نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| گـرگ خونخــوار در پوســت ميــش بی آزار |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط شـــمس الحـــق حقانی |
| چهارشنبه ، 18 فروردين 1389 ، 09:51 |
|
يکی بود يکی نبود زير آسمان کبود روستای خرم و سرسبزی بود که اهالی آن از راه تربيه مواشی امرار حيات ميکردند.
اهالی قريه برای جلوگيری ازين واقعات ناگوار و محافظت بهتر گوسپندان با هم جلسه کرده به اين فيصله رسيدند که در فصل زمستان که موقع فراغت از کار است شبان بچه ها به تمرين تير اندازی و ساختن پلخمان بپردازند. شبان بچه ها هم اين پيشنهاد حکيمانه ريش سفيدان قريه را عملی کرده و در فنون تير اندازی و پلخمان زنی چنان مهارت حاصل کردند که مرغان هوا را نيز از دست شان آرام و قرار نبود. با فرارسيدن فصل بهار باز هم گله های گوسپندان شان را به کوه و صحرا به چرا برده و آماده پذيرايی گرم از گرگان درنده بودند که در اولين فرصت ضرب شصت شان را به آنها نشان داده و گرگان را از کوه های دور و بر متواری ساختند. ديگر خيل گرگان را جرأت نزديک شدن به رمه گوسپندان نبود که ازين بابت خيلی رنج برده و از سر مجبوريت به شکار خرگوش و موش خرما رو آوردند. در خيل گرگان يک گرگ کور وجود داشت که يک چشمش را در حمله ای بر رمه گوسپندان از دست داده بود و با يک چشم باقيمانده از فرط قساوت و شرارت و مهارت در شبخون زنی سرکردگی خيل گرگان را عهده دار بود، او يکروز بعد ازينکه گوسپندی را شکار کرده و شکمش را دريد بعد از خوردن دل و جگر و معده و روده او فکر شيطانی به مغزش حلول کرد. فورا دست بکار شده و پوست گوسپند را از گوشت و چربوی باقيمانده پاک و صاف کرده و با پوشيدن آن به سوی قريه آشنا به راه افتاد. مردم ده از ديدن گوسپند يک چشمه در روستای شان نخست دچار تعجب شدند ولی ازينکه به ده شان پناه آورده بود با کمال مهر و محبت از او پذيرايي و مراقبت کرده برايش نان و آب فراوان آوردند، باز هم برايشان خيلی تعجب آور بود که گوسپند يک چشمه چندان به خوردن علف و سبزه علاقه نشان نداده ولی باقيمانده سفره آنها را با کمال ميل صرف ميکرد حتی اگر توته ای گوشت و استخوان هم در بين ريزه های نان موجود ميبود آنرا با لذت فراوان می بلعيد. برزگان قريه اين عمل خارق العاده گوسپند يک چشمه را چنان تعبير کردند که او احتمالا در کودکی مادرش را از دست داده و با چوچه های کدام گرگ مهربان بزرگ شده و ازينرو خلاف طبيعتش به خوردن گوشت و استخوان عادت کرده. يکروز که شبان بچه ها يک گرگ را کشته و نعش او را با خود به قريه آوردند همه حيوانات قريه اعم از بز و گوسپند از ديدن نعش خون آلود گرگ خونخوار اظهار شاد مانی و مسرت کردند ولی با کمال تعجب گوسپند يک چشمه از ديدن نعش گرگ بسيار غمگين و ناراحت به نظر می رسيد که بازهم تعبير اين حالت از ديد اهالي قريه همان خاطرات دوران کودکی او بود. در يک شب که اهالي قريه مصروف برگذاری چشن بودند خيل گرگان از فرصت استفاده کرده به حيوانات قريه شبخون زده چند بز و گوسپند را خورده و چند تا ی ديگر را پاره پاره کردند ولي بازهم اهالي قريه با کمال تعجب گوسپند يک چشمه را سالم و سلامت، شاد و خرامان سر جايش يافتند. اين حرکات مرموز و غير عادی گوسپند يک چشمه اهالي قريه را از حيرت و تعجب کم کم به شک و ترديد رسانده و بعض ها حتي در گوسپند بودن او در ترديد شدند ولی با ديدن پشم و دنبه او و شنيدن بع بع مظلومانه او مجبور می شدند که شک و ترديد را از دلهايشان دور کنند. تا اينکه يک شب کودک خوردسال از قريه مفقود گشت و اهالي قريه فردای آن تمام قريه را دنبال طفلک جستجو کردند ولي اثری از او نيافتند مردم ده کوه و کمر اطراف قريه را دنبال خيل گرگان گشتند ولی نه اثری از گرگان و نه از طفلک به چشم شان خورد، همه در غم و اندوه فراوان غرق بودند که ناگهان پير محاسن سپيدی از جا برخاسته به مردم گفت بايد يکبار سراغ گوسپند يک چشمه را گرفت اين بگفت خود به پيش و اهالي قريه به دنبالش بسوی لانه گوسپند يک چشمه شتافتند او از هجوم ناگهانی اهالي قريه و چهره های وحشت زده آنها خود به وحشت افتاده و در گوشه ای بخشکيد. بعد از اندک جستجو اهالي قريه پيراهن خون آلود طفلک را از گوشه ای لانه گوسپند يک چشمه بدست آوردند، مردم ده ديگر از فزط خشم و غضب جلو احساسات شانرا چنان از دست دادند که همه با سنگ و چوب و هر چيزيکه بدست داشتند بسوی گوسپند يک چشمه حمله ور شده و گرگ کور را از ميان پوست گوسپند بيرون آورده و آنقدر سنگ و چوب بر سرش حواله کردند که صدای ناله و فرياد او را گرگان ديگر حتی در وزيرستان جنوبي می شنيدند. بعد ازينکه مردم گرگ مکار و خونخوار را به سزای اعمالش رساندند همه به ناله و افغان شده بر دلسوزی های بيجا و خوش باوری هاي طفلانه شان سخت گريستند و با خود عهد بستند که بعد ازين همه چيز را به چشم شک و ترديد ديده و هرکز فريب چشم کور و پشم نرم هيچکش را نخورند.
با تقديم حـــــــرمت حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی http://haqani.funpic.de
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 18 فروردين 1389 ، 15:18 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران










