز کیو در پشنم
(2) بیت فوق الذکر، درست به جانب مقابل گفته های شاعران شیرین زبان فارسی اشاره میکند که به بسیار زیبائی سروده اند: « موی سپید را فلکم رایگان نداد این رشته را به نقد جوانی خریده ام» رهی معیری
یا اینکه شاعر توانای دیگری گفته است: «مخند ای نوجوان زینهار، بر موی سپید من که این برف پریشان بر سر هر بام میبارد»
اما در بیت بالا، از سپیدی موها به حیث نماد پیری نه، بلکه نشانهء بلوغ وآمادگی در جهت رفتن به مرحلهء ثمربخشی تعبیر گردیده است. مثلاً میتوان ادعا کرد که با فرارسیدن بهار، ابر سپیدی از شگوفه های زیبا بر فراز هر باغی در گوشه وکنار جهان، به پرواز می آید؛ چنانکه همین شگوفه ها همیشه در شاخه های سبز وجوان وسالم می رویند، نه در شاخه های خشکیده وضعیف. بعبارت دیگر، تنها درختان جوان وسبزهستند که شگوفه ها را بر فرق سر جا میدهند، نه اینکه درختان پیر واز کار افتاده که دیگر توانائی باردهی وحاصل را ندارند. پس میتوان ادعا کرد که سفید شدن موهای سر، نباید انسان را مأیوس کند، زیرا این خود یک مرحلهء مهم وثمربخش زندگی است که طی آن، هر انسانی میتواند، حاصل یک عمر کار، کوشش، دانش وتجارب گوناگون خود را، به جامعه تقدیم میکند. « تو خود حدیث مفصل بخوان، از این مجمل».
با احترام
شفیق احمد ستاک – تورنتو این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران










