نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| وســعت و عمــق دیــدگــاه مــولانــا جــلال الــدین: |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی |
| پنجشنبه ، 5 خرداد 1390 ، 13:28 |
|
من چو لب گویم لب دریا بود او میخواهد موجودات طبیعی را از کالبد های محدود آنها در آورده و واقعیات آنها را در یک واحد بر تر که بدون درک آن، نه جهان و طبیعت شناخته خواهد شد، نه قدمی در معرفت الهی توان برداشت، و با دریافت همین واحد بر تر است که گوش درون انسان میتواند اهنگ اصلی این جهان را دریابد (یک فرد بزرگ در می یابد که هم آهنگی تمام اجزاء و شئون و قیافۀ کلی جهان در حال دریافت نهایی است، او قادر بمشاهدۀ این موضوع میشود، که جهان با داشتن میلیارد ها موجودات در یک واحد عالی غوطه ور است و آن واحد نقطۀ تابش برای شعاع نور خداوندی است). آنچه که از مطالعات و دقت کافی در کتاب مثنوی بدست می آید، این است که این مرد بزرگ دو حالت روانی داشته است که بطور شگفت انگیزی آن هر دو را مورد بهره برداری قرار داده است:
2.حالت غوطه ور شدن در الهیّیات. از این رو جوش و خروش مولانا کوششی است برای رنگین ساختن طبیعت با ماورای آن. یا نشان دادن فروغ الهی که به موجودات جهان پرتو افگنده است. او میخواهد حقایق جهان هستی را که انسانها در شناسایی آن از آغاز دوران علم بر آمده اند نشان دهد، و بهمین سبب وی در موارد زیادی در حقایق و قوانین جهان طبیعت نظریات علمی و فلسفی بسیار عالی را ابراز میدارد. او در داستانهای خود لزوم روانکاوی که صراحتاً آنرا درطلیعۀ کتاب مثنوی در داستان پادشاه و کنیزک مطرح ساخته است، بعضی از ابیاتی که اصل تکاپوی اضداد در آن طرح شده است در دفتر اول بقرار ذیل بیان میکند: خار دل را گر بدیدی هر خسی کی غمان را راه بودی بر کسی[1] و یا در دفتر اول میگوید:
زندگانی آشتی ضد هاست مرگ آن کاندر میان شان جنگخاست[2] صلح اضداد است عمر این جهان جنگ اضداد است عم جاودان و در دفتر ششم: آن جهان جز باقی و آزاد نیست زانکه ترکیب وی از اضداد نیست این تفانی از ضد آید ضد را چون نباشد ضد نبود جز بقا[3]
و در بارهُ اصل اشیا که با اضداد خود شناخته میشوند در دفتر اول میگوید:
پس نهانها بضد پیدا شود چونکه حق را نیست ضد پنهان بود پس بضد نور دانستی تو نور ضّد ضّد را می نماید در صدور [4]
وی در مورد نظریات علمی، تدقیقی نیز داد سخن داده است: مثلاً در مورد جاذبیت و ذرات ریز( اتمی )بطور مثال:
چون حکیمک اعتقادی کرده است کاسمان بیضه زمین چون ذره است همچو قندیلی معلق در هوا نی بر اسفل می رود نی بر علا همچو مقناطیس قبه ریخته در میان ماند آهنی آویخته[5]
وی در ابیات فوق بینش کیهانی خود را که قرار گرفتن زمین در میان این فضای پهناور به جهت نیروی دافعه که از اطراف باو وارد میشود که بالاخره قرار گرفتن زمین در میان فضاکه به جاذبیت کیهانی مربوط میشود به نمایش گذاشته است. در باره ذرات می گوید:
ما رمیت از رمیت فتنۀ صد هزاران خرمن اندر جفنه ای آفتابی در یکی ذره نهان نا گهان آن ذره بشگافد دهان ذره ذره گردد افلاک و زمین پیش از آن خورشید چون جست از کمین[6]
با وجود ابهام و پیچیدگی که در اینگونه موارد (وجوددارد)، بهیچوجه نمیتوان منکر شد که فعالیت ذهنی مولانا جلال الدین در اینجاها در نهایت اوج بوده است، آن نهایت از اوج که میتواند نبوغ سر شار یک متفکر را بر نمایاند.نظیر اینگونه موارد، مانظیرتفکر در شعر او متفکرین گذشته فراوان در ادبیات فارسی داریم (که موضوع بحث و تحلیل ما نیست ). مثلاً شیخ محمود شبستری در گلشن راز میگوید:
اگر یک ذره را بر گیری از جای خلل یابد همه عالم سر ا پای
و همچنان او در ارتباط با قانون احتمالات می گوید:
در صد هزار سال به کنج دلی رسد در آسمان عشق بدین سان ستاره ای
از نظر مکتب عرفانی یک جزء کوچک از موجودات جهان طبیعت میتواند از نظر دخالت در مجموع، عظمتی مانند مجموع داشته باشد، یا در نشان دادن قیافۀ ماورای طبیعی اشیاء جز با کل هیچ تفاوتی ندارد. مولانا جلال الدین در تکاپوی جهان هستی،با مفاهیم ماورای طبیعی رو بروست است که این مفاهیم بدو قسمت شناخته میشود.
2 مثنوی...، دفتر اول،بیت شماره 153.- 3- همان...، ص79، دفتر اول بیت شماره 1293. 4- همان...، دفتر ششم، بیت شماره 57. 5-همان...، دفتر اول، بیت شماره 1131،1132. 5-همان...، دفتر اول، بیت شماره 1131،1132. 6-همان...، دفتر اول، بیتهای شماره 2482،2483. 7-همان...، دفتر ششم از بیت شماره 4579الی4581. 8- نقد تحلیل و...، محمد تقی جعفری،ص،ده (مقدمه)
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در شنبه ، 7 خرداد 1390 ، 20:01 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




آیــا مــولانا جــلال الــدین در روش علمــی عرفــانی خــود بیــک هــدف مشــخص رســیده است یــا در حــال تکــاپو و هیجــان روانــی زندگـــانی خــود را پــایان داده است؟
انسان با ماورای طبیعت، در حدیست که گویی موضوعاتی که در بارۀ این رابطه برای او مطرح میگردد، اوقیانوسهای متلاطمی از حقایق ومسائل است، اگرچه این موضوعات بجهت فرا گرفتن در روی پردۀ جهان هستی از دیدگاه انسانها محدود و نا چیز دیده میشوند، و بهمین جهت نارسایی الفاظ را در نشان دادن آنچه که در ذهن خود راجع بموضوعات میگذراند بار ها گوشزد میکند او میگوید:





