نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| چشمــــان نرگـــس |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط سید محمد نادر خرم |
| سه شنبه ، 6 مهر 1389 ، 14:50 |
|
مـن به یاد تو و به یاد چشمان شهلای تو می افتم، آری ای دخت آریان ! چشمان تو، چشمانی که از نور خورشید سوزنده تر و از برقک ستارگان آسمان تابنده تر است، آه بیاد آوانی می افتم که من در مقابل چشمان پر فروغت قرار می گرفتم و آنقدر خورد می شدم که از خویشتن می رفتم و خود را فراموش می کردم .
دوازدهم ثور 1346 (هوتل سپین زر – کابل)
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




هنـگامی که طلیعۀ سپیده دم صبحگاهی بر چهـرۀ جهان زیبا لبخند می زند، فرصتی که چادر ظلمت شب با تیغ سیمگـون فـلــق پاره می گردد، مـوقع که بلبل شوریده نغمۀ عشق و جوانی را سر می دهـد و نسیـم گوارا بال و پر گشوده بوسۀ مستانه یی از رخ گلها می رباید، آنگه که دامن آبی رنگ افـق فراخ و فراخ تر می شود و چشمان خمار آلـود نـرگس از خـواب شیرین باز و بازتـر می گردد،





