نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| یــاد آن ســرو روان آیــد همـــی |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط سیدمحمد (عمر) |
| يكشنبه ، 9 خرداد 1389 ، 00:43 |
|
احمدظاهرهنرمندانه ازمایه و ماهیت وجودی که درحکمت این نعمت عظیم انسان حکم میراند آمیخته بانبوغ، استعدادهنری شخصی و عشق که به هنرداشت درگذرحیات کوتایش بسا وسعت کرانه های سبک هنری آوازخوانی و موسیقی منحصربخودش راپیمود نبوغ و برازندگی خویشتن رابنمایش و ماندگارگذاشت. چه خوش است عاشقانه ره روی راهی بودن و مستقبلین راباداشته های پرارزش وماندگاربه استقبال رفتن.
احمدظاهرآمیخته بادانش علوم ادبیات عشق به هنرموسیقی و آوازخوانی را بارشته رشته وجود و لحظه لحظه حیات درک و دوست میداشت و چون یک تمثال ازسجایای انسانی میزیست که عموم کسانیکه اورادیده اند و درزمان حیاتش زندگی بسرمیکردند ازنوع دوستی، غریب نوازی، فروتنی بااستادان، بزرگان و دوستان اتفاق نظردارند او باهنرنمایی بی بدیلش در دل های پیرو جوان، شاد و خسته، مست و هوشیارمسکن اختیارنمود.
احساس نیک، عشق به هنر، دستچین ابیات شاعران شهره، کمپوزهای عالی، تـنظیم و تصنیف آهنگ و ملودی های دلنشین، هنجره جادوئی و قرارگرفتن درکانون جمعی ازاستادان نخبه و غیرتکرار هنرموسیقی آوازه، شهرت، نام و هنرش را بانسل ها و حرکت زمان همراه نموده زمزمه های روح نوازش قوت، شور، تازگی و امیدبخش دلهای طپنده است. خوشا به آنهایکه عمرعزیزرا بهامیدهند و ازدست دادن لحظات حیات دست آورد ماندگار و بی مانند درعوض بدست میآورند.
24 جوزا 1389 ازمرگ زنده یاد احمدظاهر 31 سال میگذرد ولی مرگ چنین انسان های گرانمایه و پرافتخار ملت و میهن هیچگاه فراموش مردمان قدردان آنهانمیشود و با یادشان همواره اشک مهمان آشنای چمشان درحسرت فقدان عزیزان نامی و بی رقیب شان که معصومانه درکام مرگ رفتند بداغ جبران ناپذیری شان عمری سیه پوش و پیوسته ملت شریف مارا رفیق درد، فراق و جدائی میسازند. نفرین و لعنت بردلهای سنگ و صاحبان جنگ که چه احمد های را از خانه خانه ملت افغان و سرزمین زیبایم خون های مقدس شان را باخاک بهم کردند.
دست های مرموز و مزدوردرویرانی و عقب مانی عصری و فرهنگی مردم و کشور افغانستان ازهرشیوۀ استفاده برده و انسان های غرورآفرین و نام آورعرصه های هنری، علمی، مبارز و متعهد به آرمان های پاک ملی را نامردانه همبسترخاک میکنند و یک عمرتمام است که ملت مظلوم مارا معصومانه عذاب وعمرشیرین رابکام ما زهر کردند.
احمدظاهر درزمان که حیات بسرمیبردملت اش زندگی آرام و آبرومندداشتند ولی بااحساس لطیف و طبع ظریفش گویی وقوع آینده هلاکت بارتراژیدی و درد ناک مردم و کشورش را الهام گرفته باشد که قبل از واقعه موزون با مفهوم زیبای واژگان شعر درقالب آهنگ دلنواز و صدای گیرایش نگرانی این همه ظلم و مصیبت راسی ویک سال پیش ازعمق روان ابرازداشته خودرا شریک و بامردم پریشان خود همدردی نموده نجواهای زارش سیرۀ و صفت خودشناسی، انسانیت، نوع دوستی، عشق به وطن، آوارگی مردم، آزادگی و ظلم را درحق مظلوم چنین روشن، رهنمود و پیام نموده ! عجب صبری خدادارد...........
چه شدکه ریخت بهم بادآشیانه ما........... کامی نرانده ایم و دل ازدست داده ایم........... ای قوم به حج رفته کجااید کجااید............. طنیده یادتودرتاروپودم میهن ای میهن.......... زندگی آخرسرآیدبندگی درکارنیست........ نبری گمان که مفتی به خدارسیده باشی....... ای حاکمان بخت وصدرنشینان تخت سرنوشت ملت مظلوم افغانستان ! هرچند حرف میان من و تو که اشرف و اکمل موجودات آفریدگارهستیم اگرتعمق درسرشت و سیرۀ خودنمائیم دست و دل را تسلیم سراب های فریبندۀ وسرکش جهان فانی نکنیم جای ارشاد و اشاره نمیماند. به این بهانه این یگانۀ عرصه هنر و سفرکردۀ این سرای بی بنیاد رافرض میگیریم که احمد ظاهر31 سال پیش ازامروز براستی زودهنگام دست اجل فرصت بیشترشگوفائی هنری اوراگرفته بار سفرش رابست. اگرنه منادی کاروان این ره هیچ یک ازمسافران این سفینه رادرجا و ازیادش نمیماند و احمدظاهراگرزنده میبودنیزامروز یافرداها بااین پدیدۀ اجتناب ناپذیر و برحق یکجامیشد ولی ازآن زمان و زمانه های پیش بسا فرزندان زمان آمدند و رفتند و بسابام های بلند فروریختند فقط نام های بلند نیک درزمان و درخاطراولاد آن ماندگاراست (هرگزنمیردآنکه دلش زنده شدبه عشق ) عشق به واقعیت، عشق به کرامت انسان، عشق به آنچه که دل نیازمندی راغنامندسازی و دردمندی راشاد ومعبودش راخرسند......... به هروسیله پسندیدۀ ممکن که باشد. تصورات عینی اتفاقات تلخ حاضر که احمدظاهر بوسیله هنرش قبل از وقت درد و وجه مشترک انسانی رابا مردم معصوم و مهربانش یکی ساخته مهر و محبوبیتش راازاین رهگذر نیزدردل هاچندان نموده. افسوس که امروز مجریان و متولیان دین و دنیا ملت و میهن را درکام آتش هیولای مرگبار جنگ غوطه ور و مشتعل یا خود سبب بوده و یا ازپس منظره هاتکیه برسریر عیش و عشرت نظاره میکنند و همه ما مشغول کام جوئی، زراندوزی و اعمارفراعنه میباشیم و از زمان کهن و درس های تکرارآن هیچ نیاموخته ایم که چی شد زاهد و ریاکار، چی شد ظالم و مظلوم، چی شد حاکم و محکوم، چی شد غنی و درویش و...... فقط عمل صالح و نام نیک است که درصحیفه اعمال من و تو زرین میماند و بس. پس بیا که به زیارت دل های شکسته و خسته رویم گونه های که گوناگون دست های خشن جریحه دارنموده دست نوازش رسانیم و لب های خشکیده رابالبخند شادی و امید بشگفیم. ای همره، همراز، محبوب و دلنوازدلها ! نام زیبا، هنروالا و گنج بی مانندت همچنان که هست رفیع، ماندگار وحاکم دلها باد. روحت شاد و یادت گرامی.
سیدمحمد (عمر) جوزا 1389
E-mail. این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 9 خرداد 1389 ، 23:59 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




درپایان بهار 1358 خبر مرگ نابه هنگام احمد ظاهرکه در شروع ایام شگفتن و باروری بهاری حیات خودی و هنری اش قامت افراشته بود، قلب های علاقمندان و مردم قدردانش رادردمند و متآثر گردانید. زنده یاد احمدظاهر هنرمند بی رقیب ملی و منطقه ای بودکه ظالمان حسود و سنگ دل قبول محبوبیت و رشد بیشترهنری اش رانداشته دریغا آن
خرمین سروجوان بوستان هنرراشکستند ولی ریشه های آن درعمق دل مردم افغان، تاجیک، فارسی زبانان و نسل های بعد خودش دویده ثمره اش گل های جاویدانگی باطراوت هنری راهدیه نموده و با صوت زیبایش چون بلبل عاشق پیرامون دلهای محبوب نغمه سرایی دارد.





