Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
چــــــرا کـــــرزی در شـــــوری عــالی صلـــــح ربانی را جانشـــــین مجـــــــددی ســـــــاخت ؟ PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی   
يكشنبه ، 25 مهر 1389 ، 09:05

چــــــرا کـــــرزی در شـــــوری عــالی صلـــــح ربانی را جانشـــــین مجـــــــددی ســـــــاخت ؟

واقعا خیلی جای تعجب است که مرغ جنگی به کبوتر صلح تغیرماهیت داده و از جنگ سالار دیروز صلح سالار امروز شده آنهم با وجودیکه طالبان از گزینش صبغت الله مجددی بعنوان رئیس شوری عالی صلح اظهار رضایت کرده بودند و رضایت طالبان چیزیست که کرزی در ازای آن تا حال دست بهرکاری زده ولی با وجود اینها ناگهانی کرزی تغیرعقیده داده و استاد ربانی را جانشین مجددی می سازد دلیل اینکار فقط دوچیز میتواند باشد: یا که مجددی بازهم استخاره کرده و به حسب آن خود ازین سمت دست برداشته و یا اینکه کرزی در مورد غور کرده و بالاخره به این نتیجه رسیده که گماشتن مجددی درین پست خالی از خطرات احتمالی نیست چون به قول و قرار طالبان نمیشود اعتماد کرد، آنها عبد لعلی مزاری رهبر حزب وحدت را نیز در جریان یک مذاکره به قتل رسانیدند و از دست دادن احتمالی پیرطریقت و مشاور استخاره گر دربار برای کرزی خیلی گران تمام خواهد شد پس بایست کس دیگری را جاگزین او کرد که از دست دادن احتمالی اونه تنها برای کرزی گران تمام شود بلکه برعکس منفعت آفرین نیز باشد و آنکس بهتر از استاد ربانی کی می تواند باشد ؟

طالبان یا سراو را از تنش جدا خواهند کردند که درانصورت یک مخالف بزرگ کرزی از جمع مخالفین کاسته خواهد شد و یا ناکام از مذاکره با طالبان برخواهد گشت (چون امکان توفیق درین مذاکره بدون معجزه موجود نیست) که درانصورت تمام ملامتی بگردن او انداخته شده و حتی ادعا خواهد شد که او عمدا نمی خواسته که صلح و آشتی با طالبان صورت بگیرد.

اینبود که قره کار بنام ربانی زده شد حالا این سوال در ذهن آدم خطور میکند که ربانی آن گرک باران دیده که با آب هفت رودخانه فتنه و نیرنگ شسته شده پس چطور او فریب این این پلان اهریمنی کرزی را خورده و تن بدین کار داده ؟

درینجا باید تذکر داد که خصوصیت های اخلاقی سیاستمداران افغانی خیلی به خاصیت گرگان بیابانی شباهت دارد، گرگان گرسنه شبهنگام در اثنای خواب رو برو و پوز به پوزمیخوابند که اندک حرکت یکی دیگری را از خواب بیدار کرده و ازغافلگیرشدن جلوگیری کند، این سیاستمداران نیز مانند همان گرگان بیابانی اندک اعتماد به همدیگر ندارند و اگر یکی ظاهرا فریب دیگری خورده در حقیقت اوپشت کتاب را خوانده و حریف را به بیراهه کشانده.

استاد ربانی نیز ظاهرا فریب کرزی را خورده ولی در حقیقت پلان کودتای را علیه کرزی در ذهنش طرح میکند، او هرگز نمیتواند کرزی را بخاطر ظلم که در حق او روا داشته ببخشد، او که سالها در هوای جلوس برتخت سلطنت خیال پلو زده و چوکی ریاست را از بدخشان تا بکابل در هوای سرد زمستان به پشتش انتقال داده و در اخیر کرزی مفت و رایگان آنرا از وی قاپیده.

او این سمت ریاست شوری صلح را برایش یک شانس طلایی پنداشته تا از طریق آن با ملا عمر در تماس شده و از دریچه اسلام با او داخله مذاکره و معامله گردد.

او میخواهد به ملا عمر بگوید که: " آخوند صاحب در فارسی یک مثل داریم که گوشت از استخوان جدایی ندارد و مجاهد و طالب نیز گل یک چمن اند و هردو برای ایجاد یک حکومت اسلامی در مقابل کفار جهاد کرده اند و میکنند البته وقتیکه از مجاهد یاد میکنم منظورم از مجاهدین واقعیست نه دزدان و قطاع الطریقانیکه اعمال ناشایسته آنها طلاب کرام را مجبور به پاکسازی وطن از وجود آنها گردانید و اگر همین طلاب کرام و کبوتران صلح بداد مردم مظلوم و بیچاره افغانستان نمیرسیدند و جلو خود سری ها و چور و چپاول این مجاهد نماها را نمیگرفتند خدا میداند که مصیبت و سیه روزی مردم بکجا میرسید!

خیلی جای تاسف و تاثر است که بعلت وجود همین مجاهد نما ها مجاهدین واقعی نتوانسته اند که با برادران طالب شان در سنگر واحدی در مقابل قوای کفر به مبارزه و جهاد اسلامی شان بپردازند اینها هنوز هم در راه وحدت این برادران دینی سنگ اندازی میکنند ولی کور خوانده اند من امروز آمده ام که دست دوستی به سوی آخوند صاحب امیرالمومنین درازکرده و حمایتم را از ایشان در جهاد برحق شان در مقابل قوای اشغالگر غرب اعلام دارم، من در تائید نظر آخوند صاحب که با وجود قوای اشغالگر غرب و حکومت دستنشانده آنها در افغانستان هیچ مذاکره صلح با دولت نوکر صفت کرزی صورت نخواهد گرفت به آخوند صاحب پیشنهاد میکنم که برای برچیدن گلم دولت پوشالی کرزی لحظه ای درنگ نکنند درین راستا به یقین کامل با حمایت عام و تام بنده و تمام اقوام سمت شمال می توانند حساب کنند!

آخوند صاحب محترم امیرالمومنین!

شاید شما از جبهه گیری ناگهانی و قاطعانه ام در مقابل کرزی دچار تعجب شده باشید ولی باور کنید که من فقط از باب مصلحت مسلمین با او کنار آمده بودم ولی امروز که چهره و اقعی او بر من برملا گشت دیگر نتوانستم یک لحظه ای هم تامل کنم.

کرزی مرا بعنوان رئیس شوری عالی صلح وظیفه داد که شما را بنام مذاکرات صلح فریب داده بکابل بیاورم که تا او شما را به قوای امریکا تسلیم دهد، از استماع چنین پلان شیطانی کرزی این موسیچه بی آزار خیلی دچار حیرت شدم و با خود عهد کردم که تا چاه کن را بچاه نیاندازم لحظه ای آرام نگیرم.

حالا دست دوستی بسویتان دراز کرده از شما مصرانه میخواهم که برای نابودی این دولت نوکرمنش و رهبر شیطان صفتش لحظه ای دریغ نفرمائید، جهت حصول اطمینان خاطر از صداقت و نیت خیر بنده اینک پیشنهاد دوستی بین الفامیلین را با شما کرده و نور چشمی شما را به دامادی پروفیسور برهان الدین ربانی اسبق استاد فاکولته شرعیات کابل، رهبرجمعیت اسلامی افغانستان و رئیس جمهور سابق افغانستان مفتخر می سازم! "

در همین اثنا صدای زنگ تلفون ربانی را از خواب شیرین بیدار کرد وی بزیر زبان دشنام گویان بسوی تلفون رفته و گوشی را برداشت ازان سو صدای کرزی بگوش میرسید که با صدای خواب آلود عرض سلام کرده چنین گفت:

" استاد بسیار معذرت میخواهم اگر درین صبح وقت مزاحم استراحت تان شده باشم! "

ربانی صدایش را صاف کرده در جواب گفت:

" خواهش میکنم من اصلا عادت ندارم که بعد از نماز صبح استراحت کنم امروز هم مانند همیشه چند سپاره ای از قرآن عظیم الشان برای شادی ارواح شهدای اسلام خوانده و بعد غرق درعالم ملکوتی ذکرالهی بودم که صدای تلفون مرا ازان بالا ها درین دنیای فانی به پائین آورد "

کرزی با عرض پوزش ازینکه با تلفونش مزاحم ذکر وعبادات استاد گشته به ایشان گفتند که:

" استاد ربانی غرض از مزاحمت درین صبح وقت این بود که من درمورد ماموریت سفر پاکستان شما تجدید نظر کرده بدین نتیجه رسیدم که بهتر خواهد بود اگردرین سفر محترم داکتر فاروق وردک شما را همراهی کرده و در ملاقات با آخوند صاحب ملا عمر ترجمانی شما را عهده دار گردد."

 

شنیدن سخنان کرزی چون چکش آهنگری برفرق ربانی ضربه کاری زده و ستاره های شب را در روز روشن برایش هویدا ساخت.

ازینکه کرزی بازهم موفق شد که پلان های او را نقش بر آب کند چون مار زخمی پیچ و تاب میخورد و صد کفر و نا سزا نثار او میکرد بالاخره این واقعیت تلخ را قبول کرد که کرزی در نیرنگ و چالبازی و فنون مداری گری نه تنها از او پیشقدم تر است که در تمام افغانستان و پاکستان و حتی آسیا و منطقه بی نظیر است پس بگفته برادر دینی اش استاد سیاف " با خدادادگان ستیزه مکنید که خدادادگان را خدا داده "

و کرزی را که خدا چنین استعداد فوق العاده داده پس نباید توفیقات او را به دید حسادت دید.

 

با تقديم حـــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 

http://haqani.funpic.de

Advertise your business here. Click to contact us.
  • hamrazsidiq@yahoo.com
    Dear brother Haqani
    Keep up good job God bless you
  • محمد ادریس  - سلام،
    درود به همه مجریان پایگاه نشراتی خاوران، وضمنا تقاضای ما از شما این است که افرادی چون این نویسنده که باادب نوشتاری و احترام به شخصیت های محترم آشنایی ندارند اجازه انشتار مطالب شان را ندهید، چون به تنز ل به مکانت و منزلت سایت منتهی می شود وبه مکدر ساختن افکار عامه.
  • محمد ادریس
    نميدانم این نویسنده نارس چرا از کرزی عبقری و علامه عصر ساخته است هرکاری که به انجام میرسد اینطور افر اد نارس بدون درک مسئله سران خود را کم خرد و کرزی که شایسته وصف هم نیست را مورد تقدیر قرار می دهند.! کم بینی در خود نشانه کم همتی هست، نباید خود را در برابر دیگران کم احساس کرد، اگر شما جای استاد ربانی بودید حالا راه خود را گم می کردید، اگر واقعا شایستگی دارید بجای طعن و بدگویی خود وارد صحنه سیاسی شو ید تا خلاها راپر کرده به اهداف تان نایل شوید. ولا من از اینگونه بدگوهای زن صفت که خود جرات ورودی به سیاست را ندارند و پست سر این وان را بدگویی می کنند استهزا و تمسخر می کنم.
  • انور
    دوست گرامی نویسندۀ این مطلب که از ترس نام اصلی خود را ذکر نکرده اید ... در مورد پرفیسور برهان الدین ربانی گذشته ازینکه غلط نوشته اید بلکه در یک اشتباه و بی خبری کامل از اوضاع به سر می برید.
    نوشته ات ر ا دوباره مطالع کن و خودت حکم کن که چه نوشته ای ... وقت خواننده ها را با این مطالب مسخره و بی مفهوم ل طفا ضایع نسازید...
  • ناشناس
    shoma jenab haqani az esme kasifat malom mesha ke to khod az khayenin in mulk asti .
    ustad burhanud in rabani yaki az shasyat hai mojahed wa yak rahbar azada ast ,eshan yaki az mobareztarin afrade jah ad wa moqawemat bud .
    wa ba to goyam shams , to yak ensan watan frosh wa namak haram asti chora ke dirozat raa faramosh kardi ke taleban mekhast zano bachat raa baa khod bebarand wa to khud beri wa d ar kharej az keshwar mesle uropa muhajer shawi ke shayad shuda bashi.
    ustad rabani az buzughai in keshwar ast har kare ke mekunad baslah in keshwar ast magar inke talebanizme chon to mudakhela nakun ad wa az khudawande azawajal barai in shora moafaqyat mazid arezo mandem.(
    wasalam)
  • رونا
    از اینکه استاد مصلح شده اند خوش شدم ورنه در سابق خو قضه بر عکس امروز بود
  • jamshid
    in jai tajoob nist mark barto insan nee ka bar yak rish safid maskhara mee kuni in boozoork yak usta de pahaton bod.hich waqt insan ra bar hai wan sada nakunad
  • شمس الحق منصور  - شگفت كه بر طبق معمول چرند گفتى
    شمس الحق حقانى اين را بدان كه چرند گفتى چون تو و امثال آدم فروش و قاچابرت دوست داريد افغانستان درياى خون باشد تا تو ها از بهر آن شر نانى به دست آورى‌ و لذتى ببرى.

    ملت صلح مى‌خواهد. جهان صلح مى‌خواه د. اما تو و امثالت جنگ را اصل حيات ناميمون خود مى شنداريد.

    شرم هم خوب چيز است كه متاسفانه تو فاقد آن هستى و از حيا هم هيچ مپرس كه باد گنديده ات بالا خواهد آمد.
  • سلمان مزارى  - شمس الحق حقانى يك خادى شناخته شده و ترجمان قاچاقرب


    مشكل آقاى شمس الحق حقانى كه زمانى‌هم عضو بلند پايه ى خاد و استاد هم بوده در اين است كه او عليه منافع ملى افغانستان قيام كرده و گاه به ميخ ميزند و گاه هم به نعل.

    ملت از جنگ بيزار است. ملت از تجاوزا ت و خون ريزى و قتل و ويرانى و ... متنفر است.

    سؤال مهم از آقاى شمس الحق حقانيى خادى اين است كه تا كى شهروندان ما كشته شوند تا شما ها در غرب به توانيد اعضاى خانواده و اقارب خود را به بهانه تداوم جنگ و ويرانى و ترس از كشته شدن به خارج ببريد؟

    مشكل شما عدم درك نياز ملت به امنيت و صلح است.

    نكته د يگر اين كه جنگ هاى 1992 - 1996 توسط حكمتيار و آى اس آى و شوراى هم آهنگى عليه دولت اسلامى افغانستان ب ود كه همه حتى ميمون هاى آمازون اين حقيقت را درك كرده اند.

    طالبان كه يك گروه ترورستى و دست نشانده آى اس آى است عامل ديگر جنگ و قتل ها و ويرانى‌ها بود و هنوز هم است. اما آقاى شمس الحق حقانيى خادى از بيان حقابق كتمان ميكند و سعى دارد عقده تنفر قومى و سياسى خود را به دوش استاد برهان الدين ربانى انداز د.

    از نوشته سر تا پا پر از دروغ و عقده مندى آقاى شمس الحق حقانيى‌ خادى معلوم و آشكار است كه او م خالف صلح و تامين امنيت و برقرارى يك دولت و حكومت مورد نياز ملت و كشور افغانستان است.

    من باورمندم كه جنايات طالبان غير قابل بخشش شمرده ميشوند. اما استمرار جنگ هاى تحميلى در افغانستان ميتواند تامين ك ننده اى منافع ملى افغانستان باشد؟

    استاد ربانى يك سياست مدار مستقل و مدبر است. استاد ربانى بين نير و هاى جهادى، مقاومت ملى و سياسيون مستقل، سران قومى و اقوام شريف افغانستان از محبوبيت خاص برخوردار اس ت.

    طرح صلح كنونى طرح صلح پيشكش شده توسط استاد ربانى است كه هشت ماه پيش مقدمات آن را چيده بود.


    استاد خواهان ختم جنگ و خروج نيرو هاى خارجى از افغانستان است.

    استاد به صلح ايمان و باور كامل دارد . استاد مصلح است. استاد منافع ملى افغانستان را بر منافع فردى‌و گروهى‌و قومى و سمتى و سياسى ترجيع ميد هد. اما شمس الحق حقانيى خادى استاد بي سواد تر از نور محمد تره كى‌ و ببرك كارغل بايد اين حقيقت را درك كند كه خواست ملت بر كرسى‌ مى‌نشيند و روى مرتجعين و خائنين ملى و جنايتكار جنگى همچون قير سياه ميماند .

    ما رژيم هاى كمونيستى و طالبى و دوستمى و ديموكراسى تحميلى امريكا را خوب تجربه كرديم. اما اكنون ز مان ختم جنگ و كار كردن بالاى طرح ملى عليه جنگ است.

    در جنگ كنونى مواد سوخت آن افغانان هستند. چرا؟


    قاچاقبران آدم و ترجمان هاى خادى هرگز خواهان تامين صلح و امنيت در افغانستان نيستند چون منافع مادى شان چنان ايجاب نميكند.

    از همين رو است كه شمس الحق حقانيى خادى خشمگين شده عليه طرح صلح استاد ربانى قيام كرده كه چنان قيام شيطانى در نفس خود خنثى شده شمرده ميشود.
  • حقـــــــــــ(شـــمس الحـــق)ـ  -  برهمــــــانیم کــــــه بودیم و همـــــــان خــــ



    هموطــــــــنان گرامی و هــــــــــواداران محـــــــــترم اســـــــتاد برهان الدین ربانی ســــــلام !

    اگر با نوشتن طنز بالا باعث جریحه دار شدن احساسات شما گشته ا م نهایت متاسفم ، متاسفم ازینکه با م طالعه ای نظریات شما که همه اهل قلم و مطاله اید و به یقین کامل که همگی از حکومت طالبان و جنایات آن من جمله به بند کشیدن آزادی عقیده و بیان و اعدام سمبولیک مظاهر مطبوعات آزاد خاطره بسیار بدی دارید و لهذا خواهان دیموکراسی ، حکومت مردمی و یا اسلامی واقعی که دران رعایت آزادی مطبوعات گردد می باشید .
    ازینر و من زمانیکه یک مطلب انتقادی در مورد گلب الدین ، ملا عمر و یا مجددی می نوشتم از طرف شما خیلی مورد تش ویق و تقدیر قرار میگیرفتم که من گمان می بردم بزر دیموکراسی و آزادی بیان بعد از گذشت نه سال بالاخره د ر جامعه ای ما ثمر داده و فرهنگ انتقاد و اعتراض در بین مردم جاگزین فرهنگ تقلید و اطاعت کور کورانه گشت ه !
    اما حالا با مطالعه ای نظریات شما متاسفانه به این نتیجه می رسم که جامعه ما از فرهنگ آزادی بیان ، اعتراض و انتقاد قرن ها فاصله دارد ،
    اینجا آب از آب تکان نخورده و بگفته شاعر :
    برهمــــــانیم کــــــه بودیم و همـــــــان خــــــواهــــــــد بود

    همه چیز ما نند قرون وسطی اروپا با معیار های تعلقات قومی و نژادی ارزیابی می شود ، ولی اینرا بدانید که تا روزیکه چشم و گوش باز نکرده و چون اسپ گادی هر ملیت دنباله رو بزرگان و سرسناسان قوم خویش باشیم و بدی ها و زشت ی ها را فقط در اقوام دیگر و رهبران اقوام دیگر جستجو کنیم و تحمل اندک انتقاد و اعتراضی را به بزرگان ق وم خویش نداشته باشیم روی سعادت و خوشبختی را نخواهیم دید و همیش بیـــــــــــگانه ها ازین ضعف ما بزرگ ترین ســـــــــواســـــــتفاده ها راخواهند برد .

    ***************

    ملت افغان باید مدیون خدمت های سه شخصیت بزرگ کشور حنـیف اتمر، داکتر فاروق ورد ک و انوارالحق احــدی باشند !
    مــولــوی غــورزنگ پکتـــــــــــــیاوال

    اگرازشخصیت در جامعه افغان بتوان سخن گفت پس فقط ازسه شخصیت: داکترعـــبدالله ، قــانونی و برهان الدین ربانی !
    حـــاجی شــــــــ ـق الله پنجشــــــــــــیری

    اگر صداقت و پاک نفسی معیار وطن دوستی باشد پس در افغانستان فقط و فقط م ی توانیم از محترم خلیلی و محقق نام بریم !
    کــــربلایی صــــــــــــــــفدر یک لـــنگه

    اگرازجهاد صرف برضای خدا که آزادی ملت افغان مدیون آن است سخن بگویم پس فقط نام ســـــیاف را باید گرفت و بس !
    صو فی شیرمامد بی دندان ازچوک پغمان

    در شهامت و پایمردی مقاومت وفداکاری در تاریخ افغانستان ابرمردی چون الحاج جنرال دوســـــــــــــــــــتم کمتر دیده شد !
    مــــــــلا جـــــــــــوره قل ســــــــــــرپ ل

    مادر باشد که فرزندان چون اسپنتا واسمعیل خان به دنیا بیاورد که در تاریخ پنجهــــــزارساله افغانس تان نظیرشان دیده نشده !
    خـــواجـــــه زورآورهــــــــــــــــــروی

    تجارب صـــــــــــــــــــــد ســـــــــــال پیش جد بزرگ ما جنـــــــــــــــرال مکـــــــــــــــــناتن دراین سرزمین سرمشق خوب و رهنمای روشن برای سیاست امروزوفردای ما خواهد بود که جوهر آن تجارب گرانبها را بایست به خط زرین چنین ن وشت :

    " تفــــــــــــــــرقـه بیـــــــــــــانداز و حکـــــــــــــــــومــــــــــــت کـــ ــــــــن "

    گولدن براون صـــدراعظم انگلســـتان

    با تقدیم حـــــــــــــــــــــــــــــــ ـــرمت
    حقـــــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــــانی
  • ملت  - به شمس الحق حقانيى خادى



    باز چرند گفتى. باز غلط كردى. باز فتنه زادى. باز دروغ گفتى.

    ديموكراسى به اين معنى نيست كه هر غلطى بايد كرد و دروغ را زير نام آزادى بيان به خورد مردم داد.

    سه روز پيش در رسانه ى شمشاد احمقى گفت كه پسر استاد برهان الدين ربانى چهار لك افغانى پول گمرك موترى را كه از خارج آورده است داد!

    پرداخت محص ول گمركى هشت هزار دالر به يك موتر بر اساس درصد پرداخت محصول بر اساس قيمت كالا يا لوازم يا ماشين آلات آن چه را آن فرد دروغ پرداز از طريق رسانه شمشاد تبليغ كرد فرق دارد.

    اما چنان آدمك هاى مزور و كينه توز و احمق با شايعات بى‌اساس زير نام آزادى بيان در حقيقت به نفس آزادى بيان ضربه مى زنند.

    گلبدين حكمتيا ركابل را راكت ميزد و شمس الحق حقانيى‌خادى داد ميزند كه استاد ربانى جنگ سالار بود.

    پاكستان افغانستان را اشغال كرد و استاد و ياران و طرفدارانش از افغانستان در حد توان دفاع كردند، اما شمس الحق حقانيى خادى داد ميزند كه استاد ربانى جنگ سالار بود.

    كمونيست هاى خلقى‌و پرچمى و خادى‌هاى دست پرورد ه ى كى جى بى سابق از اين كه يك شخصيت جهادى اقدام به تشكيل شوراى عالى صلح نموده سخت خشمگين هستند.

    ما آزادى بيان را در پرتو داس و جكش با دادن يك و نيم مليون شهيد و شش و نيم مليون مهاجر و هشتاد و پنج درصد ويرانى زير ساخت هاى كشور تجربه كرديم.

    آقاى شمس الحق حقانيى‌خادى حكومت مجاهدين، رژيم طالبان و اداره كنونى معلول همان علت يعنى كودتاى هفت ثور 1357 است. از حقيقت نگذريد.

    ما آزادى بيان را در سا يهء حقيقت انقلاب ثور شما هم تجربه كرديم كه چه انسان ها را زنده به گور كرديد و از هواپيما پرتاپ كرديد و دختران هفت ساله را در زندان هاى تره كى‌و امين و ببرك و نجيب حامله كرديد تا خشم كارگران سر تا سر ج هان را به ملت دهقانان جهان نشان دهيد.

    ما آزادى بيان را در طول حيات ناميمون رژيم هاى ‌ماركسيست لني نيسى شماتجربه كرديم كه اكنون نتايج آن را خوب مشاهده ميكنيم.

    آزادى بيان به معنى چرند گفتن، دروغ گف تن، توطئه كردن، بهتان زدن، تهمت زدن، افواهات پخش كردن و منفى بافى نيست.

    روزى يك پسرى تازه به آزاد ى بيان رسيده به برادرش گفت: اى كيرم د كوس مادرت!
    پدرش گفت: اى پسر بى حيا و بى شرم، تو چگونه به براد ر خود چنان فحش مى‌دهيى؟

    پسر به پدرش گفت: بيست و نه سال تو كيرت را به كوس مادرم خواله كردى. من هم اكنون يك بار كيرم را به كوس مادر برادرم حواله مى كنم. دلم، كيرم، و اين كه من به برادرم فحش دادم , و خود را به مادرم حواله كردم اين موضوع بين من و برادرم و مادرم است. نه بين من و تو. برو پدر، ما حالا د ر غرب زندگى ميكنيم و از مزايايى آزادى بيان برخوردار استيم. اگر خيلى گپ بزنى از تو به پوليس شكايت ميك نم و ميگويم كه تو يك تروريست استى.

    بلى آقاى شمي الحق حقانيى خادى شما هم چنان يك انسان نادرست هستي د كه زير نام آزادى بيان به ديگران فحش نثار ميكنيد. شما مريض روانى هستيد. من عضو هيچ حزب يا گروهى‌ ني ستم. اما من به صلح و امنيت ملتم فكر ميكنم. من از سنگر صلح مورد نياز ملت با شما سخن ميزنم.

    همانگو نه كه سربازان ارتش سرخ به زنان و دختران افغان تجاوز ميكردند به همان اندازه امروز سربازان خارجى به خص وص سربازان امريكايى‌و بريتانيايى به زنان و دختران افغانان تجاوز ميكنند.

    اكنون در رياست امنيت ملى نود درصد خادى ها در خدمت اداره ى دست نشانده ى امپرياليزم غربى قرار دارد كه تو امثالت همه عمر عليه آن شعار ميداديد.

    ماشين جنگى طالبان را خلقى‌ها و ماشين جنگى‌دوستم را پرچمى ها تحت قيادت خود داشتند و هنوز هم دارند و تو داد ميزنى كه استاد ربانى جنگ سالار است.

    ملت مخالف جنگ و كشتار و ويرانى است. چرندِ ظنز نماى‌خود را به آرشيف ذهن پوپنك زده ات بايگانى‌كن و به حقيقت جارى در كشورت فكر كن و به جاى دروغ پردازى شرافت مند شو و به صلح و تامين امنيت و زير بنا سازى براى عدالت اجتماعى قلم فرسايى كن.

    راستى رياست امنيت ملى در پى استخدام قلم به دستان خادى برآمده است. به سفارت امريكا در كابل مراجعه كن تا افسردگى مالى ات هم رفع شود.



    ملت

  • wais
    اقای نویسنده فوق, سلام بشما و دیگران.

    مطلب جالب و با حقیقت نزدک است. ما شرقی ها و بخصوص افغانها هنو ز هم انتقاد از به اصطلاح رهبران و بزرگان دولتی و مذهبی را کفر دانسته و هر انچه عالی جنابان کرده و می کنند به مثل گوسفندان عقب شان روان هستیم.
    من به صلح عقیده دارم و این صلح حتی اگر با طالبانی که خود ر ا مانند سیاف,ربانی, مجددی، اسمعیل خان, محقق,و..........تسلیم ملت و امریکا کنند و با گرفتن بسته های د الر از جنگ وخونریزی دست بکشند.
    بنظر من فرقی بین تفکر سیاف ا امثالهم با تفکر طالبان وجود ندارد. تنها فرقی که فعلا وجود دارد, اینست که رهبران فعلی تنظیم ها که در حاکمیت فعلی دخیل اند, رسما و علنی معاش خ ور امریکا و شرکایش است و طالبان ضد رژیم غیر علنی معاش خور بیگانه گان اند. پس چه خوب که با به اصطلاح ظاهرا صلح حد اقل مردم ستم دیده و بخونکشیده ما که طی 3 ده مورد تجاوزش شرق و غرب ونوکران محلی شان قرار دارند حداقل نفس ارام بکشند.
    وقتی هموطنی صحبت از حقیقت کرد, تاپه به دستداریم و به کمونیست و خاد منصو بش میکنیم.
    ویس
  • حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ــــ
    کــاســـه ای چیـــنی کــه صـدا میکـــند
    خـــــود صفــت خــــویش ادا میکـــــند

    همـــــوطــــن ن هـــــایت گـــــرامی ( ملت ) !

    امیــدوارم بعدازین قــبول زحمت فرموده پیش از داخل شدن به این سایت اول طـرف بیت الخــــــــلا تشریف برده بعد از قضــای حــاجت و شستن
    سروصورت خوش خوی شده درینجا مراجعه کنید !
    توجه نمائید که گاه و ناگاه فارسی زبانان دیگرغیر ازافغانها نیز این سایت را مـلاقات خواهـند ک رد که در آنصورت وجود چنین بوی و تعفـن باعـث
    بدنامی همه ما خواهــد شد !!!
    و خیلی جای تاسف است که م سئولین محترم سایت خاوران بدون توجه به مراعات عفت کلام همه لجن پراگنی های این بنده خدارا بی کم و کاست به نشر میرساند این دیگر واقعا به آزادی بیان هیچ ربطی ندارد .

    با تقدیم حـــــــــــــــــرمت
    حقـ ـــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
  • ناشناس


    آقاى شمس الحق حقانيى خادى.

    از ادب حرف نزن كه من سرتاج اهل ادب استم. از اخلاق سخن مگو كه من سلطان اهل اخلاق اتم. در لچكى هم از تو كم نيستم. هر چه باشيد من از شما كم نيستم چون من هم اهل بشر هستم. من ملت هستم و از موقف خويش و فرزندان خويش حرف ميزنم.

    تو بر رهبران مردمم توهين مى كنى و وقتى من (ملت) بر تو ايراد گرفتم تو مانند زنان غر داد و واويلا سر ميكنى و همى گويى كه بر من بيداد شده و طرف پا از دامن ادب بيرون كرده است.

    قربان آدم حسابى و عاقل شوم. برايم بگو كه تو با توهين به سران مردم كشورم چگونه داد از بى ادبى و شرم از ديگر فارسى زبانان محترم سر ميدهى. مشكل تو نفاق در انديشه، دورويى در گف تار و كردار، كذب در يقين به حقايق مبنى‌ بر عينيت، مرتجعيت در برخورد با حق و عدم قبول درستى‌و راستى ا ست.

    تو عليه استاد ربانى توهين ميكنى‌و من وقتى از نام جنايتكارا ترين قشر جامعه يعنى كمونيست هاى‌خل قى‌و پرچمى سخن ميزنم ناف ادب تو ميرود و به قبضيت در شجاعت و فرار از تن دادن به حق و حقيقت و عينيت و درستى‌و راستى گرفتار ميشوى.

    بگو اى خاديى لخاده چرا از جنايات نوكران روسيه شوروى مانند نور محمد تر ه كى‌ و حفيظ الله امين و ببرك كارغل و نجيب و دوستم و امثالهم نمى نويسى؟ از معاشقه هاى اناهيتا راتب ز اد با ببرك و نور احمد نور و از تجاوزات رفقاى انقلابى و طالبان انفلاقى ات نمى نويسى.

    تو بيمارى روا نى هستى، چون به مرض قوميت و قبيله بر اساس جهالت و احماقت گرفتارى.

    من مخالف هرگونه جنايت و خيانت ب ه فرزندان يعنى شهروندان افغانستان هستم. من از موفق ملت به صفت ملت با داشتن نام ملت برايت ميگويم كه ت و دشمن منافع ملى افغانستان و همان خاديى لخاده اى كوته قدكى عقده به دل و هيتلر مانند هستى كه شرف خويش را در پاى ربل و ودكا قربانى كردى و اكنون هم ميخواهى نسل هاى سى سال درد ديده ى كشور براى سى سال ديگر در دام جنگ و تجاوز و ويرانى‌و كشتار گير باشند.

    برو كاكو من تو را خوب ميشناسم. عكس ات را هم با ا جازه دخترت از قبول كند نشر خواهم كرد و حتى نام اصلى و شماره كارت عضويت خاد ات را هم افشاخواهم كرد و نام آن جنرالى را كه از او ميترسيدى باز بر حق ات همان كارى را كه انجام داده بود تا از تو يك جاسوس حرف ه اى بسازد افشا خواهم كرد.

    به قول ميرزا قلم يا جنرال امان اشكريز تو لاشخورى خاد بودى و اكنون ميخ واهى عليه اهل جهاد و مقاومت با چرند نويسى‌و دورغ پردازى و شايعه سازى و ... عقده كفانى كنى.

    راستى‌ كار ترجمانى چطور است؟

    ملت
  • حقـ ـــــــ(شـــمس الحـــق)ـــ
    وای بحال استاد ربانی اگر یکی از پیروانش تو باشی و وای بحال ملت افغانستان اگر تمام پیروان استاد ربانی همینطور اشخاص باشند ولی میدانم که چنین نیست
    چون چنین چیزی اصلا ممکن نیست !!!

    پس از خداوند برایت شفای عاجل آرزو میکنم

    با تقدیم حـــــــــــــــــرمت
    حقـ ـــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
  • داكتر نور احمد جوان  - سخنى‌چند با آقاى شمس الحق حقانى



    من جهت تحقيق در مورد نوشته هاى اهل طنز افغانستان در طى سى‌سال گذشته در يك دانشگاه شرقى مشغول تحقيق د ر سطح فوق دكترا استم. من نوشته هاى شما را نه تنها طنز تلقى نمى كنم، بلكه آنها را مانند محترم ملت ( ب ا آن كه زبان سرخ و كله سبز دارد) چرند يافتم.

    شما در بالاى سر عكس استاد ربانى رهبر يك بخش بزرگى از شهروندان افغانستان يك كبوتر را ترسيم كرديد. ترسيم كبوتر مشكلى نيست. اما شما پا از گليم ادب و اخلاق خارج كرديد و كثافت آن كبوتر را هم در بالاى سر (پيشانى) عكس استاد ربانى نشر كرديد. آيا اين آزادى بيان است كه شما محتويات مغز خود را تحت نام كثافت كبوتر بر پيشانى عكس استاد ربانى رسم كرديد؟

    شما كه د اد از آزادى بيان، حفظ ادب، رعايت اخلاق مى‌زنيد و سخن از ترس و شرمندگى در برابر فارسى‌ خوانان غير افغ ان را بالا كرديد، چگونه با ديده درايى داد از بيداد عليه خود را سر كرده ايد؟

    من اگر كثافت كبوتر را (يعنى همان محتويات مغز سرخ شما را) بالاى عكس پدر، پدركلان، مادر و مادركلان، زن و دختر، و خواهر و غي ره خود شخص شما رسم كنم و در يكى‌ از وب سايت هاً سرخ انديش ها يا سبز انديش ها يا سپيد انديش ها يا سيا ه انديش ها نشر كنم آن وقت جناب مؤدب شما چه غوغا و جنجالى را تحت نام عدم سانسور به راه ته خواهيد اندا خت؟

    اگر من كثافت كبوتر را بر روى عكس لنين، ماركس،‌انگلس، تره كى، امين، ببرك، نجيب و محمود بريالى رسم كنم، واكنش شخص مذبذب خود شما چه خواهد بود.

    شما از سايت خاوران خواستيد كه از نشر نوشته آقاى مل ت خود دارى كند و آن را حتى حذف يا سانسور كند. واه واه به اين باور شما به آزادى بيان كه خود هر كارى ر ا تحت نام آزادى‌ بيان انجام مى‌داده و قابل ستايش مى‌دانيد ولى اين حق را به ديگران تحت سايه اصول ديمو كراتيك اعطا نمى‌ كنيد.


    من به آزادى‌بيان در چوكات قانون باو رمند استم. از اين رو من محترمانه از آقاى ضيا رهين تقاضا مى كنم كه تصوير توهين آميزى را كه آقاى بى‌ادب و بد اخلاق و بى حيايى‌ به نام شمس الحق حقانى در وبت سايت وزين خاروان نشر كرده است يا از صفحه وب سايت خود حذف كند يا ان محتويات مغز آقا ى شمس الحق حقانى را كه بر پيشانى عكس استاد بانى ترسيم شده پاك كنند تا درسى ‌باشد به دشمنان آزادى بيا ن و به متخلفين حقوق بشر به ويژه كمونيست ها، افغان ملتى ها و طالبان كه شرف خويش را قربان قبيله گرايى و استبداد قومى كرده اند.

    من هشت سال در زندان هاى خلقى‌ها و پرچمى‌ها به خاطر باور به آزادى بيان شك نجه و زندانى شده ام. من مى دانم كه يك كمونيست مانند يك طالب و يك افغان ملتى هيچگاه به آزادى ‌بيان اي مان، باور و عقيده ندارد. در قاموس يك فاشيست قبيله گرا واژه ها محكوم به حلال و حرام بودن اند و حتى به امر خرم ها به دار زده مى‌شوند. در فرهنگ چنان افراد ظهور رهبر از بين اقوام غير خودى غير قابل تحمل اس ت. از همين رو پشتون چه طالب باشد، چه افغان ملت باشد چه خلقى‌باشد چه پرچمى ‌باشد چه خادى باشد، چه ليب رال باشد، چه وهابى باشد، چه شيعه باشد چه سنى‌باشد و چه در كل با خدا يا بى خدا باشد به علت گير ماندن در دام ناميمون قوميت و قبيله گرايى و پختون والى تحمل ظهور رهبر ملت از بين اقوام با هم برابر افغانستا ن را ندارند.


    البته امروزه در كشور هاى آزادى‌دوستِ غربى كمونيست ها و افغان ملتى ها استفاده سوء ا ز آزادى‌ بيان مى كنند.

    كمونيست ها باور به حقوق بشر، حقوق زن، حقوق اطفال، آزادى ‌بيان، آزادى و تعد د احزاب، آزادى انتخاب، آزادى‌رقابت اقتصادى و فرهنگى، آزادى افكار، آزادى دگر انديشى نداشتند و ندارند. كمونيست ها و طالبان و افغان ملتى ها دو روى يك سكه جنايت عليه بشريت هستند.

    من با مطالعه دقيق نوشت ه هاى آقاى شمس الحق حقانى به اين نتيجه علمى رسيدم كه موصوف نه تنها يك فرد فرهنگى ‌و طنز نويس نيست بل كه يك شخص بيكار، بى اصول و فاقد اخلاق فرهنگى و سياسى است كه زير نام طنز مى‌خواهد محتويات مغز قبيله گ راى خود را با پنهان كردن هويت يهودى اجداد خود به خورد مردم بدهد.

    از يك كمونيست، طالب يا افغان ملت ى توقعى داشتن ادب،‌اخلاق، حيا، شرم و ناموس دارى واقعاً يك كار بيجا است.

    داكتر نور احمد جوان
  • ملت  - من پيرو استاد ربانى نيست

    شمس الحق حقانيى خادى همان فتح مشهور به فتح دزد خادى به قول ميزا قلم است كه با قد كوتاه و لاغر خويش د ر خدمت دستگاه جهنمى كشورى است كه در آن اكنون اقامت گزيده.

    من به اين شارلاتان و سفير دائمى ابليس ب ر روى زمين فبلا هم گفتم كه عضو هيچ گروه سياسى نيستم. اما ياسين خواندن به گوش شمس الحق حقانيى خادى فا يده اى ندارد چون شمس الخق حقانيى خادى شير حمار خورده، مغز الاغ دارد و قوه حافظه اش همچون حافظه ى تار يخى درازگوش هاى لودى نژاد ديگرش كوتاه است. جالب است كه شمس الحق حقانيى خادى به جنگ عليه ملت بر خواس ته است. اينجانب ملت نام دارم. اين حرفم به گوش كر خر هاى خادى نمى رود. نامم ملت و تخلصم افغان است. م ن ملت افغان هستم. من دشمن همه خادى ها، طالبان، گلبدين، القايده و اعضايش و ديگر تروريستان هستم. از اي ن رو خادى ها از من ترس دارند. اما زنان شان برايم خبر مى آورند و احوال شوهران شرف باخته خويش را برايم تقديم مى كنند.

    ديشب با دوخت نيمه مه لقاى شمس الحق حقانيى خادى خلوتى دوستانه از طريق تلفون خصوصى داشتم. آن سپيد اندامى لاغر جثه و چشم غزالى بچه كش همى گفت كه پدر احمقش حسود و پر كينه و دشمن مسلمانا ن است با آن كه به دروغ جاى نماز آبكش مى كند. من كه داراى ديد باز و دگر انديش هستم به آن نيمه دوشيزه مانده ى باسى شده گفتم كه مادرت چرا هنوز با اين خادى به سر مى برد؟ مگر قرار نبود طلاق و تركش كند؟

    آن پسته دهان و شيرين بيان گفت كه مادرش از روى ننگ خانوادگى مجبور است با شوهر دهان بوى داده و چشم فتن ه اش تا دو سال ديگر به سر ببرد. موضوع خانه مطرح است.

    آن رعناى دلربا از برادرش خوش بود كه راه پدرش را طى نمي كند.

    حالا شمس الحق حقانيى خاديى دستپرورده و نماينده ى ابليس مى داند كه من كى هستم؟

    آيا آزادى بيان به من اجازه نمى دهد كه عكس اصلى اين آدم جانى را از سايت آريايى بيرون كنم و در اين ساي ت نشر كنم تا بروت هاى پر خونش به لرزه آيند و ديگر به همچون غلط ها تن در ندهد؟

    ملت خود قضاوت خواهد كرد كه چه زمانى تخلص فتح دزد نامبرده را هم با عكس اش افشاء و نشر سازد.

    ملت

  • ناشناس

    آقاى داكتر صاحب نور احمد جوان.

    با شما موافقم. اما فكر ميكنم كه شمس الحق حقانى جاسوس خاد در بخش پو هنتون كابل بود. او را مه هم ميشناسم اگر همان دزد مشهور پوهنتون كابل باشد. آدم هاى كوته قد و لاغر و ن حيف هميشه عقده مند اند. خاد هم همچون آدم ها را استخدام ميكرد. امرالله صالح هم كه خادى ها را جذب رياس ت امنيت ملى‌ساخت سعى‌كرد آدم هاى‌كوچك جثه باشند تا مورد شگرف انگيزى ملت شوند اگر افشا شدند.

    خود ا مرالله صالح هم كم از هيتلر نبود. راستش بسيار ظالم و نمك بحرام آدم است. لاف مسلمانى‌ ميزند. اما نسبت به هيتلر طالم تر و ترسو تر و احمق تر است.

    شمس الحق حقانى ارزش ندارد. زنش با همسايه ما قرار و مدار دارد و دخترش هم با دو بچه ترك و عرب و يك افغان تازه خورى دارد. از همچون يك روشنفكر خادى چه توقع دار يد كه خودش به دخترش ميگويد: بچم دونبا دو روز است عشقته كن و اخ دلته بيرون كن كه دنياى ديگر نيست تا غ م فردا ها را بخورى.

    مشكل شمس الحق حقانى هم عدم باور به آخرت است. وگرنه او عليه كسى تهمت نميزد.


    شراب، زنا، دزدى، جاسوسى، آدم كشى، شكنجه و زندان انداختن ها كار اين خادى بچه ى مفعول بود. رفقا با نا موسش كيف ميكردند و خودش در زندان مردم بيچاره را شكنجه ميكرد و در پوهنتون جاسوسى براى روس ها و خاد مي كرد. دنيا كاسه دور است. ملت عزيز لطفا اكنون نامش را فاش نساز و عكسش را پخش نكن تا شمس الحق حقانى از آن قاره هم فرار نكن چون ما هم قرار ملاقات با آن دوشيزه ى كه از او ياد كرديد داريم. وقت ما را خواهش م يكنم كه تلف نساز و بان كه ما به كام دل برسيم باز هره كردى نوش جان ات.

    ع. ق. وردك
  • حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ــــ  - سخنى‌چند با آقاى مافوق داکتر






    همـــــوطن محترم داکـــــتر نور احـــــــمد جــــوان ســــــلام !

    بسیار جای تاسف و تعجب است که بع د از سی سال تحقيق د ر سطح فوق دكترا در یک دانشگاه شرقی و شاید سی سال اول را صرف تحصیل کرده باشید که جمعا بعد از شصت سال دود چراغ خوردن در راه اندوختن علم و دانش هنگام بازگشت در وطن از بخت بد در کشور ب ه وسعت و پهنای افغانستان چنان قحط الرجالی آمده بود که تو بیچاره مجبور شدی دست به دامان گهر بارآقای م لت بزنی ، آقای ملت که از فرط ادب و اخلاق قصه زیر لحاف ... اش را با همه کم و کیف و بوی و تعفن آن در ی ک وبسایت جهانی بیان کرده و در اخیرمیفرماید که :
    " از ادب حرف نزن كه من سرتاج اهل ادب استم. از ا خلاق سخن مگو كه من سلطان اهل اخلاق اتم. در لچكى هم از تو كم نيستم. "
    بلی آقای مافوق داکتر! تو ب ا چنین شخصیت همسنگر شده با اواظهار همنوایی می کنی و می فرمایی که " محترم ملت زبان سرخ و كله سبز دارد " ولی متاسفانه از رنگ اخلاقش هیج حرف بمیان نیاوردی چونکه رنگ اخلاقش به یقین که زرد یا نصوا ریست .
    آقای مافوق داکتر ! متاسفانه کارتون ربانی را خودت بسیار از عینک اخلاقی " سرتاج اهل ادب آق ای ملت " دیده ای ورنه درآنجا فقط تنفر و انزجارکبوتر صلح ازصلحسالاری یک جنگسالار قدیم اظهار گردید ه بود که این دید سیاسی بنده و خیلی کسان دیگر درین کشور است .
    حالا این دیدگاه سیاسی را آب و رنگ قومی و گروهی داده نه فقط حدس و گمان که به یقین کامل آنرا به خلقی ها و پرچمی و طالب ها و پشتون ها نسبت دا دن از نهایت رزالت و پستی و در حقیقت زیر پا کردن وجدان انسانی و شرافت و کرامت آدمیست !
    من یقین کامل دارم که اگر هدف همین طنز و کارتون آقای مجددی می بود دنیا گل و گلزار بوده و حتی خودت با رفیق همسنگرت انتقاد می کردید که چرا این کبوتر لعنتی قدری پاینترننشسته !
    آقای مافوق داکتر! اگر با اسناد و مدارک ب ه اثبات رسانم که من نه خلقی و پرچمی و نه طالب و پشتونیست و افغان ملتی ام بلکه یک فرد عادی جامعه ای ا فغانستان که آزاد می اندیشد و مانند تو حلقه غلامی هیچ جنگ سالار و قوم سالار را بگردن ندارد ، و همه دو کانداران دین و سیاست را بدون در نظر داشت تعلقات قومی ، زبانی و مذهبی مورد انتقاد قرار میدهد آیا تو آ نقدر شهامت و غیرت و وجدان بیدار خواهی داشت که از تهمت های ناروای که برمن بستی معذرت بخواهی ؟؟؟
    پس ل طفا در ادامه تحقیقاتت در وبسایت شخصی بنده که آدرسش را در اخیر مضمون می توانی دریابی یکبار سری بزن و ببین و بخوان (ولی بدون عینک شوری نظار) که چقدر کارتون ها و طنز ها را در انتقاد از توحش و جنایات طالب ان و قوم گرایی آقای کرزی می یابی خصوصا طنزی زیر نام " معضله ای وحدت ملی در عدم عدالت اجتماعی  4; و برای اینکه ثابت شود که اتهام خلقی بودنم نیز بغیر از قورت کردن تف " سرتاج اهل ادب آقای ملت & #34; توسط آقای مافوق داکتر چیزی دیگری نیست ، پس لطفا متون پائین را که من یکسال قبل در وبسایت افغان پ یپردر جواب یک شخص که داکتر نجیب را داکتر نجیب شهـــــــــــــــــید ذکر میکرد نوشته ام مطالعه کن !


    » ســــرباز دورۀ داکـــــتر نجيب شهـــــــــــيد ! «

    میدانی که از برکت جنایات و وحشیگری های داکتر نجيب پلید و هم مسلکان خونخوار خلقی و پرچمی اش ارتجاع مذهبی که یک اقلیت م نفور
    معروف به اخوان الشیاطین بود و جولانگاه فعالیت های سیاسی شان از محدوده مدرسه ابو حنیفه تجاوز ن میکرد امروز آنقدر قوت گرفته که کابینه
    و پارلمان را کشور بدون فتوی سیاف و محسنی و صبغت الله مجددی ج رات برداشتن یک گام کوچک را هم ندارند .
    اینهمه را مدیون جنایات و وحشیگری های دد منشانه شما هستیم حال ا گمان بردی که بر روی همه جنایات تان گرد و خاک فراموشی نشسته که چنین
    بی شرمانه از سربازی دوران نجی ب پلید به افتخار یاد می کنی !
    تو باید خجالت بکشی که مسول همه بدبختی های امروز " خلق های رنجدیده افغانستان " شما خلقی ها و پرچمی های لعین هستید !

    با تقدیم حــــــــــــــــــــــــــــــرمت
    حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی


    » ســـــربازبی نام و نشــــان دورۀ داکــــــتر نجيب شه ـــــــيد ســـــلام ! «

    ازینکه مرتبه پیش سلام نگفته ام معذرت میخواهم این عمدی نبوده ، در جواب من نوشته ای که من هم به نعل می زنم و هم به میخ یعنی به نظر
    جنابعالی در زندگی فقط دو راه وجود دارد یکی " راه دهل " و دیگری " راه سرنی " و غیر ازین دو راه همه راهای دیگر به نعل و به میخ ک وبیدن
    است ، یا از جنایات خلق و پرچم بی شرمانه دفاع باید کرد و چپی و مترقی بود و یا اینکه کثافتکاری های ارتجاع مذهبی را بنام اسلام پذیرفت و
    مسلمان و مجاهد شد.
    من به هردو نفرین می کنم ومنحیث انسان ازعقل سلیم انسانی خویش کار گرفته خیر و شر را خودم با نیروی خود آگاهی انسانیم تشخیص میدهم
    و شادی وا ر نه دنبال استالین و ماو میروم ونه حلقه غلامی دلالان دین را بگوش می کنم !
    تو که اینقدر به داکتر نجی ب می بالی و خود را به او می مالی کاش از رتبه سربازی بالاتر می رفتی و یا متوجه می شدی که او هم تو و ا مثال تو را
    فقط منحیث گلوله توب استعمال میکرد !!
    ضرور هم نیست که خیلی از شهکاری های او یاد آور شوی او نه اخوانی ها را نابود می توانست و نه اعراب و پنجابی ها را از وطن بیرون چون
    او قمار را باخته بو د و فقط در صدد نجات تنبانش بود که بالاخره همان هم برایش میسر نگشت و چاه کن به چاه افتاده به همان بیر حمی و قساوت که
    در ایام ریاستش درخاد صد ها انسان بی گناه را به چنگک قصابی آویزان کرد خود به چنگک آو یزان گشت .
    ازآن جلاد خون آشام بنام " ابرمرد شهيد داکتر نجيب " یاد کردن از خرابی حالت روانی خودت حکایت دارد گمان کنم گرفتار عقده حقارت هستی که
    مانند ساجق پاکستانی خود را به بوت و کلوش دیگران می چسپانی و حتی اگر آن دیگریک جلاد خون آشام باشد " من آنم که رستم بود پهلوان " .
    از خداوند متعال برایت آرزوی صحت کامل و خصوصا اعطای نعمت اعتماد به نفس میکنم !

    با تقدیم حــــــــــــــــــ ــــــــــــرمت
    حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

    حالا چــــــــه میفـــــــــــرمایی آقـــــ ــــای مافـــــــــوق داکــــــتر!

    آیا شهامت آنرا داری که به اشتباهت اعتراف کرده و برای آرامش وجد انت از من معذرت بخواهی و یا اینکه مرغت یک لنگ دارد و غیرت افغانیت بتو اجازه نمیدهد که به اشتباهت اعت راف کنی چون در کلتور و عنعنات ما اعتراف به گناه و معذرت خواهی مصادف است به سستی و بی غیرتی
    و خدا نکند که ما فــــــــــوق داکترمحترم داکتر نور احمد جوان همسنگر " سرتاج اهل ادب آقای ملت " بی غیرت باشد .
    مرا که رفیق همکاسه ات کافر و کمونست و خادیست قلمداد کرده و حتی اسم اصلی و شماره کارت ع ضویت خادم را بلد است آیا تو بخدا و آخرت و سوال و جواب روز قیامت عقیده داری ؟ اگر داری جواب اینهمه ته مت و بهتان و گمان بد را درحق انسان های بی گناه چه خواهی داد ؟
    یا شاید امید شفاعت ازبارگاه استاد رب ان...
  • الیاس
    جناب حقانی،
    گرچه که ازاین تخلص (دور از شما باشد) بدم میآید ولی چکنم که تخلص شما هم است.

    حیف وقتت ک ه با جوابگویی اینگونه آدمهای خود فروخته صرف می شود. من با دیدن کارتونهای زیبا و خواندن مطالبت که نما یانگر حقیقت اند آشنا شدم. کوشش نما که همچنان ادامه دهی ووقت گرانبهایت را اغفال چنین (ملیت) پرستان و دوکتوران تعصب نگردان. به انتظار کارتونها و طنز های دیگر تان روز شماری دارم.
    تا که نقابها از چهره ها نیفتند دست از کار نکش و ادامه بده تشکر نشکر تشکر
  • حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ــــ  - من فقط چهارده سال عضو شعله جاويد بودم
    آقاى ملت و داكتر صاحب نور احمد جوان با كمال معذرت بايد خاطر نشان سازم كه من فقط چهارده سال عضو شعله جاويد بودم. اما رهبريت شعله جاوبد من را به دلايلى كه گفته نمى توانم از حزب و محافل شعله جاويد بيرون راند. من از آن زمان (1355) الى اكنون عضو هيچ حزبى نيستم.

    با تقدیم حــــــــــــــــــ ـــــــــــ ـرمت
    حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

  • داكتر نور احمد جوان
    هر کس بر ضد استاد ربانی چیزی بنویسد یک مرده گاو است خداکند از هر قوم و قماش باشدچون او یگانه انسان د انا وخدمتگار ملت است ودشمن گلب الدین مرده گاو است وعلاوتا استاد دانشگاه کابل بود کلب الدین که فاکولت ه را هم خلاص نکردهده مرده گاوی شروع کردوبرای پاکستانی هاکون داد ادی او را خر کون کند استاد در وجوانی هایش حتما او را گایده
  • داكتر نور احمد جوان  - آقاى شمس الحق حقانى شما واقعاً يك آدم احمق هستيد



    من به صفت يك محقق در بخش ادبيات سى سال اخير مردم افغانستان تحقيقات علمى دارم. جالب است كه آقاى شمس ا لحق حقانى از اين كار من ناراض است. علت آن عدم قبول نوشته هاى توهين آميز و بى اساس شان به صفت طنز است كه در حقيقت مايه تاسف اهل قلم افغانستان است.

    آقاى حقانى فكر مى‌كند با قلم به دست گرفتن و زير نام آزادى بيان و در حقيقت استفاده سوء از نام آزادى بيان عليه بزرگان ملت و سران مردم افغانستان به خود ل قب طنز نويس اعطا كرده است. اين مايه خجالت اهل قلم است كه همچون يك فردى بيمار و احمقى‌را كه خود در با لا اقرار كرده كه در گذشته يك شعله اى و رانده شده از محافل رفقايش است. او علت دلايلى‌ را از آن محافل روشنفكران چپى نوع چينى افشاء نساخته است. اما اقرار شان جالب و قابل قدر است.

    شهيد مجيد كلكانى بارى به اين قلم در زندان گفت ”شما مسلمانان هر چه باشيد هدف مشخص و غير قابل معامله داريد. از سياست جهت ر سيدن به اهداف نيك خود استفاده مى كنيد. اما رفقاى من به خاطر كسب پول و چوكى و نام همه چيز خود را قربا ن مى كنند.“ شهيد مجيد كلكانى نماز مى‌خواند و استغفار مى‌كرد كه در راه رفقاى نامرد چند روزى‌از عمر گر ان قدر خود را بيهوده سپرى كرده بود.

    راستش رفتن داكتر اسپنتا به دامن كرزى حرف هاى آن شهيد را به كر سى اثبات نشانده است.

    اما من به صفت يك افغان كه بحمدالله هرگز در خط هيچ گروهى سياسى به خصوص گروه هاى چپى گام نزدم، با افتخار مى گويم كه از داعيه برحق ملت افغان هميشه دفاع كردم و در خط منافع ملى‌افغ انستان قلم فرسايى‌در سطح علمى و تحقيقات انجام داده ام. من هر نوشته را قابل قدر نمى دانم. اما من طنز هاى جالب و عارى از تعصبات را ملاك كار تحقيقاتى‌خويش قرار داده ام. سيد موسى‌هستى و شمس الحق حقانى هرگ ز تنز نويس نيستند. اين دو شخص افرادى رانده شده از بطن جامعه استند كه در غرب لنگر انداخته اند و عليه ملت افغان و منافع ملى افغانستان زير نام گويا طنز توطئه مى‌كنند. اين آقاى شمس الحق حقانى بارى زير نام اصلى فتح محمد سامع يك نوشته اى سر تا پا چرندش را به لسان انگيسى برگردانده بود كه در سايت آريايى‌توس ط آقاى‌عزيز جرئت يك خاديى مربوط به جناح پرچم نشر شد. اين كه او زمانى شعله اى و بعداً پرچمى‌و عضو فعا ل خاد بوده هيچ جاى شك نيست. اما اقرا بخشى‌از جنايات كافى نيست. شمس الحق حقانى عليه داكتر نجيب، امين و حتى‌تره كى مى‌نويسد. ولى هرگز عليه ببرك كارمل به صورت واضح و آشكار و عليه محمود بريالى به صورت مست قيم چيزى ننوشته است. چون اين آقا نمى‌خواهد مورد خشم عزيز جرئت، فريد مزدك، انايتا راتب زاد و ديگر سرا ن سر سپرده پرچم به ببرك كارمل قرار گيرد.

    من در يك كشور اروپاى‌شرقى زندگى مى‌كنم. از بدو حادثات به اين كشور پناهنده شدم. اما اين قدر مى‌دانم كه همه ساكنين اين كشور از كمونيزم متنفرند و عليه كمونيست ها قصه ها و داستان هاى‌واقعى‌و چشم ديد خود را آشكارا بيان مى‌كنند و مى‌نويسند. ليكن كمونيست هاى افغا نى اكنون مى گويند كه در افغانستان استالينيزم حاكم بود نه ماركسيزم يا ماركسيزم لنينيزم واقعى! كش كنيد و گز كنيد كه اين چه ترفند تازه است كه اين احمق ها روى‌دست گرفته اند.

    يكى از رفقاى سابق شمس الحق حقانى (نام مستعار است) در رياست احصائيه كار مى‌كرد كه اكنون در اين كشور با من در يك يونيورسيته تحقيق اتى در شق خود دارد. او از جنايات خادى‌ ها كه در آن رياست جا سازى شده بودند داستان هاى ‌دلخراش دارد.ر استش انسان به حيوانيت خادى‌ها تعجب مى‌كند كه چرا همچون موجوداتى شرير و بربر در افغانستان وجود داشتند و شايد هم اكنون موجود باشند.

    من از همين جا براى آخرين بار فقط بيان مى‌كنم كه آن چه را شمس الحق ح قانى تحت نام طنز به خورد ناآگاهان مى‌دهد نه تنها طنز نيست بلكه سند احماقت او است كه قابل درك هم است.

    داكتر نور احمد جوان
  • parwiz  - من میخواهم ویدیو های شهید استاد برهان الدین ربابی
    من میخواهم ویدیو های شهید استاد برهان الدین ربابی را بدست بیاورم.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 74 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.