Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
مگــر آن شـــیخ بــزرگــوار به سخـــن درآید! PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط پرتو نادری   
دوشنبه ، 4 مهر 1390 ، 15:56

پرتو نادریاین چه رازیست که آن استاد شهید پروفیسور برهان الدین ربانی، دور از کابل در تهران با آن عالم بزرگوار شیخ آصف محسنی در میان گذاشت! سخنانی که استاد نمی توانسته است با دیگران در کابل در میان گذارد.
شاید تنک حوصله گان سیاسی شنیدن چنان سخنانی را بر نمی تابیدند، به گفتهء شاعر:

راز آتشــــکدهء دل به کسـی نتوان گفت
خبر صاعقه در گوش خسـی نتوان گفت
ای تنک حــــوصله تو محـرم اسرار نه ای
درد سیمرغ به پیش مگسی نتوان گفت

 من هر از گاهی که به تلویزیون تمدن سری می زنم، با تمام حواس به سخنان آن شیخ بزرگوار گوش فرا می دهم و چیز های فراوانی می آموزم، اوآموزگار بزرگیست؛  اما این بار سخنان شیخ برای من تکان دهنده بود.

سخنانی بود از لون دیگر که استاد شهید پروفیسور ربانی نمی توانسته است و یا هم نمی خواسته است تا آن را با دیگران در میان گذارد، دست کم در این شب و روز. شیخ نیز هم اکنون هوای آن ندارد تا این سخنان را در میان اندازد، اما آن گونه که خود گفته است روزی این پرده را فروخواهد افگند!

چیزی که در گفته های عالم بزرگوار شیخ آصف محسنی بیشتر از همه توجه بر انگیز است، این است که شیخ پس از شهادت استاد به این باور رسیده است که درمیان سخنان استاد و شهادت خونین او رابطه هایی وجود د ارد.

روشن ترین نتیجه یی را که از سخنان شیخ محسنی می توان گرفت این است که استاد ربانی می دانسته است که توطئه خونینی بر ضد او به راه افتاده است، اما نمی توانسته است آن را متوقف سازد و باوری هم بردیگران نداشته است تا دریافت های خود را با آنان در میان گذارد. شاید هم منتظر بوده تا در موقع مناسبی همراه با مدارک بیشتری با افشای این توطئه پرده از روی آنانی بر اندازد که به نام صلح،خنجر در آستین دارند و به جای کبوتران انبوه کلاغان را به پرواز در می آورند.

وقتی شیخ محسنی چنین سخنانی را درتلویزیون تمدن بیان می داشت، گفتم خدای من، نشود که این شیخ بزرگوار سر بر سر این راز کند!من باور دارم مردی که با این همه بزرگواری سالیان درازی به امر معروف پرداخته، برای چندین نسل چراغ دین شناسی روشن کرده ودر برابر تجاوز ایستاده وبرای پیروزی حق بر باطل مبارزه کرده است، دیر یا زود این پردهء سکوت را به دور خواهد افگند!

ماجرای حمله بر استاد ربانی زمانی بیشتردرهالهء ابهام فرو می رود که طالبان نه تنها مسوُولیت آن را بر عهده نگرفته اند؛  بلکه از آن اظهار بی اطلاعی نیز کرده اند.آیا طالبان می خواهند که با سکوت خویش فضای بی اعتمادی در دولت کرزی را بیشتر گسترش دهند و یا این که از پذیرفتن یک چنین مسوُولیت سنگین و تاریخی هراس دارند! شاید هم این بار طالبان درون دستگاه درتبانی با حزب اسلامی که تنها یک نفس از رییس جمهور فاصله دارد، به چنین اقدام خونینی دست زده اند؟

آنانی که می توانند یک دکاندار شهر کویتهء پاکستان را درهییت یک مقام بلند پایهء طالب تا ریاست جمهوری برسانند و شایدهم رییس جمهور طالب جان گویان تا دهن دروازه پا برهنه به استقبال دویده باشد، بدون تردید می توانند با یک گروه هراس افگن در آن سوی مرز و یا هم در داخل کشور تفاهم کنند و او را با آن دستار چرکین و بویناک تا خانهء پروفیسور ربانی برسانند.

گفته شده است که معصوم استانکزی و رحمت الله واحدیار هم آهنگ کننده گان دیدار آن انتحاری با استاد اند. انتحاری ظاهراًعصت الله نام دارد که بدون تردید یک نام مستعار است. من شک ندارم که جناب واحد یارنام اصلی او را خوب می داند! واحدیار می گوید که تا کنون چندین کس دیگری را نیز به استاد برهان الدین ربانی معرفی کرده است. شاید هم برای چنین روزی و چنین هدفی! اعتماد سازی هم که کار و زمان می خواهد. گفته می شود که او یکی از اعضای بلند پایهءحزب اسلامی حکمتیار است که هم اکنون خانواده اش در اسلام آباد زنده گی می کند.

عصمت الله چند شب و روز را در مهمانخانهءدولت سپری کرده است. مگر او دراین همه ایام به جای تاج کرمنا همان مواد انفجاری را بر فرق سر داشته است؟ آیا در این چند شب و روز جناب استانکزی با او دیداری نداشته است؟ نمی توان تردیدکرد. آن ها دراین دیدار ها روی چه مسایلی گفتگوکرده اند؟ او چگونه به کابل رسیده است؟ مهماندار او چه کسی بوده است؟ نوار صوتی را چه کسی به حامد کرزی رسانده است؟ آیا کرزی با این نمایندهء خاص طالب دیداری نداشته است؟ من شک دارم که دیداری نداشته است. حامد کرزی مرد بی تکبری است، او که با دکاندار کویته دیدار سیاسی می کند و بعد خریطه های خالی او را از دالر پر می سازد، بدون شک برایش غرور آفرین نیز بوده است که با نمایندهء خاص براداران نا راضی خود در پشت پرده های سیاه دیداری داشته باشد!

او خود می گوید که من قاصد صلح فرستادم؛  اما قاصد، قاتل برآمد! می خواهم بگویم جناب رییس جمهور پیام صلح از زبان شما شگون خوبی ندارد، تمام مردم به این باور اند، مشاوران برایت دروغ می گویند و چنین است که گاهی سخنان مبارک شما نیز با بالهای دروغ پرواز می کند. به یاد بیاور هر باری که از صلح گفته ای، تا روز دیگر برادران نا راضی ات در کوچه و پسکوچه های کابل و شهر های دیگرکشور خون و آتش جاری کرده اند، گاهی اندیشیده ای که برادران ناراضی ات، خون تازه و پاک چندین و چندین کودک هم سن و سال میرویس جان را بر خاک ریخته اند؟ می دانی مرگ فرزند یعنی چه؟ می دانی وقتی پدری و مادری اندام پاره پارهء فرزندش را از میان آهن پاره ها گرد می آورد چه قیامتیست؟ گاهی اندیشیده ای که در برابر این همه رویداد های خونین در پیشگاه خداوند مسوُول هستی! می دانم مرگ برادر را که دیدی؛  مرگ برادر نیز جانسوز است؛  اما به گمانم برادران ناراضی، برایت شیرین تر از احمد ولی کرزی بود که حتی در روز خاک سپاری او نیز نخواستی بگویی که بالای چشمان آنان ابروست. من به تناسخ باور ندارم و نمی توانم بپندارم که روح کاندی جی در تو حلول کرده است و یا هم روح پاترس لوممبا، نلسون ماندیلا رهبر افریقای جنوبی که هنوز زنده است. من مشاور تو نیستم؛ اما می خواهم مشورهء رایگانی برایت بدهم، جناب رییس جمهور! بیا این بار با همان غیرت افغانی! از جنگ بگو از ستیز و مقابله. شاید برادران نا راضی ات از در صلح پیش آیند. صلح که از زبان تو شگون خوش ندارد، شاید جنگ از زبان تو شگون خوشی داشته باشد!

می دانم با این همه پهلوانی که در میدان سیاست داری حتماً باری به کاخ بلند فردوسی هم سری زده ای! شاید به یاد داری آن گاه که رستم به جنگ اکوان دیو رفت و با او پنجه در پنجه شد، ایکوان دیو آن تهمتن را روی دو دست برفراز سر بر افراشت و آن گاه با صدای توفنده یی فریاد زد: های رستم ! بگو که ترا در کوه اندازم یا در دریا؟

رستم می دانست که ایکوان دیو را هر چه که گویی ضد آن را انجام دهد. اندیشید که اگردر دریا بیفتد زنده خواهد ماند و چنین است که به ایکوان دیو می گوید که مرا در کوه بینداز! و دیو او را در دریا می اندازد و رستم نجات می یابد! و سر انجام او را از پای در می اندازد!

بیا اگر باری هم که شده از جنگ بگو، شاید هم به صلحی برسی! شاید باری هم مثنوی معنوی را خوانده ای و این سخن مولانا را به یاد داشته باشی که گفته است:« جنگ پیغمبر مدار صلح شد».

گفتند که مشاورتوآقای استانکزی آن آنتحاری را درهم آهنگی با واحد یار به خانهء استاد برهان الدین ربانی که تازه از سفر فراخوانده شده بود، بردند.می گویند درلحظهء انتحاراستانکزی به بهانه یی در دهلیز بوده است و اگر زخمی هم که دارد به اثر کوبیدن نگهبانان استاد است نه بر اثر انفجار. می بینی برداران ناراضی شما، هیچ نمی خواهند که دستگاه استخبارات پاکستان و دوستان دور و پش شما را نا راض سازندو آن مواد انفجاری را به گونه یی مهندسی می کنند که می تواند تنها استاد ربانی را همراه با انتحاری از بین ببرد. سخن دیگر این که گفته می شود بنا به دستور استانکزی پاسبانان خانهء استاد،آن انتحاری وارسی بدنی نکردند!

گفتند که واحدیار در توقیف به سر می برد، بعداً دیده شد که چنین نیست ! ازاستانکزی خبری در رسانه ها نیست، شاید در گوشهء نشسته ومصروف نوشتن بیانیهء خود است، چون او به عدالت شما باور دارد که دیر یا زود نشان قهرمانی صلح روی سینه اش آویخته خواهد شد!

دیروزشنیدم که جناب رییس جمهور به سارنوالی دستور داده است تا خدای نا خواسته از واحد یارو استانکزی در پیوند به چگونه گی رابطهء شان با شورای کویته و آن انتحاری و روز های موجودیت او در کابل تحقیقاتی کنند، زبانم بریده باد! که گفتم از خود جناب رییس جمهور چه کسی می تواند تحقیق کند که چگونه قاتلی را به نام قاصد صلح به نزد استاد ربانی فرستاد. باور کنید تا این سخن از دهانم به بیرون پرید، نوک زبانم را زیر دندان گرفتم تا در آینده کوتاهی کند نه درازی!

با این همه می پندارم گرهی ازاین کار فرو بسته گشوده نخواهد شد تا مگر آن شیخ بزرگوار، شیخ آصف محسنی به سخن در آید و قفل ازصندوقچهء آن رازهای مگوبر دارد! به گفتهء شاعر:« من تشنهء صدای تو خاموشم!»

 

کابل – میزان 1389

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس

    اي قوم مضطرب,شما كري را خطاب ميكنيد,كسيكه در خواب و خيالش وزارت هم نميكنجيد,او كه اكنون از قضاي زمان بر مسند رياست نشسته است خوب ميداند كه مستحق نيست,او فاقد همه شروط زعامت است,وقتيكه جنين است او نه ا ين سخن هارا ميخواند و اكر خواند نه هم ميداند,او مسئوليت خودرا در يك جيز ميبيند و بس,حفظ اين نعمت بي رنج رسيده ولو كه يك ركن لازم دولت كه رعيت است از بين برود,قسم است وقتيكه من اين مخنث را در انظار رسا نه ها ميبينم كه زبان ميجنباند كودكاني يادم ميايد كه يك سال تمام بي بيسه زيسته اند و در انتظار روز عي د اند كه كسي برايشان عيدي بدهد همان دم كه عيدي در يافت داشت ميجهد ميدود هر جيز سر راه و كوجه مانند ي خ ملايي ايس كريم و جواري بريانك و شور نخود ميخرد و تنبيه هاي از قبيل نخور كه كثيف است يا نقصت ميكند را اصلا نميشنود واين ريس جمهور ما رياست برايش عيدي رسيده ,عجبا كه استاد برتو نادري نظر ريس جمهور موص وف را به شعري از مثنوي جلب كرده اند ,من معتقدم كه تا قبل از رياستش بين مثنوي و مثانه فرق نميكرد,يك ر وز به مناسبت روز زن سخنراني ميكرد ارايه داشت كه جنابشان كتابي خوانده اند كه زيبايي كابل را وصف ميكر ده,فكر كنم همان تنها كتابي بود كه جند صفحه اش را خوانده و فهميده زيرا بسيار با افتخار از ان مطالعه ع ميق صحبت ميكرد.ملا موسي
  • ناشناس
    عصمت الله چندین شب و روز را در مهمانخانهءدولت سپری کرده است. مگر او دراین همه ایام به جای تاج کرمنا همان مواد انفجاری را بر فرق سر داشته است؟
    Great question
    ..Karzay himself should answer this quest ion. He knows his unhappy brothers much better than anybody, so he can describe how was it that duri ng this 4 or 5 days this wild animal Esatulah never changed his diapers (dustaar)
    Did this wild ani mal who committed suicide never slept or if he spept he had his Diapers ..
    on him all the time.
    I am sure Karzay knows the habits of his unhappy brothers and one day he will let us all know the ans wers.
  • دوست مظلومان  - گفته اند ! اگر کمرت را خم نکنی کسی به پشت تان سوار
    کرزی را کیی معاون ؟ .
    بیشترین کاسه لیسان کرزی کیی ها هستند ؟

    این مشکل ما است نه مشکل کرزی وکرزی ه ا !

    کس را درین دیار به کس اعتماد نیست // ما را به خویش نیز دگر اعتقاد نیست // در هر طرف یک انجمن و نیست جمع و جوش // هر جاست « اتحادیه » و لی اتحاد نیست.
    داکتر سمیع حامد.

    مثل آلمانی : در برابر آن کس که عسل روی زبان دارد ، از کیف پولت محافظت کن .

  • سکندر تخاری از استرالیا  - تبصره با ادبیات جعلی


    باسلام و صد سلام !
    من نه میدانم شاید این تبصره گونه من نیز مانند تبصره های که قبلأ بر برخی مقالات د وستان خوبم نوشته ام دیر به نشر رسد ویا اصلأ مجال نشر را نه یابد ، به هر حال وقتی این مقاله را از قلم کسی که اسم آن در مطبوعات برایم آشنا است خواندم با خود لرزیدم ! و بر معجزاتی که وسائل مافیائی ارتباط جمعی بجا می مانند ثقه گذاشتم ، که چگونه چشمان آنانی را نیز برده اند که چراغ راه ملت ها و توده های ا ز مردم باید باشند ، از آن جمله یکی هم جناب آقای پرتو نادری است که به بهانه شهادت مظلومانه استاد ربان ی متنی زیر عنوان « مگر آن شیخ بزرگوار به سخن در آید ! » را برشته تحریر درآورده است . آقای نادری با ا ستفاده از استعاره های شعری بدون آنکه وضع تار وتاریک جامعه و مردم ما را با یک نگاه محبت آمیز به نقد ب کشاند و مرحمی بر زخم های زجر دیده گان تاریخ میهن ما بگذارد و هر اقدامی را که موجب رهائی و آزادی راست ین انسان این جامعه فقیر ما گردد تقویت کند ، انگشت اتهام را به سوی عده ای دراز کرده اند که عده ای از ما آنها را پل اعتماد و باور تشخیص کرده ایم و کبوتر صلح را که از ناتوانی ما زخم برداشته است دوباره ب ه خانه های گلین خود فرا بخوانیم . سوال اینجاست که چرا ما مجبور شدیم حتی آدم کشان حرفوی و قاتلان ارز شهای معنوی خویش را به صلح دعوت کنیم ؟ آیا گاهی بر این فکر کرده ایم که این صدا های از صلح خواهی ازسوی کاخ نشینان ما که به هر در ودیواری میکوبند تا به این نعمت خدا داد برسند یک پروژه برای جیب پر کردن با شند ؟ اگر نه چه کسی نه میداند که مردم با شهامت ما بر بالین غارت شده ای از امید ها عقب چند تا دزد و راهزن نشانده شده اند ؟ و همین گروهی از دزدان و قاتلان را به کمک شبکه های تلویزیونی و میز های مدوری ا ز تحلیل گران سیاسی که تنها در گریه دادن ها و اشکریزی های مصنوعی مهارت دارند « دولت منتخب مردم و از ج نس مردم سالاری» می خوانند . نه می خواهم خوش باوری معصومانه آقای پرتو نادری را که در قلمرو خاصی بنام افغانستان نسبت به برخی از چنین رجال و شخصیت ها برای شان دست داده است با چنین انتقادات خود مکدر سازم . و راستی سوال اینجاست که آیا آقای نادری براستی هم در باره رجال مذهبی و دینی که صاحبان دم ودستگاهی شده اند از چنین خوش باوری برخوردار است ؟ یعنی را ه و روش آنها را مرحم زخم های تاریخی مردم ما می دان د ؟ که حد اقل من سکندر تخاری که چند صباحی رشته الهیات را در دانشکده کابل خوانده ام هیچگاه و به هیچ وجه آنها را التیام دهنده زخم های مردم بینوای افغانستان نه میدانم . و باور دارم که آنها یعنی همین نسل کهنسال نهضت های دینی بویژه رجال و شخصیت های طراز اول آنها با دین مقدس اسلام فرسنگ ها فاصیله دارند . ماسوا از این تا جائیکه اطلاعات من حکم میکند آقای رحمت الله واحد یار وزیر امور مهاجرین دولت استاد ر بانی بود وبا تنظیم حرکت انقلاب اسلامی افغانستان برهبریی شهید مولوی نصرالله منصور ارتباط داشت که هیچ گاه با حزب اسلامی افغانستان ارتباطی قائیم نه ساخته بود . و شهید مولوی منصور از لحاظ فکر و اندیشه با شهید بزرگوار استاد ربانی بسیار نزدیک بود تا افکار متحجرانه طالبان و یا هم گلبدین حکمتیار
    با عرض حر مت
    سکندر تخاری
    همکار سایت نو اندیشی http://www.nauandeshi.com
  • amir
    Hakim Mujahid had a visit to this person
    who killed Prf. Rabani the night before at the guest h ouse where he was staying, now Hakim mujahid should answer what kind of relation he had with this pe rson and how he knew him, what they discussed?
    Hakil Mujahid was Taliban Representative in New York, UN if you remember, he is Karzai guest staying in a house with guards all paid by Afg Gov.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 6 مهر 1390 ، 12:29
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 106 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.